«   M O R E       E F F E C T I V E       C O M M U N I C A T I O N    »

ما همگی نیاز داریم به ارتباط.. اما 4 ارتباط هتند که اولویت مهمی در زندگیمان دارند: خودمون/خدا/طبیعت/مردم                              در بحثهای آموزش ارتباط یاد میگیریم که در هر 4 تای اين موارد سربلند بشویم.
 
  v رفتار یک آدم درس خوانده امروزی با پدیده عاشورا

سه شنبه، 11 بهمن 1384

شما سالها درس خوانده اید و کتب متعدد خوانده  اید و با تکنولوژی و مدرنیته و ادبیات و موسیقی و فیلم و رایانه و ...به اندازه خودتان آشنایید.

از سوی دیگر در کشوری زندگی میکنید که هر سال مراسم سنتی عظیمی به نام حسین برگزار میشود .متوجه هستید که

  1. بسیاری در این مراسم به نحوی حضور سنتی دارند( سینه زنی و عزاداری و روضه خوانی و تکیه و حسینیه برپا کردن و خرج دادن و نهار و شام و نذر و برنج و روغن و...علم و کتل و سیاهپوش کردن در و دیوار و...) 
  2. بسیاری هم بیشتر نظاره گرند چنانکه در اکثر مراسم اطرافشان نقش خاصی ندارند.همیکه روز عاشورا بشود به احترام مردم ،لباس سیاه میپوشند و صدای نوار ماشین خود را کم میکنند و از دور به هیات ها نگاه میکنند.در مجموع مخالفتی ندارندو چه بسا اگر از دستشان بیاید برای سلامتی زن و بچه و شوهر و...کمک مالی نیز به این قبیل مراسم میکنند.
  3. گروه زیادی به ویژه این سالها نقش آمفوتر را در محیطهای سنتی بازی میکنند.یعنی در عاشورا سیاه میپوشند و نوار کویتی پور در اتومبیلشان میگذارند و در تابستان خزرشهر با یک شلوارک گل گلی آهنگ ریکی مارتین گوش میکنند و شبهای محرم در هیاتهای پاتوق مثل پالیزی و جردن/صبا به نوعی با دوست دخترها و دوست پسرهاشان ُgathering دارند...و شبهای غیر محرم هم در فرشته و جردن و ایران زمین و میلاد نور به شکار یا نهایتا حظ بصری میپردازند.همینجا بگم که اصلا این نوشته سر توهین یا نمره دادن به کسی یا فرقه ای را ندارد! من نوعی رفتارشناسی را در این نوشتار پیش گرفته ام و خودم هم از جنس همین مردم هستم و انصافا اگر تا آخر مقاله بیایید میبینید که چه سیری را دنبال میکنم.
  4. گروهی هم هستند که کلا این مسائل را متعلق به ۱۴۰۰ سال قبل میدانند و این رفتارها (روضه و تکیه و عزاداری) را نون دونی یه مشت آخوند بیسواد و مداح پررو و مردمی استحمارزده و عقب افتاده میدانند که حالا حالا ها باید این عزیزان از بد حادثه تحملشان کنند.این طیف اکثرا تحصیل کرده و خارج رفته میباشند و در شبهای محرم نیز پای ماهواره های خود نشسته اند و از اینکه کانال خوبی چون PMC برنامه های خود را ملایمتر کرده ، دلخورند!
  5. گروهی هم هستند که تحصیلات دارند، خارج را هم دیده اند ،در دوران کودکی و. نوجوانی در روضه خوانیها هم شرکت کرده اند ولی حالا به هر علت ( مطالعات پراکنده تاریخ اسلام ، دیدن رفتارهای مشمئزکننده در هیئات ، تنفر و انزجار از بعضی اهل ریا و...) توان رفتن به هیئات سنتی را ندارند. اصلا به قول یکی از دانشجویان دانشگاه تهران : از بوی پای حضار حالش بهم میخورد.به همین سادگی! شاید عده ای بگویند که سعادت عاشقی حسین را نداشته طفلک...من معتقدم که حسین بعضی عزاداران ، انصافا به جز قیمه پلو و زرشک پلو نمی ارزد! خودشون هم میدونند که ا این قضیه نباشد عمرا کسی در محفل دنیازده شان حضور نمی یابد!

