|
مقاله تحقیقی زیر را خانم مژگان کاهن / روانشناس/ بلژیک تهیه کرده است.چنانکه قبلا هم گفتم، ارائه دیدگاههای مختلف به معنای تایید آنها نیست.هدف ایجاد فضای تضارب اندیشه های گوناگون است.بدیهیست که دانشجویان من از اهمیت متدولوژی (روشمندی) کار بانوی روانشناس ایرانی ،سرکار خانم کاهن مطلع هستند .
در بخش نخست به بررسی اجمالی مسائل جنسی در اسلام و مسیحیت می پردازیم.
مســائـل جنســي در مسيحيت
بر اساس مسيحيت، طبيعت انسان چون به گناه اوليه آلوده است، به طرف غرايز شهواني اش کشيده مي شود و اين چيزي است كه باعث مي شود به ارتكاب گناه روي آورد.
در اين مذهب كلا از مسيح هيچ كلام مثبتي در زمينه مسائل جنسي عـنوان نمي شود و بيشــترين نقل قول هايي كه در اين زمينه مي شود از قول قديسين آن است. در اين سخنان غرايز جنسي بيشتر به عنوان پديده اي پست و گناه آلود مطرح شده است.
به عنوان مثال سنت پل به مردان توصيه مي كند كه سعي كنند حتی الامكان از ازدواج پرهيز كنند ولي اگر نمي توانند جلوي شهوات خود را بگیرند، ازدواج بهتر از سوختن در جهنم است.
در اخلاق مسيحيت بدبيني شديدي به لذات جنسي وجود دارد زيرا بر طبق آن شهوات جنسي روح انسان را زنداني بدنش مي كند و مانع مي شود كه او به سوي خدا سوق پيدا كند. به همين ترتيب اگر ما خود را مجبور مي كنيم كه براي بقاي نسل ازدواج كنيم، بايد از وابسته كردن خود به لذات جنسي احتراز كنيم زيرا غريزه جنسي فقط براي توليد مثل در ما به عاريت گذاشته شده و اگر از آن براي اهدافي ديگر مثل لذت بردن استفاده كنيم سوء استفاده به شمار مي رود. در نتيجه تمام فعاليت هاي جنسي كه خارج از كادر ازدواج باشد به عنوان گناهي بزرگ تلقي مي شود و در حقيقت ازدواج راهي است براي گريز از گناه.
بيشتر الهي دانان و مقدسين معتقد بودند كه اگر يك زوج به خاطر لذت با هم همآغوشي كنند گناهي فجيع مرتكب مي شوند و آن به اين علت است كه در يك همآغوشي لحظاتي هست كه لذت جنسي تمام حوزه آگاهي انسان را فرا مي گيرد و باعث دوري انسان از مذهب و خدا مي شود. خيلي از اين الهي دانان مثل گرگوار (قرن ششم میلادی) اين گونه مي انديشند. او معتقد است تقريبا غيرممكن است كه انسان از بستر همآغوشي زناشويي پاك بيرون بيايد.
تنها در قرن 17 است كه سخنان جديدي در اين زمينه عنوان مي شود.
"توماس سانشه" عنوان مي كند كه زن و شوهري كه تنها با هدف همآغوشي با هم همبستر مي شوند دچار گناه نمي شوند با اين شرط كه هيچ كاري براي جلوگيري از به وجود آوردن بچه انجام ندهند. زيرا توليد مثل هدف اصلي روابط جنسي است.
در اين جا متوجه اين تغيير مي شويم كه: "جســتجـوي لــذت" به عنوان گناه تلقي نمي شود بلكه "جستجوي صرف لذت" گناه محسوب مي شود.
ولي نكته ای كه روي آن تاكيد مي كردند اين بود كه همآغوشي بايستي تنها در يك حالت (POSITION) انجام شود كه به آن حالت طبيعي مي گفتند (يعني زن بر پشت دراز كشيده و مرد روي او قرار گيرد). بقيه حالت ها به نظر آن ها ضد طبيعت به شمار مي رفت به عنوان مثال: POSITION RETO حيواني به شمار مي رفته و POSITION MULIER SUPER VIRUM ضد طبيعت زن و مرد، زيرا زن به طور طبيعي منفعل و مرد فعال است.
ياد آور مي شويم كه رابطه مقعدي به طور شديد ممنوع بود، چه بين زن و شوهر و چه در بين هم جنس ها، به همين ترتيب بوسيدن و لمس آلات تناسلي نيز ممنوع بود.
عـــــشق در غـــرب باستان
در مورد مسئـله عشق بايد گفت به غير از تعداد انگشت شماري (سانشه و فرانسوآ) هيچ الهي داني عشق را در رابطه زن و شوهر مهم و مثبت نمي دانست. در حالي كه الهي دانان قرن بیستم مرتب به اهميت عشق در روابط زناشويي اشاره مي كنند در قرون قبل، در بين الهي دانان عشق باري منفي داشت.
"سنت ژروم" در ارتباط با عشق به همسر اين طور گفته است: عشق بيش از حد يك مرد به زنش نيز زنا شمرده مي شود... هيچ چيز پست تر از اين نيست كه مردي همسرش را بسان معشوقه دوست بدارد، به هيچ وجه درست نيست كه مردي خود را به عنوان عاشق به زنش نشان دهد بلكه بايد خود را به عنوان شوهر نمايان كند.
به همين ترتيب "سنت هي اروسم" (St Hierosme) عنوان مي كند كه: "مردي كه بيش از حد عشق به زنش را به نمايش بگذارد زنا كار است. زيرا مرد نبايد از زن خود مثل فاحشه استفاده برد و زن نيز نبايد شوهرش را به عنوان عاشق بنگرد چرا که پيوند مقدس ازدواج بايد تقدس و پاكي خودش را حفظ كند.
چرا اين دشمني با عشق؟ در حقيقت عشق آتشين در رابطه زناشويی به منزله تهديدي براي روابط اجتماعي و رابطه با خدا به حساب مي آمد.
از رنسانس يا عصر روشنايي نيز در زمينه مسائـل جنسي همان واقعيت قرون وسطي را مشاهده مي كنيم با توجه به اين كه كليسا تنها هدف روابط جنسي را توليد مثل مي دانست، تمام رفتارهاي جنسي كه به توليد مثل ختم نمي شوند به شدت محكوم بودند. به عنوان مثال: خودارضائـي به عنوان عملي شنيع تلقي مي شد، با وجود اين عده اي از الهي دانان به زني كه شوهرش در عمل جنسي عجول بوده به طوري كه زن به لذت جنسي دست نيافته است اين اجازه را مي دادند كه با لمس خود حالت ارضا (ارگاسم) را در خود ايجاد كند.
