«   M O R E       E F F E C T I V E       C O M M U N I C A T I O N    »

ما همگی نیاز داریم به ارتباط.. اما 4 ارتباط هتند که اولویت مهمی در زندگیمان دارند: خودمون/خدا/طبیعت/مردم                              در بحثهای آموزش ارتباط یاد میگیریم که در هر 4 تای اين موارد سربلند بشویم.
 
  v چقدر زودباور هستی؟

يکشنبه، 30 تير 1387

دانشجويى که سال آخر دانشکده خود را مى‌گذراند به خاطر پروژه‌اى که انجام داده بود جايزه اول را گرفت. او در پروژه خود از ٥٠ نفر خواسته بود تا دادخواستى مبنى بر کنترل سخت و يا حذف ماده شيميايى «دى‌هيدروژن مونوکسيد» توسط دولت را امضا کنند و براى اين خواست خود دلايل زير را عنوان کرده بود: 1. مقدار زياد آن باعث عرق کردن زياد و استفراغ مى‌شود. 2. يک عنصر اصلى باران اسيدى است. 3. وقتى به حالت گاز در مى‌آيد بسيار سوزاننده است. 4. استنشاق تصادفى آن باعث مرگ فرد مى‌شود. 5. باعث فرسايش اجسام مى‌شود. 6. روى ترمز اتومبيل‌ها اثر منفى مى‌گذارد. 7. حتى در تومورهاى سرطانى يافت شده است. از پنجاه نفر فوق ٤٣ نفر دادخواست را امضا کردند. ٦ نفر به طور کلى علاقه‌اى نشان ندادند و اما فقط يک نفر مى‌دانست که ماده شيميايى«دى‌هيدروژن مونوکسيد» در واقع همان آب است! عنوان پروژه دانشجويى این بود: «ما چقدر زود باور هستيم» بود

************************************۸

شخصى سر کلاس رياضى خوابش برد. زنگ را زدند بيدار شد و با عجله دو مسئله را که روى تخته سياه نوشته شده بود يادداشت کرد و با اين «باور» که استاد آن را به عنوان تکليف منزل داده است به منزل برد و تمام آنروز و آن شب براى حل کردن آن‌ها فکر کرد. هيچيک را نتوانست حل کند. اما طى هفته دست از کوشش برنداشت. سرانجام يکى از آن‌ها را حل کرد و به کلاس آورد. استاد به کلى مبهوت شد زيرا آن دو را به عنوان دو نمونه از مسائل غيرقابل حل رياضى به شاگردانشان داده بود
در يک باشگاه بدنسازى پس از اضافه کردن ٥ کيلوگرم به رکورد قبلى ورزشکارى از وى خواستند که رکورد جديدى براى خود ثبت کند. اما او موفق به اين کار نشد. سپس از او خواستند وزنه‌اى که ٥ کيلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. اين دفعه او به‌راحتى وزنه را بلند کرد. اين مسئله براى ورزشکار جوان و دوستانش امرى کاملاً طبيعى به نظر مى‌رسيد اما براى طراحان اين آزمايش، جالب و هيجان‌انگيز بود. چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند. او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه‌اى که در واقع ٥ کيلوگرم از رکوردش کمتر بود بر نيامده بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به ميزان ٥ کيلوگرم شده بود. او در حالى و با اين «باور» وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن مى‌دانست
هر فردى خود را ارزيابى مى‌کند و اين برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد. شما نمى‌توانيد بيش از آن چيزى بشويد که باور داريد «هستيد». اما بيش از آنچه باور داريد «مى‌توانيد» انجام دهيد
**********************************
مطالب بالا را از بلاگ عبدالله حسین زاده ملکی از دانشجویان دانشگاه تهران برداشته ام...

v نوشته شده در ساعت 02:47 ق.ظ - ارسال به بالاترین v



بازگشت به صفحه اصلی


 

آشنايی و ارتباط:

نوشته های اخير:

آرشيو موضوعی:

آرشيو زمانی:

Powered By: MovableType 2.661
Hosted & Designed By:

هرگونه کپی برداری از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر مأخذ مجاز می باشد.