«   M O R E       E F F E C T I V E       C O M M U N I C A T I O N    »

ما همگی نیاز داریم به ارتباط.. اما 4 ارتباط هتند که اولویت مهمی در زندگیمان دارند: خودمون/خدا/طبیعت/مردم                              در بحثهای آموزش ارتباط یاد میگیریم که در هر 4 تای اين موارد سربلند بشویم.
 
  v چند نکته مهم درباره اینکه چرا ترک اعتیاد عاطفی اینقدر سخت است

چهارشنبه، 16 آذر 1384

نکاتی درباره ترک اعتیاد عاطفی

به نقل از نشریه روانشناسی آلمانی/ ترجمه علی صیامی/ اکتبر ۲۰۰۲/ سایت شهروند

*******************************

دوران خوش عاشقي و سپس جدايي، تجربه اي تلخ است كه زخمي عميق بر روان انسان برجاي مينهد. اينكه او چگونه و در چه مدت اين دوره را پشت سر خواهد گذاشت، بستگي به نوع و چگونگي تكوين «ساختار رابطه پذيري» دوران كودكي اش با شخص مورد اعتماد و علاقه اش دارد.

احساس ميكني فلج شده اي، درمانده اي و خسته ي خسته. انجام ساده ترين اعمال روزانه و حتي ارتباط معمولي با مردم هم برايت سخت ميشوند. انگاري كله ات در حال منفجر شدن است، دل پيچه داري، هيچ چيزي مزه ندارد. به خود ميگويي، بهتر آن خواهد بود كه خود را بر تخت بيندازي و روانداز را بر صورت بكشي، تا شايد ديگر بار خوابت ببرد. اما درگيري هاي ذهني و گفتگوهاي دروني ات و ترس از اين كه مبادا براي هميشه تنها بماني، خواب را از چشمانت ميربايد.
تمامي اين حالات، توصيف «اندوه ناكامي در عشق» است. خانم اينا گراو (استاد جامعه شناس دانشگاه بيلفلد آلمان) معتقد است كه چاره ي مقابله با اين عارضه «فقط» و فقط به فراموشي سپردن هر چه سريعتر آن است. ايشان در پژوهش خود تاكيد دارند: «با وجودي كه اندوه ناكامي در عشق يكي از متداول ترين دلايل خودكشي در نوجوانان و افراد بالغ با روحيه ي جواني است، متاسفانه آن را پديده اي روزمره ميبينند و براساس همين ساده پنداري، به آن اهميت لازم را نميدهند». اين ادعا را از آناليز واپسين نامه هاي دست به خودكشي زدگان و يا پرسش از كساني كه به خودكشي فكر ميكنند و يا كساني كه راه چاره را در پناه بردن به الكل يافته و در نهايت الكلي شده اند، به اثبات ميرساند. در عين حال اين «اندوه» جانكاه، با خاكستري شدن رنگيني زندگي براي شخص مورد نظر همراه ميشود.
به نظر ايشان، شواهد و دلايل كافي موجود، ضرورت رسيدگي و پرداخت جدي به اين عارضه را، كه مخرب احساسي ــ رواني انسان است، در دستور كار قرار ميدهد. خانم گراو در پژوهش خود از 60مرد و 103 زن در سنين بين 16 تا 33 سال، در پي پاسخ به اين پرسش بود كه، چه هنگام اين افراد دچار اين عارضه شده اند و چگونه با اين تجربه كنار آمده اند؟
از مجموع 163 نفر، 8/90 درصدشان به دليل همگاني بودن اين «اندوه»، خيلي زود به هدف پژوهش پي بردند. خانم گراو در گزارشش مي آورد كه: «از بررسي پرسشنامه ها ميتوان پي برد كه زنان خيلي بيشتر از مردان دچار افسردگي، خودآزاري، انتقام جويي و شك و ترديد در تصميم گيري هايشان ميشوند. هر چند، در اكثر موارد، جدايي اي كه بر حسب ميل و خواست دو طرف باشد عارضه ي محسوسي را در بر ندارد، ولي اگر جدايي يك سويه باشد و عواملي مثل نااميدي در يافتن عشقي جديد، پي بردن به رابطه ي پنهاني طرف مقابل، اعتياد همسر و خيانت در زوجهاي رسمي، باعث پيدايي اين «اندوه» ميشوند. همانطوري كه زمان بهبودي هيچ مشكل رواني اي را نميتوان مشخص كرد، مدت زماني هم كه بتوان بر اين «اندوه» فايق آمد نامشخص است. كساني بعد از حدود يك ماه توانسته اند صبح سحر را ببينند، و كساني ديگر بعد از گذشت چندين ماه در تاريكي نيمه شبانه شان ميمانند. با چه سرعتي انسان قادر است بدون حضور عشق قبلي اش زندگي جديدي را آغاز كند، بستگي به «استراتژي مهاري» او دارد. خانم گراو به بررسي پاسخ ها، سه روش يا «استراتژي مهاري» را براي كوتاه كردن مدت اين دوره از هم تفكيك كرده است:
ــ گسترش و افزايش تماس با ديگران
اين روش موثرترين استراتژي است. كسي كه بتواند با ديگران درد دل كند، خودش را به دوستانش بسپارد و از چارديواري خود و خانه خارج شود، شانس خوبي را براي آغاز زندگي جديد در مدت كوتاهتري به دست مياورد.