علت اين مسئـله نه ارضاي جنسي زن بلكه اين عقيده بود كه پزشكان آن زمان معتقد بودند ترشح واژني زن در تشكيل جنين سالم اجتناب ناپذير است.
در مورد آموزش جنسي بايد گفت تعداد كتاب هايي كه در اين زمينه سخن مي گفتند بسيار نادر بود زيرا معتقد بودند بهتر است گناهكاران چيزهايي كه نمي دانند و ممكن است آگاهي از آن ها موجب افزايش گناهانشان شود، نياموزند.
اخلاق گرايان قرن ششم میلادی اغلب به لاتين مي نوشتند و وقتي به فرانسه مي نوشتند اغلب از ذكر جزئـيات تكنيكی پرهيز مي كردند.
مســــائـل جنســي در اســـلام
مسائل جنسي در اسلام جايگاهي خاص دارد. در اسلام بر خلاف مسيحيت لذت جنسي به صورت يكي از جنبه هاي مثبت زندگي و نعمات خدا تلقي شده است.
بدين ترتيب مشاهده ميكنيم كه در اسلام ازدواج به عنوان يك پديده خوشايند و لذت بخش و به عنوان يك وظيفه قلمداد شده و خصوصا بر جنبه جنسي اين رابطه تاكيد فراوان شده است؛ به حدي كه به هیچ وجه به دلايلي چون رسيدن به زهد و پارسايي نبايد از رابطه جنسي در يك زوج خودداري كرد.
حديثي از محمــد هست كه مي گويد: "وقتي مردي به همسرش مي نـگرد و همسرش به او چشم مي دوزد خدا نيز نگاهي از روي محبت به آن ها مي كند. زماني كه دستان يكديگر را مي گيرند تمام گناهانشان از سر انگشتانشان خارج مي شود و وقتي با هم مي زيند فرشتگان آن ها را احاطه مي كنند... لذت و شهوت زيباي كوه ها را دارند."
در قرآن كساني كه راه تجرد را برمي گزينند به عنوان پست ترین انسان ها تلقي شده اند و محمد ازدواج را با انجام نيمي از فرايض مذهبي برابر مي شمارد .
براي درك اهميتي كه اسلام به مسائل جنسي داده كافي است تصويري كه اين مذهب از بهشت داده را اندكي بررسي كنيم. نعماتي كه در بهشت به مسلمانان وعده داده شده نعمات جنسي را نيز شامل مي شود، حوري هاي بهشتي، زنان بسيار زيبائي هستند كه در بهشت به باايمانان تعلق خواهد گرفت ، به هر مسلمان هفتاد حوري تعلق خواهد گرفت به اضافه زناني كه در روي كره زمين داشتند. تمام اين حوري ها باكره هستند و هر بار كه با حوري ای همخوابگي كنند دوباره باكره مي شود. هر لذت جنسي به اندازه هشتاد سال به طول مي انجامد. در ضمن مسلمان در تحريك مدام جنسي بسر مي برد.
بايد يادآور شد كه تمام اين مواهب به مردان مسلمــان تـعلق دارد و زنان مسلمان در بهشــت به شوهرانشان خواهند پيوست.
در اينجا مشاهده مي كنيم فرق زيادي بين بهشتي كه اسلام وعده مي دهد و بهشتي كه مسيحيت وعده مي دهد وجوددارد، در بهشت، مسيحي فاقد احساس جنسي است در حالي كه مسلمان به ارگاسمي جاودانه مي رسد.
تفاوت دیگري كه بين مسيحيت و اسلام مي بينيم مسئـله " شان نزول آيات " است كه جنبه پراگماتيك اسلام را در بعضي موارد نشان مي دهد، اين ها به شكل حديث هايي است كه سعي در توضيح يك سري آيات دارد بررسي بعضي از اين حديث ها كه در زمينه مسائـل جنسي است به روشن شدن يك سري مسائل براي ما كمك مي كند.
حديث زير يك نمونه از اين حديث هاست: "محمد و يارانش روزي گرد هم نشسته بودند، مردي يهودي نيز در نزديكي آن ها نشسته بود به يكي از ياران محمد گفت: من با زنم در حال ايستاده جماع مي كنم، ديگري گفت من زماني كه او بر پهلو دراز كشيده و يا زانو زده، يهودي گفت: اين نشان مي دهد كه شما به حيوانات شبيه هستيد، ما تنها با يك روش با همسرانمان همخوابگي می كنيم. در اين حال خدا اين آيه را نازل كرد: "زنان شما كشتزارها ي شما هستند هرگونه كه مي خواهيد بر آن ها برآیید" نبايد فراموش كرد خود محمد به طور خاص به روابط جنسي علاقمند بوده در وضعيت هاي مختلف آياتي نازل مي كرده است كه دست و پاي مسلمانان را در اين مسائـل تا حدود زيادي باز مي گذاشته است.
اين آيه ها خصوصا در موقعيت هايي كه قوانين قبلي اسلام و قرآن با وضعيت واقعي كه در آن قرار مي گرفتند در تناقض قرار مي گرفته، در بسياري مواقع سعي در تصحيح اين تناقض داشته اند.
به عنوان مثال: "مسئـله صــيغـــه" يا متـــا، هدف اصلي اين گونه پيوند رسيدن به لذت جنسي است. اجازه اين نوع ازدواج را محمد زماني صادر كرد كه در وضعيت جنگی خودش و ساير همراهانش به زنانشان دسترسي نداشتند، در اين جا يك عده از همراهانش به نزد او آمدند و اين مسئله را مطرح كردند كه با نيازهاي جنسي شان چه بايد بكنند.
و محمد در آن جا اجازه ازدواج موقت را داد. در آن زمان مردان در هنگام مسافرت نیز از اين نوع ازدواج براي ارضاي جنسي خود استفاده مي كردند (در مقابل پرداخت پول به زن) كه امروز در بين شيعيان هنوز مرسوم است.
نكته مهمي كه در ارتباط با اسلام بايد يادآور شد اين است كه درست است كه اسلام با لـذت جنسي مخالفتي ندارد ولي اين ارضاي غرايز جنسي بايد در كــادر قوانين قــرآن و فقه انجام شود. بايد گفت اين كادر تفاوت زيادي بين زن و مرد قائـل مي شود.
