«   M O R E       E F F E C T I V E       C O M M U N I C A T I O N    »

ما همگی نیاز داریم به ارتباط.. اما 4 ارتباط هتند که اولویت مهمی در زندگیمان دارند: خودمون/خدا/طبیعت/مردم                              در بحثهای آموزش ارتباط یاد میگیریم که در هر 4 تای اين موارد سربلند بشویم.
 
  v حراج زنانگی

دوشنبه، 28 فروردين 1385

نگاشته زیر را آقای انگبینی عزیز برایمان ارسال کردند.
 
*********************************************
حراج زنانگي                                    
 

  فريبا داودي مهاجر
در بانكوك مي توان باهر قيمتي يك زن خريد.
از 50بات كه معادل 2شيشه نوشابه است ،تا2000بات كه دختربچه هاي لاغر و ريز اندام تايلندي را به اجاره مي دهند و دلالان ؛زنانگي را مانند كالا به حراج مي گذارند.
در بانكوك و يا پاتايا و حتي پكت مي توان،با قدم زدن در كوچه پس كوچه ها،شاهد انواع و اقسام ؛شو سكس ها،ديسكوهاو ترياها و خانه هاي باشيد كه با زن از توريست هاي سراسر دنيا پذيرايي مي كنند. توريست هاي كه اگر مايل باشند مي توانند با كمترين پول شب را در كنار دختربچه هاي 12-13ساله تايلندي به صبح برسانند.
دخترك 17ساله اي كه مقابل هتل بساط سوسك فروشي دارد،با شلوار جين كوتاه ،موهاي زرد و قرمز رنگ كرده كه با فكل هاي سفيد آن را بسته است.و صورت كاملا نقاشي شده عجيب و غريب و لب هاي كه با ماتيك پررنگ آلبالويي ،با حركت هاي تند و سريع از آغوش مرد اروپايي به آغوش مرد آسيايي مي رود و با همه دلبري هايش موفق نمي شود كه خود را هم قيمت يك پرس غذا كه مخلوطي از سوسك و كرم است به مرداني كه گوشه خيابان روي نيمكت ها نشسته اند ارزاني كند.

دخترك مقابل دوربين فيگور مي گيرد.و عكس مي اندازد.ته رنگ زردش زير رنگ ها پنهان نمي شود.به دوست مترجم من مي گويد:"اين شغل من است.من از ده سالگي كاركرده ام .هم غذا فروخته ام وهم اگر توريست ها بخواهند وقتم را با آنها مي گذرانم.كارت ويژه سلامت دارم و ماليات مي دهم.سيگار روشن مي كند و تند تند به سيگار پك مي زند.و با ديدن مرد كره اي كه به او اشاره مي كند،بساطش را به دختري ديگر مي سپارد و به دنبال او مي دود.

كوچه هيپي ها ،كوچه باريك و بلندي است پر از دخترها و پسرهاي هيپي كه موهاي خود را در خيابان مي بافند.در خيابان معامله مي كنند.در خيابان مي رقصند و جنس خريد و فروش مي كنند. در اين كوچه مشروب 60بات است و هيپي ها در كار معامله زنان با هم رقابت مي كنند .پسران زرد پوستي كه تن و بدن خود را خالكوبي كرده اندو به عنوان بادي گارد يا دلال در اين كوچه ها پلاس اند و دختران تايلندي قرمز پوشي كه وسط خيابان ايستاده اند و بي اعتنا به رقص اطراف خود مشتري ها را به خود و به محل اجاره زنان راهنمايي مي كنند.كاتالوگ و بوروشور و عكس هم جزءابزار تبليغاتي آنها به كار مي رود.

دختران قرمز پوش با آن آرايش هاي تند از گرفتن عكس استقبال مي كنند و از كار خود صحبت مي كنند؛ كاملا عادي و بدون هيچ خجالتي .دخترك مي گويد:"دولت مطابق با سال نو كشور براي ما تبريك مي فرستد و از شغل ما كه براي كشور درآمد ايجاد مي كنيم ،تشكر مي كند.اينجا خيلي از دختر ها معلمند يا پزشك يا كارمند و يا خواننده و فروشنده اند و ما هم اين شغل را داريم و اگر نه نمي توانيم شكم خودمان و خانواده امان را سير كنيم .او گران ترين قيمتي كه براي دختر بچه هاي تايلندي مي دهد 3000بات است .دختري كه 13سال دارد و حاضر است يك شب در كنار مرد بماند. شايد دردناك ترين صحنه ها،ديدن همين دختربچه هاي باشد كه بازار برده فروش هاي دوران هاي گذشته را امروز به شيوه اي مدرن در ذهن انسان تداعي مي كند. دختر بچه هاي كه براي لذت مردان و درآمدي مختصر،مي رقصند و شنيع ترين حركات را انجام مي دهند.