ــ كنار كشيدن و يا گوشه ي انزوا گزيدن
گريستن، به عكس هاي گذشته نگريستن، با خاطرات دوران مشترك زندگي سر كردن، يادداشت نوشتن، همه اينها به نوبه خود كمكي به كاهش اين «اندوه» است، ولي مدت زمان بيشتري را از مورد اول براي بهبودي ميطلبد.

ــ و كله شق ها
در عين حال كه دچار اين «اندوه» هستند، باز تلاش ميكنند كه به نوعي عشق خود را نجات دهند. اينان به طرف مقابل تلفن ميكنند و احساسات خود را با او در ميان ميگذارند، عشق خود را اين بار در سيني نقره اي تقديم او ميكنند، با اين اميد كه هنوز همه چيز از بين نرفته است.

اين كه يك بيمار «اندوهگين از ناكامي در عشق» كدام روش فوق را به كار ميگيرد، قبل از هر چيز بستگي به چگونه تكوين يافتگي ايجاد رابطه با افراد نزديك به خود در دوران كودكي اش دارد. خانم گراو با توسل به تئوري «ساختار رابطه پذيري» سه نوع از آن را به شكل زير از هم تفكيك ميكند:
«ساختار رابطه اي مطمئن»، «ساختار رابطه اي ترسو» و «ساختار رابطه اي بازدارنده»

ساختار رابطه اي مطمئن
كسي كه در كودكي، شخص مورد اعتمادي را داشته (مادر، پدر، دايه، خاله، عمو و...) و ميتوانسته با پشتگرمي به او به تجربه هاي تازه اي در كودكي اش دست زند، در مقابل موقعيت جديد، يعني «اندوه ناكامي در عشق»، كمتر دچار دپرسيون ميشود، چرا كه سريعا حمايت ديگران را ميجويد و مييابد.

ساختار رابطه ي ترسو
افراد متعلق به اين گروه، در كودكي، بر خلاف گروه سني بالا، وابسته به فرد مورد اعتمادشان بوده اند و تكوين شخصيتي شان در جهت متكي به خود بودن، نقصان داشته. چنين افرادي خود را بدون عشق قبلي ناقص و بي ارزش حس ميكنند. به دپرسيون عميقي دچار ميشوند و با دوگانگي مستمر در تصميم گيري ها، خود را ميازارند.

ساختار رابطه بازدارنده
افرادي كه در كودكي فرا گرفته اند تجربه هاي زندگي را بدون اتكا به ديگران به سرانجام برسانند و فقط متكي به خود باشند. اينان خيلي سريع خودشان را باز مييابند. هر چه فاصله بين اينان و طرف مقابلشان بيشتر ميشود، از ميزان خسارت حاصله فاصله ميگيرند. اينان كمتر از دو گروه ديگر به انزوا پناه ميبرند، و البته كمتر از آن دو گروه ديگر هم پشتيباني ديگران را به دست مياورند

*************************************************

آقا من ،علیرضا شیری، هم حرف دارم!!!!!!!!

نظر شخصی و حرفه ای بنده درباره ترک اعتیاد عاطفی love withdrawal مفصلا در نوشته هایم و کلاسهایم مطرح شده است.

معتقدم که اگر درسهای یک تجربه را نیاموزیم ، فراموش کردن معشوقمان فقط فاجعه را به تعویق میندازد.

بقیه بحث را واگذار میکنم به جلسه سوم کلاسmec-2-

در ضمن کلاس mec1 ۲۴ آدر برای عموم در دانشگاه تهران تشکیل خواهد شد. 

v نوشته شده در ساعت 11:19 ق.ظ - ارسال به بالاترین v



بازگشت به صفحه اصلی


 

آشنايی و ارتباط:

نوشته های اخير:

آرشيو موضوعی:

آرشيو زمانی:

Powered By: MovableType 2.661
Hosted & Designed By:

هرگونه کپی برداری از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر مأخذ مجاز می باشد.