«   M O R E       E F F E C T I V E       C O M M U N I C A T I O N    »

ما همگی نیاز داریم به ارتباط.. اما 4 ارتباط هتند که اولویت مهمی در زندگیمان دارند: خودمون/خدا/طبیعت/مردم                              در بحثهای آموزش ارتباط یاد میگیریم که در هر 4 تای اين موارد سربلند بشویم.
 
  v مسائل خصوصی زنان دربار ( از یک سایت فیلتر شده )

جمعه، 30 دی 1384


جدال زن‌ها
در دربار پهلوی

خاطرات تاج الملوک
وقتی مردها می‌توانند چند زن و چند معشوق داشته باشند، چرا زن‌ها نتوانند؟


 

لیلی امیرارجمند زن عجیبی بود. فرح خیلی تحت تاثیر این زن بود. می‌گفت آدم‌ها اگردرخصورهم معاشقه ومغازله و زناشوئی کنند لذتش دو صد چندان می‌شود وخودش همیشه مجالس چند نفره راه می‌انداخت و گاهی که مرد کم می‌آوردند ازهمین خدمه دربارصدا می‌کردند و می‌بردند به داخل محفل خودشان!

اعتقاد زن وشوهر را خلاف عادت انسان و یک عمل خرافی و نشانه عقب ماندگی می‌دانست و می‌گفت وقتی مردها می‌توانند چند زن و چند معشوقه داشته باشند چرا ما زن‌ها نتوانیم؟!

بچه‌های من در ازدواج شانس نداشتند و چندین بار ازدواج کردند و طلاق گرفتند

اشرف یکبار زن یک شوفرمصری شد، محمد رضا اولین زنش فوزیه مصری بود، شمس زن مهرداد مین باشیان شد که درمیهمانی‌ها ویلن می‌زد. علیرضا یک زن آواره لهستانی را گرفته بود.

درپاناما فرح پول‌های محمد رضا را به حساب خودش برگرداند و دربرابر اعتراض خانواده پهلوی گفت که وقتی بچه‌ها بزرگتر شدند این پول‌ها را به آنها باز می‌گرداند.

 

  

مصاحبه کنندگان: اگراجازه بدهید امروزقدری سوالات را خصوصی تر مطرح کنیم.

ملکه مادر) تاج الملوک(: اشکال ندارد. بفرمائید هرچه دلتا می‌خواهد بپرسید. من ازروزاول گفتم که حاضرم به هرسئوالی پاسخ بدهم.

س: می‌گویند شما درزندگی خصوصی فرزندانتان دخالت داشتید وآنها به دلیل « مادرسالاری» که ازناحیه شما درخانواده پهلوی حاکم بود زندگی خانوادگی متزلزلی داشتند وبارها کارشان به طلاق وجدایی ازهمشرانشان کشید. آیا این موضوع حقیقت دارد؟

تاج الملوک: من مطلقا درزندگی خصوصی فرزندانم دخالت نمی کردم واین حرف‌ها شایعات پوچ وبی اساس است. عوام عادت دارند درمورد زندگی خانواده سلطنتی داستان بسازند. زن اول محمد رضا را رضا ) شاه(  برایش انتخاب کرد. رضا ازطریق آقای جم اطلاع پیدا کرد که درخانواده سلطنتی مصرچند دختر خوب وهم طراز محمدرضا وجود دارد. باید بگویم که رضا ) شاه( ترجیح می‌داد یک زن اروپائی ازخانواده‌های سلطنتی اروپا برای محمد رضا بگیرد. چند شاهزاده اروپایی هم برای این منظور درنظر گرفته شده بودند اما مشاورین رضا ازدواج ولیعهد را با یک شاهزاده خانم اروپائی به صلاح ندانستند ومی گفتند چون اروپایی‌ها مسلمان نیستند ممکن است مردم عکس العمل منفی نشان بدهند وازدواج ولیعهد با یک غیر مسلمان صورت خوشی نداشته باشد. قرعه بنام فوزیه مصری افتاد که دختر زیبائی بود.

من اگرمی خواستم درازدواج ویا طلاق فرزندانم دخالت کنم اجازه نمی دادم علیرضا برود آن دختر آواره لهستانی را بگیرد.

شمس یک بار شوهر آمریکائی کرد وطلاق گرفت. اشرف هم طلاق گرفت و زن یک شوفرمصری شد. بعد هم زن بوشهری شد.

من طلاق را برای زن وشوهر بد نمی دانم. وقتی زن وشوهرازهم بدشان بیاید ونتوانند یکدیگررا تحمل کند بهترین راه حل همین طلاق است.

- چرا شمس ازفریدون جم طلاق گرفت؟

 

-حالا می‌گویم.

فریدون یک نفرجوان ارتشی بود وآب ورنگی هم داشت. به قول آن زمان‌ها فکلی وخوش وقد وقامت بود... شمس طاقت هوس بازی‌های شوهرش را نداشت وازاو طلاق گرفت.

متاسفانه بچه‌های من درازدواج شانس نداشتند. اشرف یک موقعی رفته بود به مصر. درآنجا با یک شوفرتاکسی مصری آشنا شد واورا آورد تهران. ما هم مساعدت کردیم و به کمک مجلس شورای ملی برایش ملیت ایرانی تصویب کردیم و او را پروبال دادیم وحتی رئیس هواپیمائی مملکت شد وحسابی بار خودش را بست و تا می‌توانست چاپید ودزدید و خودش را چاق کرد! بعدش بدون اینکه اشرف را طلاق بدهد رفت مصرو دیگرنیامد.

ثریا اسفندیاری نازا بود ومحمد رضا برای خودش ولیعهد می‌خواست. مجبور شد او را طلاق بدهد و زن تازه بگیرد. فرح هم اگربچه دارنمی شد همان سر نوشت ثریا را پیدا می‌کرد.

اگرگاهی دخالت‌هایی داشتم درحد تذکر و برای حفظ آبروی خانواده بود. مثلا آن اوایل که شمس زن مهرداد مین باشیان ) پهلبد(  شده بود برای آنکه هنر شوهرش را به رخ ما وفامیل بکشد هروقت محفلی برگزار می‌شد به هر مناسبتی اصرار می‌کرد شوهرش ویلن بزند!

مهرداد تا قبل ازاین که داماد ما شود شغلش نوازندگی و ویلن بود والحق که پنجه خوبی داشت.

من به شمس گفتم مادرجان خوبیت ندارد داماد من وشوهرخواهرشاه مملکت جلوی یک عده میهمان که بعضا مست وخراب هم هستند بایستد سازبزند و حضار و مدعیون را به رقص درآورد!

به محمد رضا هم گاهی اوقات تذکرمی دادم دورو برخودش را خلوت کند و علی الخصوص فامیل فرح را زیاد تحویل نگیرد.

می گفتم این آقا کیست که اینجا پلاس است؟ می‌گفتند پسرهمه دسته دیزی فرح است!

خلاصه پای همسایه‌های 30 سال قبل وهمشاگردی‌های 20 سال قبل و پسرخاله‌ها پسرعمه‌ها وعموزاده‌ها ونوه عموها ونوه دایی‌ها وخاله خانباجی‌ها وحتی دوستان مادرش را به محیط درباربازکرده بود. دوست داشت دوروبرش را با آشنایان قدیمی پر کند.

ما یک کمی دیرمتوجه شدیم و تا به خودمان آمدیم دیدیم همه پست‌ها و مناصب مهم درباربین فامیل دیبا تقسیم شده وچون پست ومقام به همه نرسیده بود یک سری پست ومقام هم اضافه کردند!

یک وزارت دربارداشتیم که اززمان مرحوم شوهرم)  رضا شاه( امور مربوط  به دربار شاهنشاهی را اداره وسرپرستی می‌کرد. یک دفتر مخصو ص شاهنشاهی هم بود که از زمان رضا درست شده بود.

فرح آمد یک تشکیلات بزرگترازدربار درست کرد واسم آن را گذاشت دفتر مخصوص ملکه فرح.

دراین دفترهمه رقم آدمی دیده می‌شد. مثلا خانم لیلی جهان آرا) امیرارجمند( که می‌گفتند درمدرسه رازی همشاگردی فرح بوده است. این خانم نمونه یک زن‌بی‌بند وبارو آزاد از هرنوع قید وبند بود. کاخ را ملک شخصی خودش می‌دانست و گاهی اوقات ده پانزده بیست زن ازکارکنان دربارو ندیمه‌ها وخدمه ودوستانش را لخت لخت می‌کرد و دراستخرکاخ بدون هیچگونه پوششی  )لخت مادرزاد(  شنا می‌کردند.

من ازاین مطلب رنج می‌بردم وچون مایل نبودم روی فرح به من بازشود به خود او مستقیما چیزی نمی گفتم وبه محمدرضا نق می‌زدم که این کارها قباحت دارد وچه بسا که کارکنان کاخ و دربار که این مناظررا می‌بینند موقع خروج ازکاخ و در خانواده خود ودر میان دوستان وآشنایان ماوقع را تعریف کنند وبه پرستیژ خانواده ما لطمه بخورد.

اما محمدرضا هم تحت تاثیراین زن ) لیلی جهان آرا(  بود و فقط می‌گفت چشم. چشم!

هیچ کاری نمی کرد.

یک بارآقای صاحب اختیارسرپرست خدمه کاخ‌های سلطنتی به خانم امیر ارجمند گفته بود خانم این کارخوبیت ندارد که شما ودوستانتان لخت مادزاد جلوی چشم باغبان‌ها وکارگزان کاخ داخل استخرمی روید و شنا و آب بازی می‌کنید. لیلی به جای آنکه نصیحت این مرد ریش سفید را گوش کند به او گفت بگذارنگاه کنند برای سو چشمشان خوب است!

خوب من بعضی ازاین تذکرات را می‌دادم. حالا اگراسمش دخالت است. بله من ازاین دخالت‌ها می‌کردم...

یکی لیلی دیگرهم بود که شب وروزش را با فرح می‌گذرانید و من گاهی از خودم می‌پرسیدم مگراین زن شوهر و زندگی ندارد؟

نام این زن لیلی دفتری بود.

لیلی دوم دخترسرلشکرمحمد دفتری و ازهمکلاسی‌های فرح درپاریس بود، اما تعصب لیلی امیرارجمند را نسبت به فرح نداشت وهروقت پیش ما می‌آمد دست محمدرضا ومرا می‌بوسید وهرچه ازمسایل محرمانه وسری و اسرار مگوی فرح می‌دانست برای ما روی دایره می‌ریخت.

