|
اگر يادت بود و باران گرفت، دعايي به حال بيابان كن
با صدای تلفن از جام پریدم...از ایرانه...عباسه...با هادی از امامزاده زنگ زدن" دعای جوشن داره شروع میشه داداش ،یادتیم"
****************
کیمیاگر، کوئیلو، " نشانه هایی در زندگیتان هست...برای اینکه گم نشوید"
***************
تو همین نامه های هر روزه بود "سال سختی را گذراندم.. " آخرش انگاری که قلم را فرشته ای ازش یه ثانیه گرفته باشه، نوشته بود" اگر يادت بود و باران گرفت، دعايي به حال بيابان كن"
************
پس مانده غوغایی هستیم از حماقت دیگران
و پیشاپیش می اندیشیم به رویایی که همچنان رویا می ماند...
در این لحظه پست اکنون...
BBC داره باهام مصاحبه زنده میکنه درباره گرفتاریهای زنان طلاق...من در فکر خاله بیمارم هستم که سالهاست فکر میکند یک پری گمشده در زمین است و برای دفن رویایش هزاران هزار قرص به او داده اند تا یک مرده آدرس دار زمینی بی آزار بشود
*****************
به هزار سال خواب احتیاج دارم تا کمی فکر نکنم...اینهمه بیداری را چه سود...
دیگر از نوشتن نیز میهراسم وقتی میدانم قاتلم ، مشتری همین نوشته هاست و
خواننده همیشگیم شانه هایش را بالا می اندازد و میگوید حیف !
*******************
ساعت 12 شده...ناقوس کلیسا...صدای رودخانه تایمز...
امشب شده ام تفسیر مجسم اذا مسه الشر جذوعا...یه نق نقو که خدا داره از شیر میگیرتش
حداقل امشب روم را کم کن از اینهمه پررویی که باز می آیم تو روت وا میستم میگم بده برم...به قول ترکها : ور...گدم.
________________________________________
|