|
خیلی شاگردی کرده ام در زندگیم و شاید به همین خاطره که شاگردانم را دوست دارم زیرا میدانم چقدر این دنیای تدریس و علم و...باحاله
بهترین معلمهای زندگیم را نمیتوانم انتخاب کنم زیرا هر کدام به نوعی بهترین هستند
دکتر رضوی استادم در دانشکده طب ، لحن تدریسی عالی مثالهایی بسیار ملموس و اخلاقی خیلی خودمونی داشتند . یادمه میرفتم مطب شخصیشون و در حالیکه دانشجوی ساده ای بیش نبودم ، به همه من را دستیار خود معرفی میکردند و چقدر احساس شخصیت و تعهد علمی به من تزریق میشد!
دکتر عشایری به خاطر کلمات عجیبی که از سر دردمندی جامعه حین تدریس به ما آموختند :
حماقت وقتی جمعی شود ناپدید میشود / بعضی ها یبوست فکری دارند و اسهال کلامی
عکس یادگاری کلاس دکتر خوش سیرت/ دکتر خوش تیپی که دقیقا نشسته اند مقابل من
دکتر خوش سیرت بی تردید از تاثیرگذارترین اساتید زندگیم بودند، هوش فراوان ، شوخیهای فراوان ، قدرت اداره 10 ساعت کلاس بدون خستگی شاگردان ، محبوب بین همه شاگردانشون و الان هم عضو شورای اصلی نظام پزشکی،
*پروفسور برنیستون در University Of Oxford به خاطر احساس مسوولیتشون به شاگرداشون ( یادمه به خاطر سخنرانی در کنگره ای در ایران یک هفته کلاسم را در آکسفورد از دست دادم و وقتی برگشتم انگلستان بهم گفتند بروم خونشون تا درس از دست رفته را بهم تدریس کنند، یادمه اونجا حتی بهم کمک کردند تا قبله را پیدا کنم و در اتاقشان نماز هم خوندم! )
دکتر الهی قمشه ای به خاطر نفس پاکی که هر بار باعث آشتی من با ادبیات ایران و جهان و عرفان عشق محور میشوند.
علامه حسن زاده آملی که البته لیاقت شاگردی ایشان را در دروس تخصصی طلبه هاشون ندارم اما در دفعاتی که جهت پرسشهای علمی ، حضورا خدمتشون بودم با نکات عجیبی که می آموختند در باب تناسخ ، طب اسلامی ...اخلاق بسیار زیبایی نیز به ما می آموختند که مبادا از ترس هیبت علمی ایشان ، نتوانیم پرسشگری کنیم
********************************************
همه این خاطراتی که دانشجویان گرامی نوشته بودند زیبا بود و بارها من را هم به عالمی از شاگردای قدیمی و خنده ها و بغضهای قدیمی برد ( میتونید همه خاطرات را برید اینجا بخونید در کامنتها ) ضمن تشکر از همه دوستان و اعلام میکنم که همه شما میتوانید به پاس شرکتتان در مسابقه ، به طور نیم بها (75 هزار از 150 هزار )در کلاس آرکتایپ فعلی یا بهداشت جنسی آتی شرکت کنید دو خاطره برگزیده را با همه سختی انتخاب بین این همه خاطرات خوب اعلام میکنم تا به شکل رایگان در کلاس آرکتایپ فعلی یا بهداشت جنسی آتی شرکت کند
تماس با مسوول ثبت نام بگیرید 09352226066تا در جلسه این جمعه 27 اردیبهشت شرکت کنید
-
مهدی داوری فر از دانشگاه علوم و تحقیقات ( نفر برگزیده ) ghashangtarin khatere man khod e class shoma dar daneshgah e oloom o tahghighat bood . hanoozam vaghti fekr mikonam ke toye classaye bachehaye mavad vaghti sohbati az hodod 20 cm paeen tane mishod ta payan class ostad bayad ya matalak bacheha ro mishnid o mikhandid bahashoon o be roye khodesh nemiavord ya inke class o tatil mikard . hanoozam motman nistam ke chtoor bood ke sar class shoma vaghti tamam jalasa ro hata ye nafar bimored harf nemizad va faghat bahs bood o soal o javab. joz inke ye class bood ke hama faghat mikhastand roohe teshne agahishoon ro az chizaee sirab konan ke az avlin o hayatitarin niazhay har adamie v motasefane vaghti dashtand motvajeh niazeshoon mishodand ke baziashoon tedad ravabeteshoon az chand dojin ham gozashte bood. ostad e oon class kheili ham ba jazabe nabood vali jazab bood o midonest ke chi ro dare be kia dars mide va mohamtar az oon inke mikhast ke inkaro bokone . kholase konam ke az madood classaee bood ke toosh omade boodand ke vaghan yad bedan va yad begiran.
