«   M O R E       E F F E C T I V E       C O M M U N I C A T I O N    »

ما همگی نیاز داریم به ارتباط.. اما 4 ارتباط هتند که اولویت مهمی در زندگیمان دارند: خودمون/خدا/طبیعت/مردم                              در بحثهای آموزش ارتباط یاد میگیریم که در هر 4 تای اين موارد سربلند بشویم.
 
  v دایی پونه و پگاه صدقانی از دنیا رفته ، امروز هم در کنیسه کلیمیان تهران خ 15 یوسف آباد مراسمشون است ساعت 18 تا 19.30

يکشنبه، 30 مرداد 1384

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 04:44 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v شناسایی دخترانی که بیشتر بلدند برای مردشان ، مادری کنند تا همسری و برعکس ( به علاوه تصویر کتابهای مناسب بحث)

این هفته ما رسما وارد مباحث زن شناسی شدیم و اول از همه با  معرف ی ۲ تیپ شخصیتی زنانه وارد گود شدیم

  1. زنان دیمیتر
  2. زنان هرا

مقاله روزنامه ایران را میتوانید در این آدرس مطالعه کنید ( اینجا )

کتابهای زیر نیز در این زمینه مفیدند که روزنامه متاسفانه نام ناشر و مترجم آنرا حذف کرده است

کتاب نمادهای اسطوره ای زنان/ شینودا بولن

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:23 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v برنامه تور تنگه واشی فیروزکوه ، جزثیات ، ثبت نام، تغییرات

يکشنبه، 23 مرداد 1384

 به اطلاع میرساند که مانند سال قبل آقایان و خانمهای دانشجو با مدیریت تور مسافرتی مجاز ، هفته آینده  روز ۳۱ مرداد دوشنبه قصد دارند که از ساعت ۷ صبح الی ۲۱ قصد اردوی یک روزه تفریحی  را به سمت تنگه واشی فیروزکوه دارند که  برای هماهنگی بهتر با آقای فرزاد تماس حاصل بفرمایید.

هزینه های تور با رفت و آمد و صبحانه و نهار و عصرانه حدود ۱۱ تا در میاد.

در ضمن علت تعویق برنامه امروز ، نامساعد بودن هوا و بالا آمدن آب رودخانه و لغو برنامه های تور بوده است

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 02:15 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (2) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v آیا میتوان هیجان رفته از ارتباط عاطفی را بازگرداند؟(مقاله ای از بنده در امروز روزنامه ایران )

هنوز اعتقاد دارم که یکی از وحشتناکترین مراحل یک ارتباط عاطفی زمانیست که اجساس میکنیم برای طرفمانم عادی شده ایم.بدون اینکه انکار کنم

گاهی واقعا با چنین علامتی ، مشخص است که انرژی ارتباطمان تمام شده ، با تحقیق و بررسی که در مشاوره هایم داشته ام به این نکته رسیده ام که کم نیستند مواردی که باز ذر اشتباه هستیم و واقعا ارتباط به جایگاه عمیقتری رسیده است .

نگاشته این هفته ام در روزنامه اشارتی به ادامه این بحث دارد که از ۳ هفته پپیش آغاز کرده ایم

برای مطالعه بحث در روزنامه اینجا را کلیک کنید ( کلیک )

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 12:28 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v دیروز قدم بر چشمان ما گذاشتند و به محفل ما آمدند این 65 روزه دار(عکسها و نکات شنیدنی)

سه شنبه، 18 مرداد 1384

وقتی کلی جوون با نشاط با قلبهایی پاک و دهانی روزه میان خونت و قرآن میخونن  و سر سفره افطار میشینن و دسته جمعی دعا میکنن معنیش اینه  که خدا خیلی بهت لطف داره که برات این همه خیر و برکت میفرسته

اتفاقات شنیدنی دیروز

  1. جای علی خاوندگار عزیز بسیار خالی بود و بچه ها آشنا و غیر آشنا دیروز دعا کردند که از این مخمصه ای که افتاده نجات بیاید

به لطف الهی همه چیز به تصحیح امور مشغول است.

