Return-path: <goosheh_neshinan@yahoo.com>
Envelope-to: dr@doctorshiri.com
Delivery-date: Mon, 29 Aug 2005 21:55:28 +0430
Received: from [68.142.201.249] (helo=web30711.mail.mud.yahoo.com)
	by azar.parandis.net with smtp (Exim 4.52)
	id 1E9nNw-0003w8-Lb
	for dr@doctorshiri.com; Mon, 29 Aug 2005 21:55:28 +0430
Received: (qmail 63091 invoked by uid 60001); 29 Aug 2005 17:25:28 -0000
DomainKey-Signature: a=rsa-sha1; q=dns; c=nofws;
  s=s1024; d=yahoo.com;
  h=Message-ID:Received:Date:From:Subject:To:MIME-Version:Content-Type:Content-Transfer-Encoding;
  b=Lx2JZI18bNd1GIsE8TG4a9Tl6GBfvwRNZl4H4HThnOksLgc1P0KqVxl7DoIdJFxvukHHULCUn/KdVJjB8DVj4MGI7nouyma5rklnpl+ycvdAH9RevjSYm4stTbng6aR0UoQRHJIbxiGULzh/ikVx6L7lNClvrNwYCYdTXbg/U18=  ;
Message-ID: <20050829172528.63089.qmail@web30711.mail.mud.yahoo.com>
Received: from [217.218.65.2] by web30711.mail.mud.yahoo.com via HTTP; Mon, 29 Aug 2005 18:25:28 BST
Date: Mon, 29 Aug 2005 18:25:28 +0100 (BST)
From: Vahideh Arabi <goosheh_neshinan@yahoo.com>
Subject: ...
To: dr@doctorshiri.com
MIME-Version: 1.0
Content-Type: multipart/alternative; boundary="0-1943157340-1125336328=:59180"
Content-Transfer-Encoding: 8bit

--0-1943157340-1125336328=:59180
Content-Type: text/plain; charset=iso-8859-1
Content-Transfer-Encoding: 8bit

 

 
ب&#1740;ش از ا&#1740;ن ها م&#1740; توان خاموش ماند ... 

 

 

برا&#1740;ِ آقا&#1740;  ماه... برا&#1740;ِ چشمها&#1740;ِ نج&#1740;بِ آقا&#1740; ماه... ( بعدِ ا&#1740;ن تا هم&#1740;شه غر&#1740;به ام لابد، نشد که ... لابد خودم نگذاشتم ... من را نبخش! ... )

...

 

شبِ بد&#1740; بود ... م&#1740; شود گفت بد را هنوز برا&#1740;ِ ا&#1740;ن شب معن&#1740; نکرده کس&#1740; ... خُب حرفها&#1740;ِ ناگفته را ... با&#1740;د ...؟!!! ... نه! شا&#1740;د ه&#1740;چ هم نم&#1740; با&#1740;د گفت ... شا&#1740;د اگر قرار بود گفته بشوند اسمشان را نم&#1740; گذاشتند حرفها&#1740;ِ ناگفته ... م&#1740; فهم&#1740; که ... خ&#1740;ل&#1740; اتفاق ها مالِ د&#1740;ر ب&#1740;دار شدن است ... مالِ د&#1740;ر فهم&#1740;دن ... مالِ د&#1740;ر رس&#1740;دن و عج&#1740;ب ه&#1740; دارم تو&#1740;ِ سرم دوره م&#1740; کنم: " که ا&#1740;ن دخترک آخر چرا هم&#1740;شه ا&#1740;نقدر د&#1740;ر م&#1740; رسد؟!! ... " ... باورم نم&#1740; شود ا&#1740;نقدر زود تعب&#1740;ر شود برا&#1740;ِ خودم، غزل&#1740; که داشت برا&#1740;ِ تو نوشته م&#1740; شد ... برا&#1740;ِ روزها&#1740;ِ حسادت ... دلتنگ&#1740; ... :" و د&#1740;ر آمده بودم؛ نشد که من آن زن ... " ه&#1740; &#1740;ادم م&#1740; رفت تو&#1740;ِ چشمهات نگاه کنم و هم&#1740;ن شد که م&#1740; ماندم قهوه اش تلخ بود &#1740;ا نه ... :" بود &#1740;ا نه؟!!" ... :"
 بر&#1740;ز تو&#1740;ِ پ&#1740;اله نگاهِ تلخت را ... دو ن&#1740; لبک، دو تلاطم، دو قهوه &#1740;ِ روشن ... " ... قبول! ا&#1740;ن ها همه اش مالِ د&#1740;ر رس&#1740;دن است ... مالِ د&#1740;ر رس&#1740;دن ... مالِ ا&#1740;ن است که وقت&#1740; راه را باز م&#1740; کن&#1740; برا&#1740;ِ رفتن، لابد د&#1740;گر نم&#1740; شود جو&#1740;بار رفته از راه را دوباره برگرداند ... جرات نم&#1740; کن&#1740; ... :" سرت را بنداز پا&#1740;&#1740;ن، راهت را برو ... &#1740;ا لااقل سر راهِ کس&#1740; نا&#1740;ست ... کنار برو ... " ... _ چقدر با خودم حرف م&#1740; زنم _ ... خ&#1740;ل&#1740; وقت است که خدا با من حرف نم&#1740; زند ... نه ا&#1740;نکه ... نه! ا&#1740;ن کتاب هم&#1740;شه تو&#1740;ِ ا&#1740;ن اتاق باز است ول&#1740; ... خ&#1740;ل&#1740; وقت است خدا با من حرف نم&#1740; زند ... شا&#1740;د ا&#1740;ن هم مالِ هم&#1740;ن است ... مالِ هم&#1740;ن که خدا با من حرف نم&#1740; زند ... فقط نم&#1740; فهمم چرا ا&#1740;ن روزها ا&#1740;ن همه اتفاق افتاد که نگذارد حرف بزنم ...: " حسود شده ا&#1740; دختر ... " و عج&#1740;ب
 دامن م&#1740; زد هر چ&#1740;ز&#1740; به ا&#1740;ن حسِ ناخوانده ... 


