|
بحث زیر را تعدادی از دانشجویان دانشگاه تهران که اتفاقا دانشجوی من هم بودند و هستند راه انداخته اند . برام جالبه که دغدغه هاشون را به آوردگاه وبلاگ منتقل میکنند.کلی بقیه را هم وارد گود کرده اند . اول صحبتهای موفو را بخونید
***************************************************************************
حالا صحبتهای یاسین را بخونید
*************************************************
حالا حرفهای خودم :
ابتدای بحث از حرکت جالب موفو و یاسین تقدیر میکنم و بقیه بچه هایی که این وسط اومدن و دارن حرف میزنن. این بحثها اگر زود جمع بندی نشوند انرژی گیر میشوند و حتی موجب دلگیری و ... لذاست که باید موضوع اولا مشخصتر بشود و حتما محدود تر(حقوق زن از اون غارهاست که حالا حالا ها توش میشه جلو رفت...خیلی ها هم گم شده اند!) ثانیا هدف گم نشود.هدف اگر بر هم زدن آرامش گورستانی موجود در فضای زنانه است ، به نظرم دیگه مدتیست که خبرهایی شده است.
تونی گرنت در کتاب زن بودن خود اشاره لطیفی دارد به اشتباهات زنان در احقاق حقوقشان، بحث بسیار زیبایی را طرح میکند و نتیجه میگیرد که اکثر جنبشهای دفاع از حقوق زنان به برابری مرد و زن میاندیشند در حالیکه برابری توهم است.این جنبش نهایتا زنان را مردانی لطیفتر میکند.شلوار پوشیدن ، اشتغال در مشاغل مردانه ، حقوق ماهیانه مساوی...یعنی غایتی که این زنان دارند مرد شدن است!
اما زن بودن خودش بحث مفصلی دارد. اول باید تبیین کرد که زن بودن چه چیزهایی نیست! مثلا زن بودن منظور کروموزوم xx در برابر xy نیست صرفا. کارل گوستاو یونگ ، روانکاو سویسی بحث را به جاهای باریکتری میکشاند.او با توجه به فلسفه هزاران ساله تائویسم(yin & yang) و خیلی از منابع دیگر انسان شناسی مطرح میکند که ما در هر پدیده ای ،انرژی زنانه (آنیما) داریم و انرژی مردانه (آنیموس) آیت الله حسن زاده آملی نیز در کتاب فص فاطمیه خود به بحث زوج بودن ارکان عالم اشاراتی دارند. خلاصه آنکه هر مردی واجد زنانگی نیز هست و هر زنی نیز واجد مردانگی. با این رویکرد دیگر بحث تفکیک زن و مرد تبدیل میشود به ترکیب زنانگی و مردانگی و درجه و غلظت هر کدام. با این رویکرد است که مسائل دو جنسیها و gays & lesbians تا حد زیادی تبیین میشود. ما در بحث اخیری که در دوره "رازهای زنانگی " در خدمت دوستان داشتیم به تفصیل درباره این مقوله سخن راندیم - اتفاقا موفو در اونجا بوده و خودش به موقع با حفظ تعهدهای کلاسی دراین باره سخن خواهد راند- اما درباره وضع موجود جامعه ما متاسفانه تک صدایی بودن در جامعه ما حمایت میشود. شما در اوان جنگ34 روزه اسرائیل و لبنان واضحا میدیدید که کم نبودند نشریات خود اسرائیل که با شدت هرچه تمامتر دولت وارتش خود را زیر سوال میبردند و انگار نه انگار که شورای امنیت ملیشان بیاید و به آنها تذکر شرایط جنگی بدهد و از این ابزار صداخفه کن بهره ببرد ! در خود ایالات متحده عربها به نفع لبنانیها وارد تظاهرات شدند و کسی بهشان چیزی نگفت و از اون ور ما هر روز میگیم که آمریکا ایالت اسرائیل است.خب پس چگونه است که جمعی از زنان ایرانی متفاوت اندیش در تجمع میدان هفت تیر مورد ضرب و شتم قرار میگیرند؟ فارغ از اینکه بنده با نظر اون تجمع کنندگان موافق یا مخالف باشم ،سرکوب آنها را هرگز در شان یک دولت مهرورز نمیبینم!
*ظاهرا واقعیت این است که کشورهای زوردار دنیا بخشی از قدرت خود را از تکنولوژی و اسلحه های خود میگیرند و عمده قدرتشان را از حمایت مردم خود،ان هم نه بخشی از مردم خود بلکه همه مردم خود حتی منتقدین. در جامعه ما به بهانه مصلحت نظام ریشه های نظام را دارند میزنند. تنزل دغدغه نیروی انتظامی را ببینید تا چه حد تنزل کرده است: به جمع آوری دیشهای ماهواره درحالیکه امنیت هیچ کسی در این کشور حتی اینقدر نیست که حتی 5 دقیقه از ماشین خود با پنجره باز دور شود ! کلی برو بیا و پلیس زن و تربیت نیروی انسانی برای روسری های مردم درحالیکه زنان در دادگاهای خانواده توسری میخورند! ببینید ، زن هموطن من باید تمام آرزویش این باشد که به استادیوم برود . درحالیکه دختر هم سن و سال او در بسیاری از کشورهای دنیا از بهترین امکانات ورزشی به سهولت برخوردار است و بسیاری از جاهای دنیارا دیده است و نگاه بچگانه دختر ایرانی را به زندگی ندارد.او خود را با شوهر آینده اش identify نمیکند و این کم رشدی نیست! نگاه جنسی به زن معلول خیلی چیزهاست...تازه این نگاه مگر به مرد نیست؟ مگر مردان را شکارچی جنسی قلمداد نمیکنند؟ میبینید؟ در تفکر مغشوش ، همه قربانی میشوند فارغ از جنسیتشان! انصافا حرف زیاد است که مجالی دیگر میطلبد
 در پایان عرائضم ، جمله ای استثنایی را نقل میکنم از استاد عزیزم دکتر عشایری که میفرمودند : "حماقت وقتی جمعی میشود ،نا پیدا میگردد"
|