  1. دیروز قرائت قرآن را شروع کردیم با سوره بقره و پخش آیات و ترجمه همزمان با سی دی نورالانوار
  2. افطار دیروز به همت خیلی از آقایان و خانمهای محترم بود که اوناییکه یادمه را عزض میکنم : خانمها یزدانی/ خواهران محقق/ ثاقب/ کاتبی / لاله کریمخانی / آقایان دیده بان و پیر علی( ستاد بربری)
  3. دیروز انقدر بچه ها شیرینی و کیک آوردند که ضمن تشکر از همشون مجبور شدم تذکر بم که تشریفات ممنوع!
  4.  خانم سپیده شرکا نوشته ای زیبا + خرسی کوچولو + کتاب شادی برای همه اثر آنره ماتیوس را به بنده هدیه دادند( یاد بگیرین!!!)
  5. خانم حسینی (نارنجی در عکس) نقاشی بسیار زیبایی به من دادند کار دست خودشون و  کاریکاتوری از  کلاسهای ما!!!!بازم ممنونم
  6. خانم فتحی نقاشی از کارهای خودشون را با امضای زیر به بنده هدیه دادند که نمای چند قو را به تصویر میکشد که با تحسین به قویی بال وده در زیر نور ماه (نماد آنیما...میگن دختر مثل ماه شب ۱۴  شده)   « مردان گرمی میبخشند و نور....>
  7. مهرداد ناطقیان هم که فهمیده ما بصری هستیم یه دسته گل بسیار خیره کننده برام آوردند
  8. جمع بچه های قدیمی هم گرم بود.مهدی اباصلت..هانی کریمی...
  9. تا افطار بعد

این آنیوس دیروز همه کتلتها و شیرینی پنجره ای ها را درشت کرده بودا...باز بگید آنیموس بهش!!!!

مردونه این سجاد روی همه ما رو سپید کرد...بدون اینکه کسی چیزی بهش بگه مثل ستاره محقق و ستاره میران بیگی به کارای بعد افطار پرداختند

اینهم خانواده آقای حسینی که همه هنرمندن اما این خانم نارنجی پوش بد جور ما رو غافلگیر کرد...عجب هنرمندیه این ریزه میزه !

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 05:19 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (597) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v پخش بخشی از سخنرانی و مصاحبه تلویزیونی بنده با برنامه یخ در بهشت درباره نقش بازی کامپیوتری در زندگی جوانی

يکشنبه، 16 مرداد 1384

روز یکشنبه ، به دعوت دوست عزیزم آقای نریمان فرامرزی ، مدیر مسوول نشریه بازی نما ، همایشی در دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد که  از بنده دعوت شده بود درباره نقش بازی در زندگی بزرگسالان ، صحبت کنم.

تیمی که از صدا و سیما برای پوشش خبری همایش آمده بودند از برنامه جذاب یخ در بهشت بودند که عصرها ساعت ۱۶ به شکل زنده پخش دارند و فکر کنم سه شنبه یا چهارشنبه برنامه من را هم تو برنامشون بگنجانند.

بعد از صحبت ۴۰ دقیقه ام ، مصاحبه ای هم داشتم درباره بازی کامپیوتری برای جوانان و بالاخره دین خود را به برو بچس گیم باز ادا کردیم و کلی از گیم تعریف کردیم!!!!

اینقدر روحیه تهیه کننده ( آقای فواد صفاریان )و مجری ( جواد مولا نیا)و دستیار برنامه خوب( خانم بلوریان) بود و به بنده هم لطف داشتند که کلی انرژی گرفتم واسه کارهام.

مجری خوش برخورد و خوش صدای برنامه ، آقای مولا نیا هم همون اول کار از ادکلن ما

تعریف کردند که کلی خوش کیف شدیم.

دست همشون درد نکنه که عشق و نشاط را برای ملت من به ارمغان می آورند.

دکتر شیری

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 09:32 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v چند نکته شنیدنی از دیدارپنجشنبه با استاد الهی قمشه ای

استادم ،آقای دکتر عشایری همیشه میفرمایند که

در ایران مرده بد و زنده خوب نداریم

واقعا راست میگویند و همه ما میدانیم که چقدر صفت مرده پرستی ملت ما به ما ضرر زده است.الغرض ، من چهارشنبه شب در عالم رویا دیدم که محضر استاد الهی قمشه ای رسیده ام و با هم داریم به دانشگاه تهران برای یک سخنرانی میرویم،انقدر در خواب لذت میبردم که قابل وصف نیست.