حرف من برای این گروه آخر هست یعنی گروه و نسل خود من که سیستم سنتی زیاد براشئن حرفی نداره که بتونه اونا را بکشونه به هیات و....

تکلیف این نسل چیست؟ تویی که تو دلت و تفکرت از حسین خوشت میاد اما حاضر نیستی کنار کسانی به بهانه عزاداری بشینی که یا به نام حسین هر غلطی میکنند و هر لجنی در اخلاقشان از قبیل تهمت و غیبت و...وجود دارد یا ۱۰ روز فرصت گیر آورده به نام حسین عوام فریبی کند و دوباره از ۱۱ محرم برود در محل کسب خود و خون مردم را تو شیشه کند یا ارباب رجوع بدبخت را سر بدواند یا توی دادگاه به متهم بدرفتاری کند و...تو از همه این آدمها متنفری...دست خودت اصلا نیست...ابنجوری بزرگ نشدی نه احمقی که بتونن خرت کنند نه منافعی داری که بری بچری!خدائیش همینه دیگه...اما سوال من باقیست: تکلیف تو با خلوتت و حسین چیست؟

تازه میخواهم بگم که تو چه بسا خیلی هم مذهبی ۲ آتیشه نیستی و چه بسا نمازت هم گاهی قضا شده یا دو تا مهمونی مختلط هم رفته باشی و...اصلا دوست پسر یا دختر داری...خوب شد حالا؟  اما مخت نعطیل نشده..میدونی که کسی مثل حسین نماد نوعی تفکر حیرت آور در تاریخ است.

حرفم اینه که مثل تویی باید در این روزهای محرم چی کار کنه؟ کدام هیات بدرد تو میخورد؟کدام دانشمندی برای تو حرف زده است؟

درست فهمیدی! ما هیات نداریم و درست به همین خاطر است که باید کاری کنیم.باید همفکری کنیم تا این سرمایه بزرگ اندیشیدن یعنی عاشورا را از دست ندهیم.گاندی با اینکه هندو بود و اقبال لاهوری و مولوی بزرگبا اینکه اهل تسنن بودند ببین که چگونه با حسین عاشقی کرده اند پس حتما در پس نام این مرد ، اتفاقی بزرگانتظار روح تو را میکشد نه؟

سال گذشته با هماهمگی مسوولین کوی دانشگاه و مسجد کوی ، طرحی جالب را در ۶ شب دهه اول در سالنی مجهز در کوی پیاده کردیم و آن عبارت بود از ۶ شب سخنرانی با اسلاید و موسیقی خاص با ۱۵ کتاب رفرانس درباره تاریخ بی خرافه عاشورا.

اساس این برنامه را در حرم مقدس رضوی نیت کرده بودم و از ایده خرافه زدایی رهبر مملکت نیز الهام گرفته بودم.شب اول ۲۰ نفر آمدند و شب دوم ۴۰ نفر و کم کم به ۸۰-۹۰ نفر رسید و استقبال خوبی شد.

بماند که چه خیر کثیری نصیب خود من شد بلکه چقدر دانش ناب با تکنولوژی روز در اختیار دانشجویان و خانواده های ایشان قرار گرفت.چقدر بچه ها با رغبت سراغ کتب معرفی شده رفتند و از اول هم قرار ما این بود که فقط به نقل تاریخ بپردازیم که خودش باعث میشود توی یک هیئات بفهمیم که کجای کار خرافه است و کجا حقیقت دارد.اگر هم بناست دلمان بشکند نه به خاطر تیزی شمشیر باشد بلکه به خاطر روح بزرگ مردی باشد که ایستاده و با اقتدار جان داد.چنین آدمی برای گریستن نیازی به روضه فلان کس ندارد که معلوم نیست ابشخور فکریش از کجا تغذیه میشود.