كوچه،پس كوچه هاي اين شهر شاهد زنان ديگري است كه از صبح تا شب،در هواي خفه كننده و شرجي بانكوك غذا مي فروشند. زنان فقيري كه آنها هم،آدرس محلات تفريح شبانه و ديسكو ها را مي دانند و مانند راهنما عمل مي كنند."يا"زني است كه با وجود لاغري و سوءتغذيه اي كه در ظاهرش مشهود است مانند فرفره ظرف مي شويد،سبزي و كلم رنده مي كند.ادويه اضافه مي كند.مخلوط را مي كوبد.كمي حرارت مي دهد و چيزي به نام غذا در اختيار مشتري قرار مي دهد.

"يا"در يك آلونك زندگي مي كند و نان آور 4فرزندش است.همسرش فوت كرده و زندگي را به سختي مي گذراند."يا"دوست دارد دخترش كه نتوانسته به دانشگاه دولتي راه يابد و نتوانسته در دانشگاه خصوصي درس بخواند"ماساژور"شود.ماساژ شغل ديگري است كه زنان تايلندي به آن مشغولند.

زن 30ساله اي كه اهل "پوكت"است و در يك مركز مخصوص ماساژكار مي كند. مي گويد:"من مردهاي زيادي را مي شناسم كه براي ماساژ به بانكوك مي آيند.ماساژيك شغل سنتي است و ما از صبح تا شب كار مي كنيم ."او حاضر نيست در محل هاي كه از ماساژ به عنوان يك ابزار سكس استفاده مي كنند كار كند.اما هرروز تعداد زيادي از مشتريانش را مردها تشكيل مي دهند. او اجازه عكاسي به من نمي دهد.

در فروشگاه "پلازا "با مرد 50ساله موبور فرانسوي صحبت مي كنم كه هرسال دوهفته به تايلند مي آيد. او دندانپزشك است و همسر و 2فرزند دارد.عازم پاتاياست و تنها براي ديسكوهاي شبانه،شب نشيني ها و تفريحات به تايلند آمده است.دختر تايلندي كه در كنار اوست شبها در يك هتل آواز مي خواند.كارت بهداشت دارد و به زحمت وزنش به 45كيلو مي رسد.

ديدن مردهاي ايراني هم عادي است.هواپيماي تهران –بانكوك مملو از مرداني است كه اين كشور را براي تفريح انتخاب مي كنند.مرداني كه در طول سفر به همسران خود تلفن مي كنند.اظهار مي كنند كه دلشان براي دخترانشان تنگ شده است و وقتي مطلع مي شوند من روزنامه نگارم،همگي به اتفاق مي گويند كه براي تجارت و يا كار به تايلند آمده اند و يا اينكه در سفرهاي بعدي با همسرانشان خواهند آمد.مرداني كه در بازگشت از هيچكدام آنها آزمايش HIVبه عمل نمي آيد.و در مبادي ورودي باز،وارد كشور شده و در صورت بيماري اولين فردي را كه قرباني مي كند،همسرانشان است.
اما فصل مشترك همه روسپيان تايلندي فقر است و سرنوشت نهايي همه آنهانيز فقر و ايدز و اعتياد و الكل كه آنها را به هلاكت و نابودي مي كشد.

