«   M O R E       E F F E C T I V E       C O M M U N I C A T I O N    »

ما همگی نیاز داریم به ارتباط.. اما 4 ارتباط هتند که اولویت مهمی در زندگیمان دارند: خودمون/خدا/طبیعت/مردم                              در بحثهای آموزش ارتباط یاد میگیریم که در هر 4 تای اين موارد سربلند بشویم.
 
  v چند خاطره از تدریسهای دانشگاهی + مسابقه جدید سایت به مناسبت روز معلم

سه شنبه، 10 ارديبهشت 1387

داشتم تو یکی از دانشگاهها تدریس بهداشت ج ن س ی میکردم و آخر بحث اجازه دادم دانشجویان سوالاتشون را مکتوب بدهند و خودم هم عادت دارم که سوالات را درجا میخونم و معمولا در دانشگاهها on-line جواب میدهم اما فکر کنم باید یه تجدید نظری بکنم چون واقعا داشتم میرفتم رو هوا از خنده!
قضیه از این قرار بود که یه دانشجوی خانمی سوال کرده بود که
" ما در دوره عقد هستیم و به خطر شرایط درسی  هفته ای یه بار با هم دیدار داریم و 6 بار نزدیکی داریم ، نظر شما چیه؟؟؟!!!!!
راستش مونده بودم چی بگم...گفتم نظر من ...اوووووووم...اااااااااااا..........خوبه!
فکر کنید بچه های کلاس چطوری رفتن رو هوا و شلیک خنده و...
یه پسری سوال کرده بود که آقای دکتر  فلان قسمت فلان جای  ما خیلی مو دارد ، شما تا حالا دیده اید؟؟
فکر کنید من چی باید جواب میدادم...درباره ما اطبا چه فکری میکنند مردم ؟؟؟فکر میکنید مثل دانشمندانی که درباره پروانه ها تحقیق میکنند ما ها میریم بساط آقایون را نمونه برداری میکنیم؟؟؟
یادمه یه بار هم تو دانشگاه علوم تحقیقات درس تنظیم خانواده میدادم که یه مرتبه یه دانشجویی سوال خیلی جدی کرد که
 " آقای دکتر درسته که مایع مردانه مزه وایتکس میده؟؟"
 یه نگاهی بهش کردم گفتم عزیزم چی فکر میکنی ؟ من برای پاسخ به سوال تو باید هر دوی این عزیزان را چشیده باشم!!!! خدا ما رو حفظ کنه از این دانشجوهای باحال !
 راستی از دانشجوهای من اگر کسی خاطره ای از کلاسهامون داره بفرسته برام میخواهم به خاطرات باحال جایزه بدهم :
حضور نیم بها در
جدیدترین کلاس آرکتایپ برای دو نفر
خاطرات به فارسی باشد با ذکر کلاس مربوطه
فرصت مسابقه تا  شنبه ۱۴ اردیبهشت
**************************

من دانشجوی دانشکده ی علوم اجتماعی دانشکده ی علامه طباطباییم.متاسفانه نشد که بیشتر از چند جلسه شاگردیتونو بکنیم.که بارها و بارها با خانم وجیه علیپور،دوست خوبم افسوس این موضوعرا خوردیم.

اما یه خاطره :

اگر اشتباه نکنم کلاس والد بالغ کودک بود،آقای مرادی فیلمبردار و مسئول سالن مشغول تنظیم لب تاب و بلند گو و ....

بودن.شما هم اومده بودید پایین سن ، مقابل بچه ها،آقای مرادی  و شما  پشت به پشت هم بودید،از قضا داشتید از فروید

می گفتدید،و اینکه ذهنیت مردم در باره فرویداین که همش تو کاره مسائل جنسی بوده و ... از این حرفا.

به طور تصادفی با چپ و راست شدن شما  آقای مرادی هم این ور- اون ور می شدو پشت به شما سرش تو کار خودش بود

ولی به دلیل تنگی جا هی با شما ممماس می شد ،یه چند باری این اتفاق افتاد ،شما به روی خودتون نیاوردید،تا اینکه بالاخره

برگشتید با یه لحن فوق العاده بامزه یی   گفتید بابا این از فرویدم بدتره!مرادی جان چی کار داری می کنی پشت من؟

آقای مرادی رنگ گرفت و رنگ پس داد ما هم که بی ملاحظه، رفتیم روهوا حالا نخند کی بخند.اینو واسه مامان و چند تا از اقوام

 گفتم از خنده پاشیدن رو دیوار!!!!

