«   M O R E       E F F E C T I V E       C O M M U N I C A T I O N    »

ما همگی نیاز داریم به ارتباط.. اما 4 ارتباط هتند که اولویت مهمی در زندگیمان دارند: خودمون/خدا/طبیعت/مردم                              در بحثهای آموزش ارتباط یاد میگیریم که در هر 4 تای اين موارد سربلند بشویم.
 
  v برای این زن آیا کسی دعا میکند؟

جمعه، 28 بهمن 1384

موضوع خیلی ساده است...ساده تر از هر اتفاقی که هر روز در این دیار رخ میدهد

ملوک فکری ،مادریزرگ مهربان من ،ساعتی قبل در بیمارستان هاشمی نژاد بستری شد.

کلیه هایش دارند آخرین تلاشها را میکنند که سم را از بدن نحیف او بیرون کنند.

او کسیست که زنانگی و معنویت را به من آموخته است و بسیاری از بخشهای روح خود را مدیون او هستم.

اکثر بچه هایی که این مادریزرگ دوست داشتنی و شوخ را دیده اند میدانند که او معجزه زیباترین لبخندهای زمین را در صورت نورانیش دارد.

در عین حال او کسیست که اولین آیات پاک الهی را به دهان ما آموخت و با چهار قل معروف، پای ما را به قرآن و قرآن خوانی باز کرد.

میخوام هر جوری که برای آرامش همه مادریزرگهای دنیا ، تا حالا دعا کردیم، واسه ملوک عزیز من نیز خیر و برکت بفرستید که با آرامش و غفران و برکت این روزها را طی کند.

در بهشت هیچ پیرزنی یافت نمیشود زیرا خدا زنان را غرق در نور و نشاط و جوانی میکند سپس به فرشتگانش تحویل میدهد...

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 08:39 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (8) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v درگذشت پدربزرگ آقای حمید بهشتی

سه شنبه، 25 بهمن 1384

با خبر شدیم که در ایام عزاداری سید الشهدا ، پدر بزرگ آقای حمید بهشتی از بچه های خوب قدیمی و دوستان نیک ایام کار فرهنگی در شهرک اکباتان E1 یه رحمت ایزدی پیوستند.نامبرده سالها امام جمعه گرمسار بودند و مورد احترام  و توجه مردم نیز.

برای اطلاعات بیشتر به این ادرس نگاهکی بزنید.

روحش شاد

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 05:48 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v یک خاطره عجیب از خانواده پهلوی (العهده علی الراوی )

پنجشنبه، 20 بهمن 1384

 

تاجر الملوک:

رضا دراوایل آدم با دین وایمانی بود، اما کم کم تحت تاثیرچند نفراز درباری‌ها ذهنش کمی عوض شد و از تعصب مذهبی اش کم شد.

آن موقع درمحله سنگلج تهران یک نخل بزرگ نگهداری می‌شد که در روزهای عزاداری پنجاه- شصت نفر زیر آن می‌رفتند تا این نخل را بلند کنند و درتهران بگردانند!

تهران که می‌گویم هم سن وسالهای من می‌دانند یعنی چه. تهران متشکل بود ازچند محله ازقبیل سنگلج، بازارچه قوام، سیدنصرالدین، سرقبرآقا و بهارستان سروته تهران به بهارستان ودروازه قزوین ختم می‌شد. چند تا دروازه اطراف تهران بود و دورشهرهم خندق کشیده بودند.

شب‌ها پل‌های چوبی روی خندق‌ها را برمی داشتند تا کسی نتواند عبورو مرورنماید.

اگرهوا خشک بود گرد و خاک وغباردرشهرجریان داشت واگریک کمی باران می‌آمد تمام سطح شهررا گل ولای فرا می‌گرفت.

سرهرمحله و کوی و برزن هم عده ای داش مشتی و قداره بند که گردن کلفت محل بودند ایستاده بودند و ازکسبه واهالی محل باج می‌گرفتند.

