*******************************************************

دلت میگیرد..به همین سادگی.
میگردی دنبال توضیح...یک سری سوال جواب تکراری از خودت میپرسی و ظاهرا باید همه چیز تمام شود، حداقل کم شود اما انگار نه انگار...بد جوری روحت پیچ خورده است...
الکی شروع میکنی دنیا را فحش دادن...بعد نوبت میرسه به شیطان لعین. اصلا دیگه این دل واسه ما دل نمیشه
بیرون بارون پودری می آد...از اونایی که دوس داری زیرش باشی ولی خب هوا سرده...خیلی هم نمیچسبه... یه نگاهی به این جوونی رفته میکنی
یک مرتبه بند دلت میریزه!
صدایی از عمق روحت به مناجات بلند میشه....از این کارها بلد نبودی!
کیست که از درون من خسته با این آرامش با خالق به گفتگو برخاسته؟
خدایا ! به روحم وسعتی بخش تا در حقارتهایم نپوسم
خدایا ! کمکم کن که بلندیهای روحم را زندگی کنم تا در گندابهای جسمم توهم زندگی نداشته باشم.
*************************************
خدایا من را ببخش که شاید از یاد برده ام ما تنها آفریده شده ایم .گاهی که یادم میرود این تنهایی وسیع بشر را، قبل از تلنگر کائنات ، به گوش جانم نجوا کن که تو به تنهایی جای تمام نداشتنهایم را پر میکنی
*****************************************
در برابر دیدگانم بگذار این جمله طلاییت را که :
لکیلا تاسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما اتاکم الله
نه برای آنچه از دست دادید دق مرگ شوید و نه بدانچه به شما میدهد ذوق مرگ شوید
خدایا ! مگذار وقتی عزیزی را از دست میدهم یا ثروتی از کفم میرود ،در هم بپیچم.
************************************************
خدایا ! مگذار شهرت و محبوبیت مرا به حماقتی وسیع بکشاند که از یاد ببرم چقدر یک موریانه بزرگتر و بی نقص تر از من میزید و هرگز در موران ، فرعونها سر بر نیاورده اند.
************************************************
خدایا مگذار دغدغه ای زمینی زمینگیرم کند.
خدایا از من لذت باران و پاییز و مه را به خاطر مشتی روزمرگی نگیر.
*****************************************************
خدایا ! اگر گریستم و از دردها و بغضهایم گلگی کردم ، حتی برای کسری از ثانیه، عفریت نا امیدی را با من تنها مگذار، اشکی که در انتها دلخوشی نداشته باشد ، مرداب است...و تو به من آموختی که رود باشم نه گنداب.
******************************************
خدایا ! دغدغه مرا کف زدنهای مردمی قرار نده که به اشاره ای تف به روی من می اندازند.مبادا از یادم ببری که حتی عشقهایشان نیز سرابیست که ما خواب زدگان بدانها دل خوش میداریم
********************************************
خدایا ! مگذار که پشت کردن انسانها از من ، فرو ریزدم.
مرا نزد خودت عزیز بدار که حسرت سراب محبوبیت بین زمینیان را نداشته باشم.
میگن تو قسم خوردی که بنده هات وقتی مخلصانه صدات بزنن جوابشون را خود خودت میدی؟ نه؟
جدا تو اینهمه پیامبر میگه نفرستادی که به ملت بگن عالم صاحاب داره؟
با مرام! اوس کریم !
میگه همین تو نبودی که ابراهیم را فرستادی تو آتیش تا برخلاف فکر نمرودیان ؛ نه تنها نسوزه که دماغ هرچی ناسپاسه بسوزونه
اصلا قصه موسی میگه نوشته تو نبود؟ اون دعوای قبطی و سبطی و مشت موسی و مرگ یارو و دربدری موسی و مدین و دختر شعیب همه کار خودت بودن
من سالهاست دارم پرونده هات را میخونم...ردپا میذاری..با همه زرنگیت، تابلوئه که کار، کار خودت بوده
خودمونیم ، عاشقی موسی و دختر شعیب را خوب اومدی...چنانکه مادر شدن مریم هم از شاهکارات بود...رو کم کنی بود به نظرم
نمیدونم ...از اینهمه سال خدایی تو و آدم نشدن ما خسته نشدی؟
میدونم پسوورد اینترنت من را داری و نامه احمد را خوندی
اصلا مهم نیست که هکر همه صندوق پستی های دلم بودی / الم یعلم بان الله یری
میدونی چقدر گریه کردم بعد این نامه ؟ ما پارسال تو شب احیا خیلی بهت التماس کردیم که به خواهرش شفا بدی اونوقت ات میایی به فرشته هات میگی اون رو برن بهشت که شب چهلمش بیفته شب قدر؟؟؟ اینه با مرام؟؟؟
حتما میگی که بنده باید کار خودش را بکنه و تو هم کار خودت را ...زورت هم زیاده ...ما هم که مخلصتیم ولی خیلی دلم گرفته به عزتت قسم! تحمل ندارم یکی تو را صدا بزنه و جواب نگیره...افت داره برام...برا همه اوناییکه به شرافت اسمت دعا میکنن افت داره که حرفشون را زمین بزنی...به خاطر خودت میگم..
شنیدم تو خداها ، خیلی خدایی . فربی احمد شیء الی
تو قوی هستی درست...ما ضعیفیم درست
ما به یه غمزه یه معشوق زمینی میریم رو هوا درست...ما با یه بیماری نمازمون قضا میشه درست..ما با دونانوگرم هورمون میریم قاطی باقالی ها درست...ما بی معرفتیم درست...آخه تو اسمت را گذاشتی ارحم الراحمین..تو اسمت را گذاشتی غفار...ستار
حالا آبروریزی میکنی؟؟؟ بگم چندبار همین تو چه کسانی را از چه بلاهایی نجات دادی که اصلا قبولت نداشتن؛ اونوقت ما رو ضایع میکنی؟ ما را رسوا میکنی که خاطرخواتیم...حداقل اداش را که در میاریم...خدا هم خدای زمان یونس که او را از غم نجات داد و نجیناه من الغم
نازنینم ! صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم ؟
به بهانه شبهای قدر 1386
و به یاد همه دوستانی که حتی وقتی دورند عزیزند و سالها در این شبها کنارشان بوده ایم و به حرمت ایشان خدا به ما نظری کرده
و به یاد خواهر احمدنازک تبار که پارسال برای سلامتیش دعای دسته جمعی کردیم