 

گاه&#1740; فکر م&#1740; کنم من که _ نعوذ بالله _ &#1740;عقوب ن&#1740;ستم ... چه دل&#1740; داشته پ&#1740;رمرد ... ب&#1740; بهانه و ب&#1740; دل&#1740;ل ... چه دل&#1740; داشته پ&#1740;رمرد ... اوّل صبح حافظم را باز کردم ... ب&#1740; فاتحه ... ب&#1740; سلام ... :" چو قسمتِ ازل&#1740; ب&#1740; حضور ما کردند ... " تلخ خنده بود هر چ&#1740;ز&#1740; که نشسته بود رو&#1740;ِ ا&#1740;ن صورت ... " گر اندک&#1740; ... " ... اندک&#1740;؟!!! ... تو&#1740;ِ سرم م&#1740; چرخد ... لابد اندک&#1740; ... لابد من نم&#1740; فهمم ... لابد مثلِ هم&#1740;شه ا&#1740; که نفهم&#1740;ده بودم ا&#1740;ن بار هم ... 

بعدِ رفتنت رفتم پشتِ بام ... _ کاش &#1740;ک جورها&#1740;&#1740; م&#1740; شد ا&#1740;ن چند ساعت سکوت&#1740; را که ر&#1740;ختم تو&#1740;ِ ا&#1740;ن چند نقطه ها را بخوان&#1740; ... _ بر که م&#1740; گشتم مادرم ترس&#1740;ده بود ... لباس پوش&#1740;دم به هوا&#1740;ِ دانشکده آمدم ب&#1740;رون ... و اين غروب ها انگار عالم و آدم را كرده اند در چهار ديواريِ سينه ام و عالم و آدم مي خواهند بيرون بريزند از آن ... 

...

تو چرا؟!!! ... ... اصلاً حالم از هر چه وصفِ حال به هم م&#1740; خورد ... دوباره انگار زمانِ د&#1740;وانگ&#1740; است ... چقدر هر روز بگو&#1740;م که:" فردا حتماً بهتر م&#1740; شود ... "؟!! چقدر؟! ... با خودم فکر م&#1740; کردم:" م&#1740; رم که بزرگ شم ... صبر م&#1740; کنم تا بزرگ شم ... اون قدر که لااقل رو&#1740;ِ نوکِ انگشتها&#1740;ِ پا به بلند&#1740;ِ شانه &#1740;ِ بودنش برسم ... م&#1740; رم که شجاع شم ... اون قدر که شجاعتِ ا&#1740;ستادنِ در کنارش رو داشته باشم ... " ... با خودم فکر م&#1740; کردم:" تو&#1740;ِ ا&#1740;ن سفر ... م&#1740; رم که اندازه 22 سال بزرگ شم و برگردم ... " ... آرام باش ... آرام ... من درد را خوب م&#1740; فهمم ... نترس ... بعض&#1740; زخمها ه&#1740;چ وقت از ب&#1740;ن نم&#1740; روند ... دُرُست شب&#1740;ه ا&#1740;ن جا&#1740;ِ زخمِ شب&#1740;ه بر&#1740;دگ&#1740;ِ رو&#1740;ِ استخوانِ مچم ... 

