«   M O R E       E F F E C T I V E       C O M M U N I C A T I O N    »

ما همگی نیاز داریم به ارتباط.. اما 4 ارتباط هتند که اولویت مهمی در زندگیمان دارند: خودمون/خدا/طبیعت/مردم                              در بحثهای آموزش ارتباط یاد میگیریم که در هر 4 تای اين موارد سربلند بشویم.
 
  v از هرچی گذشتی بگذر اما از آرامشت هرگز!

چهارشنبه، 21 تير 1385

اینها را کورش علیانی نوشته: اینم سایتش
 
اگر كسی از درخت زردآلو بپرسد كه «از وقتی كه هسته بودی تا الان كه درخت شده‌ای چی از همه بيش‌تر به‌ت سخت گذشت؟» می‌گويد «يكی آن زمستان اولی بود كه سرما شد و يخ‌بندان شد و يخ پوستم را تركاند، يكی هم آن سال كه باغ‌بان آمد و با نيش چاقويش پوستم را چاك داد و پيوند زد».
راست می‌گويد. به‌ش سخت گذشته. حواسش هم نيست كه اگر آن سرما و يخ‌بندان نبود و پوستش را نمی‌تركاند، توی باغ‌چه می‌پوسيد و اگر هم آن نيش چاقو نبود تا دنيا دنيا است بی‌بار می‌ماند.
******************************************************
 يك حرف برايت بزنم كه كيف كنی. هزار بار هم شنيده‌ای ولی كيف دارد. خدا معامله‌گر است. معامله‌گر زرنگی هم هست. می‌روی جلو كلاهش را برداری، سرت كلاه می‌گذارد. تازگی‌ها هم شنيده‌ام كه معامله می‌كند سه به يك. اما جنسی كه دارد اين‌قدر خوب است كه سه به يك هم می‌ارزد. آن سه تا كه می‌خواهد چی است؟ آن سه تا چی است؟
اوليش اين كه برگرد. برگرد خانه‌ات. برگرد به وطنت. برگرد پيش مادرت. برگرد همان‌جا كه بودی. همان‌جا كه آهو بودی و قشنگ بودی.
دوم اين كه دنبال آرامش باش. هميشه پی آرامش و امنيت باش. از هر چيزی می‌گذری بگذر، ولی از آرامش نگذر. از امنيت نگذر.
سومی هم اين كه كار كن. كار خوب هم بكن. كاری كن كه خوبی ازش دربيايد.
اين كارها را كه كردی، او هم همه‌ی كارهای بدت را جمع می‌كند، مثل اين معركه‌گيرها. چی می‌گويند به‌‌‌ش شامورتی. همه‌اش را می‌كند كار خوب. كار بد چی شد؟ خوب شد. خلاص
 
************************************************************
مومن برايت گفتم همان كسی است كه دنبال آرامش است. دنبال امن و امان است. آن وقت مومن يك شرايطی دارد. يك احوالی دارد. اين احوال اگر در كسی بود، خودش بود نه كه به زور، او مومن است. اما اگر به زور در كسی فراهم كردند يا كسی نداشت، خب او به امن و آرامش نزديك نشده هنوز.
از اين نشانه‌ها يكی هم اين است كه غمش توی دلش است. هر وقت ديدی دلت می‌خواهد شكايت كنی، غمت را به يكی بگويی بدان كه هنوز تا آرامش و امن فاصله داری. وقتی به آرامش نزديك شوی اصلا دلت نمی‌خواهد شكايت احوالت را به كسی كنی. يكيش هم اين است كه شاديش توی صورتش است. وقتی شاد است اصلا نه می‌خواهد قايم كند و نه اگر هم بخواهد می‌تواند.

v نوشته شده در ساعت 02:07 ق.ظ - ارسال به بالاترین v



بازگشت به صفحه اصلی


 

آشنايی و ارتباط:

نوشته های اخير:

آرشيو موضوعی:

آرشيو زمانی:

Powered By: MovableType 2.661
Hosted & Designed By:

هرگونه کپی برداری از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر مأخذ مجاز می باشد.