امسال متاسفانه فرصتی ندارم که این برنامه را در ایام محرم برار کنم اما به لطف خدا حتما از ۱۵ اسفند به بعد ولو شده ۲-۳ شب ، جایی برای این کار پیدا میکنم.

اتفاقا چند وقت بعد از محرم با گوشهای خودم سخنرانی آقای احمد خاتمی را در باب خرافه زدایی از عاشورا در مجلس خبرگان شنیدم که برام بسیار جالب بود و بعدا از سایت بازتاب کاملش را پیدا کردم :

...ب. آسيب‌ها
آسيب‌هايى كه در اين عرصه قابل ذكر است بر دو قسم است يكى آسيب محتوائى است وديگر آسيب شكلى‏است اما آسيب‌هاى محتوايى عبارتند از:

آسيب‌هاى محتوايى‏
1. طرح يكجانبه سيماى معصومين‏
طرح يكجانبه سيماى پيامبر (ص) و معصومين(ع) در مجالس عزا و شادى اهل بيت(ع) و تنها جنبه قداست وملكوتى امامان را مطرح كردن و بس توضيح آنكه پيامبر و امامان دو جنبه دارند يكى جنبه ملكوتى كه در اين نگاه‏معصوم‏اند، علم غيب دارند، ولايت تكوينى دارند و... و ديگر جنبه مُلكى و زمينى قل انما انا بشر مثلكم ما بايددر مجالس اهل بيت هر دو بعد را مطرح كنيم و تأكيد بر بعد دوم داشته باشيم آنها الگوى زندگى‏اند جنبه‌هايى الگوئى‏زندگى اهل بيت مطرح شود اينست كه سازنده است از مناقب اهل بيت بگوئيم از انس آنها با خداوند، ارتباط صميمى‏بامردم گره گشايى از كار مردم، زهد، شجاعت و... و دهها بعد ديگر. قرآن و روايات حتى ابراز محبت به اهل بيت(ع) رامقدمه براى عمل مى‏دانند. در آيه‏اى مى‏خوانيم: قل لا اسئلكم عليه اجراً الا الموده فى القربى. بگو بر اين رسالت از شما اجرى نمى‏خواهم جز مودت‏قربى_ خمسه طيبه طاهره _ (17) در آيه ديگر مى‏خوانيم: قل ما سئلتكم من اجر فهو لكم ان اجرى الا على الله....


آنچه كه بسى مايه تأسف است آن است كه اخيراً در برخى از مجالس حتى از بعد ملكوتى امامان و مناقب‏معنوى آنان گفته نمى‏شود و صرفاً سخن از توصيف چشم و ابروى اهل بيت است همان كه مورد نقد مقام معظم‏رهبرى هم قرار گرفت: چيزديگرى كه بنده در بعضى از خوانندگان جلسات مداحى اطلاع پيدا كردم استفاده از مدح‏ها و تمجيدهاى‏بى معناست كه گاهى هم مضر است فرض كنيد راجع به حضرت اباالفضل صحبت مى‏شود بنا كنند از چشم و ابروى‏آن بزرگوار تعريف كردن مثلاً قربون چشمت بشم، مگر چشم قشنگ دردنيا كم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشمهاى‏قشنگش بوده... اينها سطح معارف دينى ما را پايين مى‏آورد معارف شيعه در اوج اعتلاست ...ارزش اباالفضل‏العباس به جهاد و فداكارى و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است، به صبر و استقامت اوست به آب نخوردن‏اوست در عين تشنگى و بر لب آب بدون اينكه شرعاً و عرفاً هيچ مانعى وجود داشته باشد.(23) بنگريد به نمونه‏هايى از اين سست مطرح كردن‌ها:
كار چشماش دلبريه‏
قد و بالاى قشنگش عجب محشريه‏
سياهه چشات جزيره دله‏
هر كس از نسل تواه چه خوشگله‏
از نگاه تو محبت مى‏باره‏
مردى از مردونگيت كم مياره‏

