موضوع گاهی سخت است یا ساده راستش نمیفهمم...یعنی نمیخوام دیگه خیلی چیزها را بفهمم
پریروز نشسته بودم خونه قدیمی مادربزرگم در قزوین که تلویزیون فیلم" لاک پشتها به آسمان میروند" را پخش کرد...شاید از معدود فیلمهایی که در زندگیم دوبار دیده بودم اونم در سینما همین کار قبادی بود...اون دوبار با دانشجوهام رفته بودیم سینما فرهنگ و هر دوبار کلی گریسته بودم...حتی یادم میاد یه پستی در سایتم گذاشتم به نام
"مسوولیت انسان بودن"
ایندفعه هم گریستم... دیدن اون بچه و همه اون بچه ها که با مین بازی میکنند و مقایسه اونها با حقوق کودکان در مثلا بریتانیا مثل عشقم فیمبار ( یه بچه دوسال و نیمه ایرلندی که در انگلیس روش تحقیق میکردم ) روحم را اتش میزنه
بعدش نشستم فکر کردم مردایی تو سن و سال من واسه چه چیزهایی ممکنه گریه کنند یا بغض کنند و در تنهاییشان فرو بشکنند...خب معلومه که یاد خیلی از دوستانم ، شاگردانم، مراجعین مطبم و کسانی بوده ام که روزی از گریه هایشان برایم گفته اند و در این میان مردانی را به یاد می آورم که هرگز کسی نفهمید که چقدر تلخ در تنهاییشان شکستند..به احترامشان :
- گریستم با مردی که همسرش از او جدا شده بود و چقدر دلش هوای او را کرده بود و بعد از ۱۵ ماه در کمال نا امیدی پیامک شب عید فرستاد برایش و بانو در پاسخ نوشت : نبودت سخت تر از هر چیزیست...برگردیم؟
- گریستم بر لحظه ای که یک مرد، همسرش را در آغوش گرفت وقتی دو هفته بعد از کفن و دفن بابابزرگ زنش یه مرتبه زن بغی زد زیر گریه که دلم هوای باباجی کرده و مرد نصفه شبی سوره یاسین را به ارامی برای باباجی خواند و همسرش را آرام کرد
- گریستم بر بی پناهی یک زن بی گناه در زیر بازجویی دو مرد نامرد...جاش که مهم نیست مهم انسانیتی بود که قربانی شد
- گریستم به خاطر یک راننده تاکسی که چقدر برای خانواده اش زحمت میکشید و دو هفته مانده به تحویل تاکسی نو - که چقدر با قرض قوله و امید پول قسطش را فراهم کرده بو- حالش بد شد و در بیمارستان امام فهمید جفت کلیه هایش برای همیشه از کار افتاده اند و باید دیالیز بشود و ماشین بی ماشین...
من بارها و بارها گریسته ام اما یادم نمی آید چرا و با کی و چقدر...

تا حالا چند بار رسیدی به یک سوال اعصاب خورد کن که : آخرش که چی؟
*******************************************************
نمیدونم چقدر میشه درد کشیدن بقیه را تحمل کرد؟ هر کی دردهایی در زندگی خودش داشته که فقط خودش بوده و خدای خودش...
نمیدونم بهش چی میگن، شاید به ظاهر یاس فلسفی به نظر برسه اما قدرت بهم زدنش از طوفان کاترینا در روح آدم کمتر نیست...
اون وقت میشینم و فکر میکنم و هی فکر میکنم و از خلوتم بیرون نمیام....یه سری به نامه هایی میزنم که مردم برای فرستادن، حتی sms های save شده در گوشیم را میخونم ، عکسهایی رو میبینم که از ۱۸ سالگیم با شاگردام انداختم و آخرش به خودم نهیب میزنم که تو را آفریده اند که کاری کنی برای خودت برای همسایه ات برای زمینت برای روحت

شهرک اکباتان/ بلوکE-1/ کتابخانه سید مرتضی آوینی/ سال ۷۳
میبینم که آدمهایی بوده اند که در زندگی به من یاد دادند که زندگی زیباست و زیبایی ارزش داره که آدم به خاطرش ادامه بده.... یادم نمیره وقتی با هادی فرزاد و باهر عزیز دو . نیم ساعت خصوصی در محضر علامه حسن زاده بودیم چقدر از دیدن این دانشمند مطلق جهان اسلام احساس شگرفی داشتم..داشتم میدیدم که خدا چرا از آفرینش انسان به خود آفرین گفت...

استاد علامه حسن زاده آملی( زندگینامه )
وقتی به استادام فکر میکنم که چگونه با عشق به ما درس زندگی یاد دادند، آروم میشم...حالا میفهمم که آن دانشمند بزرگ مزلو میگفت (( موثر بودن )) یعنی چی...

در کنار استاد بزرگوار ، دکتر حسین الهی قمشه ای
یادم میاد با پرهام هاشم زاده چه لذتی میبردیم وقتی آقای حورایی برامون از عشق الهی حرف میزد و بانو کاترین پاندر

در کنار استاد مچتبی حورایی / کلاس NLP / سال ۷۴
موثر بودن باعث میشه که از دیدن دردهای زندگی آدمها دردت بیاد و یه جایی تو ته قلبت نا آروم بشه
چند وقت پیش یک نفر بهم گفت
تو توی این هیاهو ها و کلاسهات دنبال گمشده ات میگردی... راست گفت ،اما در مصداق ره به خطا برده بود...گمشده من همان چیزیست که بهمن قبادی در فیلم عجیبش: لاک پشتها هم پرواز میکنند از قول ان بچه کرد معلول گفت و من آنرا با سلولهایم احساس کردم
مسوولیت انسان بودن

تکه نامه یه دوست که ازش اجازه گرفتم
یک سری نامه از بچه ها رسیده :
Salam Dr shiri
haleton chetore?
jalebe , omadam inja ta vase ye nafar email bezanam va hamzaman dahstam webloge shomaro midiam , on matlabo khondam va vaghean roye man ta'sir gozasht . chandroozie mikhastam be shoma mail bezanam va dar moerde khodam in jomlaro beporsam aghaye dr akharesh chi?
alan ke ino khondam yehoo khoshkam zad . kheyli az javabamo to in neveshte peida karadam . inke adam ye jaee vaghty naomid mishe ....
agahye dr omidavram mosamamtar va ghavitra az gozahste be kareton edame bedin.
be nazare man mohem nist ke cheghadr savad darim , mohem ine ke cheghadr mitonim dele onaee ke na omidano shad konim va be mardom komak konim . az inke omido be man bargardondin va komakam kardin azaton mamnonam
این شعر را خانم سمیه فرزاد فرستادند که زیباست :
با بنفشه لاله گفت اي بيخبر طرف گلشن رامنظم كرده اند
از براي جلوه گلهاي چمن رنگ را با بوي توام كرده اند
اندرين بزم طرب، گويي تو را غرق در درياي ماتم كرده اند
گفت بهر بردن بار قضا عاقلان پشت از ازل خم كرده اند
عارفان از بهر افزودن بجان از هوي و از هوس كم كرده اند
رهروان اين گذرگاه آگهند توش راه خود فراهم كرده اند
چون در آخر جمله شاديها غم است هم ز اول خوي با غم كرده اند
هر كسي را با چراغ بينشي راهي اين راه معظم كرده اند
ما بخود چيزي نكرديم اختيار كارفرمايان عالم كرده اند
كرده اند ار پرسشي در كار ما خلقت و تقدير با هم كرده اند
دردهایتان به برکت نام نبی رحمتی که امشبی به دنیا آمد ، پر برکت باد !
|