...

گفت آنجا تمامِ کم&#1740;ل ها را به &#1740;ادِ ا&#1740;ن دخترک&#1740; م&#1740; خواند _ که ه&#1740;چ وقت کم&#1740;ل را نفهم&#1740;د _ ... من نم&#1740; فهمم ... نم&#1740; فهمم وقت&#1740; ز&#1740;رِ لب کس&#1740; درونِ من دارد زمزمه م&#1740; کند:

&#1740;ا سَ&#1740;ِّد&#1740; وَ مَولا&#1740;
اقسم صادقاً
لَئِن تَرَکتَن&#1740; ناطقاً
لأضجن اِلَ&#1740;کَ بَ&#1740;نَ اَهلها ضَج&#1740;جَ الأمِل&#1740;ن
و لأصرخنَ اِلَ&#1740;کَ صراخ المُستَصرِخ&#1740;ن
و لابک&#1740;نَ عَلَ&#1740;کَ بِکاءَ الفاقِد&#1740;ن
و لاناد&#1740;نکَ اَ&#1740;نَ کُنتَ &#1740;ا وَل&#1740; اَلمُؤمن&#1740;ن &#1740;ا غا&#1740;ه آمال العارِف&#1740;ن &#1740;ا غ&#1740;اثَ المُستَغ&#1740;ث&#1740;ن &#1740;ا حَب&#1740;بَ قُلوب الصّادِق&#1740;ن و &#1740;ا اِلهَ العالَم&#1740;ن ...

 من نم&#1740; فهمم ا&#1740;ن ها &#1740;عن&#1740; چه وقت&#1740; ه&#1740; تو&#1740;ِ خودم دنبالِ ا&#1740;ن صدا م&#1740; گردم ...

چرا ا&#1740;نقدر ضع&#1740;ف بودم که نم&#1740; دانستم؟!!! ...

 ...

تمامِ لحظه هاي&#1740; که صدا&#1740;&#1740; ملايم حرف م&#1740;زد ... اشکها ب&#1740; اختيار م&#1740; ريختند ... و من درد م&#1740; کشيدم... من بايد ... 

... چند وقت شده بود ... چقدر گذشته بود ... چقدر بود که من حرف نزده بودم ...که ما حرف نزده بوديم ...

چقدر بود که از دست داده بودمت؟! ... فراموش م&#1740; شوم ... 


... اَللّهُمَّ اِنّ&#1740; اَسئَلُکَ سُؤال خاضِع مُتذلل خاشِع
اِن تَسامحن&#1740; و تَرحَمن&#1740;
وَ تَجعَلَن&#1740; بِقِسمِکَ راض&#1740;اً قانعاً وَ ف&#1740; جَم&#1740;ع اَلاحوال مُتواضعاً ... 

...

 حالا منم و : پنجره ا&#1740; که رو به ماه باز م&#1740; شود، اتاق&#1740; که از بس تار&#1740;ک است کس&#1740; به داخلش نم&#1740; آ&#1740;د،

چراغ&#1740; که ه&#1740;چ وقت روشن نم&#1740; شود و عکس&#1740; که ... گنبد طلا&#1740;&#1740; که ... 

...

 



Send instant messages to your online friends http://uk.messenger.yahoo.com 
--0-1943157340-1125336328=:59180
Content-Type: text/html; charset=iso-8859-1
Content-Transfer-Encoding: 8bit

