|

کسی را تاکنون نیافته ام که به اندازه دکتر شریعتی در وجودم عشق به علی و حسین و سجاد را زنده کرده باشد
در تمام چهار باری که به مکه و مدینه بزرگ مشرف شده ام همیشه با کلمات او روح گرفته ام
خاطره ای براتون بگم :
توی راه مکه بودیم...محرم شده بودیم و همه توی این ۵-۶ ساعت راه در اندیشه آن مواجهه بزرگ با خانه خدا و دیار ابراهیم بودند.متاسفانه هیچ حال روحانی مناسبی نداشتم.لجم گرفته بود...در شبی که باید معنویتی سرشار در خودم احساس میکردم ، انگار نه انگار!!!! کم کم به التماس افتادم که خدایا ، امشب که بناست دورت بگردم ، امشب که بناست بی خیال شیطنتهام بشی، چرا در این قلب بی صاحاب مهر زدی؟؟؟ ناگهان یادم افتاد که کتاب میعاد با ابراهیم دکتر در ساکم هست.کتاب را باز کردم و ورق زدم...روحم به تلاطم افتاد...دلم برای خدا تنگ شد...احساس کردم یار داره آشتی میکنه...توی حرم ، موقع طواف به صاحب خونه عرض کردم که برای تمام معلمینم به ویژه علی شریعتی بزرگ ، عشق و برکت و نور هدیه دهد.

29 خرداد سالگرد عروج ملکوتی معلم شهید گرامی باد
ای نسل اسیر وطنم،
تو میدانی كه من هرگز به خود نیندیشیدم، تو میدانی و همه میدانند كه من حیاتم، هوایم، همه خواستههایم به خاطر تو و سرنوشت تو و آزادی تو بوده است. تو میدانی و همه میدانند كه هرگز به خاطر سود خود گامی برنداشتهام، از ترس خلافت تشیعم را از یاد نبردهام. تو میدانی و همه میدانند كه نه ترسویم نه سودجو! تو میدانی و همه میدانند كه من سراپایم مملو از عشق به تو و آزادی تو و سلامت تو بوده است، و هست و خواهد بود. تو میدانی و همه میدانند كه دلم غرق دوست داشتن تو و ایمان داشتن تو است. تو میدانی و همه میدانند كه من خودم را فدای تو كرده ام و فدای تو میكنم كه ایمانم تویی و عشقم تویی و امیدم تویی و معنی حیاتم تویی و جز تو زندگی برایم رنگ و بویی ندارد. طمعی ندارد. تو میدانی و همه میدانند كه شكنجه دیدن به خاطر تو، زندان كشیدن برای تو و رنج كشیدن به پای تو تنها لذت بزرگ من است. از شادی تو است كه من در دل میخندم. از امید رهایی توست كه برق امید در چشمان خستهام میدرخشد، و از خوشبختی تو است كه هوای پاك سعادت را در ریههایم احساس میكنم. والسلام
|