پنجشنبه صبح شد و یکی از دوستان بسیار فهمیده و خوبم  بهم زنگ زد و اصلا قبل از اینکه  حرفی بزند ازش پرسیدم که آیا بناست با هم به دیدار استاد برویم و او با تعجب گفت : بله!

از خوشحالی جیغ کشیدم و به یاد آوردم که در طول ۴-۵ سال گذشته چقدر از خدای متعال درخواست کرده بودم که حضور این دانشمند بزرگ را درک کنم..در محضر حضرت رضا، مدینه مکه و همه حالات خوبم برای سلامتی استادام به ویژه                       علامه حسن زاده آملی، استاد جوادی آملی ، استاد فاطمی نیا ، استاد شیرازی (استاد فلسفه اسلامی ام که الان میتوانید در مسجد شفای یوسف آباد ببینیدشان) و استاد الهی قمشه ای  ، دعا کرده بودم.

از ائمه اطهار آموخته ام که آدم همیشه باید معلمین و شاگردانش را دعا کند و واقعا در این توصیه خیر زیادی وجود دارد.

حتما  تو این هفته باید برایتان بنویسم که بزرگترین هدایای دهه چهارم زندگیم ، دیدار با استاد حسن زاده آملی ، بزرگترین دانشمند اسلامی عصر حاضر در روستای ایرا بود که ۴۵ روز قبل به همت دانشجوی عزیزم ، باهر به صورت خصوصی صورت گرفت و دیدار با استاد الهی بوده است

دیدار با استاد در منزل یکی از اقوامشان صورت گرفت که همه فامیل را هر از چند گاهی دعوت میکنند و استاد برای ریز و درشت اقوام ، شعری از حافظ را میخوانند و تفسیر میکنند.( و چقدر جای این محافل قشنگ و پر بار در بین فامیلهای ما خالیست یعنی هر ازگاهی دور هم بنشینیم و بزرگتری بیاید و برای همه شعری از بزرگی بخواند یا قرآنی مطالعه کنیم یا خلاصه کتابی برای بقیه در ۱۰ دقیقه بیان شود بعدش یریم سراغ راز بقا!!!))

صدای گرم و نکات شنیدنی بدرد بخور برای جوانی ما و در انتها پاسخ با حوصله به سوالات حضار از زیباییهای وصف ناشدنی آن محفل بود .باز باید از برادرزاده استاد که کل این خیر از ایشان به من و دوستم رسید ، تشکر کنم.

اما یک نکته تلخ هم باید بگویم :

بعضی سوالاتی که  آخر تدریس استاد ، از ایشان میشد( توسط غیر فامیل) انقدر اعصاب خورد کن بود که واقعا من خجالت میکشیدم :

استاد نظر شما درباره چادر چیست ؟

نظر شما درباره فلان آدم چیست ؟

فلان فرد گفت من مشاوره شخصی میخوام!

آخه از یک دانشمند حوزه علوم انسانی ،آدم سوال از فقه میپرسه؟؟!!!مثلا یک نفر بیاد از من که کارم بهداشت روان است ، سوال درباره فلان بیماری غدد اشکی بپرسد!!!

من وقتی این صحنه ها را میبینم  روحم دردمیکشد.چرا ما  بزرگانمان را با این سوالات ، پایین میکشیم.

بنای من بر این است که در جلسات افطار با دانشجوها و اقوام در این سه ماه مبارک رجب و شعبان و رمضان از نکاتی که استاد حسن زاده و استاد الهی قمشه ای گفتند برای دوستان نقل کنم و  مقداری هم در سایت بگذارم.

