|
*به عنوان مدرس جمعیت شناسی و دانش خانواده در دانشگاه های کشور ، مناسب دیدم که چند نکته را درباره رفتارشناسی مردم و مسوولین درقبال پدیده طنز ، بیان کنم تا چه بسا جلوی بعضی اشتباهات را ولو در حد حرف زدن گرفته باشیم.
********************************************
آمارهای جمعیتی ایران طبق آمار مرکز آمار ایران به ترتیب زیر است:
از از ماجرای روزنامه ایران ۲ هفته ای گذشته است . برخوردهای مسوولین قضایی محدود شد به دستگیری سردبیر و کاریکاتوریست روزنامه ایران و توقیف موقت روزنامه.در شهرهای ترک نشین آشوبهای متعددی رخ داد که منجر به خسارات فراوان مالی و جانی شد.
کاریکاتور در بخش اطفال روزنامه جمعه چاپ شده که خواننده زیادی ندارد . به خود کارتون هم که نگاه میکنی میبینی که یه نفر داره با یه سوسک صحبت میکنه و سوسکه میگه : نمنه؟
به نظر شما اگر سوسکه میگفت : چی ؟ یعنی یک کلمه پارسی به کار میبرد ،باید تمام ۵۰٪ جمعیت فارس ایران تظاهرات میکردند و اعتراض میکردند و مسوولین با انها ابراز همدردی میکردند؟؟؟؟
اینجوری باشه اساسا باید فقط به کاریکاتورهای بدون شرح اجازه پخش داد .
قضیه مهمتر این وسط این است که مردم عزیز آذری زبان از جوک شنیدن درباره خود ناراحت میباشند. باز به نظرم میرسد که انگاری جوک ساختن ،توهین به ملیت و هویت کسی میباشد.درحالیکه لطیفه ها ریشه جهانی دارد و عین بسیاری از جوکهای را که ما درباره ترک و رشتی و لر و مشهدی و...میشنویم ، بنده در انگلستان به نحو دیگری شنیدم که دوستان انگلیسیم با لهجه ولزی و scottish و irish و انگلیسی ، برای طنزهای مختلف به کار میبردند. هدف معمولا اقوام نیستند بلکه رفتار خنده دار انسان است و این انسان میتواند هر قوم و نژادی داشته باشد.
ما عین این موضوع را در ایران در عرصه فیلم سازی نیز داریم.فیلم شوکران که پخش میشدُجامعه پرستاران اعتراض کرد که به ما توهین شده است.
بنابراین ما اطبا نیز باپخش فیلم خیلی دور خیلی نزدیک که تصویر یک جراح بوالهوس و مشروب خوار را نشان میداد باید اعتراض کنیم . مطبها را ببندیم و....
ما را چه میشود؟
از منظر روانشناسی ، وقتی کسی با هویتی یا شغلی یا عنوانی یا شهرتی یا اعنقادی هویت سازی میکند (IDENTIFICATION) و خود را جدای از عنوانش تعریف نمیکند، در زندگیش وابستگی شدیدی به آن هویت پیدا میکند به نحویکه با کوچکترین آسیب به آن شغل یا عنوان ،کل هویت خود را در خطر میبیند.هویت سازی یا همانندسازی یا یکتاگری مکانیسمی دفاعیست که در مراحلی از زندگی انسان باعث رشد او میشود.اما خطرش نیز قابل توجه است.
- هویت سازی با نژاد را در حزب نازی میبینید که اساسا جامعه یهودیان را انگل بشریت میدید و چنان در فضای توهمی نسبت به نژاد ژرمن فروغلتیده بود که نسل کشی وسیعی براه انداخت .مثال دیگر برای بعضی هم وطنان ماست که با ایرانی بودن خودش چنان آمیختگی پیدا میکنند که اگر جایی درباره ایران حرفی بزنند ، به بهانه غیرت ملی هر کاری را با گوینده آن حرف روا میدارند. چنانکه رفتار بعضی از پان ایرانیستها ناشی از چنین هویت سازی میباشد .