<DIV align=right><FONT size=5>
<DIV class=posts style="FONT-WEIGHT: bold">&nbsp;</DIV>
<DIV class=posts>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" /><o:p></o:p></SPAN>&nbsp;</P>
<DIV class=posts style="FONT-WEIGHT: bold">ب&#1740;ش از ا&#1740;ن ها م&#1740; توان خاموش ماند ... </DIV>
<DIV class=posts>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></SPAN>&nbsp;</P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><o:p>&nbsp;</o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">برا&#1740;ِ آقا&#1740; &nbsp;ماه... برا&#1740;ِ چشمها&#1740;ِ نج&#1740;بِ آقا&#1740; ماه... ( بعدِ ا&#1740;ن تا هم&#1740;شه غر&#1740;به ام لابد، نشد که ... لابد خودم نگذاشتم ... من را نبخش! ... )<o:p></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">...<o:p></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><o:p>&nbsp;</o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">شبِ بد&#1740; بود ... م&#1740; شود گفت بد را هنوز برا&#1740;ِ ا&#1740;ن شب معن&#1740; نکرده کس&#1740; ... خُب حرفها&#1740;ِ ناگفته را ... با&#1740;د ...؟!!! ... نه! شا&#1740;د ه&#1740;چ هم نم&#1740; با&#1740;د گفت ... شا&#1740;د اگر قرار بود گفته بشوند اسمشان را نم&#1740; گذاشتند حرفها&#1740;ِ ناگفته ... م&#1740; فهم&#1740; که ... خ&#1740;ل&#1740; اتفاق ها مالِ د&#1740;ر ب&#1740;دار شدن است ... مالِ د&#1740;ر فهم&#1740;دن ... مالِ د&#1740;ر رس&#1740;دن و عج&#1740;ب ه&#1740; دارم تو&#1740;ِ سرم دوره م&#1740; کنم: " که ا&#1740;ن دخترک آخر چرا هم&#1740;شه ا&#1740;نقدر د&#1740;ر م&#1740; رسد؟!! ... " ... باورم نم&#1740; شود ا&#1740;نقدر زود تعب&#1740;ر شود برا&#1740;ِ خودم، غزل&#1740; که داشت برا&#1740;ِ تو نوشته م&#1740; شد ... برا&#1740;ِ روزها&#1740;ِ حسادت ... دلتنگ&#1740; ... :" <SPAN
 style="COLOR: maroon">و د&#1740;ر آمده بودم؛ نشد که من آن زن ...</SPAN> " ه&#1740; &#1740;ادم م&#1740; رفت تو&#1740;ِ چشمهات نگاه کنم و هم&#1740;ن شد که م&#1740; ماندم قهوه اش تلخ بود &#1740;ا نه ... :" بود &#1740;ا نه؟!!" ... :" <SPAN style="COLOR: maroon">بر&#1740;ز تو&#1740;ِ پ&#1740;اله نگاهِ تلخت را ... دو ن&#1740; لبک، دو تلاطم، دو قهوه &#1740;ِ روشن ...</SPAN> " ... قبول! ا&#1740;ن ها همه اش مالِ د&#1740;ر رس&#1740;دن است ... مالِ د&#1740;ر رس&#1740;دن ... مالِ ا&#1740;ن است که وقت&#1740; راه را باز م&#1740; کن&#1740; برا&#1740;ِ رفتن، لابد د&#1740;گر نم&#1740; شود جو&#1740;بار رفته از راه را دوباره برگرداند ... جرات نم&#1740; کن&#1740; ... :" <SPAN style="COLOR: #666699">سرت را بنداز پا&#1740;&#1740;ن، راهت را برو ... &#1740;ا لااقل سر راهِ کس&#1740; نا&#1740;ست ... کنار برو ...</SPAN> " ... _ چقدر با خودم حرف م&#1740; زنم _ ... خ&#1740;ل&#1740; وقت است که خدا با من حرف نم&#1740; زند ... نه ا&#1740;نکه ... نه! ا&#1740;ن کتاب هم&#1740;شه تو&#1740;ِ ا&#1740;ن اتاق باز است
 ول&#1740; ... خ&#1740;ل&#1740; وقت است خدا با من حرف نم&#1740; زند ... شا&#1740;د ا&#1740;ن هم مالِ هم&#1740;ن است ... مالِ هم&#1740;ن که خدا با من حرف نم&#1740; زند ... فقط نم&#1740; فهمم چرا ا&#1740;ن روزها ا&#1740;ن همه اتفاق افتاد که نگذارد حرف بزنم ...: " <SPAN style="COLOR: #666699">حسود شده ا&#1740; دختر ... </SPAN>" و عج&#1740;ب دامن م&#1740; زد هر چ&#1740;ز&#1740; به ا&#1740;ن حسِ ناخوانده ... <o:p></o:p></SPAN></P></DIV>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><o:p>&nbsp;</P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">گاه&#1740; فکر م&#1740; کنم من که _ نعوذ بالله _ &#1740;عقوب ن&#1740;ستم ... چه دل&#1740; داشته پ&#1740;رمرد ... ب&#1740; بهانه و ب&#1740; دل&#1740;ل ... چه دل&#1740; داشته پ&#1740;رمرد ... اوّل صبح حافظم را باز کردم ... ب&#1740; فاتحه ... ب&#1740; سلام ... :" <SPAN style="COLOR: #003300">چو قسمتِ ازل&#1740; ب&#1740; حضور ما کردند ...