گاهی توقع های عجیبی از آدمها داریم...طرف میاد پیش یه مشاور و تصور میکند که مشاورش باید خیلی ایده آل باشد...این نوعی مراجعه هست که باید نزد انبیا داشت واما در نزد بقیه باید مراقب بود...منظورم اینه که اگر میخوای از مشاورت استفاده کنی یادت نره که مشاور مثل تابلو راهنمایی رانندگیه که جهتی را نشان میدهد..جهت فلش را دریاب...مهم نیست که جنس این تابلو چدنه یا فولاده... حتی رنگ این تابلو هم خیلی مهم نیست ...مهم جهتیست که تابلو نشان میدهد
ببین این حرفها را یه مشاوری ننوشته که تو کارش تعطیل باشه...شکر خدا من 6سال سابقه کاری بدی ندارم و مدتهاست که فهمیده ام که بنا نیست همه ازم راضی باشند و ...
شاید 6 ماهه که میخوام این موضوع را بنویسم و هی عقب میندازم
عمری شاگردی آدمهای مختلفی را کرده ام...شاگرد خوبی واسه خیلی ها بوده ام و وظیفه امه یه چیزی بگم
شاگرد زرنگ کسیه که به جای دغدغه های کم فایده..درسش را یاد بگیرد و برود باهاش زندگی کند
وقتی حواست همش پرته که هم کلاسیت چی کار میکنه یا استادت چرا کراوات نمیزنه یا میزنه یا...ِ ،داری عمر عزیزت را حروم میکنی...حیفه
راستی یه شعر قشنگ خوندم که خیلی به دلم نشست
من از مردن نمي ترسم
هراسم از نمردن زير بار يوغ شيطان است
نه از جامانده هاي نسل بوسفيان
نه از بوجهل هاي حافظ قرآن
نه از افعي ضحاکان
من از ترديدهاي کاوه مي ترسم
من از ماندن به هر قيمت در اين ويرانه مي ترسم."