«   M O R E       E F F E C T I V E       C O M M U N I C A T I O N    »

ما همگی نیاز داریم به ارتباط.. اما 4 ارتباط هتند که اولویت مهمی در زندگیمان دارند: خودمون/خدا/طبیعت/مردم                              در بحثهای آموزش ارتباط یاد میگیریم که در هر 4 تای اين موارد سربلند بشویم.
 
  v مامان یزرگ رفت.

پنجشنبه، 11 اسفند 1384

ظهر پنچشنبه که میخواستم به حاج خانم بزرگ زنگ بزنم و از امتحانم براشون بگم،تو نگو همون لحظات با فرشته ها بای بای کنان رفته پیش خدا...

میگن ۸۵ سال ماشاالله از خدا عمر گرفت...

میگن زن خوبی بود و بچه های خوبی به مردم تحویل داد و...درد نکشید و رفت و...اما هرکی که بود و هر جا که الان باشه، این پیرزن فلفل نمکی که خوشگل ترین خنده های دنیا را داشت،نا سلامتی مامان بزرگ ما بود ،بی بی ما بود... و الان دیگه نیست!دلمون هم براش  تنگ شده......برایش قرآن میخوانم...چون اولین آیات کتاب الهی را او به من یاد داد.

برایش گلهای دعا به سوی همگان میقرستم زیرا او به من دعا و هیات و احیای شب ۱۹ و...یاد داد.

من سالهای کودکیم را  تو  خونه این  مامانی بزرگ شده ام...تو همون کوچه پس کوچه های حسن آباد...

قشنگترین خاطراتم مال ماه رمضونه که باغچه را دوتایی با هم آب میدادیم و  او تاکید میکرد که شمعدونیهای لب حوض را هم آب بدم..مبادا ننه یادت بره....داییم  دمدمای افطار بربری می آورد و ما بچه ها  زیر نور لامپ۱۰۰ دور تخت تو حیاط کنار حوض جمع میشدیم و بوی خاک نم خورده و بخار شده مستمون میکرد و هندونه پاره میکردیم و ربنا و....خدا رحمتت کنه...تمام نوستالژیهای کودکی سخت من با مهربانی تو پیوند خورده...حتی طرز غذا خوردن:ننه! دهنت نباید صدا کنه موقع ناهار

آخرین خاطره ام از ایشان:

این چند ماه آخر که یه سکته مغزی هم کرده بودن، خیلی حافظه نداشتن....یعنی میشه گفت که اصلا نداشتن و حرف هم نمیزدن...روز عاشورا رفته بودم کنارش...میدونستم که هم آلزایمری ها هم بیماران با زوال مغز، قسمت درک عاطفه شان کار میکند و بعضی زوایای عمقی خاطراتشان دست نخورده میماند...

رفتم کنارشون لب تخت نشستم ُیه کم شوخی کردم وقلقلک و ماساژ و لوس بازی در آوردم...دیدم جواب نمیده، رفتم دم گوششون آروم گفتم :

السلام علیک یا اباعبدالله

یه مرتبه نگاهم کردند و بقیه زیارت را خوندن!خشکم زده بود اما مطمئن شدم که عشق حسین را بعد ۸۵ سال هیچ الزایمر و دمانسی نمیتونه از سلولهای این زن در بیاره

امشب امید دارم که خود حسین بزرگ به فریادش برسد و به قلب مجروح و دلتنگ ما تسکین دهد.

از همه دوستانی که با نامه یا sms به بنده تسلیت گفته اند ، متشکرم و عرض میکنم که

  1. مراسم بزرگداشت سوم آن مرحومه روز یکشنبه ۱۴ اسفند ماه ،       ساعت  ۳۰/۱۸ الی ۲۰ در مسجدالنبی خیابان امیرابادشمالی بالاتر ازکوی دانشگاه تهران برگرار خواهد شد گرچه  راضی به زحمت قدومتان نیستیم .
  2. خواهش دارم زحمت گل نکشید و اگر از گل وجودتان ما را بهره مند میفرمایید برای ما مغتنم است.اگر هم قطعاقصد  تهیه تاج گل دارید لطف بفرمایید هزینه آنرا  منظور بفرمایید که جهت  خرید کتاب برای دخترکان بی سرپرست خوابگاهی شبانه روزی در تهران اختصاص یابد که هم روح آن مرحوم به واقع مستفیظ گردد و هم  لبخند بر لبان دختران معصوم ۶ الی ۱۸ سایه مرکز مربوطه بنشیند .

v نوشته شده در ساعت 10:41 ب.ظ - ارسال به بالاترین v



بازگشت به صفحه اصلی


 

برنامه ی ایمان و توانگری

آشنايی و ارتباط:

نوشته های اخير:

آرشيو موضوعی:

آرشيو زمانی:

Powered By: MovableType 2.661
Hosted & Designed By:

هرگونه کپی برداری از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر مأخذ مجاز می باشد.