</SPAN> " تلخ خنده بود هر چ&#1740;ز&#1740; که نشسته بود رو&#1740;ِ ا&#1740;ن صورت ... " <SPAN style="COLOR: #003300">گر اندک&#1740; ...</SPAN> " ... اندک&#1740;؟!!! ... تو&#1740;ِ سرم م&#1740; چرخد ... لابد اندک&#1740; ... لابد من نم&#1740; فهمم ... لابد مثلِ هم&#1740;شه ا&#1740; که نفهم&#1740;ده بودم ا&#1740;ن بار هم ... <o:p></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">بعدِ رفتنت رفتم پشتِ بام ... _ کاش &#1740;ک جورها&#1740;&#1740; م&#1740; شد ا&#1740;ن چند ساعت سکوت&#1740; را که ر&#1740;ختم تو&#1740;ِ ا&#1740;ن چند نقطه ها را بخوان&#1740; ... _ بر که م&#1740; گشتم مادرم ترس&#1740;ده بود ... لباس پوش&#1740;دم به هوا&#1740;ِ دانشکده آمدم ب&#1740;رون ... </SPAN><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">و اين غروب ها انگار عالم و آدم را كرده اند در چهار ديواريِ سينه ام و عالم و آدم مي خواهند بيرون بريزند از آن ... <o:p></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">...<o:p></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">تو چرا؟!!! ... ... اصلاً حالم از هر چه وصفِ حال به هم م&#1740; خورد ... دوباره انگار زمانِ د&#1740;وانگ&#1740; است ... چقدر هر روز بگو&#1740;م که:" <SPAN style="COLOR: #666699">فردا حتماً بهتر م&#1740; شود ...</SPAN> "؟!! چقدر؟! ... با خودم فکر م&#1740; کردم:" <SPAN style="COLOR: #666699">م&#1740; رم که بزرگ شم ... صبر م&#1740; کنم تا بزرگ شم ... اون قدر که لااقل رو&#1740;ِ نوکِ انگشتها&#1740;ِ پا به بلند&#1740;ِ شانه &#1740;ِ بودنش برسم ... م&#1740; رم که شجاع شم ... اون قدر که شجاعتِ ا&#1740;ستادنِ در کنارش رو داشته باشم ...</SPAN> " ... با خودم فکر م&#1740; کردم:" <SPAN style="COLOR: #666699">تو&#1740;ِ ا&#1740;ن سفر ... م&#1740; رم که اندازه&nbsp;22 سال بزرگ شم و برگردم ... </SPAN>" ... آرام باش ... آرام ... من درد را خوب م&#1740; فهمم ... نترس ... بعض&#1740; زخمها ه&#1740;چ وقت از
 ب&#1740;ن نم&#1740; روند ... دُرُست شب&#1740;ه ا&#1740;ن جا&#1740;ِ زخمِ شب&#1740;ه بر&#1740;دگ&#1740;ِ رو&#1740;ِ استخوانِ مچم ... <o:p></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">...</SPAN></P><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA"><o:p>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><SPAN lang=FA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA">گفت آنجا تمامِ کم&#1740;ل ها را به &#1740;ادِ ا&#1740;ن دخترک&#1740; م&#1740; خواند _ که ه&#1740;چ وقت کم&#1740;ل را نفهم&#1740;د _ ... من نم&#1740; فهمم ... نم&#1740; فهمم وقت&#1740; ز&#1740;رِ لب کس&#1740; درونِ من دارد زمزمه م&#1740; کند:<o:p></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><STRONG><SPAN lang=AR-SA style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #004c00; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-ansi-font-weight: bold">&#1740;ا سَ&#1740;ِّد&#1740; وَ مَولا&#1740;</SPAN></STRONG><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #004c00; FONT-FAMILY: Tahoma"><BR></SPAN></B><STRONG><SPAN lang=AR-SA style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #004c00; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-ansi-font-weight: bold">اقسم صادقاً</SPAN></STRONG><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #004c00; FONT-FAMILY: Tahoma"><BR></SPAN></B><STRONG><SPAN lang=AR-SA style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #004c00; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-ansi-font-weight: bold">لَئِن تَرَکتَن&#1740; ناطقاً</SPAN></STRONG><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt;
