«   M O R E       E F F E C T I V E       C O M M U N I C A T I O N    »

ما همگی نیاز داریم به ارتباط.. اما 4 ارتباط هتند که اولویت مهمی در زندگیمان دارند: خودمون/خدا/طبیعت/مردم                              در بحثهای آموزش ارتباط یاد میگیریم که در هر 4 تای اين موارد سربلند بشویم.
 
  v نماینده امام زمان یا مستر ویلیام ، این ماجرا واقعا در تبریز رخ داده است.

جمعه، 17 شهريور 1385

 تا حالا به یک هیات عزاداری آذری رفته اید؟عشق ترکها  و آذریها را به امام زمان ندیده اید؟ واقعا لذت میبرید از اینهمه احساس.این نکته از دید کسانی که سالها این ملت را استثمار کرده اند هم  پنهان نمانده است.

کتاب بسیار زیبایی چند سال پیش خوندم که درباره اتفاقات مشروطه بود در تبریز.همینجا بگم که من اساسا تاریخ بخون نبودم اما این کتاب چنان توجه من را به بحث تاریخ ۳۰۰ ساله اخیر ایران جلب کرد که بعدش با دوست عزیزم مهرداد افسری رفتیم کل آذربایجان را گشتیم و عکاسی کردیم ! اخیرا هم آقای مهدوی خلاصه تاریخ ایران از دوران مادها را تا الان برام فرستاده که بسیار فایل زیبایی است به شکل PDF در سی صفحه که بتونم تاریخ ایران را الگوریتمیک بخونم.

 

تبریز نماد مبارزات دوران مشروطه است و در این کتاب به نیکی مشهود است که دستجات متفاوت مردم از مذهبی گرفته تا بلشویک و ارمنی و ملی و...همه و همه برای آزادی و عدالت و نابودی استبداد در این خاک پرگهر چه عشقی را نثار کرده اند.

فصلی از کتاب ماجرای بسیار تکان دهنده ای را نقل میکند که چگونه مردم تبریز برای فردی که خود را نماینده امام زمان میدانست جان نثاری میکردند و همه برای ظهور خود را آماده کرده بودند و دست آخر کاشف به عمل می آید که نماینده امام زمان این دفعه دیپلمات کارکشته انگلیسها از اب در می آید.

صفحات این کتاب را اسکن کردم که در دو پست میگذارم در سایت.

امید دارم که لیاقت شیعگی مردی بزرگ چون مهدی را بیابیم و با امیدی خردمندانه و نه معصومیتی احمقانه به ظهور عظیمش کمک کنیم.

حالا با تصویر کتاب توجه کنید . کتاب در جمهوری اسلامی ایران منتشر شده است و چندین ترجمه از آن در بازار نشر موجود است.اگر مطلب این پست برای اندیشیدن شما کمک کرده است لینک بحث را به دوستان اهل فکرتان بدهید ، فراموش نکنیم که شوری که پشتش  یک شعور نباشد ، میتواند انحراف باشد.

*********************************************************

یک لحظه چشمانتان را ببندید و از ۱۰۰ سال قبل بیایید به ۱۳۸۵ و ببینید که الانم مردم خیلی فرقی نکرده اند

همین الان هم در هیاتهای ما بسیاری از مومنین در این فکرند که حضرتش بیاید و جبران تمام تنبلیها و عقب ماندگیها و بی غیرتیهای  ما ملت خوابزده  را کند که قرنهاست مرتکب میشویم.این نحوه نگریستن به صالح ال محمد کودکانه ترین اندیشه برای اصلاح امت است.فراموش نکنیم که تا وقتی که من طبیب بیسواد بازی در بیارم و دانشجوی من درس نخواند و مدیر من عقل تدبیر سازمانی نداشته باشد و دولت من به جای تزیین اندیشه مردم به فکر تزیین در و دیوار سیمانی هر باشد، حضرتش تشریف نمی آورند.

 

شما ببیندید که از یک قرن قبل جمعیت هیئات مهم بوده و پلو حضرتی نه اینکه چه کسی خرج میدهد یا چه کسی اساسا عزاداری میکند.واقعا قصه عزاداری قزاقها تکان دهنده هست.

 

 

ادامه این بحث را در پست بعدی دنبال خواهیم کرد که چگونه از احساسات مردم سوءاستفاده میکردند

 

 

v نوشته شده در ساعت 01:25 ق.ظ - ارسال به بالاترین v



بازگشت به صفحه اصلی


 

برنامه ی ایمان و توانگری

آشنايی و ارتباط:

نوشته های اخير:

آرشيو موضوعی:

آرشيو زمانی:

Powered By: MovableType 2.661
Hosted & Designed By:

هرگونه کپی برداری از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر مأخذ مجاز می باشد.