hammon sal fekr mikonam term dovom sal 81-82 bood ke shoma sare clasa ma chand jalase ba takhir omadid o badesham yeho ye rooz ba lebas nezami omadid vaghti hame char shakh monde boodan ke in dighe ch modeleshe shoma goftid ke chie ta hala afsare vazife nadidid . man goftam chera ostad vali fekr konam bad az doctor sahabi shoma avalin adami hastid ke sare class e daneshkade fani ba lebas nezami dars mide.
ye khatere dige marboot bood be avalin class tavangaritoon. yadame oon moghe dargir ye seri moshkel hoghoghi bodid ke nashi az tadris e mabhas tark e etide atefi bood.jalasat miani bood ke do ta aghaye ba zaher khas omadan o sar e class neshastand chon vasat saat bood tavajoh e shoma va bazia jalbeshoon shod .ba vroodeshoon hame onaee ke mozoe dargiri shoma ro midoonestand negaran shodan az jomle hkod shoma ham ta chand sanie natoonestid negaranitoon ro ghayem konid. ta inke vaghti sohbat eshgh tavangarane bood yeki az onha ba zekre neveshte khalil gibran ke az esgh baraye ham band nasazid ........... ye bahs e jalebo matrah kard va badesh maloom shod ke aghayoon baraye class molana omade bodand o ham ona class ro eshtebah gerefte boodan ham maha ona ro.
-
فائزه از دانشگاه الزهرا: ( خاطره برگزیده) اسفند 86 بود و کلاس های آرکه تایپ بولن برگزار میشد ..یادمه یک شب بعد از پایان کلاس با بچه ها رفتیم سوار اتوبوس شدیم که برگردیم خونه...به جز ما چند تا هم کس دیگه ای نبود ..همون طور که اتوبوس تو ایستگاه نگه داشته بود تا پر شه و حرکت کنه بحث از آرکه تایپ بینمون افتاد وداشتیم بلند بلند از این که هر کدوممون چه آرکه تایپی رو داریم حرف می زدیم..یکی داد می زد من آتنا ام..یکی دیگه می گفت من آفرودیتم...و خلاصه بحث کلی تخصصی شده بود..این وسط آقای راننده اومده بود که بلیط ها رو جمع کنه وچند دقیقه ای میشد که هاج و واج مونده بود که اینا دارن چی می گن و ما هم اصلا حواسمون نبود. بعد که دید ما داریم از یه سری لغات رومی و یونانی استفاده می کنیم...خیلی بامزه گفت خانم ها بنده هم آدونیان ِ عرابه ران هستم لطفا سریع تر بلیط هاتونو بدین که تا صبح نشده حرکت کن یک خاطره جالب دیگه یادم اومد که دیدم حیفه نگم..کلاس دانشجوی توانگر بود و اون روز هم روز قبل از ولنتاین بود.آقای دکتر اون بالا داشتن صحبت می کردن و روی میز طبق معمول پر از رکوردر بود..بعضی از بچه ها هم گوشی های موبایلشون رو گذاشته بودن...این وسط یکی از گوشی ها شروع کرد به زنگ خوردنآقای دکتر اول به روی خودشون نیاوردن اما گوشی همچنان زنگ می زد و جالب صدای زنگ بود که یک آهنگ غم انگیز معروف بود که یکی هم مدام تکرار می کرد :آقام آقام آقام....دکتر گوشی رو بر داشتن وبعد از خوندن نام تماس گیرنده خیلی بامزه گفتن بیا محمده...محمدِ2!!!شلیک خنده ی بچه ها رفت رو هوا...جالب این بود که کسی هم نمی اومد گوشی رو برداره...بعد از یه مدت دوباره گوشی زنگ زد دکتر خیلی بامزه گفتن می خوای گوشی رو بردارم محمد بره خودکشی کنه؟آمفی تئاتر دیگه رفته بود رو هوا.....بعد از یه مدت که همه آروم شدن و کلاس به روال عادیش برگشت...گوشی دوباره زنگ زد...این دفعه دیگه همه منتظر واکنش جدی استاد بودند.استاد خیلی خونسرد به صفحه نمایش گوشی نگاه کردن و گفتند بابای محمد ِ 2 ِ....انا لله و انا الیه راجعون......باید بودین و میدیدین اون جا چه صحنه ای بود...به قول بچه ها همه از خنده پاشیده بودن رو دیوار.این قضیه به یه خاطره ی فراموش نشدنی تو کلاسا تبدیل شده بود وجلسه بعدش که روز ولنتاین هم بود به یه اسلایدی رسیدیم که توش یه پسری وسط اتوبان دراز کشیده بود...آقای دکتر هم خیلی جدی توضیح دادن که این عکس متعلق به محمد ِ2 می باشد که طی اتفاقات روز گذشته.......؛
**************************************
|