من این لیلی دوم را دوست داشتم وحتی چند بارجواهرات گرانبهای خودم را به او هدیه کردم.

 

فرح یک اخلاقیاتی داشت که با شان خانواده سلطنت جوردرنمی آمد. در مجالس رقص و طرب او رفقایش مثل فریدون جوادی وفرهاد ریاحی و امثالهم را می‌آورد. من چند باربه محمد رضا گفتم مادرجان این مجالس خوب نیست. خوب، اسم این دخالت است؟ بله! من ازاین جوردخالت‌ها درزندگی بچه‌هایم کرده ام!

یک روز خودم فرح را خواستم و به او نهیب زدم که این قبیل کارها در در بارانجام درست نیست. فرح گفت درست گفته اند شاه می‌بخشد شیخ علیخان نمی بخشد! خود محمدرضا مرا آزاد گذاشته و آنوقت باید به تو حساب پس بدهم؟ من اختیار ... خودم را دارد. من هم بکلی با او قطع رابطه کردم و دیگر یک کلمه با او حرف نزدم.

شخصا لیلی جهان آرا ) امیرارجمند(  را درشلوغ کاری‌های فرح مقصر می‌دانم.

این زن)  لیلی(  یک افکارمخصوصی داشت که درهیچ آدمی نداشت. مثلا می‌گفت آدم‌ها اگردرخصورهم معاشقه ومغازله و زناشوئی کنند لذتش دو صد چندان می‌شود وخودش همیشه مجالس چند نفره راه می‌انداخت وگاهی که مرد کم می‌آوردند ازهمین خدمه دربارصدا می‌کردند ومی بردند به داخل محفل خودشان!

اعتقاد زن وشوهر را خلاف عادت انسان و یک عمل خرافی و نشانه عقب ماندگی می‌دانست و می‌گفت وقتی مردها می‌توانند چند زن و چند معشوقه داشته باشند چرا ما زن‌ها نتوانیم؟!

 

وقتی محمد رضا مجبورشد سلطنت را رها کند و به خارجه بیاید با آنکه اشرف وشمس خیلی تلاش کردند ازاخبار ایران دوربمانم دوستان از تهران و سایر شهرها تلفن می‌کردند وهرچه را دیده وشنیده بودند به اطلاع من می‌رساندند. افرادی هم به دیدن من می‌آمدند و با آنکه به آنها سپرده شده بود با من صحبت مسایل مملکت و سقوط سلطنت پهلوی را نکنند، معهذا دربرابراصرار من تحمل نمی آوردند و آنچه را می‌دانستند به من هم اطلاع می‌دادند. باید عرض کنم بچه‌ها چون فکرمی کردند شنیدن اخبارنا گوار باعث افزایش فشارخون وبروزمشکلات جسمی وروانی برای من می‌شود این قبیل محدودیت‌ها را بوجود می‌آوردند اما کم کم مشاهده کردند که تاج الملوک زیردست رضا ) شاه( زندگی کرده و در کوران سختی‌های بدتر از این آبدیده شده و به اصطلاح معرف بیدی نیست که ازاین بادها بلرزد!

بعد دیگرآهسته آهسته پرده پوشی‌ها را کنار گذاشته وشروع کردند در حضور من صحبت کردن. ازماحصل این صحبت‌ها معلوم شد که فرح کارهایی کرده که نباید می‌کرده است. اول ازهمه اینکه موقع اقامت درپاناما محمد جعفربهبهانیان معاون مالی دربار را از سوئیس احضار و به او تکلیف کرده تا مقادیر زیادی ازثروت‌های محمدرضا را به حساب او درسوئیس منتقل کند. بهبهانیان ازقدیم الایام مسئول املاک و بعضی اموال محمدرضا دراروپا وآمریکا بود.

بهبهانیان هم به خیال اینکه دستورازطرف محمدرضا است رفته واموال و املاک را به فرح منتقل کرده است.

مقداری ازاموال محمدرضا و بچه‌ها درید هوشنگ انصاری و مصطفی قلی رام و جعفر شریف امامی بود که متاسفانه گول فرح را خورده و به حساب‌های فرح منتقل کرده بودند.

اشرف وشمس و حتی خود محمدرضا به او اعتراض کرده بودند و فرح با قضیه خونسرد برخورد کرده و گفت حاضراست اموال را درسالهای بعد که بچه‌هایش با تجربه تر شوند به آنها بدهد!

(دراین بخش، تا آنجا که به اصل مصاحبه لطمه ای وارد نشود، قسمت‌هائی را که درباره  فرح و لیلی امیرارجمند بود و عمدتا به اختلافات شخصی تاج الملوک با زنان دربار بر می‌گشت و از اصطلاحاتی نیز استفاده شده بود که بازانتشار آنها را صحیح نمی دانیم حذف کردیم.)

 

 

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 03:39 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v سه خبر مهم ( ربطی به نمره و...نداره ) درباره حلقه مطالعاتی و جشن MEC در اسفند ماه

چهارشنبه، 28 دی 1384

 اول از همه تشکر کنم از مسعود مسرور که عکسی از من و بچه ها گرفته بعد هم یک حال اساسی به من داده تو عکس بعدی....

تذکر بچه های کلاسها باعث شد که اعلام کنم آقا ما برنامه هایی را که قول دادیم عمل میکنیم :

  1. حلقه مطالعاتی را حتما تشکیل خواهم داد و همین الان هم خیلی ها با e-mail ثیت نام کرده اند.کار ما در حلقه اینست که هر دو هفته کتابی را در موضوعی خاص همگی در منزل میخوانیم و یک روز خلاصه نکات مهم و کاربردی را با حضور همه تیم بررسی میکنیم و اداره جلسه را خودم یا اهل هر فن که ذعوتشون میکنیم به عهده میگیرند. موضوعات حلقه عبارتند از روانشناسی / خودشناسی/ مدیریت/ ارتباط موثرتر/ دین شناسی تطبیقی / تاریخ / ...در ضمن در بعضی جلسات فیلم های خاص و جدید دنیا را خواهیم دید .جلسه برای آقایان و خانمها برقرار است.بنای من بر اینست که از استاد الهی قمشه ای عزیز که ایده این کار را به من دادند دعوت کنم..اینم عیدی عید غدیرتون
  2. بنا داریم که تمام بچه های کلاسهامون را در جشن سالانه MEC در اسفند ماه با خانواده هایشان دعوت کنیم...اونجا تاریخ کلاس MEC-2 را اعلام میکنم و از همه مهمتر کلاس توانگری را که بعضا ۹ ماهه  منتظرش هستید.

 

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 05:01 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v درباره نمرات

سه شنبه، 27 دی 1384

نمرات کلاس با ضریب ۴/. به جای ۳۶/ . محاسبه میشود که بنابر این نمره ۵۵  میشود ۲۲

پس به همه آقایان بین ۸/ . الی ۲ نمره اضافه شده است.

فرصت بشه نمره ها را تو سایت میگذاریم.لا مصب ۳۸۰ تا نمره  کم نیست که...آخه خودم هم هم درگیر امتحان هستم هم درگیر آندوسکوپی و معده درد شدید و.... انگار نفرین   روزبه و راستگو و نارنگی و خربزه   no face ( اسم رفقای جدید ما تو تابلوی گفتمانه ) اثر کرده و ما را دارند مینوازند!!! من تابلو را گذاشتم برای بچه ها...خودم هم معمولا  توش نمینویسم... جواب فحشها را که هرگز نمیدم.

عزیزم ! با نام راستگو! اگه من به قول تو مرد نیستم چرا تو را block نمیکنم؟ چرا تابلوی گفتمان را بر نمیچینم؟ چرا میذارم نقدهای بی آدرس تو بمونه تو سایت ؟ سایتی که از  ایرانی های همه دنیا بیننده داره...از دفتر پژوهشهای مجلس از کلی نهاد میان میخوننش...

چرا رفتار را کودکانه میکنی که باهات رفتار والدانه بشه؟( کتاب وضعیت آخر/ تامس هریس)

من دوست دارم که تو اینقدر بزرگ بشی  که پس فردا  تو دهن اونایی بزنی که میخوان کشورت را عقب نگه دارند. تو باید به من کمک کنی که با هم ، این خاک پر گهر را  به اعتلا برسونیم...نذار ۶-۵ روز اعلام نمره اینور اونور  ( که اونم وظیفه من نیست که در سایت اعلام کنم بلکه یه کار کمکیست ) باعث بشه که  دوستات ازت نا امید بشن...من نا امید بشم که تو هنوز تو یه دبیرستانی هستی ...

دوستانی که لطف دارند و ما را  مردانه (!) مینوازند هم خیالشان راحت باشد... اینم یه جورشه...به زودی در می یابند که ما عرضه خودمون را نشون دادیم...نوبت به شما هم میرسه که به این خاک هنرتون را عرضه کنید...بچه هایی هم که از من دفاع میکنند، ممنونم ازشون اما یادتون نره که  بت را بشکونید!  علیرضا شیری  نمونه شماهایی هست که میخواهید رشد کنید و اول از همه از کسانی حرف خواهید شنید که به گردنشون حق دارید .

 خودم فکر میکنم تو این چند تا نا رفیق ،کسی با من دشمنی نداره...اونا دارن نقد میکنند! هر چند بعضا  خیلی کم  سایه گشایی هم هست .کسانی که به بحث بسیار جالب سایه ها علاقه دارند بروند و

کتاب - نیمه تاریک وجود ـ با ترجمه زیبای خانم فرناز فرود را بخونند. اونوقت دیگه لجشان نمیگیرد.

اما زمان زیادی نمیگذره که میفهمند همین حرفهایی رو هم که به من میزنن ، یک هزارمش را اونجایی که باید بزنن، نخواهند زد.به قول امام حسین

الناس عبید الدنیا...حکایت خود من هم هستا....

بازم خدا را شکر که نا رفیقای ما جرات دارند که فحش بدهند .اگر این تابلوی گفتمان تو سایت نبود فکر کنم پشت در دستشویی های فنی و امیر اباد و سایت نماز جمعه علیه من تراکت پخش میکردند!