نبايد فراموش كرد كه اگر اين قوانين دست و پاي مردان را تا حد زيادي باز مي گذارد براي زنان بسيار سخت گیر و محدود كننده است بدين ترتيب زن تنها يك شوهر بيشتر نمي تواند داشته باشد در حالي كه همان طور كه مي دانيم مردها مي توانند تا چهار زن و بي نهايت صيغــه داشته باشند و رابطه جنسي با كنيزان هم مجاز است.
براي اين كه اين تفاوت را بهتر درک كنيم در اينجا به بررسي تصويريی که در اسلام از زن و Sexualite او وجود دارد مي پردازيم:
زن و Sexualite او در اســلام
يكي از صفات اساسي كه اسلام براي زن قائـل مي شود فتنه و فتنه گری است. در اسلام زن به عنوان عاملي محسوب مي شود كه مي تواند باعث به هم ريختگی و آشوب نظم اجتماعي شود. براي اين مسئـله دو دليل مي توان مطرح كرد: اول به خاطر تمايلي كه نسبت به خود در مردها ايجاد مي كند و اين احتمال مي رود كه باعث شود مسائـل جنسي از كادر اسلام خارج شود و مردان مسلمان را از پرستش خدا باز دارد.
اين مسئله باعث شده كه در بعضي از منابع اسلامي، زن را با شيطان مقايسه كنند در اين راستا حديثي از محمد است كه نقل مي كند: "محال است يك زن و مرد نامحرم با هم تنها باشند و شيطان در آن جا حضور به هم نرساند."
غير از ميلي كه زن در مرد ايجاد مي كند، دومين عامل كه او را تبديل به موجودي خطرناك مي كند مسـئـله ميل جنسي خود زن است، در بيشتر روايات اسلامي انرژي جنسي زيادي به زن نسبت داده مي شود انرژی كه از مرد به مراتب بالاتر است.
حديثي از علي است كه مي گويد: "خداوند قادر مطلق زماني كه ميل جنسي را آفريد آن را به ده قسمت تقسيم كرد نه قسمت از آن را به زن و يك قسمتش را به مرد داد."
در فرهنگ اسلامي داستان هاي زيادي است كه به اين انرژي زن اشاره مي كند.
يكي از دلايل اصلي قوانين مشكل و دست و پاگيري كه اسلام براي زنان قائـل شده است، در جهت كنترل تمايلات جنسي آنان و تاثيري است كه اين تمايلات بر جامعه اسلامي مي تواند بگذارد.
قرآن به مردان اين گونه توصيه مي كند: "زنانتان را كه احتمال ارتكاب خيانت را در آن ها مي بينيد تنبيه كنيد، آن ها را در اتاق های تنها طرد كنيد، كتكشان بزنيد ولي اگر از شما اطاعت مي كنند با آن ها دعوا مكنيد.( نساء 34 )
Saadaoui (ساعادويي) نویسنده معاصر مصری سه دليل براي حبس كردن زن در خانه عنوان مي كند: 1ـ بدين ترتيب وفاداري زن تضمين مي شود زيرا مرد دیگری را ملاقات نمي كند.
2ـ بدين گونه زن خود را تمام و كمال در اختيار شوهر و فرزندانش قرار مي دهد.
3ـ مرد از خطر وجود زن در اجتماع و عشوه گري هايش در امان مي ماند.
زن و ترس از قدرتي كه جذبه جنسي او به او مي دهد يكي از عواملي است كه به ما كمك مي كند قوانين و چهارچوبي كه اسلام براي روابط خانوادگي و اجتماعي زن و مرد مطرح كرده بهتر درك كنيم. اين قوانين در جهت خنثی كردن اين قدرت كه مي تواند مخرب جامعه اسلامي باشد، مي باشد. قدرتي كه مي تواند اراده مرد را از او سلب كند و او را تبديل به موجودي منفعل و مطيع كند.
حديثي از محمد است كه می گويد: "بعد از وفاتم دو خطر جامعه اسلامي را تهديد مي كند، كفار از بيرون و زنان از درون"
حديث ديگری از محمد كه باز ترس از اين قدرت را به ما نشان مي دهد: "روزي محمد در خيابان زني ديد، بنابر اين به خانه ي زنش زينب آمد و با او جماع كرد سپس از خانه بيرون آمد و چنين گفت: وقتي زني به شما نزديك مي شود در حقيقت شيطان است كه به شما نزديك مي شود. اگر يكي از شما زني ديد و از او خوششش آمد به خانه اش بيايد و با همسرش جماع كند."
خطرناك ترين زن در اين جا زني است كه تجربه جنسي داشته است. اوست كه بيش از همه در مقابل محروميت هاي جنسي بي طاقت است به عنوان مثال زني كه شوهرش براي مدتي غايب است، به عنوان خطري براي مردان به حساب مي آيد.
"هيچ گاه به ملاقات زناني كه شوهرانشان را نمي بينند نرويد زيرا شيطان به شما غلبه مي كند و در رگ هاي شما مثل خون جاري مي شود."
به عقيده فاطمــه مرنيــسي جامعه شناس مراكشـي در جوامـع اسلامــي به دو تـئـوري در ارتباط با Sexualite بر مي خوريم:
1ـ تـئوري آشكار Explicite: تئوري ای است كه طبق آن مرد داراي Sexualite فعال و خشن است در حالي كه زن داراي Sexualite منفعل و خود آزار مي باشد.
اين تئوري پايه اش تضاد دو جنس زن و مرد است و اين كه به آن ها به عنوان دو موجود مكمل نگاه مي كند.
شخصيت اصلي مرد به گونه ای است كه به او نقش شكارچي مي دهد و از او موجودي مي سازد كه دوست دارد جنس مخالف را به چنگ آورد و بر او برتري داشته باشد.
زن درست نقطه مقابل است، موجودي است كه دوست دارد به دستش بياورند و مطيع و زير سلطه باشد. در نتيجه تنها كاري كه براي به دست آوردن جنس مخالف مي تواند بكند به معرض در آوردن خود و انتظار كشيدن لحظه اي است كه مردي كه خواهان اوست او را به تصرف در آورد. طبق اين ايده، زن تنها در اين منفعل بودن و زير سلطه بودن است كه احساس لذت مي كند. همان طور كه گفتيم اين تئـوري به مرد نقش شكارچي و به زن نقش طعمه را مي دهد.