 خندوندن آدما ،یاد دادن به اونا،معلمی کردن،رو درد مردم مرهم گذاشتن،چند لحظه اونا رو از گنداب زندگی دور کردن،......

کارهای بزرگیه که فقط از روحهای بزرگ برمیاد.

برای تمام لحظه هایی که در کنار شما بودم و خندیدم و یاد گرفتم و سبکبال درد هایم را فراموش کردم سپاسگذارم.

یا علی.

*******************************************۸۸

یه خاطره از بچه های دانشگاه تهران ِ احسان امام جمعه

دكتر در ترم اول سال 84-85 در كلاس تنظیم دانشكده فنی، در مبحث سكس گفت: هنگام سكس از پارتنرتون تشكر كنید و مثلاً توی اون 20 دقیقه فاصله dirty joke بگین ... مثلاً :

« دستت درد نكنه عزیزم، عجب پیست اسكی‌ ای  درست كردی! »جالب اینجا بود كه همه اونو نوشتند !!! 

ترم دوم سال 85-86 من و به اتفاق دو تن از دوستان به كلاس تنظیم دانشكده هنرهای زیبا سر زدیم، همون جلسه سكس بود ... دكتر به اینجای بحث كه رسید یه جوك گفت ... ماها از ته كلاس اون جوك كلاس خودمون رو داد زدیم!!!

دكتر گفت : تعطیلا ... یه خورده خلاقیت داشته باشین! ... فردا زنهاتون پیش هم نشستن و از خاطراتشون برا هم گفتن تابلو میشه هااااا

***************************************************************************

مهدی داوری فر از علوم تحقیقات

salam aghaye doctor
ghashangtarin khatere man khod e class shoma dar daneshgah e oloom o tahghighat bood . hanoozam vaghti fekr mikonam ke toye classaye bachehaye mavad vaghti sohbati az hodod 20 cm paeen tane mishod ta payan class ostad bayad ya matalak bacheha ro mishnid o mikhandid bahashoon o be roye khodesh nemiavord ya inke class o tatil mikard . hanoozam motman nistam ke chtoor bood ke sar class shoma vaghti tamam jalasa ro hata ye nafar bimored harf nemizad va faghat bahs bood o soal o javab. joz inke ye class bood ke hama faghat mikhastand roohe teshne agahishoon ro az chizaee sirab konan ke  az avlin  o hayatitarin niazhay har adamie v motasefane vaghti dashtand motvajeh niazeshoon mishodand ke baziashoon tedad ravabeteshoon az chand dojin ham gozashte bood. ostad  e oon class kheili ham ba jazabe nabood vali jazab bood o midonest ke chi ro dare be kia dars mide va mohamtar az oon inke mikhast ke inkaro bokone . kholase konam ke az madood  classaee bood ke toosh omade boodand ke vaghan yad bedan va yad begiran.
 
hammon sal  fekr mikonam term dovom sal 81-82 bood ke shoma sare clasa  ma chand jalase ba takhir omadid o badesham yeho ye rooz ba lebas nezami omadid  vaghti hame char shakh monde boodan ke in dighe ch modeleshe shoma goftid ke chie ta hala afsare vazife nadidid . man goftam chera ostad vali fekr konam bad az doctor sahabi shoma avalin adami hastid ke  sare class e daneshkade fani ba lebas nezami dars mide.
 