ببینیم آیا بعدا هم همینقدر میتازند؟ نا سلامتی  ما معلمیم نه  بدهکار که! هنوز هم یکی نیومده به من بگه قضیه دلخوری چیه ؟ دریغ از یک نامه! خنده داره که چقدر هم احساس میکنن که کاری کردن

شاد باشید/ حال جسمیم که بهتر شد نمره ها را میدم آموزش...این محسن مختاباد هم یه زنگ بزنه به من که قرار بود کمک کنه ....

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:19 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v سفری به مشهد و نکات که دیدم-/1

شنبه، 17 دی 1384

مشهد را دوست دارم البته به خاطر زیارت امام رضا ،واقعا در فضای معنوی حرم میشه کلی فکر کرد و با قانون خلا کلی از خاطرات منفی و بغضهایت را تبدیل به عشق و خیرخواهی کرد.

کار مشاوره همیشه انسان را سنگین میکند، ربطی نداره که این کارو دوست داری یا نه ...اساسا کار مشاوره حتی برای منی که دوستش دارم ، انرژی گیره.اینه که واقعا وقتی خانم محقق بلیط را بهم دادند خوشحال شدم

بیش از یکساله که دوست خوبم حامد فیضی منزل شخصی خود را در مشهد در اختیار من میگذارند و نمیدانید که چقدر این کار به سفرهای زیارتی من به مشهد نظم بخشیده است.

  • مشرک نشو!

 خیلی سخته که ببینی بسیاری از رفتارهایت میتواند شرک آمیز بوده باشد.امام شناسی به من آموخت که امام چراغ قوه ایست در مسیرت که راه به سوی خدا را گم نکنی ،ائمه تمام هم و غمشان این بوده که ما را موحد بار بیارند.بنابراین لجم میگرفت وقتی میدیدم بعضیها و اکثرا مردم عاشق ،سجده در برابر  ضریح  میکنند.آقا این سجده یعنی چی؟ بهترین حالت اینه که بگیم سجده شکر بجا میاریم....آخه توی اون ازدحام ناان سجده میکنی که ۵ نفر بخورند زمین که چی بشه؟نمیشه جای دیگه شکر کنی؟ هرچند میدانم که بسیاری به رسم  نمرودی حضور در برابر پادشاهان ، در برابر حضرت سجده میکنند. و این یعنی شرک.                   اف لکم و لما تعبدون

  • فضولی نکن!

  اگه حواست پرت بشه به مردم و لهجه و قیافه و لباسشون ،کلاهت پس معرکه است.

در حرم نباید به اطراف و مردم نگاه کنی..باید خودت را تنها ببینی تا بتونی حرفهایت را مرور کنی با امام.

یعنی اصلا یکی از تله های نافرم زیارت، حواس پرتی است.تو آمده ای که به دردهای خودت  برسی...هر کسی بهر درد خود اومده....

  • هر لحظه حضور ذهن داشته باش!

 باید اتصال داشته باشی...در میون نماز قضاها،زیارتنامه خوندنها ،قرآن خوندن ها ،نباید مسیر را گم کنی...تو برای گمشده ای اومده ای که  در وانفسای درونت گمش کرده ای.همینه که باید هل نزنی ،در را آهسته بکوب و مغازله کن و ناز بکش ...نیازی که برای آن ناز مهیا کردی.

  • سکوت کن!

بخش ناخودآگاه ما  زیر هیاهوی بیرونی ما خفه شد...هر نشانه ای رو نشونمون داد خودمون را به نفهمی زدیم...اشو راست میگه که کمی آرام باش...خدا در همین یک قدمیست.

**************************************

چند چیز خوندنی

۱- دوستی دارم افغان به نام سید علوی،همیشه در دارالسلام زیر عکس مرحوم هاشمی نژاد مینشیند.اکثرا به مردم کمک میکند،براشون چیزاشون رو نگهداری میکند  و مهر و کتاب دعا جمع میکنه...دوستی ما از نگاه ساده اون شروع شد .به نگاه خیلی معتقدم...در چشمخانه بعضیها میشه چیزایی یافت که  خودش خیلی حرفها داره... انگاری شاعرمون هم تو همین عوالم سر میکرده که سروده:

در نظر بازی ما بیخبران حیرانند

seyed alavi اینم عکس سید...

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 02:46 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v تعدادی از اسلایدهای جلسه دوم درس دانش خانواده

 

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 09:40 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v اسلایدهای مهم تر برای امتحان-1-

 

با عرض سلام خدمت آقایان دانشجو

این فایل شامل اسلایدهای درسی ۲ جلسه آخر شماست و امید وارم که به درد بخورد. 

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 03:52 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (4) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v نمونه سوالات امتحان پایان ترم و راه های بیست گرفتن

چهارشنبه، 14 دی 1384

 

برای امتحان  مقاله خانم کاهن + مقاله جنسیتی + جلسه آقای واحدی + صفحات کتاب را  هم نگاه کنید. اسلایدها و یادداشتهای کلاسیتون را فراموش نکنید

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:12 ب.ظ v



بازگشت به صفحه اصلی


  v مقالات خانم مژگان کاهن درباره مسائل ج.ن.س.ی( الزامی برای دانشجویان)

مقاله تحقیقی زیر را  خانم مژگان کاهن / روانشناس/ بلژیک تهیه کرده است.چنانکه قبلا هم گفتم، ارائه دیدگاههای مختلف به معنای تایید آنها نیست.هدف ایجاد فضای تضارب اندیشه های گوناگون است.بدیهیست که دانشجویان من از اهمیت متدولوژی (روشمندی) کار بانوی روانشناس ایرانی ،سرکار خانم کاهن مطلع هستند .

 

در بخش نخست به بررسی اجمالی مسائل جنسی در اسلام و مسیحیت می پردازیم.

مســائـل جنســي در مسيحيت

بر اساس مسيحيت، طبيعت انسان چون به گناه اوليه آلوده است، به طرف غرايز شهواني اش کشيده مي شود و اين چيزي است كه باعث مي شود به ارتكاب گناه روي آورد.

در اين مذهب كلا از مسيح هيچ كلام مثبتي در زمينه مسائل جنسي عـنوان نمي شود و بيشــترين نقل قول هايي كه در اين زمينه مي شود از قول قديسين آن است. در اين سخنان غرايز جنسي بيشتر به عنوان پديده اي پست و گناه آلود مطرح شده است.

به عنوان مثال سنت پل به مردان توصيه مي كند كه سعي كنند حتی الامكان از ازدواج پرهيز كنند ولي اگر نمي توانند جلوي شهوات خود را بگیرند، ازدواج بهتر از سوختن در جهنم است.

در اخلاق مسيحيت بدبيني شديدي به لذات جنسي وجود دارد زيرا بر طبق آن شهوات جنسي روح انسان را زنداني بدنش مي كند و مانع مي شود كه او به سوي خدا سوق پيدا كند. به همين ترتيب اگر ما خود را مجبور مي كنيم كه براي بقاي نسل ازدواج كنيم، بايد از وابسته كردن خود به لذات جنسي احتراز كنيم زيرا غريزه جنسي فقط براي توليد مثل در ما به عاريت گذاشته شده و اگر از آن براي اهدافي ديگر مثل لذت بردن استفاده كنيم سوء استفاده به شمار مي رود. در نتيجه تمام فعاليت هاي جنسي كه خارج از كادر ازدواج باشد به عنوان گناهي بزرگ تلقي مي شود و در حقيقت ازدواج راهي است براي گريز از گناه.

بيشتر الهي دانان و مقدسين معتقد بودند كه اگر يك زوج به خاطر لذت با هم همآغوشي كنند گناهي فجيع مرتكب مي شوند و آن به اين علت است كه در يك همآغوشي لحظاتي هست كه لذت جنسي تمام حوزه آگاهي انسان را فرا مي گيرد و باعث دوري انسان از مذهب و خدا مي شود. خيلي از اين الهي دانان مثل گرگوار (قرن ششم میلادی) اين گونه مي انديشند. او معتقد است تقريبا غيرممكن است كه انسان از بستر همآغوشي زناشويي پاك بيرون بيايد.

تنها در قرن 17 است كه سخنان جديدي در اين زمينه عنوان مي شود.

"توماس سانشه" عنوان مي كند كه زن و شوهري كه تنها با هدف همآغوشي با هم همبستر مي شوند دچار گناه نمي شوند با اين شرط كه هيچ كاري براي جلوگيري از به وجود آوردن بچه انجام ندهند. زيرا توليد مثل هدف اصلي روابط جنسي است.

در اين جا متوجه اين تغيير مي شويم كه:
"جســتجـوي لــذت" به عنوان گناه تلقي نمي شود بلكه "جستجوي صرف لذت" گناه محسوب مي شود.

ولي نكته ای كه روي آن تاكيد مي كردند اين بود كه همآغوشي بايستي تنها در يك حالت (POSITION) انجام شود كه به آن حالت طبيعي مي گفتند (يعني زن بر پشت دراز كشيده و مرد روي او قرار گيرد). بقيه حالت ها به نظر آن ها ضد طبيعت به شمار مي رفت به عنوان مثال: POSITION RETO حيواني به شمار مي رفته و POSITION MULIER SUPER VIRUM ضد طبيعت زن و مرد، زيرا زن به طور طبيعي منفعل و مرد فعال است.

ياد آور مي شويم كه رابطه مقعدي به طور شديد ممنوع بود، چه بين زن و شوهر و چه در بين هم جنس ها، به همين ترتيب بوسيدن و لمس آلات تناسلي نيز ممنوع بود.

عـــــشق در غـــرب باستان

در مورد مسئـله عشق بايد گفت به غير از تعداد انگشت شماري (سانشه و فرانسوآ) هيچ الهي داني عشق را در رابطه زن و شوهر مهم و مثبت نمي دانست.
در حالي كه الهي دانان قرن بیستم مرتب به اهميت عشق در روابط زناشويي اشاره مي كنند در قرون قبل، در بين الهي دانان عشق باري منفي داشت.

"سنت ژروم" در ارتباط با عشق به همسر اين طور گفته است:
عشق بيش از حد يك مرد به زنش نيز زنا شمرده مي شود... هيچ چيز پست تر از اين نيست كه مردي همسرش را بسان معشوقه دوست بدارد، به هيچ وجه درست نيست كه مردي خود را به عنوان عاشق به زنش نشان دهد بلكه بايد خود را به عنوان شوهر نمايان كند.