نمونه این طرز تلقی را در آثار مرتضی مطهری مشاهده می کنیم:
"طبیعت مرد را مظهر طلب و عشق و تقاضا و زن را مظهر مطلوب بودن آفریده است. زن را گل و مرد را بلبل، زن را شمع و مرد را پروانه قرار داده است... مرد می خواهد شخص زن را تصاحب کند و در اختیار بگیرد و زن می خواهد دل مرد را مسخر کند... مرد می خواهد از بالای سر زن بر او مسلط شود، مرد می خواهد زن را بگیرد و زن می خواهد او را بگیرند." (نظام حقوق زن در اسلام)
2- تئـوري نهان (نهفته) كه بيشتر در ناخودآگاه اسلامي به ميزان زيادي سركوب شده Sexualite زن را فعال تلقي مي كند و اين طور عنوان مي كند كه يكي از اهداف اصلي تمدن كنترل كردن اين Sexualite فعال است كه به زن قدرتي مخرب مي دهد .
اين تئوري در افكار و نوشته هاي غزالي به چشم مي خورد، اين نگرش به زن نقش شكارچي و به مرد نقش قرباني منفعل را مي دهد.
اين دو تئـوري يك نقطه مشترك دارند و آن توافق هر دو روي قدرت زن در مغلوب كردن مرد است و آن نه از طريق زور بلكه از طريق نيرنگ.
بر خلاف تئـوري آشكار كه زن و مرد را نقطه متضاد مي داند تئوري "نـــهــان" معتقد است كه زن و مرد شباهت ها ي جنسي زيادي با هم دارند، از نظر غزالي زن و مرد داراي يك نوع سلول جنسي واحد هستند كه آن را "مـــاء" مي نامند و بچه را محصول هر دو سلول جنسي مي داند. غزالي انزال را نه تنها براي مرد بلكه براي زن هم قائل مي شود . تفاوت زن و مرد از لحاظ جنسي براي او بيشتر در سطح ريتم و سرعت رسيدن به انزال است كه در زن بسيار آرام تر از مرد صورت مي گيرد.
تفاوت فيزيكي بين دو جنس يكي از علت هايي است كه ممكن است باعث عدم هماهنگي آن ها در روابط جنسي شود، بدين گونه كه ممكن است مرد سريع تر از زن به انزال رسد.
"در حقيقت خيلي اوقات انزال زن در روابط جنسي به تعويق مي افتد و به جاي تسكين جنسي باعث تشديد تحريك جنسي او مي شود، از طرفي اين مسئـله كه مرد خيلي زود به هم آغوشي خاتمه دهد مي تواند براي زن سرخوردگي به همراه آورد."
به عقيده غزالي خواسته ها و اميال جنسي زن بسيار قابل ملاحظه است و لازم است كه مرد بتواند اين احتياجات را ارضاء كند، "زيرا وظيفه مرد است كه زن با تقوا باقي بماند در مجموع بهتر است كه مرد رابطه جنسي خود را با همسرش، بر اساس نيازهاي او كاهش و يا افزايش دهد و اين در جهت اين است كه زن با تقوا باقي بماند."
تئوري غزالي ارتباط مستقيمي بين تقواي زن و نظم اجتماعي مي بيند و به خاطر همين است كه اين قدر به روي ضرورت ارضاي جنسي زن توسط شوهر تاكيد مي كند به نظر او اگر زن به شوهرش اكتفا كند و با جذب مردان ديگر فتنه بر پا نكند نظم اجتماعي بر قرار خواهد ماند.
تمايلات جنسي زن و ترسي كه اين مسئله در غزالي ايجاد مي كند او را به اين نتيجه مي رساند كه اعتراف كند چقدر براي يك مرد ارضاي جنسي يک زن كار مشكلي است.
"اگر علما هيچ وقت احتياجات زن را در زمينه همخوابگي مشخص نكرده اند به خاطر اين است كه اين كار بسيار مشكل است."
در ادامه مطرح مي كند كه يك مرد تا آن جا كه مي تواند و برايش ممكن است بايد با زنانش رابطه جنسي بر قرار كند چون تعداد زن هاي مجاز در اسلام چهار تا است؛ او ناچار است حداقل چهار روز يك بار را براي هر زن حساب كند. در اينجا متوجه اين تضاد در غزالي و در قوانين اسلام مي شويم كه از يك طرف به مرد اجازه روابط جنسي متعدد با افراد متعدد را مي دهد و از طرفي ديگر اين را لازم مي بيند كه براي اين كه جامعه اسلامي نظمش به هم نخورد غريزه جنسي زن را نيز ارضا كند، ولي چون عملاّ مي داند كه اين كار با توجه به قوانين نابرابر اسلام در قبال زن و مرد غير ممكن است در نتيجه قوانين سختي را براي زن و زندگي اجتماعي او و روش لباس پوشيدن و غيره تحميل مي كند تا بدين طريق نظم جامعه اسلامي تضمین شود.
يكي از چيزهايي كه غزالي بر آن تاكيد مي كند نوازش قبل از رابطه جنسي است، او به اهميتي كه اين مسـئله براي ارضا جنسي زن دارد اشاره مي كند و آن را يكي از وظايف مرد مسلمان به شمار مي آورد و حديث زير را در اين ارتباط نقل مي كند:
"پیامبر گفت: هيچ كدام از شما مثل حيوانات خودش را روي همسرش نياندازد، بلكه پيش از آن پيامي بين آن ها رد و بدل شود، از او پرسيدند: اين پيام چيست؟ پاسخ داد: بوسه و كلام محبت آميز.
حديث ديگری كه در حين ارتباط از محمد نقل مي كنند به شرح زير است: "مرد نبايد پيش از اعمال زير با زنش همخوابگی كند: كلمات مهر آميز، نوازش، در كنارش دراز كشيدن، بدين صورت او نيز نيازهايش را بر آورده خواهد كرد."
همان طور كه گفتيم تمام اين ها براي كاستن خطري است كه زن براي جامعه اسلامي دارد.
حديث زير در اين ارتباط از محمد نقل مي كند: "بعد از مرگم هيچ خطري را بيش از زن ها براي مردها نمي بينم."
