|
v
واکسی ، قالیباف ، پاناسونیک
|
چهارشنبه، 10 خرداد 1385 |
|
- ۲ سال پیش مراجعی داشتم برای مشاوره که دختر خانمی ۲۴ ساله بود که در خانه پدری زندگی میکرد و در ارتباط عاطفیش دچار ابهام شده بود . یکی از چیزهایی که در ارتباط با ایشون توجه من را جلب کرد این بود که پول تو جیبی او در ماه یک میلیون و هشتصد هزار تومان بود که معمولا قبل از بیستم ماه مصرف میشد و ده روز آخر ماه را ایشون با سختی طی میکرد.
- دیروز تو خیابان بلوار راه میرفتم که یک واکسی ۲۴ ساله دیدم و کفشهایم را دادم که واکس بزند.طفلک یه تیکه سایه پیدا کرده بود و با چه وسواسی کارش را تمیز انجام میداد.درحین کار بهم گفت که میخوای پاشنه کفشت را عوض کنم و من هم گفتم آره .داشت پاشنه را عوض میکرد که یک نفر آروم نزدیک بساط کاریش شد و نگو اون یک طرف از شهرداری است و همه ما یملک این بیچاره را برداشت و انداخت تو وانت و جوون بدبخت یه لنگه کفش من بدست دنبال وانت بهت زده میدوید و من هم سر جام پا برهنه با کت و شلوار واستاده بودم و هم به کل شهرداری فحش میدادم هم از وضعیت خودم خنده ام گرفته بود!
- ۳ سال قبل در اینترنت میگشتم یک دوربین خوب پیدا کنم که بالاخره پس از مرارت فراوان دوربین پاناسونیک مدل GS50 را برگزیدم .قیمت جهانی دوربین ۵۰۰ دلار بود ولی نمایندگی پاناسونیک در ایران که مال یک ایرانی باغیرت(!) است با کمال آرامش ار حماقت و بی زبونی ملت من و بی عرضگی دولت نظاره گر من با ۱۳۰ دلار بیشتر دوربین را ۶۳۰ دلار میفروخت.من هم که راه دیگری نداشتم و لذا دوربین را خریدم و ۲ ماه بعد که شارژرش گم شد ، ۸ ماه طول کشید که نمایندگی عریض و طویل و بی خاصیت پانا سونیک برام شارژر پیدا نکرد و خودم از دوبی آوردم!
- دانه درشتهای اقتصادی با هزار مافیای تودرتو با آرامش به مکیدن خون ملت مشغولند و شهرداری ظاهرا به وظیفه اش عمل میکند و ۱۳۷ زده و به پاکسازی شهر مشغول است.از خودم سوال کردم که یک واکسی که غیرت دارد و کار میکند اولا کجای این شهر باید برود؟ واکسی یعنی بساط تو خیابون.اگه زورش میرسید که مغازه میزد! شهردار احساس خوبی دارد ول دیشب اون پسر نمیدونم چگونه خوابید و چگونه در برابر وسوسه انجام کارهای دیگه از جمله قاچاق و سی دی مبتذل فروشی و...مقاومت کرد؟
- کارهای قالیباف را دوست دارم.راست میگفت که میخواد یه کارهایی بکنه.آدم خلاق هر جا بره تحول ایجاد میکنه.با شخص قالیباف کاری ندارم اما خلاقیتش برام جذابه.تو ناجا اون همه تحول ظاهری و درونی ایجاد کرد در شهرداری هم که اومده ،طرحهای جالب داشته تو سازمان فرهنگی هنری .نمونه اش همین آموزش بهداشت جنسی و مهارتهای زندگی به زوجهای جوان.کم کسی این ریسک را میکرد اما این تیم انجام داد.وقتی داشتم این متن را مینوشتم فکر کردم نکنه دارم تبلیغ سیاسی میکنم اما حقیقت اینه که هر کی برای مردم کار میکنه تو هر لباس و فرقه و جبهه و هیات ،برام مغتنمه.
- شما هم نظری دارید؟
|
|
v
نوشته شده در ساعت 10:48 ق.ظ
-
ارسال به بالاترین
v
|

بازگشت به صفحه اصلی
|
|
|
آشنايی و ارتباط: |
|
نوشته های اخير: |
|
آرشيو موضوعی: |
|
آرشيو زمانی: |
|