«   M O R E       E F F E C T I V E       C O M M U N I C A T I O N    »

ما همگی نیاز داریم به ارتباط.. اما 4 ارتباط هتند که اولویت مهمی در زندگیمان دارند: خودمون/خدا/طبیعت/مردم                              در بحثهای آموزش ارتباط یاد میگیریم که در هر 4 تای اين موارد سربلند بشویم.
 
  v کارگاه آموزشی در شرکت احداث صنعت و یک مقاله مدیریتی خوب

سه شنبه، 5 دی 1385

با هماهنگی روابط عمومی شرکت احداث صنعت( جناب مستوفی) که ۳۰٪ سیمان کشور را تامین میکند و کمک واحد آموزش و مدیریت محترم شرکت ، کارگاهی دو ساعته در محل شرکت با عنوان توانگری و روابط موثرتر درون سازمان برگزار کردیم که با فیدبک عالی مجموعه روبرو شد. پخش ۲۲ اسلاید و ارائه جزوه آموزشی و سوال و جواب در راستای بهینه کردن امر آموزش رخ داد.

برای اطلاعات بیشتر درباره کارگاهها لطفا با شماره ۰۹۱۲۱۹۶۲۶۰۴ آقای مهدوی تماس حاصل فرمایید

****************************************************************

دو ويژگي مدير از نظر پيتر دراكر

پيتر دراكر هميشه معتقد بود دو اصل هميشه و همه جا در  مورد مديريت صادق هستند:

1- استفادهء درست از زمان

2- درستكاري مدير

او مي‌گفت:«در ميان تمام منابع توليد، وقت گرانبها‌ترين و ضروري‌ترين آن‌ها ست و اين كاري است كه خود فرد بايد تمرين و خودآموزي كند. استفاده از وقت به سرمايه‌گذاري نياز ندارد، بلكه مربوط به خود انضباطي است.»مدير اثربخش از نظر او كسي بود كه تمام كارها را در زمان خود انجام دهد، او مي‌داند كه با كساني كه وقت او را هدر مي‌دهند، چگونه رفتار كند.

درستكاري رسالت ديگر مديران است كه هيچ چيز در مديريت جاي آن را نمي‌گيرد; چرا كه اگر مدير درستكار نباشد سازمان نيز درستكار نخواهد بود و در كوتاه‌ترين زمان با سر به زمين خواهد خورد.

او اعتقاد داشت كه همهء‌افراد در هر زمينه توانايي ندارند. مانند يك فرد نوازنده كه شايد حتي از دوختن دكمهء پيراهن خود نيز عاجز باشد و مهم‌ترين چيزي كه «پيتر دراكر» تاكيد داشت; رفتار مديران بود و نه سخنراني و نطق‌هاي آن‌ها; چرا كه كاركنان هميشه از نحوهء حضور، پيگيري امور،  اولويت‌بندي كارها و ميزان توجه و دقت مدير خود به امور، الگوبرداري مي‌كنند و رفتار مي‌آموزند. 

او هميشه مي‌گفت، مدير واقعي بايد كاركنان خود را به گونه‌اي تربيت كند كه به مدير تبديل شوند.  

«پيتردراكر» به شدت با اقتصاددانان در تضاد و تعارض بود; چرا كه هميشه معتقد بود آن‌ها با تعدادي فرضيه قصد دارند، تمام رفتارها و حقايق را به ساده‌ترين شكل ممكن به معادلات قابل حلي تبديل كنند،كه اين كار باعث دور شدن آن‌ها از حقايق و چشم‌پوشي از واقعيت‌ها مي‌شود. او مي‌گفت:«مديريت «علمي دقيق» نيست.»بلكه به نظر او، مديريت كارورزي و كارآموزي است.

در آثار او هيچ نشانه‌اي از پيچيدگي‌ها، نمودارها و جداول پيچيده مشاهده نمي‌شود. او معتقد بود:«وسايل ساده» بر «ابزار پيچيده» برتري دارند. مديريت فقط تئوري نيست. مسووليت اصلي مديريت كسب نتايج ملموس است. مديري كه مسووليتش را بهتر انجام مي‌دهد بر مديري كه تمام تئوري‌ها را مي‌داند، ‌ولي در عمل كارآمد نيست، برتري دارد. اصول مديريت طلايي هستند ولي در مديريت هيچ قانوني نيست كه مانند قانون جاذبه عمومي زمين جهان شمول باشد.

 با تشکر از  فرهاد خلفیان / روابط عمومی ساپکو /

v نوشته شده در ساعت 10:27 ق.ظ - ارسال به بالاترین v



بازگشت به صفحه اصلی


 

آشنايی و ارتباط:

نوشته های اخير:

آرشيو موضوعی:

آرشيو زمانی:

Powered By: MovableType 2.661
Hosted & Designed By:

هرگونه کپی برداری از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر مأخذ مجاز می باشد.