«   M O R E       E F F E C T I V E       C O M M U N I C A T I O N    »

ما همگی نیاز داریم به ارتباط.. اما 4 ارتباط هتند که اولویت مهمی در زندگیمان دارند: خودمون/خدا/طبیعت/مردم                              در بحثهای آموزش ارتباط یاد میگیریم که در هر 4 تای اين موارد سربلند بشویم.
 
  v یه جوری بنویس من بفهمم

پنجشنبه، 14 شهريور 1387

من شاید در چند سال گذشته بالای 8-9 هزار میل جواب داده باشم.. تقریبا به همه میلها پاسخ داده ام. قانونم این بوده که ظرف 48 ساعت این کار را بکنم و تاکنون به شهادت اکثر خوانندگانم در این امر کوتاهی نکرده ام مگر مشکل اینترنت و...بوده باشد . از روز اول تصمیم این بود که
  1. بیمارانم بهم دسترسی داشته باشند ولو  ایران نباشم و در ضمن خیلی اوقات مراجع من که اومده مشاوره درباره رابطه عاطفیش ، بحران میانسالیش ، ترک اعتیاد عاطفیش ، مشکلش با پدر و مادرش ، خیانت محبوبش یا اعتماد به نفس کمش یا بهتر کردن رابطه عاطفیش یا افسردگی و اضطرابش...، همون موقع که نشسته تو مطب که همه چیز یادش نمیاد...دوست داشتم خیالش را راحت کنم که میتونه شب بره خونش و اگر نکته ای به ذهنش رسید بنویسه واسه دکترش تا در پرونده اش اضافه بشه و اتفاقا این فکر خیلی هم درست بود و به همه اطبا و مشاورین هم توصیه میکنمش
  2. خیلی از دانشجویانم سوالاتی دارند که به هر حال نمیتونن سر کلاس بپرسن( بحثهای بهداشت جنسی و تنظیم خانواده) ،  که میتونه باE-Mail  بپرسه و فایل و تصویر مناسب درس را دریافت کنن
  3. خیلی اوقات اعلام نمونه سوالات امتحان و نمرات میان ترم و پایان ترم از طریق سایت باعث میشه هم سرعت بالا باشه هم دانشجو بدون تشریفات مزخرف اداری راحت مساله اش را با استادش حل کنه و هر التماس دعا یا اعتراض یا..به خودم بگه ( بابا ما فکر ترافیک پایتخت هم بوده ایم !)
  4. خیلی از کسانی را که به من میل میزنند  ، نمیشناسم خوب...از اول به خودم گفته ام از روی ترحم ، ژست روشنفکری، حالا یه چیزی گفته باشم..جواب ندهم بلکه سعی کرده ام دقیق بخونم و دقیق هم نظرم را بگم اما چند نکته مهم هست و اون اینکه  . من وقتی میتونم درست تر جواب بدهم که بیشتر درباره نویسنده بدانم .
  5. میدونید چه کسانی بهتر میتونند در اینترنت از امثال من استفاده کنند؟ اول اینکه با حجم نامه های  دریافتی من فارسی بنویسه یا انگلیسی نه پینگلیش که چشمم در بیاد. دوم اینکه تا حد ممکن حاشیه نره و دقیق بزنه به هدف و اگر سوال روانشناسی داره نیاد استعاری و پر از ابهامات ادبی بنویسه...سوم اینکه خلاصه بنویسه چهارم اینکه توقع نورمال داشته باشه: نت جای مشاوره نیست و هرگز هم نمیتونه جای گفتگوی رو در رو با مشاور را بگیرد؛ این را به این خاطر نمیگم که مراجعین خودم را زیاد کنم زیرا اونهاییکه من را میشناسند میدانند که یا ایران نیستم و اگر هم هستم اینقدری مراجع  قبلی دارم که هرگز دنبال مورد جدید نباشم.بد نیست که بدونید وقتی طبیبی در تلویزیون برنامه دارد ، مراجعینش تا7 برابر بیشتر میشوند. من در کانال دو و سه و چهار و جام جم و پرس تی وی  اینهمه برنامه داشته ام و خدا شاهد است حتی یک بار هم شماره مطبم را به احدی نه  در تلویزیون نه در سایتم داده ام.