|
اولین چیزی که به نظرم میرسه حضور بچه هاست در این فیلم...بچه هایی که به قول قبادی وقت دریافت جایزه:((اونا تا حالا سینما ندیده اند) بعدش سادگی اونا و اونهمه سختی است که میکشند...وحشتناکه!! این لوکشنها واقعین...در کردستان عراق در کمپ کردهای آواره دیدن بجه هایی که کار و تفریحشان مین یابیست داشت دیوانه ام میکرد...مگه اونا چه کم دارند از همه بچه های آمریکایی؟ IMR=9 IN USA AND IMR=250 IN IRAQمیزان مرگ و میر کودکان زیر 1 سال دو کشور را ببینید!یعنی آماری که تیمهای پزشکی آمریکا 18 ماه قبل در کارگاههای مشترکشون با ما در قصر شیرین میدادند.واقعا.خانواده صدام که چیزی نفهمیدن از تحریم از آمار بالا میشه فهمید که در 10 سالی که آمریکا عراق را تحریم کرد جه کسانی از زندگی کردن محروم شدن؟ رابطه برادر و خواهر آواره حلبچه هم خیلی حرف داشت...پسره محروم از 2 دست (بی قدرتی)و خواهری که دمورد تجاوز قرار گرفته و بچه دار شده.قبادی تو را به این چالش میکشاند که آیا این دختر بیچارهآگرین، گناهی دارد که میخواهد به زندگی بجه بی آینده و کورش خاتمه دهد که هرگز او را جامعه نخواهد پذیرفت؟و اون بچه که بارها ما را به خودمون فرو برد...با دنیای سراسر ناتوانش...با اون معصومیتش...با نا بیناییش..که وسیله بازیش یک ماسک ضد گاز شیمیایی بود و لاک پشتهایی که نمیدیدشون...من بارها با شنیدن صدای اون بچه گریستم . بازم حرف دارم ..بماند تا بعد.
|