«   M O R E       E F F E C T I V E       C O M M U N I C A T I O N    »

ما همگی نیاز داریم به ارتباط.. اما 4 ارتباط هتند که اولویت مهمی در زندگیمان دارند: خودمون/خدا/طبیعت/مردم                              در بحثهای آموزش ارتباط یاد میگیریم که در هر 4 تای اين موارد سربلند بشویم.
 
  v صبر خواهم کرد تا بهاری دیگر ،سبزه های دل خود را گرهی خواهم زد ،شاید او برگردد

يکشنبه، 13 فروردين 1385

با هم همسایه بودند.

با هم برای دانشگاه درس میخوندند.دست اخر هم رشته شدند اما دو دانشگاه مختلف تو یک شهر.

ترم یک تموم نشده بود که عاشق  هم شدند.کی فکرش را میکرد؟

پسره رفت خواستگاری.

دختره دل تو دلش نبود.سن کمشون کار دستشون داد و اولین نه بزرگ  را شنیدند. به تدریج از هم جدا افتادند . پسره احمقی کرد.از خشمش به روابط دیگه ای پناه برد.دختره دلش شکست.

پسره شنید که دختره عروسی کرد.

************************************************************************

۱۳ سال بعد....

پسره شده بود مَرده.

روز سیزده بدر کشیک بیمارستان بود.به خودش نهیب میزد که چرا باید نحسی سیزده ، زمینگیر بیمارستانش کنه؟

ناگهان مصدومین یک تصادف را آوردند اورژانس.اکثرشون مرده بودند یا تا ساعتی دیگر میمردند.

رفت بالا سر یکیشون که زنده مونده بود اما بیهوش.زنی بود نسبتا جوان. آره خودش بود.هنوز صورتش همون نور دلنشین را داشت و زن، همه خانواده اش را از دست داده بود .

۲ هفته مراقبت شبانه روزی،

بهوش اومد.مَرده  رفت بالا سرش. زنه ساکت نگاهش کرد.

حافظه ای نمونده بود اما عشق مرد مونده بود.

***************************************************************

مَرده دست زنش را میگرفت و میبوسید . زن با آرامش مردش را نگاه میکرد. صورت زن نورانی بود و دلنشین و شاید نمیدانست چه گذشته درازی این عشق داشته...

شاید سیزده نحس باشه اما نه برای عشقهای  قدیمی

 *************************************************

*بر اساس خوابی که دیشب دیدم.

v نوشته شده در ساعت 02:07 ب.ظ - ارسال به بالاترین v



بازگشت به صفحه اصلی


 

برنامه ی ایمان و توانگری

آشنايی و ارتباط:

نوشته های اخير:

آرشيو موضوعی:

آرشيو زمانی:

Powered By: MovableType 2.661
Hosted & Designed By:

هرگونه کپی برداری از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر مأخذ مجاز می باشد.