به همين ترتيب "سنت هي اروسم" (St Hierosme) عنوان مي كند كه: "مردي كه بيش از حد عشق به زنش را به نمايش بگذارد زنا كار است. زيرا مرد نبايد از زن خود مثل فاحشه استفاده برد و زن نيز نبايد شوهرش را به عنوان عاشق بنگرد چرا که پيوند مقدس ازدواج بايد تقدس و پاكي خودش را حفظ كند.

چرا اين دشمني با عشق؟ در حقيقت عشق آتشين در رابطه زناشويی به منزله تهديدي براي روابط اجتماعي و رابطه با خدا به حساب مي آمد.

از رنسانس يا عصر روشنايي نيز در زمينه مسائـل جنسي همان واقعيت قرون وسطي را مشاهده مي كنيم با توجه به اين كه كليسا تنها هدف روابط جنسي را توليد مثل مي دانست، تمام رفتارهاي جنسي كه به توليد مثل ختم نمي شوند به شدت محكوم بودند. به عنوان مثال: خودارضائـي به عنوان عملي شنيع تلقي مي شد، با وجود اين عده اي از الهي دانان به زني كه شوهرش در عمل جنسي عجول بوده به طوري كه زن به لذت جنسي دست نيافته است اين اجازه را مي دادند كه با لمس خود حالت ارضا (ارگاسم) را در خود ايجاد كند.

علت اين مسئـله نه ارضاي جنسي زن بلكه اين عقيده بود كه پزشكان آن زمان معتقد بودند ترشح واژني زن در تشكيل جنين سالم اجتناب ناپذير است.

در مورد آموزش جنسي بايد گفت تعداد كتاب هايي كه در اين زمينه سخن مي گفتند بسيار نادر بود زيرا معتقد بودند بهتر است گناهكاران چيزهايي كه نمي دانند و ممكن است آگاهي از آن ها موجب افزايش گناهانشان شود، نياموزند.

اخلاق گرايان قرن ششم میلادی اغلب به لاتين مي نوشتند و وقتي به فرانسه مي نوشتند اغلب از ذكر جزئـيات تكنيكی پرهيز مي كردند.


مســــائـل جنســي در اســـلام

مسائل جنسي در اسلام جايگاهي خاص دارد. در اسلام بر خلاف مسيحيت لذت جنسي به صورت يكي از جنبه هاي مثبت زندگي و نعمات خدا تلقي شده است.

بدين ترتيب مشاهده ميكنيم كه در اسلام ازدواج به عنوان يك پديده خوشايند و لذت بخش و به عنوان يك وظيفه قلمداد شده و خصوصا بر جنبه جنسي اين رابطه تاكيد فراوان شده است؛ به حدي كه به هیچ وجه به دلايلي چون رسيدن به زهد و پارسايي نبايد از رابطه جنسي در يك زوج خودداري كرد.

حديثي از محمــد هست كه مي گويد:
"وقتي مردي به همسرش مي نـگرد و همسرش به او چشم مي دوزد خدا نيز نگاهي از روي محبت به آن ها مي كند. زماني كه دستان يكديگر را مي گيرند تمام گناهانشان از سر انگشتانشان خارج مي شود و وقتي با هم مي زيند فرشتگان آن ها را احاطه مي كنند... لذت و شهوت زيباي كوه ها را دارند."

در قرآن كساني كه راه تجرد را برمي گزينند به عنوان پست ترین انسان ها تلقي شده اند و محمد ازدواج را با انجام نيمي از فرايض مذهبي برابر مي شمارد .

براي درك اهميتي كه اسلام به مسائل جنسي داده كافي است تصويري كه اين مذهب از بهشت داده را اندكي بررسي كنيم. نعماتي كه در بهشت به مسلمانان وعده داده شده نعمات جنسي را نيز شامل مي شود، حوري هاي بهشتي، زنان بسيار زيبائي هستند كه در بهشت به باايمانان تعلق خواهد گرفت ، به هر مسلمان هفتاد حوري تعلق خواهد گرفت به اضافه زناني كه در روي كره زمين داشتند. تمام اين حوري ها باكره هستند و هر بار كه با حوري ای همخوابگي كنند دوباره باكره مي شود. هر لذت جنسي به اندازه هشتاد سال به طول مي انجامد. در ضمن مسلمان در تحريك مدام جنسي بسر مي برد.

بايد يادآور شد كه تمام اين مواهب به مردان مسلمــان تـعلق دارد و زنان مسلمان در بهشــت به شوهرانشان خواهند پيوست.

در اينجا مشاهده مي كنيم فرق زيادي بين بهشتي كه اسلام وعده مي دهد و بهشتي كه مسيحيت وعده مي دهد وجوددارد، در بهشت، مسيحي فاقد احساس جنسي است در حالي كه مسلمان به ارگاسمي جاودانه مي رسد.

تفاوت دیگري كه بين مسيحيت و اسلام مي بينيم مسئـله " شان نزول آيات " است كه جنبه پراگماتيك اسلام را در بعضي موارد نشان مي دهد، اين ها به شكل حديث هايي است كه سعي در توضيح يك سري آيات دارد بررسي بعضي از اين حديث ها كه در زمينه مسائـل جنسي است به روشن شدن يك سري مسائل براي ما كمك مي كند.

حديث زير يك نمونه از اين حديث هاست:
"محمد و يارانش روزي گرد هم نشسته بودند، مردي يهودي نيز در نزديكي آن ها نشسته بود به يكي از ياران محمد گفت: من با زنم در حال ايستاده جماع مي كنم، ديگري گفت من زماني كه او بر پهلو دراز كشيده و يا زانو زده، يهودي گفت: اين نشان مي دهد كه شما به حيوانات شبيه هستيد، ما تنها با يك روش با همسرانمان همخوابگي می كنيم. در اين حال خدا اين آيه را نازل كرد:
"زنان شما كشتزارها ي شما هستند هرگونه كه مي خواهيد بر آن ها برآیید"
نبايد فراموش كرد خود محمد به طور خاص به روابط جنسي علاقمند بوده در وضعيت هاي مختلف آياتي نازل مي كرده است كه دست و پاي مسلمانان را در اين مسائـل تا حدود زيادي باز مي گذاشته است.

اين آيه ها خصوصا در موقعيت هايي كه قوانين قبلي اسلام و قرآن با وضعيت واقعي كه در آن قرار مي گرفتند در تناقض قرار مي گرفته، در بسياري مواقع سعي در تصحيح اين تناقض داشته اند.

به عنوان مثال: "مسئـله صــيغـــه" يا متـــا، هدف اصلي اين گونه پيوند رسيدن به لذت جنسي است. اجازه اين نوع ازدواج را محمد زماني صادر كرد كه در وضعيت جنگی خودش و ساير همراهانش به زنانشان دسترسي نداشتند، در اين جا يك عده از همراهانش به نزد او آمدند و اين مسئله را مطرح كردند كه با نيازهاي جنسي شان چه بايد بكنند.

و محمد در آن جا اجازه ازدواج موقت را داد. در آن زمان مردان در هنگام مسافرت نیز از اين نوع ازدواج براي ارضاي جنسي خود استفاده مي كردند (در مقابل پرداخت پول به زن) كه امروز در بين شيعيان هنوز مرسوم است.

نكته مهمي كه در ارتباط با اسلام بايد يادآور شد اين است كه درست است كه اسلام با لـذت جنسي مخالفتي ندارد ولي اين ارضاي غرايز جنسي بايد در كــادر قوانين قــرآن و فقه انجام شود. بايد گفت اين كادر تفاوت زيادي بين زن و مرد قائـل مي شود.

نبايد فراموش كرد كه اگر اين قوانين دست و پاي مردان را تا حد زيادي باز مي گذارد براي زنان بسيار سخت گیر و محدود كننده است بدين ترتيب زن تنها يك شوهر بيشتر نمي تواند داشته باشد در حالي كه همان طور كه مي دانيم مردها مي توانند تا چهار زن و بي نهايت صيغــه داشته باشند و رابطه جنسي با كنيزان هم مجاز است.

براي اين كه اين تفاوت را بهتر درک كنيم در اينجا به بررسي تصويريی که در اسلام از زن و Sexualite او وجود دارد مي پردازيم:

زن و Sexualite او در اســلام

يكي از صفات اساسي كه اسلام براي زن قائـل مي شود فتنه و فتنه گری است. در اسلام زن به عنوان عاملي محسوب مي شود كه مي تواند باعث به هم ريختگی و آشوب نظم اجتماعي شود. براي اين مسئـله دو دليل مي توان مطرح كرد:
اول به خاطر تمايلي كه نسبت به خود در مردها ايجاد مي كند و اين احتمال مي رود كه باعث شود مسائـل جنسي از كادر اسلام خارج شود و مردان مسلمان را از پرستش خدا باز دارد.

اين مسئله باعث شده كه در بعضي از منابع اسلامي، زن را با شيطان مقايسه كنند در اين راستا حديثي از محمد است كه نقل مي كند: "محال است يك زن و مرد نامحرم با هم تنها باشند و شيطان در آن جا حضور به هم نرساند."

غير از ميلي كه زن در مرد ايجاد مي كند، دومين عامل كه او را تبديل به موجودي خطرناك مي كند مسـئـله ميل جنسي خود زن است، در بيشتر روايات اسلامي انرژي جنسي زيادي به زن نسبت داده مي شود انرژی كه از مرد به مراتب بالاتر است.

حديثي از علي است كه مي گويد:
"خداوند قادر مطلق زماني كه ميل جنسي را آفريد آن را به ده قسمت تقسيم كرد نه قسمت از آن را به زن و يك قسمتش را به مرد داد."

در فرهنگ اسلامي داستان هاي زيادي است كه به اين انرژي زن اشاره مي كند.

يكي از دلايل اصلي قوانين مشكل و دست و پاگيري كه اسلام براي زنان قائـل شده است، در جهت كنترل تمايلات جنسي آنان و تاثيري است كه اين تمايلات بر جامعه اسلامي مي تواند بگذارد.

قرآن به مردان اين گونه توصيه مي كند:
"زنانتان را كه احتمال ارتكاب خيانت را در آن ها مي بينيد تنبيه كنيد، آن ها را در اتاق های تنها طرد كنيد، كتكشان بزنيد ولي اگر از شما اطاعت مي كنند با آن ها دعوا مكنيد.( نساء 34 )

Saadaoui (ساعادويي) نویسنده معاصر مصری سه دليل براي حبس كردن زن در خانه عنوان مي كند:
1ـ بدين ترتيب وفاداري زن تضمين مي شود زيرا مرد دیگری را ملاقات نمي كند.