با اين‌كه من خوب مى‏دونم آدمى بى اصل و نسبم‏
بده اجازه‏اى خدا عشقمو نقاشى كنم‏
خوب مي شه قلب عاشقم يه طرح خوشگل مى‏زنم‏
نقش يه مرد پهلوون طرح شمايل مى‏زنم‏
به روى صفحه مى‏كشم پيشانى بلند شو
ابروهاى كمونى شو صورت آسمونى‏شو
تا كه به چشماش مى‏رسم كشيدنش چه مشكله‏
آخر چشاى يار من سياهه خيلى خوشگله‏

آيا اينها مناقب اهل بيت است آيا داشتن چشمهاى آنچنانى ارزش است يا فداكاريها و از جان گذشتگي‌ها؟و...
امامان كه اين همه تأكيد برعزادارى داشتند بر اين نكته هم تأكيد داشتند كه عزاداريها بايد جهت روشنگرانه‏افشاگرانه هدايت‏گرانه داشته باشد براى اين كار عملاً از شعراى متعهد و ارزش آنروز كه نقش مداحها و مرثيه خوانهاى‏امروز را داشتند تجليلها و تكريمها مى‏كردند.

هم اكنون هم اگر بخواهيم احيا گر عزادارى راستين و عاشورايى باشيم بايد در مجالس عزادارى هم از مقامات‏ملكوتى امامان بگوئيم وهم از مقامات مُلكى آنان! بايد از جنبه الگوئى و اسوه بودن آنها بگوئيم و نبايد به صرف ابرازعشق اكتفاء نمائيم.
***************************************************************************
2. غلو( اغراق )
ديگر آسيب طرح مسائل غلوآميز در عزاداريهاست حسين اللهى شدن! زينب اللهى شدن! و از اين رهگذر خودرا مقدس جلوه دادن قرآن كريم از غلو نهى مى‏كند. يا اهل الكتاب لا تغلوا فى دينكم و لا تقولوا على الله الا الحق.(26) اى اهل كتاب غلو در دين نكنيد و بر خدا جزحق نگوئيد. قل يااهل الكتاب لا تغلوا فى دينكم.(27) اى اهل كتاب در دينتان غلو نكنيد.

  1. پيامبر (ص) فرمود: اياكم و الغلو فى الدين فانما هلك من كان قبلكم بالغلو فى الدين.(28)             از غلو در دين بپرهيزيدگذشتگان شما با غلو در دين هلاك شدند. امامان ما شديدترين برخورد را با غلات داشتند.
  2. اميرالمؤمنين(ع) فرمود: اللهم انى برى‏ء من الغلاه كبراءه عيسى بن مريم من النصارى اللهم اخذلهم ابداً و لاتنتصر منهم احداً.(29) خدايا من از غلات بيزارم همانند بيزارى حضرت عيسى از نصارى خدايا آنها را تا هميشه خوار كن و هيچكدام‏از آنها را يارى مكن.
  3.  برخى از غلاتى را كه مدعى ربوبيت مولى على(ع) بودند سوزاند.(30)
  4.  امام صادق(ع) فرمود: احذروا على شبابكم الغلاه لا يفسدوهم فان الغلاه شر خلق الله يصغرون عظمه الله ويدع ون الربوبيه لعبادالله والله ان الغلاه اشر من اليهود و النصارى و المجوس و الذين اشركوا.(31) از جوانان خود از شر غلات برحذر باشيد مباد آنها را فاسد كنند همانند غلات بدترين بندگان خدا هستندعظمت خداوند را تحقير كرد و ادعاى خدائى براى بندگان خدا دارند بخدا قسم غلات بدتر از يهود و نصارى ومجوس و مشركان هستند.
  5. امام رضا(ع) فرمود: لعن الله الغلاه... لا تقاعدوهم و لا تصادقوهم و ابرأء منهم برئ الله منهم.(32) خدا غلات را لعنت كند... همنشين اينها نشويد طرح دوستى با آنها نريزيد همانگونه كه خداوند از آنها برائت‏جسته شما هم برائت بجوئيد.
    *********************************************************************