ye khatere dige marboot bood be  avalin class tavangaritoon. yadame oon moghe dargir ye seri moshkel hoghoghi bodid ke nashi az tadris e mabhas tark e etide atefi bood.jalasat miani bood ke do ta aghaye ba zaher khas omadan o sar e class neshastand chon vasat saat bood tavajoh e shoma va bazia jalbeshoon shod .ba vroodeshoon hame onaee ke mozoe dargiri shoma ro midoonestand negaran shodan az jomle hkod shoma ham ta chand sanie natoonestid negaranitoon ro ghayem konid. ta inke vaghti sohbat eshgh tavangarane bood yeki az onha ba zekre neveshte khalil gibran ke az esgh baraye ham band nasazid ........... ye bahs e jalebo matrah kard va badesh maloom shod ke aghayoon baraye class molana omade bodand o ham ona class ro eshtebah gerefte boodan ham maha ona ro.
****************************************************************************
مالک سعیدی از علوم تحقیقات
یک خاطره دیگه آقای دکتر از علوم تحقیقات. شما تکنیک های خیلی مفیدی برای جلب کردن بچه ها و ساکت نگه داشتن کلاس داشتین. یکی از این تکنیکااین بود که مطالبی رو که بچه ها رو جذب می کرد، تو مشتتون نگه می داشتین می گفتین مثلا فلان موقع می گین (دو جلسه بعد مثلا). شما به بچه ها قول داده بودین که در مورد نقاط حساس بدن خانم ها توضیح بدین. یکی از پسرای کلاس هم خیلی پیگیر این بحث شما بود و هر جلسه پیگیری می کرد (نمی دونم چرا اینقدر عجله داشت). یه بار یه جلسه شما از دست بچه ها یکم عصبانی شدین. این پسره هم اصلن موقعیت شناس نبود. تو همین وقتا بود که گفت استاد نقاط حساس رو نمی گین. شمام شاکی شدین، گفتین نقاط حساس چیرو می خوای. پدر منو در اوردی. چی بهت بگم. چی دوست داری ..... خلاصه کلاس ترکید از خنده. تازه بنده خدا اون پسره اینقدر جا خورده بود که تا آخر دوره اصلن دیگه سوال نپرسید. راستی نقاط حساس کجاها بودن استاد؟
 
یه خاطره از علوم تحقیقات بگم! یک بار سر کلاس شما گفتین که اون آب، شیری رنگ هستش. بدش گفتین نه رنگ من (استاد شیری)؛ چون اگه رنگ من بود دیگه باید برین دکتر. هیچ وقت یادم نمیره.
 
**************************************************************
 فائزه محرر  از الزهرا
 
 
من از تک تک این جلسات مفیدی که در دانشگاه ما (الزهرا)برگزار کردید کلی خاطره های فراموش
 
نشدنی دارم .که اگه بخوام همشونو بگم مثنوی هشتاد من کاغذ میشه .ولی یکی از جالب ترین هاش مربوط دوره شخصیت شناسی یونگ میشه که انصافا یکی از کم نظیر ترین مباحثی بود که در عمرم یاد گرفتم.

اسفند 86 بود و کلاس های آرکه تایپ بولن برگزار میشد ..یادمه یک شب بعد از پایان کلاس با بچه ها رفتیم سوار اتوبوس شدیم که برگردیم خونه...به جز ما چند تا هم کس دیگه ای نبود ..همون طور که اتوبوس تو ایستگاه نگه داشته بود تا پر شه و حرکت کنه بحث از آرکه تایپ بینمون افتاد وداشتیم بلند بلند از این که هر کدوممون چه آرکه تایپی رو داریم حرف می زدیم..یکی داد می زد من آتنا ام..یکی دیگه می گفت من آفرودیتم...و خلاصه بحث کلی تخصصی شده بود..این وسط آقای راننده اومده بود که بلیط ها رو جمع کنه وچند دقیقه ای میشد که هاج و واج مونده بود که اینا دارن چی می گن و ما هم اصلا حواسمون نبود. بعد که دید ما داریم از یه سری لغات رومی و یونانی استفاده می کنیم...خیلی بامزه گفت خانم ها بنده هم آدونیان ِ عرابه ران هستم لطفا سریع تر بلیط هاتونو بدین که تا صبح نشده حرکت کنیم
...

v نوشته شده در ساعت 05:39 ب.ظ - ارسال به بالاترین v



بازگشت به صفحه اصلی


 

آشنايی و ارتباط:

نوشته های اخير:

آرشيو موضوعی:

آرشيو زمانی:

Powered By: MovableType 2.661
Hosted & Designed By:

هرگونه کپی برداری از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر مأخذ مجاز می باشد.