 COLOR: #004c00; FONT-FAMILY: Tahoma"><BR></SPAN></B><STRONG><SPAN lang=AR-SA style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #004c00; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-ansi-font-weight: bold">لأضجن اِلَ&#1740;کَ بَ&#1740;نَ اَهلها ضَج&#1740;جَ الأمِل&#1740;ن</SPAN></STRONG><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #004c00; FONT-FAMILY: Tahoma"><BR></SPAN></B><STRONG><SPAN lang=AR-SA style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #004c00; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-ansi-font-weight: bold">و لأصرخنَ اِلَ&#1740;کَ صراخ المُستَصرِخ&#1740;ن</SPAN></STRONG><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #004c00; FONT-FAMILY: Tahoma"><BR></SPAN></B><STRONG><SPAN lang=AR-SA style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #004c00; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-ansi-font-weight: bold">و لابک&#1740;نَ عَلَ&#1740;کَ بِکاءَ الفاقِد&#1740;ن</SPAN></STRONG><B style="mso-ansi-font-weight: normal"><SPAN lang=AR-SA
 style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #004c00; FONT-FAMILY: Tahoma"><BR></SPAN></B><STRONG><SPAN lang=AR-SA style="FONT-WEIGHT: normal; FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #004c00; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-ansi-font-weight: bold">و لاناد&#1740;نکَ اَ&#1740;نَ کُنتَ &#1740;ا وَل&#1740; اَلمُؤمن&#1740;ن &#1740;ا غا&#1740;ه آمال العارِف&#1740;ن &#1740;ا غ&#1740;اثَ المُستَغ&#1740;ث&#1740;ن &#1740;ا حَب&#1740;بَ قُلوب الصّادِق&#1740;ن و &#1740;ا اِلهَ العالَم&#1740;ن ...<o:p></o:p></SPAN></STRONG></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-ansi-font-weight: bold"><SPAN style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</SPAN>من نم&#1740; فهمم ا&#1740;ن ها &#1740;عن&#1740; چه وقت&#1740; ه&#1740; تو&#1740;ِ خودم دنبالِ ا&#1740;ن صدا م&#1740; گردم ...<SPAN style="COLOR: #003300"><o:p></o:p></SPAN></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-ansi-font-weight: bold">چرا ا&#1740;نقدر ضع&#1740;ف بودم که نم&#1740; دانستم؟!!! ...<o:p></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><B><I><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</SPAN></SPAN></I></B><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">...<o:p></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">تمامِ لحظه هاي&#1740; که صدا&#1740;&#1740; ملايم حرف م&#1740;زد ... اشکها ب&#1740; اختيار م&#1740; ريختند ... و من درد م&#1740; کشيدم... من بايد ... <o:p></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">... چند وقت شده بود ... چقدر گذشته بود ... چقدر بود که من حرف نزده بودم ...که ما حرف نزده بوديم ...<o:p></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">چقدر بود که از دست داده بودمت؟! ... فراموش <B><U>م&#1740; شوم</U></B> ... <o:p></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><BR><SPAN style="COLOR: #004c00">... اَللّهُمَّ اِنّ&#1740; اَسئَلُکَ سُؤال خاضِع مُتذلل خاشِع<BR>اِن تَسامحن&#1740; و تَرحَمن&#1740;<BR>وَ تَجعَلَن&#1740; بِقِسمِکَ راض&#1740;اً قانعاً وَ ف&#1740; جَم&#1740;ع اَلاحوال مُتواضعاً ... <o:p></o:p></SPAN></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">...<o:p></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><SPAN style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</SPAN>حالا منم و : پنجره ا&#1740; که رو به ماه باز م&#1740; شود، اتاق&#1740; که از بس تار&#1740;ک است کس&#1740; به داخلش نم&#1740; آ&#1740;د،<o:p></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">چراغ&#1740; که ه&#1740;چ وقت روشن نم&#1740; شود و عکس&#1740; که ... گنبد طلا&#1740;&#1740; که ... <o:p></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma">...<o:p></o:p></SPAN></P>
<P class=MsoNormal dir=rtl style="MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #003300; FONT-FAMILY: Tahoma"><o:p>&nbsp;</o:p></SPAN></P></o:p></SPAN></o:p></SPAN></DIV></FONT></DIV><p>Send instant messages to your online friends http://uk.messenger.yahoo.com 
--0-1943157340-1125336328=:59180--