. دروغ‏
عرضه دروغ در اين عرصه‏ها آفت ديگر اين مجالس است ما معتقد نيستيم كه هدف وسيله راتوجه كنندچون هدف مقدس است پس از دروغ استفاده شود. اين دردى است كه صد سال قبل مرحوم محدث نورى در لؤلؤومرجان از آن ناليده و به نحو مبسوط در نكوهش دروغ و دروغگويى در عزاها سخن گفته‏اند و نمونه‌هايى هم آورده‏اندشهيد مطهرى در باره اين كتاب مى‏گويد كه من خيال نمى‏كنم در هيچ كتابى در باره دروغ به طور كلى به اندازه‏اى كه دراين كتاب بحث شده است بحث شده باشد چنين كتابى شايد در دنبا وجود نداشته باشد.(33)

نقل چند نكته در اينجا گفتنى است:
1. برخى مطالبى كه در رابطه با سالار شهيدان گفته مى‏شود دروغ بودنش بيّن است مثل آنكه گفته مى‏شود طول‏نيزه سنان 60 ذراع بوده و از بهشت آمده و يا عدد كساني كه با امام حسين جنگيدند 000/600 نفر سواره بودند، يك‏ميليون پياده! و يا 000/800 نفر امام حسين 000/300 نفر آنها را كشت! حضرت عباس 000/ 25 نفر آنها را در حالى‏كه نص تاريخى مورد اعتماد مى‏گويد عدد لشكر يزيد 000/30 يا 000/80 يا 000/100 بيشتر نبوده است و عدد كساني كه سيد الشهدا كشته 1800 نفر بوده‏اند ... برخى مطالب است كه دروغ بودنش بين نيست ما بايد در برابرمطالب دروغ بيّن موضع داشته باشيم اما دروغ غير بين را بايد تأمل كرد.

در اينجا، جا دارد كه از حوزه‏هاى علميه گله كنيم كه آيا اين همه كه از روضه‏هاى دروغ مى‏ناليد آيا گامى درجهت تدوين روضه‏هاى درست برداشته‏ايد؟ سوگوارانه بايدگفت نه فراوانند جوانهاى متدين مى‏گويند ما مى‏خواهيم ‏روضه درست و صحيح بخوانيم شما كتاب به ما معرفى كنيد ولى متأسفانه كار نشده است. به هر حال دروغ هميشه حرام است بويژه آنجا كه با آن مقدسات هتك شود. مسوغات كذب در فقه ما روشن‏است: يكى در مقام ضرورت است الدين اكره و قلبه مطمئن بالايمان و ديگر جهت اصلاح بين مردم المصلح ليس‏بكذاب. هيچ نداريم كه گرياندن مردم براى اهل بيت(ع) هم از مسوغات كذب است!

قضیه خوابهای عجیب و دیدار با حضرت حجت  درود خدا بر او باد

از مراجع عظام تقليد چنين سؤال شده است:برخى از افراد در جلسات يا عزادارى ادعاى ارتباط با معصومين خصوصاً امام زمان(عج) كرده و بدينوسيله‏ضمن استفاده‏هاى مادى از احساسات دينى مردم سوء استفاده مى‏نمايند و اينگونه مسائل در جلسات مختلف‏خصوصاً مجالس زنانه رو به ازدياد است با توجه به ادعاى ارتباط با معصومين و واسطه بودن آنان و برخى تبعات‏اخلاقى كه موجب سست شدن اعتقادات مردم به مسائل دينى مى‏شود مستدعى است نظر مبارك را در باره شركت دراين جلسات و هرگونه تقويت وترويج اين افراد بيان فرماييد؟

آيت‌الله العظمى صافى چنين پاسخ داده‏اند: ادعاى ارتباط خاص با حضرت حجت عجل الله تعالى فرجه‏الشريف در زمان غيبت دروغ است و شركت در مجالسى كه چنين ادعاها ميشود حرام است و مؤمنين بايد بى اساس‏بودن چنين ادعا را براى مردم بيان كنند كه گمراه نشوند.