- هویت سازی با دین را در گروههای افراطی دینی مثل القاعده میبینید .
- هویت سازی با شغل را در مثالهای فیلم شوکران و برخورد جامعه پرستاران ردیابی کنید.
مثلا یک معلم با اختلال هویت سازی ، در برابر انتقادی ساده از سوی همکاران یا دانش آموزانش ، چنان جبهه ای میگیرد که انگار جانش در خطر است.
- هویت سازی با معشوق یا همسر : این افراد چنان غرق در زندگی زناشویی و عشق و عاشقی میشوند مثل او فکر میکنند یا حرف میزنند لذاست که در صورت مرگ همسر یا طلاق یا چیزهای از این قبیل ، هویتشان را از دست میدهند و چنان در علائم ترک اعتیاد عشقی فرو میروند که چه بسا خودکشی کنند.
اگر بگردیم ، رد هویت سازی را در بسیاری از رفتارهای پیرامون خود میبینیم . شما چقدر و کجا از این مکانیسم استفاده میکنید؟
**********************************************

متاسفانه برخورد با مقوله طنز در کشور ما از جایگاه والد انتقادی یا سرکوبگر انجام میشود. از دیدگاه تحلیل رفتار متقابل TRANSACTIONAL ANALYSIS یا بحث کودک / بالغ / والد انگار در برخورد با کاریکاتور روزنامه ایران باید بچه ای گستاخ را ادب کرد . کاریکاتوریست برای خلق یک اثر هنری آنهم در قالب طنز باید در کودک خود فرو رود و نمیتوان با جدیت و بالغ بودن به سراغ طنز رفت.نقش طنز پردازان در تاریخ این ملت برای انتقاد از کژیهای دوران پهلوی را در نشریه توفیق به یاد آورید .در قضیه کلینتون و مونیکا نیز این طنزپردازان بودند که واقعا کمر دموکراتها را در این افتضاح خم کردند. کایکاتوریست سرمایه این ملت است .
برخورد با نیک آهنگ کوثر و ابراهیم نبوی که هر دو از افراد صاحب سبک در عرصه طنز بودند باعث شد که هر دوی این افراد بعد از خروج از زندان ، فضای کشور را برای زندگی خود نا مناسب ببینند و مهاجرت کنند . ما ملتی هستیم که بهترینهای خود را همیشه قربانی کرده ایم و میکنیم! از مسوولین قضایی استدعا دارم که درباره برخورد با مانا نیستانی که از بزرگان عرصه کاریکاتور هست ، دقت به خرج دهند . مانا طنز ملتش را باز مینمایاند.اصطلاح نمنه؟؟؟ به قدری در بین همه مردم رایج است که استعاره معروفیست برای اینکه شنونده بالکل منظور گوینده را درک نکرده است.زبان طنز و کاریکاتور ، زبان استعاره و کنایت است.کجای نوشته های عبید زاکانی و فصول آخر گلستان سعدی از این زبان خاص بی بهره است؟
مانا را آزاد کنیم
کسی به ملت آذری توهین میکند که با آموزش زبان ترکی و دستور زبان آن در استانهای ترک نشین مساله دارد و این کار را زمینه استقلال طلبی آذری ها می انگارد .کاسه کوزه ها را سر یک کاریکاتوریست خالی نکنیم.
از کسانی که با بنده در نگارش این مقاله موافقند خواهش دارم که نظرشان را برایم بنویسند و این مقاله را برای سایرین بفرستند تا جلوی رواج فرهنگ خشونت و تعصبات مخرب گرفته شود.
منابع برای مطالعه بیشتر :
- مکانیسمهای دفاع روانی - دکتر محمدعلی باوند - انتشارات بامداد
- بازیها - اریک برن - برگردان اسماعیل فصیح
- تحلیل تبادلی نوین - این استوارت ون جونز - برگردان ثریا سفید پر - انتشارات کیافر
- وضعیت آخر - تامس هریس - اسماعیل فصیح - نشر فاخته
|