|
اینکه میگن شعر سرودنیه نه ساختنی حرف راستیه...من تو عمرم دو سه بار بیشتر نتونستم شعر یا شبیه به شعر بگم...یه بارش را نوشتم که همینجا خام خام میذارمش:
خودت میگفتی خواب دیدن یک قدیمی ،نشانه است
بی اجازه و در نزده به خوابهایم می آیی و
هزار آشفتگی از هزار راه نرفته ات برایم سوغات می آوری
بی خبر هم سر سحری میروی
این چه تاوانیست با این جان خسته؟
بهار نیومده از لبه قاب عکس یخ زده ات ، جوانه ای روییده
چرا پیر نمیشوی در این کلبه مخروبه دل؟

|