آيت‌الله العظمى سيستانى: اين افراد دروغگو و دجالند و در صورتيكه امكان هدايت آنها نباشد بايد مردم رامتوجه نموده تااز آنان دورى كنند.

آيت‌الله العظمى تبريزى: اين مطالب اساس ندارد و تقويت و ترويج اين امور موجب وهن مذهب و جايز نيست‏مؤمنين بايد با شركت نكردن در اين مجالس و تذكر دادن به افراد كارى كنند كه اين مجالس از بى رونقى تعطيل شود.(39)



خواب و مكاشفه‏
خواب و مكاشفه براى خود بيننده حجت نيست تا چه رسد ديگران و از خواب بدتر مكاشفاتى است كه‏بعضى‏ها مدعى آنند مرحوم ملا احمد نراقى كه از اساتيد شيخ انصارى است ميفرمايد بعضى از علماى اماميه قول وفعل معصوم كه در خواب صادر شود حجت دانسته‏اند اما اكثريت قريب به اتفاق علماء بر خلاف اين قول مشى‏نموده‏اند. درروايت حسنه ابراهيم بن‌هاشم وارد شده كه امام صادق(ع) در جواب سائلى كه افسانه خواب ابى بن كعب‏سؤال نموده فرمود ان دين الله اعز ان يرى فى النوم. دين خدا عزيزتر از آن است كه در خواب ديده شود. سرانجام مى‏فرمايد آنچه مسلم است حجيت كلام معصوم در بيدارى است و وضع عادى نه در خواب و رؤيا وروايات ديگر را هم توجيه كرده و سرانجام قول مشهور _ عدم حجيت _ را پذيرفته است. اينجانب بر اين باورم خواب‏شخص معصوم حجت است نيازى نيست كه معصوم شاهدى در بيدارى بر آن بيابد زيرا كه شيطان را راهى برمعصومين نيست. مرحوم ميرزاى قمى نيز در كتاب قوانين مسئله را طرح و حجيت آنرا مردود دانسته است. ممكن است رؤيا صادقه باشد ولى حجت شرعى ندارد. به هر حال ورود خواب، مكاشفات در عرصه معارف اسلامى به عنوان يك مبنا موجب طرح سست معارف‏اسلامى شده و اگر خواب مقدس شد چون راهى براى اثبات و نفى آن نيست حربه‏اى مى‏شود بدست شيادان كه از اين‏رهگذر دروغهاى خود را جابياندازند. در پايان عرض مى‏كنم من منكر برخى از ملاقاتهاى راستين كه از ناحيه بزرگان‏بيان مى‏شود و نيز مكاشفات صادقانه نيستم لكن معتقدم كه اينها نبايد مبنا قرار گيرد.

7. اظهار مطالب موهن‏
اظهار مطالب موهن و تحقير غير مطلوب اهل بيت تحقيرى كه تنها در دربار پادشاهان ظالم پاداش دارد دربارگاه امامان معصوم چيزى جز خوارى نيست بعنوان نمونه.
هر كى مى‏خواد هر چى بگه‏
من سگ كوى زينبم‏
بهشت جاودان ز تو
كران و بيكران ز تو
سلطنت جهان ز تو
من سگ كوى زينبم‏



اهل بيت ذلت را براى پيروانشان نمى‏پسندند: لا ينبغى للمؤمن ان يذل نفسه. سزاوار نيست مؤمن خود را ذليل‏كند البته تواضع و ابراز محبت به اهل بيت ذلت نيست.