اگر بخواهيم مقايسه كوتاهي بين اسلام و مسيحيت در اين ارتباط كنيم نكته مهمي كه بايد عنوان كنيم اين است كه در مسيحيت غربي اين خود غريزه جنسي است كه مورد حمله قرار مي گيرد و غريزه جنسي به صورت غريزه ي حيواني تبديل مي شود، اسلام راهي كاملاّ متفاوت را انتخاب كرده، اين غريزه جنسي نيست كه مورد حمله قرار مي گيرد بلكه اين زن است كه عامل فتنه است و در نتيجه تجسمي از هرج و مرج است و قدرتي مخرب در خود دارد.
مشاهده مي كنيم كه در تئـوري اسلامي غريزه به حالت خالصش انرژي است كه مي تواند در جهت سازنده، در جهت الهي و جامعه اسلامي، استفاده شود اگر كه مطابق با قانون باشد.
خود غريزه جنسي نيست كه خطرناک است بر عكس اين غريزه سه كاربرد مثبت و حياتي دارد: 1ـ به مسلمان اجازه ادامه بقا مي دهد.
2ـ به عنوان وسيله اي است كه مسلمان مي تواند با آن از نعماتي كه در بهشت خدا وعده داده آشنا شود و اين باعث مي شود كه قوانين اسلام را اجرا كند.
3ـ سومين كاربرد اين كه طبق آن چه غزالي مي گويد ارضاي غريزه جنسي براي اين كه انرژي انسان به كارهاي دیگر منعكس شود لازم است.
" روح و جان خيلي سريع از انجام وظيفه خسته مي شود، زيرا كه اين وظایـف ضد طبيعت او هستند ولي اگر گاه گداري بتواند با لذتي خستگي خود را بيرون آورد براي كار و انجام وظيفه نيرو پيدا مي كند. همراهي و مقاربت با زنان حالت آرامش و بيرون كردن خستگی و استراحت قلبي را به همراه دارد، مهم است كه جان انسان با روش هايي كه مذهب به او اجازه داده استراحت كند."
ادامه دارد
*****************************************************************************
|
مقالهای كه در زير مشاهده می كنيد، چكيدهای از كاری تحقيقی و بخشی از پايان نامه تحصيلی نويسنده آن می باشد كه در سال 1997 ميلادی انجام پذيرفته است و هدف آن مقايسه طرز تلقی و نگرش ايرانی ها و بلژيكی ها در زمينه مسائل جنسی است. دو هدف اصلی از اين تحقيق، يكی بررسی تاثير فرهنگ و ديگری مطالعهی نتايج مهاجرت در اين طرز تلقی ها بوده است. به همين جهت به مطالعه سه گروه پرداختيم: "ايرانيان ايران"، "ايرانيان بلژيك" و "بلژيكی ها". پرسشنامه ما، پرسشنامهای گزينهای بود و در مورد مسائل زير سوالاتی در آن مطرح شده بود:
1- صحبت در مورد مسائل جنسی؛ 2- تصوير سه گروه از مسائل جنسی؛ 3- سوالات در زمينه زندگی جنسی خود افراد؛ 4- رابطه بين عشق و مسائل جنسی از ديدگاه سه گروه.
بايد گفت از همان ابتدا احتمال می داديم كار ما به خاطر موضوعش، با يك سری مشكلات موجه شود. مشكلاتی كه میتوانستند مانع جمع آوری درست و كامل اطلاعات شوند. به همين دليل و برای اين كه اشخاص با اطمينان به اين كه هويتشان ناشناس باقی خواهد ماند، به پرسشنامه پاسخ گويند، تمبر و پاكت در اختيارشان گذاشته از ايشان خواستيم پرسشنامه را به آدرس ما در بلژيك پست كنند. البته ريسكی كه اين كار برای ما در برداشت، اين بود كه افراد می توانستند از باز پس فرستادن پرسشنامه خودداری كنند. با این حال از حدود 100 پرسشنامه بخش شده در تهران، ما 63 پرسشنامه دریافت كردیم. در مورد دو گروه دیگر نیز ("ایرانیان بلژیك" و "بلژیكیها") با مشكلی جدی در این زمینه روبرو نشدیم.
ما توانستیم در مجموع 143 پرسشنامه دریافت كنیم كه در بین آن ها 40 نفر بلژیكی، 40 نفر ایرانی ِ بلژیك و 63 نفر ایرانی ِ ایران را در بر می گیرد. سن اكثریت افراد نمونه ما بین 20-40 سال بود. در مورد سطح تحصیلات باید گفت كه در هر سه گروه حدود نیمی از آن ها تحصیلاتی بیش از دیپلم داشتند.
نكته قابل ذكر این كه برای آنالیز داده ها از روشهای آماری (آنالیز واریانس و آزمون میانگین) و برنامهای كامپیوتری (spss) استفاده كردیم.
در این جا به طرح این نتایج آماری و سپس به بررسی آن ها می پردازیم.
1- صحبت در زمینه ی مسائل جنسی
نتایج این بخش به ما نشان می دهد تعداد بلژیكی هایی كه در ارتباط با مسائل جنسی با اطرافیانشان صحبت می كنند بسیار بیش از ایرانیان می باشد. در جواب به سوال "آیا در مورد مسائل جنسی خود با دیگران صحبت می كنید؟" 54% "ایرانیان ِ ایران" به این سوال پاسخ مثبت دادهاند. هر چند این درصد در مقایسه با آن چه ما انتظار داشتیم رقم بالایی است، ولی در مقایسه با بلژیكی هایی كه به این سوال پاسخ مثبت دادهاند (80%) بسیار كمتر است و از لحاظ آماری تفاوت دو گروه معنی دار است.
افرادی كه به این سوال پاسخ مثبت دادهاند، (چه بلژیكی ها چه ایرانی ها) خیلی به ندرت (و در مورد ایرانی ها بیشتر موارد هیچگاه) با اعضای خانواده شان درمورد مسائل جنسی صحبت می كنند. تعداد بلژیكی هایی كه با مادرشان در این زمینه گفتگو می كنند، بیش از ایرانی هاست. حدود 40% بلژیكی ها (هر چند به ندرت) با مادرانشان در این مورد صحبت می كنند.
در مورد گفتگو با پدر باید گفت در هر سه گروه ("ایرانیان ِ بلژیك"، "ایرانیان ِ ایران" و "بلژیكیها")، بین 80 تا 100% از كسانی كه به پرسشنامه ما پاسخ گفتهاند، هرگز با پدرانشان در این موارد به بحث ننشستهاند. به عنوان نمونه در بین زنان ایرانی ِ مقیم بلژیك حتی یك نفر هم در مورد مسائل جنسی با پدرش سخن نگفته است.