روزهای تاسوعا وعاشورا هرمحله ای دسته سینه زن و زنجیرزن خودش را داشت و این دسته‌ها راه می‌افتادند و وقتی به هم می‌رسیدند برسر این که کدام دسته باید اول عبورکند زد وخورد می‌کردند و امکان نداشت درایام عزاداری بین دسته‌های سینه زن و زنجیرزن زد وخورد و نزاع نشود وعده ای لت و پار و مجروح و مقتول نشوند.

رضا هم دسته مخصوص خودش را داشت. ) البته این مربوط به قبل از سلطنتش است(.

رضا قزاق‌ها را که درعشرت آباد بودند با وضع آبرومندانه ای سامان می‌داد وخودش هم جلوی دسته درحالتی که گل به سرورویش مالیده بود با پای برهنه راه می‌افتاد وسینه می‌زد.

دسته قزاق‌ها خیلی تماشایی بودند، چون همراه خودشان یک دسته بالابانچی هم داشتند که مارش عزا می‌زدند، وقزاق‌ها نوحه‌های جالبی می‌خواندند. فی المثل می‌گفتند:

اگردرکربلا قزاق بودی               حسین‌بی‌یاوروتنها نبودی!

رضا با آن قدوقامت رشید درجلوی دسته وسایرقزاق‌ها به ترتیب درجه و منزلت نظامی درپشت سراو ردیف شده وسینه می‌زدند.

من همیشه خاطره دسته قزاق‌ها را درذهنم نگهداری کرده ام. درعشرت آباد یک عمارت کلاه فرنگی و یک باغ بزرگ اززمان ناصرالدین شاه باقی مانده بود که درزمان احمدشاه هنگ اسواران درآن محل مستقر بود.

دسته قزاق‌ها ازعشرت آباد )هنگ اسواران ( که در واقع خارج از شهر بود راه می‌افتاد ومی آمد به محل باغ ملی(میدان توپخانه) که در وسط آن یک میدان بزرگ مشق و رژه وجود داشت. گرد و خاک زیادی به هوا برمی خاست وخلاصه هنگامه ای دیدنی بود.

حالا می‌رسم به آن خاطره ای که بعد ازاین همه داستان گفتن می‌خواهم برایتان عرض کنم.

درحدود یک سال مانده به سلطنت رضا ) تاریخش درست یادم نیست( احمد شاه به فرنگ رفته و درپاریس سکنی گزیده بود.

درایام عزاداری آن سال در تهران شایع گردید که وهابی‌های حجاز به مرقد )مطهرومقدس( حضرت محمد) ص( حمله و آنجا را ویران کرده اند.

دراین موقع مردم تهران آن نخل بزرگ محله سنگلج را برداشته وحرکت کردند.

دستجات مردم ازگوشه وکنارشهرتهران حرکت کرده وبه طرف میدان توپخانه که دارای محوطه بزرگ و وسیعی بود سرازیرشدند.

دسته قزاق‌ها هم مثل سایردستجات راه افتاده وخود را به میدان توپخانه رسانده بود.

مردم خشمگین وعصبانی مشت‌های خود را رو به هوا تکان داده و مرتب فریاد می‌زدند یا محمدا، یا محمد!!

دراین اثنا عده ای ازمردم متوجه حضور رضا که در آن موقع فرمانده قزاق خانه بود می‌شوند و او را روی دست بلند می‌کنند. مردم همانطورکه رضا را روی دست بلند کرده بودند به نفع قزاق‌ها شعارهای مختلف داده و تصورشان این بود که قزاق‌ها می‌توانند بروند حجاز(عربستان) ازمتجاوزین به حریم مرقد مبارک حضرت رسول)  ص( انتقام گرفته وآنها را گوشمالی بدهند. به همین جهت نوع شعارها عوض شد و جنبه حمایت ازقزاق‌ها وعلی الخصوص رضا را گرفت.

