«   M O R E       E F F E C T I V E       C O M M U N I C A T I O N    »

ما همگی نیاز داریم به ارتباط.. اما 4 ارتباط هتند که اولویت مهمی در زندگیمان دارند: خودمون/خدا/طبیعت/مردم                              در بحثهای آموزش ارتباط یاد میگیریم که در هر 4 تای اين موارد سربلند بشویم.
 
  v آره عزیزم ...راسته!

شنبه، 18 آذر 1385

 پریناز ۲۶ سالش بود...بچه بالا شهر هم نبود ، اینو نوشتم که بیشتر بیای تو فضای این اتفاق.شوهر خوش سرزبونش ۳۵ ساله بود...زندگی را یکی دوسالی بود که آغاز کرده بودند.درگیریها از شیطنتهای گهگاهی شوهر شروع شد.

برادر شوهرش هر از گاهی براشون فیلم می آورد. ایندفعه که فیلم را اورد گذاشت تو سی دی رام رایانه که ناگهان خشکش زد. شوهرش با برادر شوهرش و یک زن اون کاره یک فیلم پورنوگرافی کامل با یکدیگر بازی کرده بودند. بالافاصله سی دی را رایت کرد ...برادر شوهره چند دقیقه بعد اومد بالا و سراسیمه گفت که فیلم را اشتباه آورده است .

****************************************************

بدون اینکه بتونه علت اصلی درخواست طلاق را بگه رفت دادگاه.قاضی تحویلش نگرفت آخر مجبور شد که بگه قضیه چیه...شوهر من از زنای خود با افتخار فیلم میگیرد!

وقتی برخورد قاضی را بهم گفت ، تمام روحم جیغ کشید!

قاضی: چرا تو زندگی شوهرت اینقدر تجسس میکنی؟؟؟

پیش کلی وکیل رفته بود...یکی در میون به خودش پیشنهاد داده بودن! ( از وکلای و قضات زحمتکش  به ویژه پدر خودم عذرخواهی میکنم ولی متاسفانه این ماجرا واقعیست ) حتی از دفترخونه  که واسه طلاق رفته بودند هنوز بهش تماس میگیرند و خیلی راحت بهش پیشنهاد میدن.

بالاخره طلاق صادر شد ! مهریه به شکل ماهی یک سکه شد...تریپ جون کندن!

*************************************************

داشت از فرط غصه دق میکرد. شوهر سابقش مدام تهدیدش میکرد که اگه فیلم دست کسی بیفته کشته خواهی شد. مزاحمتهای مختلف...طرف دنبال عشق و حالش بود و هز ارگاهی واسه تفریح هم که شده حال پریناز را میگرفت .

****************************************************

بعد از یه ماه که از طلاق گذشته بود بهش پیشنهاد دادم بره مسافرت.همه پولهاش را جمع کرد و با کل امید و آرزو  که چند روزی فضا عوض کنه واسه دوبی را دیدن ،رزرو و...

ممنوع الخروج!

چرا؟ باید ۴ ماه عده ایشون تموم بشه تا بتونن از کشور خارج بشن!

هنوز صدای گریه تلخش تو گوشم طنین دارد پای تلفن...

دردم اومده...خیلی هم زیاد زیرا بی عدالتی یعنی کرامت یک انسان را در حد یک موجود جنسی تنزل دادن....امثال پریناز که حامی خاصی ندارند و باید مردانه مراقب انگهای اجتماعی باشن زیادند. فقط میخوام بگم چه بسا نتونیم کار خاصی الان براتون بکنیم اما با سکوتمون شریک لجن شوهر سابقت و قاضی عجیبت نمیشیم.

الیس الصبح بقریب؟

شما چی میگین؟ راستی پریناز از خوانندگان سایته. 

فکر میکنم بحث ها  در کامنت دونی به یه جاهایی رسیده...پس به درخواست پریناز احترام میذارم و خوانندگان عزیز را منتظر بحثهای آتی میگذارم .فعلا کامنتهاتون را بهم mail بزنید تا بعد.

v نوشته شده در ساعت 12:07 ق.ظ - ارسال به بالاترین v



بازگشت به صفحه اصلی


 

آشنايی و ارتباط:

نوشته های اخير:

آرشيو موضوعی:

آرشيو زمانی:

Powered By: MovableType 2.661
Hosted & Designed By:

هرگونه کپی برداری از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر مأخذ مجاز می باشد.