سلامتی سرشار الهی بر همه معلمین و شاگردان ما باد

درود بر شما

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 09:00 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (2898) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v چه موقع از یک ارتباط عاطفی باید که خارج بشی؟(مقاله ای از بنده در روزنامه ایران16 مرداد)

میدونم که وقتی گیر میکنیم که ؛آیا این ارتباط بدرد من میخوره یا نه؟ کلی با خودمون کلنجار میریم که بالاخره چه کنم؟

سعی بر این بوده است که  در این نگاشته ُ نکات بدرد بخوری در این باب ذکر شده باشد.راستی روزنامه ایران یک جدول بسیار مهم من را چاپ نکرده که در اصل مقاله من اینجا میتونید پیدایش کنید

خود مقاله روزنامه ایران هم که اینجاست

اینهم اسلاید درسی ما در مفصل این بحث در MEC 2

 

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:20 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v ارتباط عاطفی معیوب، عکسهای جلسه سوم درس

دوشنبه، 10 مرداد 1384

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 02:15 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (404) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v ترک اعتیاد عاطفی(مقاله بنده در روزنامه ایران9مرداد که متاسفانه 2 پاراگرافش را حذف کردند!)

هنوز باورم نمیشه که اینقدر از این مقالات ما استفاده خیر بشود....تعداد نامه ها بیش از آن است که انتظار داشتم و قطعا نمیرسم که پاسخگوی این همه درد انسانهایی باشم که اطرافم هستند.

متاسفانه بچه های روزنامه ایران کم لطفی کردند و بخشی زیبا از نگاشته آموزشی من را حذف کردند...

اصل مقاله مامقاله در روزنامه ایران

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:33 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (500) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v خاطرات و عکسهای آخرین دوره mec

سه شنبه، 4 مرداد 1384

بالاخره این دوره هم تمام شد...با اینکه من همیشه بهترین توانم را برای کلاسهایم میگذارم  ولی باید اعتراف کنم که برای این کلاس واقعا انرژی مضاعفی داشتم..از کجا؟ نمیدونم...بعید نیست به خاطر فضای بسیار خاص بچه های این کلاس بوده باشد.به جز چند تا از بچه های قدیمی ، واقعا همه برایم جدید بودند و انصافا از صفر شروع کردیم و لحظات آخر ُ خداحافظی سخت بود...

  • وجود بعضی از بچه ها واقعا سبب خیر بود ، مثلا کسی مثل علی احراری  می آد و خیلی بی دریغ سوال میکند و واقعا دردش را بیان میکند و خیرش به همه  میرسد.زوج جوان می آد و برای همه کمک میکند...

 

  • اکثر بچه ها حتی پریسای ساکت کلاس هم دیگه این آخرا حرف میزدند(with body language)
  • نظرسنجی ها تقریبا ۹۰٪ پر از انرژی و تایید بود. کاری ندارم به لطفی که دانشجویان در حق من داشتند . اما ۱۰۰٪ دانشجویان از اجرای موسیقی  هادی و سجاد استقبال کردند و همگی از دعای دسته جمعی نیز رضایت داشتند.

 

  • نامه های بسیار زیبایی دریافت کرده ام ...با بعضیهاش گریستم.جدی میگم...کسی مثل سجاد با صداش و سازش شما را دیوانه میکنه و با نوشتنش من را به آتش میکشد...

  • یکی از خاطرات خوبم ُ دیدن بچه های قدیمی مثل معلم دلسوز مناطق محروم تهران ُ خانم ورمرزیار بود...
  • دوست دارم بدونید که یکی از قشنگترین دعاهای دسته جمعی را با شما بچه های تیر ۸۴ تجربه کردیم...ایشالا سر mec-2که بچه های قذیمیتر را دیدید، فضایی زیباتر را تجربه مبکنیم..به امید  جمعی شاد و پر انرژی
  • ما کلاسمون را به حضرت حجت و آقای حسن زاده تقدیم رده بودیم ُ ایشالا که باعث خیر برامون بشوند...برای هممون.
  • دسته گل قشنگی را خانم سعادت به کلاس و بنده لطف کردند که بسیار زیبا تزیین شده بود.

 

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 02:35 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (773) v



بازگشت به صفحه اصلی


 

آشنايی و ارتباط:

نوشته های اخير:

آرشيو موضوعی:

آرشيو زمانی:

Powered By: MovableType 2.661
Hosted & Designed By:

هرگونه کپی برداری از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر مأخذ مجاز می باشد.