درآن موقع وسایل فیلمبرداری وعکاسی پیشرفته و مجهز و مدرن مثل امروز وجود نداشت وفیلم‌ها صامت بود و خیلی عقب افتاده وابتدایی.

من چند حلقه ازاین فیلم‌های اولیه را که مربوط به جشن کشف حجاب، جشن افتتاح راه آهن سراسری ومراسم رژه درجلالیه وعروسی فوزیه می‌شود دارم.

خلاصه اینکه  حالا یا درمیان جمعیت بوده و یا روی پشت بام ساختمان‌های اطراف بوده و یا طوردیگری که من نمی دانم! یک نفرازسفارت انگلستان از این مراسم فیلم برداری می‌کند واین فیلم را می‌برند به پاریس و جلوی احمد شاه نمایش می‌دهند.

احمدشاه ملاحظه می‌کند مردم مشت‌هایشان را رو به هوا تکان می‌دهند و حرف‌هایی می‌زنند. البته چون فیلم صامت بوده چیزی ازمحتوی کلام مردم دستگیرش نمی شود.

ازافرادی که فیلم را برایش برده بودند می‌پرسد: « این مردم چه می‌گویند؟»

جواب می‌دهند که مردم علیه احمدشاه شعارداده و می‌گویند: « ما شاه را نمی خواهیم!»

بعد درهمان فیلم می‌بیند مردم رضا را روی دست بلند کرده اند.

مجددا می‌پرسد: « راجع به این بابا چه می‌گویند؟»

پاسخ می‌دهند: « مردم می‌گویند ما رضا خان را می‌خواهیم!!»

این داستان را بعدها یک نفرکه درموقع نمایش فیلم درحضوراحمدشاه بوده برای رضا تعریف کرد و من هم درآن مجلس بودم، با گوش خودم شنیدم.

شخص راوی می‌گفت: « وقتی احمدشاه این فیلم را دید چون نمی دانست در واقع مردم به خاطرجسارت وهابی‌ها به مرقد مطهرحضرت رسول )ص( خشمگین هستند خشم آنها را متوجه خودش دید و از آنجا که فوق العاده آدم ترسو وبزدلی بود گفت: « من دیگرهرگزپا به ایران نخواهم گذاشت تا یک مشت رعیت وحشی جان مرا بگیرند!» تاریخ آن را خوب به خاطرندارم اما مطمئن هستم که قبل ازکودتای حوت 1299 واعلام سردارسپه شدن رضا بود.

رضا این داستان را خیلی دوست داشت و تا روزی که درایران بود و ماجرای مربوط به ورود متفقین به ایران وتبعیدش به جزیره موریس پیش نیامده بود وقت وبی وقت به آن اشاره می‌کرد و معتقد بود که این حادثه، که هیچ ربطی به او نداشته، نقطه شروع موفقیت وحرکت او به طرف سلطنت ودستیابی به تاج وتخت پادشاهی بوده است!

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 03:02 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v اولین جلسه حلقه مطالعاتی ، ریز برنامه( ورود برای عموم آقایان و بانوان آزاد است)

چهارشنبه، 12 بهمن 1384

چنانکه میدانید برنامه ریزی برای حلقه مطالعاتی کاری وقت گیر است و من تا ۱ ماه دیگه این وقت را ندارم اما چون  هی به بنده فشار میارید که کاری کنم لطف بفرمایید برای حضور در اولین جلسه این برنامه با کتاب  جالب و سبکی به نام  انقلاب عاشورا از عطاء الله مهاجرانی / انتشارات اطلاعات شروع کنید( اطلاعات کتاب اینجاست) و متعاقب خوندن  ۹ فصل کتاب در ۹ شب مانده به عاشورا ، تجربه ای خوب را مزه مزه کنید.البته کتابهای دیگری را نیز در این ارتباط معرفی میکنیم اما بالاخره باید از یک جا شروع میکردیم. پس هر شب یک فصل.