يك زن 30ساله حتي ديگر فرصتي براي ادامه همين مسير ندارد؛حتي به اندازه سيركردن شكمش.
دختران تايلندي ،كودكي را با فحشاء آغاز مي كنندو دلالان و مردان كاباره دار بيشترين سود را از اين تجارت كثيف انساني مي برند,
روي يگر سكه ،قاچاق دختر بچه هايتايلندي است كه در شبكه هاي قاچاق به سمت اروپا حمل مي شوند و باز اين شبكه ها معمولا به وسيله مرداني اداره مي شود كه زن را به شكل يك كالا و يا جنس مي بينند.
محله "بت بويت رود"و يا اطراف "نايت شاپينگ رودها"با كوچه هاي موازي ،باريك ،پرزرق و برق ،مشروب فروشي هاي كنار خيابان و دختران و پسران اروپايي حالت عادي ندارند.انواع و اقسام داروهاي محرك استفاده مي شود.دختران سرهايشان را داخل كوچه آرايش مي كنند و در دالان ها گم مي شوند.چند هيپي بايك مرد بر سر قيمت يك دختر زرد پوست ،كوتاه قد دعوا مي كنند.از همه مليت ها در اينجا آدم مي بيني .آدم هاي كه چانه مي زنند.مي گيرند،پس مي دهند.و در همين كوچه ها و بالاخانه ها شرافت زنان را معامله مي كنند.


در دانشگاه "محي دول "در سالايا دختر جواني كه براي فارغ التحصيلي اش با مجسمه "سيترا"عكس مي گيرد،گفت وگو مي كنم. اوابتدا از زنان تحصلكرده و موفق تايلندي مي گويد.اما نفي نمي كند كه جمع زيادي از دختران كشورش مايه سرگرمي و تفريح توريست ها شده اند و تن به فحشاء داده اند.او كشورش را فاقد منابع درآمدزا و منابع زيرزميني مي داند ومعتقد است كه دولتمردان نتوانسته اند از دريا و زمين و سنگ هاي قيمتي به شكل درست و مكانيزه استفاده كنند و به همين دليل از فروش زنان و كار زنان به عنوان بالاترين منبع درآمد سود مي برند.و حتي ليدي-بري ها با تزريق هورمون و دارو خود را به شكل زنان در مي آورند تا بتوانندكاركنند. بسياري از زناني كه تن به خود فروشي مي دهند،بدون كارت بهداشت هستند وبه همين دليل آمار ايدز وحشتناك است و دختران آگاهي لازم جهت رعايت بهداشت را ندارندو براي اينكه ماليات ندهند،آمار خود را به دولت ارائه نمي كنند.چرا كه دولت از اين افراد ماليات مختصري مي گيرد.او مهم ترين مشكل را عدم رعايت بهداشت و نداشتن آگاهي از چگونگي انتقال ايدز در ميان اين افراد مي داند.
دختر فارغ التحصيل تايلندي مي گويد:"در كمال تاسف ،تمام تاكسي ها،مغازه داران ،ماساژورها،فروشنده ها،هتل ها ،همه وهمه آدرس اين محلات را بهتر از آدرس دانشگاهها و مراكز علمي كشور مي دانند.و براي معرفي چنين مكان هايي حتي پول دريافت مي كنند."
او آمار ايدزرا قطعي نمي داند ولي معتقد است كه حتما بيش از يك ميليون نفر آلوده به ويروس ايدز هستند و شما كه در اين كشور در كنفرانس مربوط به زنان شركت كرديد،بايد از مشاور پادشاه كه در افتتاحيه شركت كرد ،راجع به ايدز و فحشا ء و ترافيك زنان در كشورش سوال مي كرديد.
در تايلند با تمام اين مسائل و سقوط اخلاق در هر ساعت شب كه راه بروي و يا تاكسي بگيري كسي مزاحمت نمي شود و مي تواني تا نيمه هاي شب گزارش تهيه كني،عكس بگيري و بعد با خيال راحت يك تاكسي صدا كني و به هتل بروي.هر چند كه هميشه با سوالات متعددي در ارتباط با حجاب از من مي پرسيدند ومن مجبور مي شدم كه راجع به حجاب توضيح بدهم.


   Mahdi Anagbini   

     پرواز را به خاطره بسپار
            پرنده مردنيست         


Love cheap thrills? Enjoy PC-to-Phone calls to 30+ countries for just 2¢/min with Yahoo! Messenger with Voice.

v نوشته شده در ساعت 11:41 ق.ظ - ارسال به بالاترین v



بازگشت به صفحه اصلی


 

آشنايی و ارتباط:

نوشته های اخير:

آرشيو موضوعی:

آرشيو زمانی:

Powered By: MovableType 2.661
Hosted & Designed By:

هرگونه کپی برداری از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر مأخذ مجاز می باشد.