از مراجع عظام تقليد سؤال شده است: برخى مداحان شعراى نامناسب خوانده مانند من حسين اللهى‏ام ياقلاده سگ به گردن انداخته يا صداى سگ در مى‏آورند

وظيفه ما در برخورد با اين افراد چيست آيت‌الله العظمى‏تبريزى فرمودند: مداحى و خواندن اشعار در مجالس اهل بيت(ع) بايد طورى باشد كه موجب وهن شيعه نباشد و بهانه‏به دست دشمنان شيعه ندهد در مجالس اهل بيت(ع) بايد اشعارى خوانده شود كه فضايل آن بزرگواران بيان شود ومصائب و مظلوميت آنها براى مردم گفته شود ائمه از ما نخواسته‏اند كه خود را به صورت حيوان در آوريم آنچه كه از ماخواسته‏اند اين است كه مؤمن صالح باشيم و اخلاق ما اخلاقى باشد كه از آن بزرگواران رسيده است.(40)


*****************************************************************************

من این مطالب را از کسی نقل میکنم که چه بسا بعضی از عقاید دیگرش را زیاد قبول نداشته باشم اما انصافا درباره موضوع خرافه زدایی از عاشورا خوب کار کرده است.

برای خود من جالبه این قضیه قمه زنی/ تحقیق مفصل کردم و دیدم که مراجع این کار را حرام میداند( نظر آقای سیستانی را البته نمبدانم) اما ببینید این ملت عراق که اینجوری خودشون را به خون میکشند در طول این سالهای دیکتاتوری صدام تو کدوم سوراخ بودند؟

اخه آدم این شجاعت فعلیشون را ببینه یا زندان ابوغریب و سکوتشون را؟مگه همین ملت نبودن که تا ۲۰ مارس ۳ سال قبل تو خیابونا داد میزدند:

بالروح بالدم نفدیک یا صدام / با روح و خونمان فدایی صدامیم

خیلی با این جمله مطهری  و شریعتی موافقم که شعور باید پشت هر شوری باشه وگرنه....یادمه سال ۷۴ در یکی از اماکن امر به معروف و نهی از منکر خودم شاهد بودم که روضه حضرت زهرا گذاشته بودند و با کابل یک پسر ۱۷ سایه را به خاطر دختربازی میزدند! هنوز هم از یادآوری اون صحنه اذیت میشوم! اون پسر بعدا که پیگیر شدم بیمار bipolar/ دوقطبی شد و چه کسی پاسخگو بود؟ اون جوون ناهی از منکری که داشت تو خیالش توهم شیعگی میپروروند و با کابل جوون دیگه ای را ادب میکرد؟؟؟

 

به هر حال فعلا پیشنهادم اینه که بریم کتاب بخونیم و با سواد بشیم اونوقت حسین خیلی بیشتر بدردمون میخوره هم در دنیا هم در آخرت.چند تا کتابی را که خودم خوندم و لذت بردم را معرفی میکنم :


کتاب حماسه حسینی مرحوم مطهری را به ویژه مقاله خطابه و منبر ایشان بسیار خوندنیه

نوارهای سخنرانیهای آمل آقای جوادی آملی بسیار شنیدنی و مطمئن است.

سخنرانیهایی از دکتر الهی قمشه ای نیز درباره امام حسین موجود است.

سخنرانی های استاد فاطمی نیا نیز استناد قوی دارد.

اگر این مطلب طولانی ولی از سر دل را مناسب دیدید به سایرین نیز معرفی کنید و لینک بدهید.

اون آقایان و خانمهایی هم که علاقه دارند کلاس بنده در باب (( تاریخ بی خرافه عاشورا )) شرکت کنند به بنده mail بزنند تا به موقع بهشون تلفن زده شود و دعوت شوند.اینهم اسلایدی از اون درس که چهارچوب بحث را روشن کرده است.سوال البته نداره که این کلاس رایگانه...پیشکش روح بلند زینب بزرگ است.

v نوشته شده در ساعت 05:30 ق.ظ - ارسال به بالاترین v



بازگشت به صفحه اصلی


 

برنامه ی ایمان و توانگری

آشنايی و ارتباط:

نوشته های اخير:

آرشيو موضوعی:

آرشيو زمانی:

Powered By: MovableType 2.661
Hosted & Designed By:

هرگونه کپی برداری از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر مأخذ مجاز می باشد.