2ـ بدين گونه زن خود را تمام و كمال در اختيار شوهر و فرزندانش قرار مي دهد.

3ـ مرد از خطر وجود زن در اجتماع و عشوه گري هايش در امان مي ماند.

زن و ترس از قدرتي كه جذبه جنسي او به او مي دهد يكي از عواملي است كه به ما كمك مي كند قوانين و چهارچوبي كه اسلام براي روابط خانوادگي و اجتماعي زن و مرد مطرح كرده بهتر درك كنيم. اين قوانين در جهت خنثی كردن اين قدرت كه مي تواند مخرب جامعه اسلامي باشد، مي باشد. قدرتي كه مي تواند اراده مرد را از او سلب كند و او را تبديل به موجودي منفعل و مطيع كند.

حديثي از محمد است كه می گويد: "بعد از وفاتم دو خطر جامعه اسلامي را تهديد مي كند، كفار از بيرون و زنان از درون"

حديث ديگری از محمد كه باز ترس از اين قدرت را به ما نشان مي دهد:
"روزي محمد در خيابان زني ديد، بنابر اين به خانه ي زنش زينب آمد و با او جماع كرد سپس از خانه بيرون آمد و چنين گفت: وقتي زني به شما نزديك مي شود در حقيقت شيطان است كه به شما نزديك مي شود. اگر يكي از شما زني ديد و از او خوششش آمد به خانه اش بيايد و با همسرش جماع كند."

خطرناك ترين زن در اين جا زني است كه تجربه جنسي داشته است. اوست كه بيش از همه در مقابل محروميت هاي جنسي بي طاقت است به عنوان مثال زني كه شوهرش براي مدتي غايب است، به عنوان خطري براي مردان به حساب مي آيد.

"هيچ گاه به ملاقات زناني كه شوهرانشان را نمي بينند نرويد زيرا شيطان به شما غلبه مي كند و در رگ هاي شما مثل خون جاري مي شود."

به عقيده فاطمــه مرنيــسي جامعه شناس مراكشـي در جوامـع اسلامــي به دو تـئـوري در ارتباط با Sexualite بر مي خوريم:

1ـ تـئوري آشكار Explicite: تئوري ای است كه طبق آن مرد داراي Sexualite فعال و خشن است در حالي كه زن داراي Sexualite منفعل و خود آزار مي باشد.

اين تئوري پايه اش تضاد دو جنس زن و مرد است و اين كه به آن ها به عنوان دو موجود مكمل نگاه مي كند.

شخصيت اصلي مرد به گونه ای است كه به او نقش شكارچي مي دهد و از او موجودي مي سازد كه دوست دارد جنس مخالف را به چنگ آورد و بر او برتري داشته باشد.

زن درست نقطه مقابل است، موجودي است كه دوست دارد به دستش بياورند و مطيع و زير سلطه باشد. در نتيجه تنها كاري كه براي به دست آوردن جنس مخالف مي تواند بكند به معرض در آوردن خود و انتظار كشيدن لحظه اي است كه مردي كه خواهان اوست او را به تصرف در آورد. طبق اين ايده، زن تنها در اين منفعل بودن و زير سلطه بودن است كه احساس لذت مي كند. همان طور كه گفتيم اين تئـوري به مرد نقش شكارچي و به زن نقش طعمه را مي دهد.

نمونه این طرز تلقی را در آثار مرتضی مطهری مشاهده می کنیم:

"طبیعت مرد را مظهر طلب و عشق و تقاضا و زن را مظهر مطلوب بودن آفریده است. زن را گل و مرد را بلبل، زن را شمع و مرد را پروانه قرار داده است... مرد می خواهد شخص زن را تصاحب کند و در اختیار بگیرد و زن می خواهد دل مرد را مسخر کند... مرد می خواهد از بالای سر زن بر او مسلط شود، مرد می خواهد زن را بگیرد و زن می خواهد او را بگیرند."
(نظام حقوق زن در اسلام)

2- تئـوري نهان (نهفته) كه بيشتر در ناخودآگاه اسلامي به ميزان زيادي سركوب شده Sexualite زن را فعال تلقي مي كند و اين طور عنوان مي كند كه يكي از اهداف اصلي تمدن كنترل كردن اين Sexualite فعال است كه به زن قدرتي مخرب مي دهد .

اين تئوري در افكار و نوشته هاي غزالي به چشم مي خورد، اين نگرش به زن نقش شكارچي و به مرد نقش قرباني منفعل را مي دهد.

اين دو تئـوري يك نقطه مشترك دارند و آن توافق هر دو روي قدرت زن در مغلوب كردن مرد است و آن نه از طريق زور بلكه از طريق نيرنگ.

بر خلاف تئـوري آشكار كه زن و مرد را نقطه متضاد مي داند تئوري "نـــهــان" معتقد است كه زن و مرد شباهت ها ي جنسي زيادي با هم دارند، از نظر غزالي زن و مرد داراي يك نوع سلول جنسي واحد هستند كه آن را "مـــاء" مي نامند و بچه را محصول هر دو سلول جنسي مي داند. غزالي انزال را نه تنها براي مرد بلكه براي زن هم قائل مي شود . تفاوت زن و مرد از لحاظ جنسي براي او بيشتر در سطح ريتم و سرعت رسيدن به انزال است كه در زن بسيار آرام تر از مرد صورت مي گيرد.

تفاوت فيزيكي بين دو جنس يكي از علت هايي است كه ممكن است باعث عدم هماهنگي آن ها در روابط جنسي شود، بدين گونه كه ممكن است مرد سريع تر از زن به انزال رسد.

"در حقيقت خيلي اوقات انزال زن در روابط جنسي به تعويق مي افتد و به جاي تسكين جنسي باعث تشديد تحريك جنسي او مي شود، از طرفي اين مسئـله كه مرد خيلي زود به هم آغوشي خاتمه دهد مي تواند براي زن سرخوردگي به همراه آورد."

به عقيده غزالي خواسته ها و اميال جنسي زن بسيار قابل ملاحظه است و لازم است كه مرد بتواند اين احتياجات را ارضاء كند، "زيرا وظيفه مرد است كه زن با تقوا باقي بماند در مجموع بهتر است كه مرد رابطه جنسي خود را با همسرش، بر اساس نيازهاي او كاهش و يا افزايش دهد و اين در جهت اين است كه زن با تقوا باقي بماند."

تئوري غزالي ارتباط مستقيمي بين تقواي زن و نظم اجتماعي مي بيند و به خاطر همين است كه اين قدر به روي ضرورت ارضاي جنسي زن توسط شوهر تاكيد مي كند به نظر او اگر زن به شوهرش اكتفا كند و با جذب مردان ديگر فتنه بر پا نكند نظم اجتماعي بر قرار خواهد ماند.

تمايلات جنسي زن و ترسي كه اين مسئله در غزالي ايجاد مي كند او را به اين نتيجه مي رساند كه اعتراف كند چقدر براي يك مرد ارضاي جنسي يک زن كار مشكلي است.

"اگر علما هيچ وقت احتياجات زن را در زمينه همخوابگي مشخص نكرده اند به خاطر اين است كه اين كار بسيار مشكل است."

در ادامه مطرح مي كند كه يك مرد تا آن جا كه مي تواند و برايش ممكن است بايد با زنانش رابطه جنسي بر قرار كند چون تعداد زن هاي مجاز در اسلام چهار تا است؛ او ناچار است حداقل چهار روز يك بار را براي هر زن حساب كند. در اينجا متوجه اين تضاد در غزالي و در قوانين اسلام مي شويم كه از يك طرف به مرد اجازه روابط جنسي متعدد با افراد متعدد را مي دهد و از طرفي ديگر اين را لازم مي بيند كه براي اين كه جامعه اسلامي نظمش به هم نخورد غريزه جنسي زن را نيز ارضا كند، ولي چون عملاّ مي داند كه اين كار با توجه به قوانين نابرابر اسلام در قبال زن و مرد غير ممكن است در نتيجه قوانين سختي را براي زن و زندگي اجتماعي او و روش لباس پوشيدن و غيره تحميل مي كند تا بدين طريق نظم جامعه اسلامي تضمین شود.

يكي از چيزهايي كه غزالي بر آن تاكيد مي كند نوازش قبل از رابطه جنسي است، او به اهميتي كه اين مسـئله براي ارضا جنسي زن دارد اشاره مي كند و آن را يكي از وظايف مرد مسلمان به شمار مي آورد و حديث زير را در اين ارتباط نقل مي كند:

"پیامبر گفت: هيچ كدام از شما مثل حيوانات خودش را روي همسرش نياندازد، بلكه پيش از آن پيامي بين آن ها رد و بدل شود، از او پرسيدند: اين پيام چيست؟ پاسخ داد: بوسه و كلام محبت آميز.

حديث ديگری كه در حين ارتباط از محمد نقل مي كنند به شرح زير است:
"مرد نبايد پيش از اعمال زير با زنش همخوابگی كند: كلمات مهر آميز، نوازش، در كنارش دراز كشيدن، بدين صورت او نيز نيازهايش را بر آورده خواهد كرد."

همان طور كه گفتيم تمام اين ها براي كاستن خطري است كه زن براي جامعه اسلامي دارد.

حديث زير در اين ارتباط از محمد نقل مي كند:
"بعد از مرگم هيچ خطري را بيش از زن ها براي مردها نمي بينم."

اگر بخواهيم مقايسه كوتاهي بين اسلام و مسيحيت در اين ارتباط كنيم نكته مهمي كه بايد عنوان كنيم اين است كه در مسيحيت غربي اين خود غريزه جنسي است كه مورد حمله قرار مي گيرد و غريزه جنسي به صورت غريزه ي حيواني تبديل مي شود، اسلام راهي كاملاّ متفاوت را انتخاب كرده، اين غريزه جنسي نيست كه مورد حمله قرار مي گيرد بلكه اين زن است كه عامل فتنه است و در نتيجه تجسمي از هرج و مرج است و قدرتي مخرب در خود دارد.

مشاهده مي كنيم كه در تئـوري اسلامي غريزه به حالت خالصش انرژي است كه مي تواند در جهت سازنده، در جهت الهي و جامعه اسلامي، استفاده شود اگر كه مطابق با قانون باشد.

خود غريزه جنسي نيست كه خطرناک است بر عكس اين غريزه سه كاربرد مثبت و حياتي دارد:
1ـ به مسلمان اجازه ادامه بقا مي دهد.