نكتهی دیگر این كه شمار بلژیكیهایی كه با دوستان همجنس و همین طور غیر ِ همجنس در مورد مسائل جنسی سخن میگویند، از دو گروه دیگر بسیار بیشتر است. خصوصا در رابطه با دوستان جنس مخالف، اختلاف آن ها با ایرانیان فاحش میشود: 72% "ایرانیان ِ ایران" هرگز با دوست جنس مخالف در مورد مسائل جنسی گفتگو نكردهاند در صورتی كه این رقم در مورد “بلژیكیها” درست برعكس میباشد. بدین مفهوم كه نزدیك به 70% “بلژیكیها” با دوستان جنس مخالف خود در این زمینه سخن گفتهاند.
در رابطه با "گفتگو با همسر" نیز همان طور كه انتظار میرود، تفاوت بین ایرانیها و “بلژیکیها” از نظر آماری بسیار معنی دار است. به این مفهوم كه تعداد "بلژیكیهایی" كه با همسرانشان در این ارتباط صحبت میكنند از ایرانیان دو گروه بیشتر است.
در مورد ایرانیهای بلژیك باید گفت، مردهای ایرانی كه با جنس مخالف در این زمینه گفتگو میكنند تعدادشان بسیار بیش از زنهای ایرانی مقیم بلژیك است: 87% زنهای ایرانی بلژیك، هرگز با دوست جنس مخالف در زمینهی مسائل جنسی سخن نگفتهاند، در صورتی كه 63% مردهای ایرانی بلژیك اظهار میدارند كه برایشان پیش آمده با دوست جنس مخالف در این باره به گفتگو بپردازند. با این وجود، نكتهی قابل توجه در این مورد این است كه خود مسائل جنسی، برای هر سه گروه، موضوعی جالب برای گفتگو است. باید گفت زنان ایران خود را بیش از مردان ایران به موضوع مسائل جنسی علاقهمند نشان میدهند. نكتهی دیگر كه از تحقیق ما بر میآید این است كه ایرانیها بیش از “بلژیكیها” در بحث در مورد مسائل جنسی احساس معذب بودن میكنند: 67% “بلژیكیها” خود را در هنگام گفتگو در این موارد كاملا راحت احساس میكنند. در حالی كه اغلب ایرانیها (بیش از 75% )در این گفتگوها معذب هستند.
همچنین اكثریت "ایرانیان ِ ایران" عنوان میكنند كه هیچگاه در كودكیشان در مورد مسائل جنسی با آن ها سخن گفته نشده است كه بار ديگر در این جا نیز تفاوت این گروه با “بلژیكیها” از لحاظ آماری تفاوتی معنی دار است.
2- برخورد سه گروه در ارتباط با بعضی رفتارهای جنسی
الف) خودارضایی:
اكثریت قریب به اتفاق "ایرانیان ِ ایران" خودارضایی را به شدت یك "انحراف اخلاقی" قلمداد میكنند. (89% زنان و 70% مردان) در صورتی كه "بلژیكیها" به ندرت با چنین نظری موافق هستند (4.7%). در مورد "ایرانیان بلژیك" باید گفت كه در بین دو گروه دیگر قرار دارند. یعنی هر چند تعداد كسانی كه در این گروه خودارضایی را انحرافی اخلاقی میدانند به مراتب كمتر از "ایرانیان ِ ایران" است ولی باز به میزان “بلژیكیها” نمیرسد (تفاوت "ایرانیان بلژیك" با دو گروه دیگر معنی دار است). مسئلهای كه در مورد "ایرانیان ایران"، در ارتباط با جواب به این سوال نظر ما را به خود جلب كرد این است كه اعتقاد و یا عدم اعتقاد مذهبی هیچ تاثیری روی نوع جواب این افراد نداشته است. نكتهای كه نشان میدهد این مسئله بیشتر جنبهی فرهنگی دارد تا ایدئولوژیك.
بیشتر از نیمی از "ایرانیان ایران" خود ارضایی را برای سلامت روح و روان مضر میدانند (%54زنان و %60مردان) در حالی كه این مسئله در بین "بلژیكی ها"(10%مردان و 5%زنان) و "ایرانیهای بلژیك (25%مردان و 5%زنان) به مراتب كمتر مشاهده میشود.(نمودار 1)

نمودار 1: آیا خودارضایی برای جسم و روان مضر است؟
نكتهای كه در مورد زنان ایرانی مقیم بلژیك قابل توجه است، درصد تقریبا بالای جواب "نمیدانم" به این سوال می باشد. (52% ).( نمودار 2)

نمودار 2: آیا خودارضایی برای جسم و روان مضر است؟
در این باره میتوان دو فرض متفاوت ارائه داد: از یك سو میتوان چنین نتیجه گرفت كه زنان ایرانی بلژیک، باورهای فرهنگ ایران در این مورد را ترك كردهاند ولی هنوز باورهای جامعهی جدید را نپذیرفتهاند. از سوی دیگر همچنین میتوان فرض كرد که این زنان، به عدم اطلاع كافی خود در این زمینه پی برده اند. زیرا دادههای فرهنگی را در مورد مسئلهای که به حوزهی پزشكی و علمی مربوط میشود را كافی نمیدانند.
ب) روابط جنسی خارج از ازدواج:
ما مسئلهی روابط جنسی قبل از ازدواج را در دو سوال و به دو گونهی متفاوت مطرح كردهایم: سوال اول مشخصا در مورد مسئلهی بكارت میباشد: در پاسخ به این سوال، تفاوتی عمده بین سه گروه به چشم میخورد: اكثر قریب به اتفاق "ایرانیان ایران" (81% ) به لزوم بكارت دختر در هنگام ازدواج اصرار میورزند. در صورتی كه 97% “بلژیكیها” و 87% ایرانیان بلژیك، با این مسئله مخالفند. پاسخ به این سوال، به ویژه تاثیر مهاجرت را بر روی دید افراد در مورد مسئلهی بكارت نشان میدهد.
اما در پاسخ به سئوال زیر: "نظرتان در مورد روابط جنسی قبل از ازدواج چیست؟"، در مورد "ایرانیان ایران" متوجه میشویم كه عامل جنسیت در پاسخ به آن تعیین كننده است و تفاوت پاسخهای زنان و مردان از لحاظ آماری معنی دار است.