شاید به این علت که میرم اونجا درس بدم نه مریض جمع کنم و کامل هم برای اساتید بزرگی که شماره تماس میذارن احترام قائلم که به درد مردم میرسند اما من واقعا توانش را ندارم که زیاد ویزیت کنم...باور کنید شده ویزیتی کرده ام و اینقدر ذهنم مشغل شده اینقدر مطالعه بابتش مجبور شدم بکنم که تا یک ماه ویزیت دیگر  نکرده ام...یا حتی گاهی فشار روحی شدیدی به خودم وارد شده که ترسیده ام رو مشاوره ام با بیماران بی گناه دیگه ام تاثیر بذاره اما البته به پیشگیری معتقدم و به تدریس و کار مطالعاتی...جونم در میره برای این کارها زیرا تاثیر شگرفش را دیده ام
  6.  وقتی نامه بهم میزنید اولا ممنونم از همتون برای اعتمادتون .همتون هم ،  محترمید اما کلا  بگم که "خیلی مودبانه است که اسمتون را بذارید پای نوشته هاتون"... یا مثلا وقتی میخواهیدمن را  در  یاهو 360 اد کنید یه نوشته ای بذارید که بدونم کی هستید ، مثلا اگر دانشجوم بودید که زهی شادی اگر نه حداقل بدونم چرا برای شما اهمیت دارم؟ ( من دو صفحه  صفحه تقریبا پر در 360 دارم بابا...از رو نافم این درددل ها را نمیگم)
  7. بعضی ها نامه میزنند بهم و میگن " دکتر خوش به حالتون اینقدر پر انرژی هستید..دکتر خوش به حالتون اینقدر خوبید و مفیدید...   " آخا این چه حرفیه میزنن بعضیها؟ من که نمیام دردهام را بریزم توسر مردم...میگه مردم کم گرفتاری دارند که بیان اینجا بدبختیهای من و امثال من را بخونند یا میگه بناست من هم بشم مثل بعضیها که صفحه شون شده نق زدن و به دنیا فحش دادن و  دق دلی سر نظام سیاسی در آوردن و...؟ فکر میکنید من دارم تو لندن عشق و حال میکنم یا تو همون تهران دارم تو پر قو میخوایم و شادم و شوخ وشاد وشنگول؟ خداییش اینه چیزی که من میرم درس میدم؟ من بارها نگفته ام زندگی به تغبیر قرآن مسیر سختیه و حتی پر رنجه ؟ من بارها نگفته ام که شادی با رضایت درونی دو امر جدا هستند؟ بارها داد نزده ام که زندگی یعنی تصمیم و باید هزینه انتخاب ها را داد؟ فکر میکنید من معجونی خورده ام که افسرده نشم؟ وردی بلدم که محبوبم برام سجده میکنه؟ از این عصا های معجزه گر دارم که فرشته مهربون میزد واسه پینوکیو که یه مرتبه همه چیز را عوض کنم؟نه قربونت برم...نه من دارم نه کس دیگه ای از این اوراد داره.  اگر هم میگه داره هذیون میگه تو باور نکن خب! من یاد گرفته ام و هنوز دارم می آموزم که زندگی سخته و باید در حین سختی ، آدم خوبتری شد...حداقل تلاش کنم که باغچه قشنگ خداوند را اگر بلد نیستم قشنگ تر کنم ، به لجن نکشم.
  8. بعدشم تو هم میتونی مفید باشی...معلومه که میتونی...همینکه از بین دهها هزار خواننده همت میکنی یه وقتی میذاری یه فکری میکنی یه چیزی واسه من نویسنده میفرستی معنیش اینه که فرق داری با خیلی های دیگه...پس میتونی در مفید بودن هم متفاوت باشی با اعضای تعطیل یک جامعه
علیرضا شیری /  لندن   doctor shiri

v نوشته شده در ساعت 12:48 ب.ظ - ارسال به بالاترین v



بازگشت به صفحه اصلی


 

آشنايی و ارتباط:

نوشته های اخير:

آرشيو موضوعی:

آرشيو زمانی:

Powered By: MovableType 2.661
Hosted & Designed By:

هرگونه کپی برداری از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر مأخذ مجاز می باشد.