2ـ به عنوان وسيله اي است كه مسلمان مي تواند با آن از نعماتي كه در بهشت خدا وعده داده آشنا شود و اين باعث مي شود كه قوانين اسلام را اجرا كند.

3ـ سومين كاربرد اين كه طبق آن چه غزالي مي گويد ارضاي غريزه جنسي براي اين كه انرژي انسان به كارهاي دیگر منعكس شود لازم است.

" روح و جان خيلي سريع از انجام وظيفه خسته مي شود، زيرا كه اين وظایـف ضد طبيعت او هستند ولي اگر گاه گداري بتواند با لذتي خستگي خود را بيرون آورد براي كار و انجام وظيفه نيرو پيدا مي كند. همراهي و مقاربت با زنان حالت آرامش و بيرون كردن خستگی و استراحت قلبي را به همراه دارد، مهم است كه جان انسان با روش هايي كه مذهب به او اجازه داده استراحت كند."

ادامه دارد

*****************************************************************************

مقاله‏ای كه در زير مشاهده می كنيد، چكيده‏ای از كاری تحقيقی و بخشی از پايان نامه تحصيلی نويسنده آن می باشد كه در سال 1997 ميلادی انجام پذيرفته است و هدف آن مقايسه طرز تلقی و نگرش ايرانی ها و بلژيكی ها در زمينه مسائل جنسی است. دو هدف اصلی از اين تحقيق، يكی بررسی تاثير فرهنگ و ديگری مطالعه‏ی نتايج مهاجرت در اين طرز تلقی ها بوده است. به همين جهت به مطالعه سه گروه پرداختيم: "ايرانيان ايران"، "ايرانيان بلژيك" و "بلژيكی ها".
پرسشنامه ما، پرسشنامه‏ای گزينه‏ای بود و در مورد مسائل زير سوالاتی در آن مطرح شده بود:

1- صحبت در مورد مسائل جنسی؛
2- تصوير سه گروه از مسائل جنسی؛
3- سوالات در زمينه زندگی جنسی خود افراد؛
4- رابطه بين عشق و مسائل جنسی از ديدگاه سه گروه.

بايد گفت از همان ابتدا احتمال می داديم كار ما به خاطر موضوعش، با يك سری مشكلات موجه شود. مشكلاتی كه می‏توانستند مانع جمع آوری درست و كامل اطلاعات شوند. به همين دليل و برای اين كه اشخاص با اطمينان به اين كه هويتشان ناشناس باقی خواهد ماند، به پرسشنامه‏ پاسخ گويند، تمبر و پاكت در اختيارشان گذاشته از ايشان خواستيم پرسشنامه را به آدرس ما در بلژيك پست كنند. البته ريسكی كه اين كار برای ما در برداشت، اين بود كه افراد می توانستند از باز پس فرستادن پرسشنامه خودداری كنند. با این حال از حدود 100 پرسشنامه بخش شده در تهران، ما 63 پرسشنامه دریافت كردیم. در مورد دو گروه دیگر نیز ("ایرانیان بلژیك" و "بلژیكی‏ها") با مشكلی جدی در این زمینه روبرو نشدیم.

ما توانستیم در مجموع 143 پرسشنامه دریافت كنیم كه در بین آن ها 40 نفر بلژیكی، 40 نفر ایرانی ِ بلژیك و 63 نفر ایرانی ِ ایران را در بر می گیرد. سن اكثریت افراد نمونه ما بین 20-40 سال بود. در مورد سطح تحصیلات باید گفت كه در هر سه گروه حدود نیمی از آن ها تحصیلاتی بیش از دیپلم داشتند.

نكته قابل ذكر این كه برای آنالیز داده ها از روشهای آماری (آنالیز واریانس و آزمون میانگین) و برنامه‏ای كامپیوتری (spss) استفاده كردیم.

در این جا به طرح این نتایج آماری و سپس به بررسی آن ها می پردازیم.


1- صحبت در زمینه ی مسائل جنسی

نتایج این بخش به ما نشان می دهد تعداد بلژیكی هایی كه در ارتباط با مسائل جنسی با اطرافیانشان صحبت می كنند بسیار بیش از ایرانیان می باشد. در جواب به سوال "آیا در مورد مسائل جنسی خود با دیگران صحبت می كنید؟" 54% "ایرانیان ِ ایران" به این سوال پاسخ مثبت داده‏اند. هر چند این درصد در مقایسه با آن چه ما انتظار داشتیم رقم بالایی است، ولی در مقایسه با بلژیكی هایی كه به این سوال پاسخ مثبت داده‏اند (80%) بسیار كمتر است و از لحاظ آماری تفاوت دو گروه معنی دار است.

افرادی كه به این سوال پاسخ مثبت داده‏اند، (چه بلژیكی ها چه ایرانی ها) خیلی به ندرت (و در مورد ایرانی ها بیشتر موارد هیچگاه) با اعضای خانواده شان درمورد مسائل جنسی صحبت می كنند. تعداد بلژیكی هایی كه با مادرشان در این زمینه گفتگو می كنند، بیش از ایرانی هاست. حدود 40% بلژیكی ها (هر چند به ندرت) با مادرانشان در این مورد صحبت می كنند.

در مورد گفتگو با پدر باید گفت در هر سه گروه ("ایرانیان ِ بلژیك"، "ایرانیان ِ ایران" و "بلژیكی‏ها")، بین 80 تا 100% از كسانی كه به پرسشنامه ما پاسخ گفته‏اند، هرگز با پدرانشان در این موارد به بحث ننشسته‏اند. به عنوان نمونه در بین زنان ایرانی ِ مقیم بلژیك حتی یك نفر هم در مورد مسائل جنسی با پدرش سخن نگفته است.

نكته‏ی دیگر این كه شمار بلژیكی‏هایی كه با دوستان همجنس و همین طور غیر ِ همجنس در مورد مسائل جنسی سخن می‏گویند، از دو گروه دیگر بسیار بیشتر است. خصوصا در رابطه با دوستان جنس مخالف، اختلاف آن ها با ایرانیان فاحش می‏شود: 72% "ایرانیان ِ ایران" هرگز با دوست جنس مخالف در مورد مسائل جنسی گفتگو نكرده‏اند در صورتی كه این رقم در مورد “بلژیكی‏ها” درست برعكس می‏باشد. بدین مفهوم كه نزدیك به 70% “بلژیكی‏ها” با دوستان جنس مخالف خود در این زمینه سخن گفته‏اند.

در رابطه با "گفتگو با همسر" نیز همان طور كه انتظار می‏رود، تفاوت بین ایرانی‏ها و “بلژیکی‏ها” از نظر آماری بسیار معنی دار است. به این مفهوم كه تعداد "بلژیكی‏هایی" كه با همسرانشان در این ارتباط صحبت می‏كنند از ایرانیان‏ دو گروه بیشتر است.

در مورد ایرانی‏های بلژیك باید گفت، مردهای ایرانی كه با جنس مخالف در این زمینه گفتگو می‏كنند تعدادشان بسیار بیش از زن‏های ایرانی مقیم بلژیك است: 87% زن‏های ایرانی بلژیك، هرگز با دوست جنس مخالف در زمینه‏ی مسائل جنسی سخن نگفته‏اند، در صورتی كه 63% مردهای ایرانی بلژیك اظهار می‏دارند كه برایشان پیش آمده با دوست جنس مخالف در این باره به گفتگو بپردازند.
با این وجود، نكته‏ی قابل توجه در این مورد این است كه خود مسائل جنسی، برای هر سه گروه، موضوعی جالب برای گفتگو است. باید گفت زنان ایران خود را بیش از مردان ایران به موضوع مسائل جنسی علاقه‏مند نشان می‏دهند.
نكته‏ی دیگر كه از تحقیق ما بر می‏آید این است كه ایرانی‏ها بیش از “بلژیكی‏ها” در بحث در مورد مسائل جنسی احساس معذب بودن می‏كنند: 67% “بلژیكی‏ها” خود را در هنگام گفتگو در این موارد كاملا راحت احساس می‏كنند. در حالی كه اغلب ایرانی‏ها (بیش از 75% )در این گفتگوها معذب هستند.

همچنین اكثریت "ایرانیان ِ ایران" عنوان می‏كنند كه هیچگاه در كودكی‏شان در مورد مسائل جنسی با آن ها سخن گفته نشده است كه بار ديگر در این جا نیز تفاوت این گروه با “بلژیكی‏ها” از لحاظ آماری تفاوتی معنی دار است.

2- برخورد سه گروه در ارتباط با بعضی رفتارهای جنسی

الف) خودارضایی:

اكثریت قریب به اتفاق "ایرانیان ِ ایران" خودارضایی را به شدت یك "انحراف اخلاقی" قلمداد می‏كنند. (89% زنان و 70% مردان) در صورتی كه "بلژیكی‏ها" به ندرت با چنین نظری موافق هستند (4.7%). در مورد "ایرانیان بلژیك" باید گفت كه در بین دو گروه دیگر قرار دارند. یعنی هر چند تعداد كسانی كه در این گروه خودارضایی را انحرافی اخلاقی می‏دانند به مراتب كمتر از "ایرانیان ِ ایران" است ولی باز به میزان “بلژیكی‏ها” نمی‏رسد (تفاوت "ایرانیان بلژیك" با دو گروه دیگر معنی دار است). مسئله‏ای كه در مورد "ایرانیان ایران"، در ارتباط با جواب به این سوال نظر ما را به خود جلب كرد این است كه اعتقاد و یا عدم اعتقاد مذهبی هیچ تاثیری روی نوع جواب این افراد نداشته است. نكته‏ای كه نشان می‏دهد این مسئله بیشتر جنبه‏ی فرهنگی دارد تا ایدئولوژیك.

بیشتر از نیمی از "ایرانیان ایران" خود ارضایی را برای سلامت روح و روان مضر می‏دانند (%54زنان و %60مردان) در حالی كه این مسئله در بین "بلژیكی ها"(10%مردان و 5%زنان) و "ایرانی‏های بلژیك (25%مردان و 5%زنان) به مراتب كمتر مشاهده می‏شود.(نمودار 1)

نمودار 1: آیا خودارضایی برای جسم و روان مضر است؟

نكته‏ای كه در مورد زنان ایرانی مقیم بلژیك قابل توجه است، درصد تقریبا بالای جواب "نمی‏دانم" به این سوال می باشد. (52% ).( نمودار 2)


نمودار 2: آیا خودارضایی برای جسم و روان مضر است؟


در این باره می‏توان دو فرض متفاوت ارائه داد: از یك سو می‏توان چنین نتیجه گرفت كه زنان ایرانی بلژیک، باورهای فرهنگ ایران در این مورد را ترك كرده‏اند ولی هنوز باورهای جامعه‏ی جدید را نپذیرفته‏اند. از سوی دیگر همچنین می‏توان فرض كرد که این زنان، به عدم اطلاع كافی خود در این زمینه‏ پی برده اند. زیرا داده‏های فرهنگی را در مورد مسئله‏‏ای که به حوزه‏ی پزشكی و علمی مربوط می‏شود را كافی نمی‏دانند.