حدود 60% زنان ایران كاملا با روابط جنسی قبل از ازدواج مخالفند. (جواب بقیه نیز بیشتر گرایش به منفی دارد) در حالی كه تنها 15% مردان ایران با این مسئله مخالفند. اگر پاسخ این سوال را با سوال بكارت مقایسه كنیم، میبینیم پاسخ زنان در هر دو سوال در یك جهت است: آن ها معتقد به حفظ بكارت تا قبل از ازدواج و نیز مخالف روابط جنسی پیش از ازدواج میباشند. در حالی كه مردان ایران كه با اكثریت قریب به اتفاق طرفدار حفظ بكارت هستند، با روابط جنسی قبل از ازدواج چندان مخالفتی ندارند. از این پاسخ مردان و تفاوتی كه با جوابشان به سوال قبلی مشاهده میشود، میتوان نتیجه گرفت كه احتمالا فقط با رابطهی جنسی دختران پیش از ازدواج است كه مخالفند و با روابط جنسی پیش از ازدواج مردان مخالفتی ندارند. یا این كه روابط جنسی را تا حدی كه به بكارت زن آسیب نرساند، مجاز میدانند.
در مورد" اهمیت مسئلهی وفاداری در زندگی زناشویی" باید بگوییم هر سه گروه پاسخهایشان در یك جهت است. به این مفهوم كه 88% "ایرانیان ایران"، 83% "ایرانیان بلژیك" و 67% "بلژیكیها" معتقد به اهمیت وفاداری برای خوشبختی در زندگی زناشویی میباشند.
ج) اهمیت عمل دخول در روابط جنسی:
برای درك اهمیتی كه سه گروه برای عمل دخول در رابطه جنسی قائلند، ما نظر ایشان را در مورد دو جمله مختلف در پرسشنامه جویا شدیم:
1-"عشقبازی بدون عمل دخول برای مرد سرخوردگی به همراه می آورد." باید گفت كه اغلب "بلژیكی ها"، "ایرانی های بلژیك" و" زنان ایران "، با این جمله موافقت خود را اعلام كردهاند. یعنی به اهمیت دخول در رابطه با مرد تاكید می ورزند. اما پاسخی كه در این مرحله از تحقیقمان به نظر ما در برخورد اول كمی عجیب آمد، درصد مردان مقیم ایران بود كه با این جمله مخالف بودند. در حقیقت تنها 30% مردان ایران معتقدند كه عشقبازی بدون عمل دخول برای مرد سرخوردگی به همراه می آورد. در حالی كه 70%ایشان خلاف آن را می گویند. ( نمودار 3 و نمودار4)

نمودار 3: عشق بازی بدون عمل دخول برای مرد سرخوردگی به همراه می آورد

نمودار 4: عشق بازی بدون عمل دخول برای مرد سرخوردگی به همراه می آورد
می توان یكی از دلایل عمده این نوع جواب را، محدودیت هایی كه در ایران در برقراری كامل رابطه جنسی در بعضی شرایط وجود دارد فرض كرد. از جمله مسئله اهمیت حفظ بكارت زن و سایر محدودیت هایی كه باعث می شود جوانان از روش های دیگری كه عمل دخول را در بر نمی گیرد برای تسكین امیال جنسی خود، استفاده كنند. فستینگر(FESTINGER) معتقد است كه انسان ها در بعضی شرایط سعی می كنند، طرز تلقی و منش خود را با رفتاری كه دارند، منطبق كنند. به عبارتی، این طرز تلقی كه در مردهای ایران در جواب به این سوال به چشم می خورد، در جهت انطباق با شرایط محدود كننده ایران است و باعث می شود كه كمتر احساس سرخوردگی كنند.
2- "عشقبازی بدون عمل دخول برای زن سرخوردگی به همراه می آورد." پاسخ ها به این سوال نمایانگر این است كه "بلژیكی ها" اهمیت بیشتری به عمل دخول برای ارضا زن قائلند. (62% مردان و 52% زنان بلژیكی با این عقیده موافقند.) در صورتی كه تنها 35% زنان و 42% مردان ایران معتقدند كه عشقبازی بدون عمل دخول برای زن سرخوردگی به همراه می آورد. زنان ایرانی ِ بلژیك هم با درصدی تقریبا برابر با زنان ایران، به این معتقدند كه عمل دخول اهمیت زیادی در رابطه جنسی برای زنان ندارد.(نمودار 5)

نمودار 5: عشقبازی بدون عمل دخول برای زن سرخوردگی به همراه می آورد.
در حالی كه پاسخ مردان ایرانی ِ بلژیك به مردان بلژیك، یعنی در جهت اهمیت عمل دخول برای زن، نزدیک می باشد. (نمودار 6)

نمودار 6: عشقبازی بدون عمل دخول برای زن سرخوردگی به همراه می آورد.
نکته ای که در این جا قابل تعمق است، تفاوت بین پاسخ زنان و مردان ایرانی ِ بلژیک است. در صورتی که در ایرانیان ِ ایران تفاوت عمده ای بین زنان و مردان مشاهده نمی کنیم. این جواب ها نشانگر این است که مردان ایرانی ِ بلژیک گروه ما اهمیت بیشتری برای پدیده ی دخول در ارضای جنسی زن قائلند و این در حالی است که جواب های زنان ِ ایرانی بلژیک تقریبا به جواب زنان ایران نزدیک است. (نمودار7)

نمودار 7: عشقبازی بدون عمل دخول برای زن سرخوردگی به همراه می آورد.
د) نیاز جنسی زن و مرداز لحاظ كمی:
سوالاتی كه در این ارتباط در پرسشنامه گنجاندیم و همین طور نتایج آن ها به شرح زیر است:
1- "احتیاجات جنسی مرد را از لحاظ كمی چگونه تخمین می زنید؟" 73% مردان بلژیکی، نیازهای جنسی مرد را بیش از یک بار در هفته تخمین می زنند؛ که تفاوتشان با مردان ایران از لحاظ آماری معنی دار می شود. زیرا تنها 39% مردان ِ ایران این میزان نیاز جنسی را برای مردها قائلند. بیشترین جوابی که مردان ایران به این سوال می دهند "یک بار در هفته"است.(50%)
مردان ایرانی ِ بلژیک، جوابشان به پاسخ های مردان بلژیک نزدیک تر است: یعنی 60% آن ها نیاز جنسی بیش از یک بار در هفته برای مرد قائلند. ولی تفاوتی که با مردان بلژیکی پیدا می کنند، این است که بیشترین پاسخ مردان بلژِیکی "یک بار در روز" است(45%). در صورتی که بیشترین جواب آن ها به این سوال، "سه بار در هفته" است.(45%). یعنی به عبارتی، مردان ایرانی بلژیک بین دو گروه مردان دیگر قرار می گیرند.
