|
من میهمان برنامه شوک بوده ام و شاید جالب باشه تاریخچه این حضور .
*********************************
من و حجت السلام ادبی مراوده علمی داریم و از ایشون خیلی چیزها یاد گرفته ام . یک شب پس از جلسه درسی که فتوحات مکیه را درس میگفتند به من پیشنهاد دادند تا تعدادی از بچه های گروههای شیطان پرست را ببینم و اگر شد تحلیلی در این باره بگویم .این دیدار در ساعت 23 در فضای باز یکی از دانشگاههای تهران فراهم آمد. دکتر شکیبا کارگردان برنامه ای بودند که این قضیه را بررسی میکرد. من پای حرف بچه ها نشستم و دیدم بی ریا و بی دریغ درد دل میکنند ، به دکتر شکیبی گفتم تحلیل من جنبه تخریبی ندارد و شاید بدرد برنامه ای انتقادی نخورد ، ایشان تاکید کردند که هرگز ادیت صحبتهای من ؛ مغز کلامم را مخدوش نمیکند و این چنین بود که در فضایی صمیمی گفتگوها آغاز شد ، به شرط اینکه نه کارشناسان ، نه بچه ها، خرج ساخت یک برنامه نشیم بلکه به روشن شدن بهتر موضوع کمک کنیم
عقیده من درباره شیطان پرستی در ایران اینه که بیشتر این بچه ها میخواهند دیده بشوند...همون درد دیده نشدن باعث میشه که بیفتند دراین فضا ها و اکثرا تقلید کنند. به قول یکی از بچه های دعوت شده ، شیطان پرستهای ایران اد ای ورژن های نروژی را در میارند بدون اینکه از روح این قضیه خبر داشته باشند.
اما عقیده من درباره موسیقی های جدید پاپ در جوانان داخل ایران ،
-
هزاران نفر دارند زحمت میکشند ( ترانه سرا ؛ موزیسین ، استودیو دار ، سی دی پر کن ، وبلاگ دار و سرور و...) تا بعد از کلی زحمت و دربدری موسیقی بسازند.من خیلی از این کمارها را حداقل یکبار گوش کرده ام؛ انکار نمیکنم که بعضیهاشون خیلی پیش و پا افتاده اند و بعضی هاشون پر هستند از توهین های رکیک ( بعضی کارهای زدبازی ) اما مگر میشود بسیاری از ترانه های زیبای پاپ یا رپ را نشنید؟ مگر میشود کاری مثل" دلت گرفته " یاس را مبتذل خواند ؟ مگر رضا صادقی که رسمیت یافت و کنسرت گذاشت ، کم هوادار دارد ؟ این ترانه ها ، الان ، زبان احساسات خیلی از جوونهاست

-
در اروپا و ایالات متحده موسیقی یعنی صنعت و اتفاقا صنعتیست بسیار پر درآمد. و رپ خوانها میلیون میلیون دلار درآمد دارند ( امینم و 50cent و...) اما در ایران اینطور نیست. بسیاری از رپ خونها از طبقات اقتصادی متوسط و پایین جامعه هستند . یادمه یک گروه پاپ زیرزمینی را از نزدیک میدیدم که دو نفر بودند که بچه های مهرآباد بودند و یکیشون هم صدایی خیلی زیبا داشت . این دوتا چقدر به این در و اون در میزندن که دیده شوند، دوستاشون وبلاگ زده بودند براشون و موسیقی هاشون را گذاشته بودند در نت که بقیه گوش کنند.کلی با شوق و ذوق پول جمع کرده بودند که کلیپ پر کنند بفرستند واسه یکی از کانالهای ماهواره ای که پخش شود. ماهها بعد شنیدم اونها موفق شدند این هدفشان راتامین کنند و چقدر خوشحال بودند و پیش هم محله ای هاشون کیف میکردند...مسوولین فرهنگی میتوانند این انرژی را به رسمیت بشناسند و هدایت کنند و به جای زیرمینی بودن به آنها اهمیت بدهند تا ترانه های خوب و استعدادهای خوب از آن کشف شود. بستر اشتغال زایی بسیار عظیمی در این رویکرد وجود دارد . رسمیت یافتن این گروهها دهها سال است که در دنیا با موفقیت تجربه شده است و فراموش نکنیم مردم برای بیان دردها و عشقها و دلتنگی هاشون موسیقی و ترانه میخواهند و این انرژی عظیم را نمیتوان نادیده گرفت.
در ضمن بعضی گلایه ها را در اینترنت خواندم و و میلهایی دریافت کردم درباره برنامه.
من میهمان برنامه بوده ام و تهیه کننده محترم حتما پاسخگوی انتقادات هستند...درباره حرفهایی که میزنم البته که پاسخگو هستم
دکتر شیری / لندن/ سه شنبه ۵ شهریور
|