ب) روابط جنسی خارج از ازدواج:

ما مسئله‏ی روابط جنسی قبل از ازدواج را در دو سوال و به دو گونه‏ی متفاوت مطرح كرده‏ایم: سوال اول مشخصا در مورد مسئله‏ی بكارت می‏باشد: در پاسخ به این سوال، تفاوتی عمده بین سه گروه به چشم می‏خورد: اكثر قریب به اتفاق "ایرانیان ایران" (81% ) به لزوم بكارت دختر در هنگام ازدواج اصرار می‏ورزند. در صورتی كه 97% “بلژیكی‏ها” و 87% ایرانیان بلژیك، با این مسئله مخالفند. پاسخ به این سوال، به ویژه تاثیر مهاجرت را بر روی دید افراد در مورد مسئله‏ی بكارت نشان می‏دهد.

اما در پاسخ به سئوال زیر: "نظرتان در مورد روابط جنسی قبل از ازدواج چیست؟"، در مورد "ایرانیان ایران" متوجه می‏شویم كه عامل جنسیت در پاسخ به آن تعیین كننده است و تفاوت پاسخ‏های زنان و مردان از لحاظ آماری معنی دار است.

حدود 60% زنان ایران كاملا با روابط جنسی قبل از ازدواج مخالفند. (جواب بقیه نیز بیشتر گرایش به منفی دارد) در حالی كه تنها 15% مردان ایران با این مسئله مخالفند. اگر پاسخ این سوال را با سوال بكارت مقایسه كنیم، می‏بینیم پاسخ زنان در هر دو سوال در یك جهت است: آن ها معتقد به حفظ بكارت تا قبل از ازدواج و نیز مخالف روابط جنسی پیش از ازدواج می‏باشند. در حالی كه مردان ایران كه با اكثریت قریب به اتفاق طرفدار حفظ بكارت هستند، با روابط جنسی قبل از ازدواج چندان مخالفتی ندارند. از این پاسخ مردان و تفاوتی كه با جوابشان به سوال قبلی مشاهده می‏شود، می‏توان نتیجه گرفت كه احتمالا فقط با رابطه‏ی جنسی دختران پیش از ازدواج است كه مخالفند و با روابط جنسی پیش از ازدواج مردان مخالفتی ندارند. یا این كه روابط جنسی را تا حدی كه به بكارت زن آسیب نرساند، مجاز می‏دانند.

در مورد" اهمیت مسئله‏ی وفاداری در زندگی زناشویی" باید بگوییم هر سه گروه پاسخ‏هایشان در یك جهت است. به این مفهوم كه 88% "ایرانیان ایران"، 83% "ایرانیان بلژیك" و 67% "بلژیكی‏ها" معتقد به اهمیت وفاداری برای خوشبختی در زندگی زناشویی می‏باشند.

ج) اهمیت عمل دخول در روابط جنسی:

برای درك اهمیتی كه سه گروه برای عمل دخول در رابطه جنسی قائلند، ما نظر ایشان را در مورد دو جمله مختلف در پرسشنامه جویا شدیم:

1-"عشقبازی بدون عمل دخول برای مرد سرخوردگی به همراه می آورد."
باید گفت كه اغلب "بلژیكی ها"، "ایرانی های بلژیك" و" زنان ایران "، با این جمله موافقت خود را اعلام كرده‏اند. یعنی به اهمیت دخول در رابطه با مرد تاكید می ورزند. اما پاسخی كه در این مرحله از تحقیقمان به نظر ما در برخورد اول كمی عجیب آمد، درصد مردان مقیم ایران بود كه با این جمله مخالف بودند. در حقیقت تنها 30% مردان ایران معتقدند كه عشقبازی بدون عمل دخول برای مرد سرخوردگی به همراه می آورد. در حالی كه 70%ایشان خلاف آن را می گویند. ( نمودار 3 و نمودار4)



نمودار 3: عشق بازی بدون عمل دخول برای مرد سرخوردگی به همراه می آورد



نمودار 4: عشق بازی بدون عمل دخول برای مرد سرخوردگی به همراه می آورد

می توان یكی از دلایل عمده این نوع جواب را، محدودیت هایی كه در ایران در برقراری كامل رابطه جنسی در بعضی شرایط وجود دارد فرض كرد. از جمله مسئله اهمیت حفظ بكارت زن و سایر محدودیت هایی كه باعث می شود جوانان از روش های دیگری كه عمل دخول را در بر نمی گیرد برای تسكین امیال جنسی خود، استفاده كنند. فستینگر(FESTINGER) معتقد است كه انسان ها در بعضی شرایط سعی می كنند، طرز تلقی و منش خود را با رفتاری كه دارند، منطبق كنند. به عبارتی، این طرز تلقی كه در مردهای ایران در جواب به این سوال به چشم می خورد، در جهت انطباق با شرایط محدود كننده ایران است و باعث می شود كه كمتر احساس سرخوردگی كنند.

2- "عشقبازی بدون عمل دخول برای زن سرخوردگی به همراه می آورد."
پاسخ ها به این سوال نمایانگر این است كه "بلژیكی ها" اهمیت بیشتری به عمل دخول برای ارضا زن قائلند. (62% مردان و 52% زنان بلژیكی با این عقیده موافقند.) در صورتی كه تنها 35% زنان و 42% مردان ایران معتقدند كه عشقبازی بدون عمل دخول برای زن سرخوردگی به همراه می آورد. زنان ایرانی ِ بلژیك هم با درصدی تقریبا برابر با زنان ایران، به این معتقدند كه عمل دخول اهمیت زیادی در رابطه جنسی برای زنان ندارد.(نمودار 5)



نمودار 5: عشقبازی بدون عمل دخول برای زن سرخوردگی به همراه می آورد.

در حالی كه پاسخ مردان ایرانی ِ بلژیك به مردان بلژیك، یعنی در جهت اهمیت عمل دخول برای زن، نزدیک می باشد. (نمودار 6)



نمودار 6: عشقبازی بدون عمل دخول برای زن سرخوردگی به همراه می آورد.

نکته ای که در این جا قابل تعمق است، تفاوت بین پاسخ زنان و مردان ایرانی ِ بلژیک است. در صورتی که در ایرانیان ِ ایران تفاوت عمده ای بین زنان و مردان مشاهده نمی کنیم. این جواب ها نشانگر این است که مردان ایرانی ِ بلژیک گروه ما اهمیت بیشتری برای پدیده ی دخول در ارضای جنسی زن قائلند و این در حالی است که جواب های زنان ِ ایرانی بلژیک تقریبا به جواب زنان ایران نزدیک است. (نمودار7)



نمودار 7: عشقبازی بدون عمل دخول برای زن سرخوردگی به همراه می آورد.


د) نیاز جنسی زن و مرداز لحاظ كمی:

سوالاتی كه در این ارتباط در پرسشنامه گنجاندیم و همین طور نتایج آن ها به شرح زیر است:

1- "احتیاجات جنسی مرد را از لحاظ كمی چگونه تخمین می زنید؟"
73% مردان بلژیکی، نیازهای جنسی مرد را بیش از یک بار در هفته تخمین می زنند؛ که تفاوتشان با مردان ایران از لحاظ آماری معنی دار می شود. زیرا تنها 39% مردان ِ ایران این میزان نیاز جنسی را برای مردها قائلند. بیشترین جوابی که مردان ایران به این سوال می دهند "یک بار در هفته"است.(50%)

مردان ایرانی ِ بلژیک، جوابشان به پاسخ های مردان بلژیک نزدیک تر است: یعنی 60% آن ها نیاز جنسی بیش از یک بار در هفته برای مرد قائلند.
ولی تفاوتی که با مردان بلژیکی پیدا می کنند، این است که بیشترین پاسخ مردان بلژِیکی "یک بار در روز" است(45%). در صورتی که بیشترین جواب آن ها به این سوال، "سه بار در هفته" است.(45%). یعنی به عبارتی، مردان ایرانی بلژیک بین دو گروه مردان دیگر قرار می گیرند.

پاسخ زنان سه گروه به این سوال شباهت هایی به هم دارد:
تقریبا یک سوم زنان سه گروه، از نیازهای جنسی مرد از لحاظ کمی،اظهار بی اطلاعی می کنند. به عبارتی پاسخ "نمی دانم" را بر می گزینند.

تفاوتی که بین زنان بلژیکی با زنان ایرانی دو گروه وجود دارد این است که 60% این زن ها نیاز جنسی بیش از یک بار در هفته برای مردان قائلند. رقمی که در زنان دو گروه دیگر 40% است.

2-"احتیاجات جنسی زن را از لحاظ كمی چگونه تخمین می زنید؟"
در پاسخ به این سوال نیز می بینیم مردان بلژیكی تفاوتشان با دو گروه مردان ایرانی از لحاظ آماری معنی دار است. به این مفهوم كه حدود 60% مردان بلژیكی نیاز جنسی زن را بیش از یك بار در هفته تخمین می زنند. در حالی كه تنها 20% مردان ایران و 30% مردان ایرانی بلژیك با این تخمین موافقند. پاسخ زنان سه گروه هم در همین جهت است. یعنی تخمین زنان بلژیكی از نیاز جنسی زن بیش از یك بار در هفته است (55%). رقم زنان ایرانی که نیاز جنسی بیش از یک بار در هفته را برای زنان قائلند، از زنان بلژیکی پایین تر است. (38% زنان ایران و 21% زنان ایرانی بلژیک)

درصدی از زنان ایرانی نیز این نیاز را "یک بار در ماه" اعلام می کنند. (14% زنان ایران و 10% زنان ایرانی بلژیک) در صورتی كه در گروه زنان بلژیک به هیچ وجه جواب "یک بار در ماه" را مشاهده نمی کنیم.