پاسخ زنان سه گروه به این سوال شباهت هایی به هم دارد: تقریبا یک سوم زنان سه گروه، از نیازهای جنسی مرد از لحاظ کمی،اظهار بی اطلاعی می کنند. به عبارتی پاسخ "نمی دانم" را بر می گزینند.
تفاوتی که بین زنان بلژیکی با زنان ایرانی دو گروه وجود دارد این است که 60% این زن ها نیاز جنسی بیش از یک بار در هفته برای مردان قائلند. رقمی که در زنان دو گروه دیگر 40% است.
2-"احتیاجات جنسی زن را از لحاظ كمی چگونه تخمین می زنید؟" در پاسخ به این سوال نیز می بینیم مردان بلژیكی تفاوتشان با دو گروه مردان ایرانی از لحاظ آماری معنی دار است. به این مفهوم كه حدود 60% مردان بلژیكی نیاز جنسی زن را بیش از یك بار در هفته تخمین می زنند. در حالی كه تنها 20% مردان ایران و 30% مردان ایرانی بلژیك با این تخمین موافقند. پاسخ زنان سه گروه هم در همین جهت است. یعنی تخمین زنان بلژیكی از نیاز جنسی زن بیش از یك بار در هفته است (55%). رقم زنان ایرانی که نیاز جنسی بیش از یک بار در هفته را برای زنان قائلند، از زنان بلژیکی پایین تر است. (38% زنان ایران و 21% زنان ایرانی بلژیک)
درصدی از زنان ایرانی نیز این نیاز را "یک بار در ماه" اعلام می کنند. (14% زنان ایران و 10% زنان ایرانی بلژیک) در صورتی كه در گروه زنان بلژیک به هیچ وجه جواب "یک بار در ماه" را مشاهده نمی کنیم.
ر) اهمیت تمایل جنسی متقابل:
یكی از فاكتورهایی كه ما به وسیله این پرسشنامه می خواستیم بررسی كنیم، اهمیتی است كه اشخاص به متقابل بودن تمایل جنسی در بین طرفین قائل هستند. دراین جهت سوالی به شكل زیر مطرح كردیم: -"در رابطه یك زوج لحظاتی است كه تنها یكی از زوجین خواستار برقراری رابطه جنسی است. آیا به نظر شما دیگری باید به این درخواست پاسخ مثبت دهد؟"
در پاسخ به این سوال هم تفاوت های فاحشی بین سه گروه به چشم می خورد: در حالی كه فقط 4% مردان بلژیكی با این جمله موافقند، 55% مردان ایران معتقدند كه خواست تنها یكی از زوجین باید پاسخ مثبت طرف مقابل را به همراه داشته باشد.
هیچ کدام از مردان ایران به این سوال پاسخ منفی نداده اند. مردان ایرانی ِ بلژیك بین این دو گروه قرار دارند (35% موافق). هر چند تفاوتشان با بلژیكی ها همچنان از لحاظ آماری معنی دار باقی می ماند.(نمودار 8)

نمودار8: "در رابطه یك زوج لحظاتی است كه تنها یكی از زوجین خواستار برقراری رابطه جنسی است . آیا به نظر شما دیگری باید به این در خواست پاسخ مثبت دهد؟"
هنگامی كه به مقایسه زنان ایران با زنان بلژیكی می پردازیم، همین تفاوت را بین آن ها هم مشاهده می كنیم. (هر چند درصد زنان ایران كه به این سوال پاسخ مثبت دادهاند كمتر از مردان این گروه است [35%] ) در مورد زنان ایرانی ِ بلژیك نكته ی جالب توجه این است كه حتی یك نفر هم به این سوال پاسخ مثبت نداده است. یعنی هیچ كدام از زنان گروه “ایرانیان ِ بلژیك” با این كه خواست تنها یكی از زوجین باید جواب مثبت دیگری را به همراه بیاورد موافق نیستند. (نمودار 9) در بخش تحلیل نتایج، به علت های احتمالی این پاسخ اشاره خواهیم كرد.

نمودار9 -"در رابطه یك زوج لحظاتی است كه تنها یكی از زوجین خواستار برقراری رابطه جنسی است . آیا به نظر شما دیگری باید به این در خواست پاسخ مثبت دهد ؟"
از نكاتی كه سه گروه در آن ها با هم اتفاق نظر دارند، می توان از اهمیت نوازش قبل از رابطه جنسی نام برد و نیز این نكته كه برای رسیدن به لذت جنسی در یك رابطه، همه چیز مجاز نیست و بعضی اعمال است كه باید از انجام آن خودداری كرد.
اما تفاوتی كه بین سه گروه در پاسخشان به این سوال وجود دارد دلایلی است كه عنوان می كنند: هر چند عنوان دلایل "بهداشتی" و "اخلاقی" در هر سه گروه مشترك است، ولی بخشی از گروه ایرانیان ِ ایران دلایل مذهبی را نیز عنوان می كنند. 40% مردان و 30% زنان ایران دلایل مذهبی را نیز به عنوان عاملی که باعث می شود همه چیز در رابطه جنسی مجاز نباشد را مطرح می کنند؛ چیزی كه در دو گروه دیگر انگشت شمار است. این شمار هر چند خیلی بزرگ نیستند، ولی در مقایسه با دو گروه دیگر معنی دار به حساب می آید.
نكتهای كه در مورد ایرانیان ِ بلژیك جالب است، اهمیتی است كه به جنبه روانی مسئله می دهند: یعنی 70% ایرانیان بلژیك دلایل روانی را نیز به عنوان عاملی كه باعث می شود هر كاری در رابطه جنسی مجاز نباشد، مطرح می كنند. (در مقابل 40% "بلژیكی" و 20% "ایرانی های ایران" كه این دلیل را عنوان كردهاند)

نمودار 10 -در صد افراد سه گروه ک
|
|
v
نوشته شده در ساعت 12:32 ب.ظ
-
ارسال به بالاترین
v
|

بازگشت به صفحه اصلی
|
|
|
آشنايی و ارتباط: |
|
نوشته های اخير: |
|
آرشيو موضوعی: |
|
آرشيو زمانی: |
|
|
Powered
By: MovableType 2.661
Hosted & Designed By:
|
|
|