« M O
R E E F F E C T I V E
C O M M U N I C A T I O N »
v
فردا شب میروم مدینه عزیز
يکشنبه، 21 تير 1383
راستش هیجانزده ام... یعنی نمیشه نبود،امروز رفتم و امانتیها رو پس دادم...یه حسین آقا یی بود که رفتم میدان امام حسین بعدشم جیحون و دم در خونش دستگاهشو پس دادم 100 تا به فرهاد دادم که ازش گرفته بودم به نشر چشمه رفتم و 50 تا هم به اونا دادم کلی سبک شدم...میخواهم در عمره آروم باشم. خیلیها که بهم التماس دعا گفتند چقدر شرمنده شدم آخه من بدبخت کیم که از شما آبروم بیشتر باشه؟
دیروز ساعت نه و نیم بالاخره راه افتادیم با 8ماشین با سرعت 90 به کردان
تدریس...نهار ...بازیه وسطی...÷انتومیم و دعای دسته جمعی داشتیم...
این هفته را با انرژی فراوان شروع کردیم
بچه های کلاس با جنبه نمودند.
تعداد اعضای جشن به 38 نفر رسید.
سعید گرشاسبی و علی خاوندگار الویه درست خواهند کرد.
خانمها هم کتلت...
برنامه جشن عبارت است از
کلاس درس/نهار/مسابقه توانمندی دختران و پسران/نماز/دعای دسته جمعی/بازی
امروز جلسه اول عمره دانشجوئی بود
هفته بعد ما از اولین گروههایی خواهیم بود که میروند عمره/مدیر کاروان که آدم بسیار جالبی بود.بنا دارم که ان شاءالله در مدینه خلاصه ای از تاریخ زندگی یامبر بگویم...البته اگر روحانی کاروان همکاری کنه...
امشب از چند تا از بچه های کلاس فرزانگی دعوت کردم که بیان منزل ما تا بازی فینال جام ملتهای اروپا رو با هم ببینیم،
راستش همون از پیروزی یونان شادمان شدیم.بعد از بازی هم در مورد جشن پایان دوره کلاس فرزانگی در همین جمعه صحبت کردیم...برنامه نهار الویه است با کتلت گوشت
لطفا اوناییکه میخواهند بیایند با هادی فرزاد در تماس باشند