ر) اهمیت تمایل جنسی متقابل:

یكی از فاكتورهایی كه ما به وسیله این پرسشنامه می خواستیم بررسی كنیم، اهمیتی است كه اشخاص به متقابل بودن تمایل جنسی در بین طرفین قائل هستند. دراین جهت سوالی به شكل زیر مطرح كردیم:
-"در رابطه یك زوج لحظاتی است كه تنها یكی از زوجین خواستار برقراری رابطه جنسی است. آیا به نظر شما دیگری باید به این درخواست پاسخ مثبت دهد؟"

در پاسخ به این سوال هم تفاوت های فاحشی بین سه گروه به چشم می خورد: در حالی كه فقط 4% مردان بلژیكی با این جمله موافقند، 55% مردان ایران معتقدند كه خواست تنها یكی از زوجین باید پاسخ مثبت طرف مقابل را به همراه داشته باشد.

هیچ کدام از مردان ایران به این سوال پاسخ منفی نداده اند. مردان ایرانی ِ بلژیك بین این دو گروه قرار دارند (35% موافق). هر چند تفاوتشان با بلژیكی ها همچنان از لحاظ آماری معنی دار باقی می ماند.(نمودار 8)

نمودار8: "در رابطه یك زوج لحظاتی است كه تنها یكی از زوجین خواستار برقراری رابطه جنسی است
. آیا به نظر شما دیگری باید به این در خواست پاسخ مثبت دهد؟"


هنگامی كه به مقایسه زنان ایران با زنان بلژیكی می پردازیم، همین تفاوت را بین آن ها هم مشاهده می كنیم. (هر چند درصد زنان ایران كه به این سوال پاسخ مثبت داده‏اند كمتر از مردان این گروه است [35%] ) در مورد زنان ایرانی ِ بلژیك نكته ی جالب توجه این است كه حتی یك نفر هم به این سوال پاسخ مثبت نداده است. یعنی هیچ كدام از زنان گروه “ایرانیان ِ بلژیك” با این كه خواست تنها یكی از زوجین باید جواب مثبت دیگری را به همراه بیاورد موافق نیستند. (نمودار 9) در بخش تحلیل نتایج، به علت های احتمالی این پاسخ اشاره خواهیم كرد.

نمودار9 -"در رابطه یك زوج لحظاتی است كه تنها یكی از زوجین خواستار برقراری رابطه جنسی است
. آیا به نظر شما دیگری باید به این در خواست پاسخ مثبت دهد ؟"


از نكاتی كه سه گروه در آن ها با هم اتفاق نظر دارند، می توان از اهمیت نوازش قبل از رابطه جنسی نام برد و نیز این نكته كه برای رسیدن به لذت جنسی در یك رابطه، همه چیز مجاز نیست و بعضی اعمال است كه باید از انجام آن خودداری كرد.

اما تفاوتی كه بین سه گروه در پاسخشان به این سوال وجود دارد دلایلی است كه عنوان می كنند:
هر چند عنوان دلایل "بهداشتی" و "اخلاقی" در هر سه گروه مشترك است، ولی بخشی از گروه ایرانیان ِ ایران دلایل مذهبی را نیز عنوان می كنند. 40% مردان و 30% زنان ایران دلایل مذهبی را نیز به عنوان عاملی که باعث می شود همه چیز در رابطه جنسی مجاز نباشد را مطرح می کنند؛ چیزی كه در دو گروه دیگر انگشت شمار است. این شمار هر چند خیلی بزرگ نیستند، ولی در مقایسه با دو گروه دیگر معنی دار به حساب می آید.

نكته‏ای كه در مورد ایرانیان ِ بلژیك جالب است، اهمیتی است كه به جنبه روانی مسئله می دهند:
یعنی 70% ایرانیان بلژیك دلایل روانی را نیز به عنوان عاملی كه باعث می شود هر كاری در رابطه جنسی مجاز نباشد، مطرح می كنند. (در مقابل 40% "بلژیكی" و 20% "ایرانی های ایران" كه این دلیل را عنوان كرده‏اند)



نمودار 10 -در صد افراد سه گروه ک

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 12:32 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v دکتر ! تو یک خالی بندی...(با چند عکس و مدرک تازه)

دوشنبه، 12 دی 1384

 

از بین حدود ۳۸۰ نظر سنجی که شخصا از بچه ها دریافت کردم( بدون احتساب نامه های اینترنتی و sms ها) ۳ نامه متفاوت هم دریافت کردم که بی دلیلی که نوشته باشند اشاره کرده بودند که دکتر تو خالی بندی یا لاف زنی یا یه چیزی تو همین مایه ها....البته تصویر نامه زیر مال نامه ایست که خیلی به من لطف داشت اما برای اوناییکه میخوان من را ببرند رو عرش تا بعدا بکوبند رو فرش چند تا حرف ته دلی دارم:

راستش من بنا نیست نقش آدم خارق العاده ای را برای مردم دور و برم بازی کنم...لذا به همه رفقا و به ویژه دانشجویان عزیزم گفته ام که

تا کسی داشت براتون بت میشد، بشکنیدش!وگرنه هرگز نمیتونید ازش استفاده کنید...

کاری که ما با ائمه اطهار هم به شکل عجیبی انجام داده ایم:

اینقدر جنبه ما ورائئ بهشون داده ایم که گاهی که متن تواریخ مستند را درباره ایشان میخونیم،اینقدر با تصور ما متفاوت است که در استناد روایت یا داستان شک میکنیم.

این جنایتیست که ملت ما با بزرگان خود کرده است و با اسطوره سازی از ایشان ، ایشان را برای الگو بودن و استفاده عملی بی مصرف میسازد.

یادم هست که آقای خاتمی چقدر مردم را نهی میکرد که برای اصلاحات در جامعه فقیر از نظر فرهنگی دنبال قهرمان نباشند...واقعا جمله عمیقی بود...

ملت کودک ، همیشه برای گرفتاریهای خود رفتار کودکانه دارد( دنبال مقصر میگرده یا اساسا مسولیت پذیر نیست) ولی خصوصیت جالب ملت رشد یافته رفتار بالغانه آن است.

دانشجویان عزیزم که اینقدر به معلمتون لطف دارید، یادتان نرود که از علیرضا شیری بخواهید در مجموع تلاش کند که عیبهایش را برطرف کند و از خدای او بخواهید که توفیق آدم بودن بهش بدهد.

در ضمن من هم مثل شما کودک دارم ( شاپور!!!) پاش بیفته داد بیداد میکنم، دست تو دماغم میکنم! شلوار لی ۶ جیب میپوشم و اصلا هم خجالت نمیکشم

چون آدمم!

 

 

کسی نظری داره برام بفرسته...حتما روش فکر میکنم

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 12:23 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v بقیه عکسهای پایان و طول ترم و بعضی نظرات

يکشنبه، 11 دی 1384

 

 

 

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 12:08 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v بعد از مدتها بعضی اتفاقات پشت پرده را فهمیدم( به مناسبت پایان ترم دانشگاه)

در تمام لحظات آخرین روز کلاسم دلم گرفته بود...البته ربطی به کلاس نداشت.خیلی از مسوولین با مرام دانشکده بهم گفته بودند که گروهی میخواهند که تو نباشی...حتی میخواسته اند که جلوی برگزاری جلسه آخر کلاس در رجب بیگی را بگیرند و حراست تا دم در کلاس هم اومده بوده که یکی بهشون میگه اگه شهامت داری جلوی این بچه ها به دکتر چیزی بگی ، بگو! طرف هم جا میزنه.

خودم متن نامه معاونت...را خوندم!

اخیرا مشاهده شده که کسانی غیر صلاحیت دار با بحثهای خود درباره ارتباط و مهارتهای عاطفی و...موجبات انحراف رفتاری دانشجویان را فراهم آورده اند...

اونوقت اومده بودند به جای اینکه احتمالا جلوی MEC را بگیرند ، جلوی کلاس درسی ما را بگیرند!

وقتی فکر میکنم که کسانی چه همتی دارند که پیش همه بزرگان دانشگاه رفته اند تا از شر من راحت شوند ، و حتی یک بار هم از من و انحرافاتم نپرسیده اند و سر کلاسهای من آمده اند و یاد داشت برداری کرده اند، مطمئن میشوم به آیه ۸ سوره بقره که فی قلوبهم زیغ / در قلبهایشان میل به کژی موج میزند

دانشجوی من البته با فراست خود نیک میداند که از بین ما هرگز کسی منحرف نشد! لازم نیست که من نشان دهم که بچه های کلاسهای mec من در دراز مدت چه توانمندیهای فردی و اجتماعی گرانی پیدا کرده اند!

از این متعجبم که چرا کسی با من منحرف تاکنون به صحبت ننشسته است؟

متاسفانه وقتی تقوانباشد همین میشود که میگویند شیری داره رایگان از کلاسهای دانشگاه استفاده میکنه(برای برگزاری mec) و به نام مرکز بهداشت دانشگاه کلاس میگذاره! عجب رسمیه رسم زمونه!عزیز من ! کلاسهای من یازده باربرگزار شده و تنها  سه بارآن با قیمت اجاره  در محل فنی بالا برگزار شده و قرارداد اجاره آن رسما موجود است! گروههای درسی دانشکده  مجازند که کلاسهای خود را در غیر ساعات درسی به افراد و نهادها اجاره دهند و الان کلی کلاس کنکور سراسری و ارشد و....در این فضا ها برقرار است و واقعا اشکالی هم نداره...

به هر حال این روزای سخت میگذره و معلوم میشه کی بیشتر دلش و عقلش برای رشد ملتش میتپیده

از همه دانشجوهای خودم که یک ترم من را برای ارائه درسم کمک کردند ممنونم

ما ترم بزرگی داشتیم :

۱- ۱۰۰ اسلاید مهم را یاد گرفتیم

۱۷ کتاب خوب معرفی کردیم

* ۱۰ جلسه درسی داشتیم

*میهمان شریفی به نام محمدرضا واحدی داشتیم

* نیم میلیون پول جمع کردیم و دعاهای یک مرد را به اجابت نزدیک کردیم

عاشقی کردیم

عکس با بچه های کلاس الف

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 11:23 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


 

آشنايی و ارتباط:

نوشته های اخير:

آرشيو موضوعی:

آرشيو زمانی:

Powered By: MovableType 2.661
Hosted & Designed By:

هرگونه کپی برداری از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر مأخذ مجاز می باشد.