  1. ریشه ها / ۴ شنبه ۱۱ بهمن
  2. دگرگونی باورها و ارزشها / ۵ شنبه ۱۳ بهمن
  3. ماهیت سلطنت معاویه / جمعه ۱۴ بهمن
  4. سب علی / شنبه ۱۵ بهمن
  5. ولایتعهدی یزید / ۱شنبه ۱۶ بهمن
  6. مرگ معاویه / ۲ شنبه ۱۷ بهمن
  7. طلایه انقلاب /۳ شنبه ۱۸ بهمن
  8. انقلاب عاشورا / ۴شنبه ۱۹ بهمن ( تاسوعا )

کلاس تاریخ بی خرافه  را بناست اسفند ماه تشکیل بدهم اما اگه امکانش فراهم شد  به روی چشم زودتر

 در ضمن کلاس برای عموم آزاد است و لزوما نباید فرد دانشجوی من باشد.حتی به خانواده های خود نیز میتوانید بگویید

در ضمن کتاب بعدی ما عبارت است از :

چه کسی پنیر مرا جابجا کرد / اسپنسر جانسون /

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 05:52 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v رفتار یک آدم درس خوانده امروزی با پدیده عاشورا

سه شنبه، 11 بهمن 1384

شما سالها درس خوانده اید و کتب متعدد خوانده  اید و با تکنولوژی و مدرنیته و ادبیات و موسیقی و فیلم و رایانه و ...به اندازه خودتان آشنایید.

از سوی دیگر در کشوری زندگی میکنید که هر سال مراسم سنتی عظیمی به نام حسین برگزار میشود .متوجه هستید که

  1. بسیاری در این مراسم به نحوی حضور سنتی دارند( سینه زنی و عزاداری و روضه خوانی و تکیه و حسینیه برپا کردن و خرج دادن و نهار و شام و نذر و برنج و روغن و...علم و کتل و سیاهپوش کردن در و دیوار و...) 
  2. بسیاری هم بیشتر نظاره گرند چنانکه در اکثر مراسم اطرافشان نقش خاصی ندارند.همیکه روز عاشورا بشود به احترام مردم ،لباس سیاه میپوشند و صدای نوار ماشین خود را کم میکنند و از دور به هیات ها نگاه میکنند.در مجموع مخالفتی ندارندو چه بسا اگر از دستشان بیاید برای سلامتی زن و بچه و شوهر و...کمک مالی نیز به این قبیل مراسم میکنند.
  3. گروه زیادی به ویژه این سالها نقش آمفوتر را در محیطهای سنتی بازی میکنند.یعنی در عاشورا سیاه میپوشند و نوار کویتی پور در اتومبیلشان میگذارند و در تابستان خزرشهر با یک شلوارک گل گلی آهنگ ریکی مارتین گوش میکنند و شبهای محرم در هیاتهای پاتوق مثل پالیزی و جردن/صبا به نوعی با دوست دخترها و دوست پسرهاشان ُgathering دارند...و شبهای غیر محرم هم در فرشته و جردن و ایران زمین و میلاد نور به شکار یا نهایتا حظ بصری میپردازند.همینجا بگم که اصلا این نوشته سر توهین یا نمره دادن به کسی یا فرقه ای را ندارد! من نوعی رفتارشناسی را در این نوشتار پیش گرفته ام و خودم هم از جنس همین مردم هستم و انصافا اگر تا آخر مقاله بیایید میبینید که چه سیری را دنبال میکنم.
  4. گروهی هم هستند که کلا این مسائل را متعلق به ۱۴۰۰ سال قبل میدانند و این رفتارها (روضه و تکیه و عزاداری) را نون دونی یه مشت آخوند بیسواد و مداح پررو و مردمی استحمارزده و عقب افتاده میدانند که حالا حالا ها باید این عزیزان از بد حادثه تحملشان کنند.این طیف اکثرا تحصیل کرده و خارج رفته میباشند و در شبهای محرم نیز پای ماهواره های خود نشسته اند و از اینکه کانال خوبی چون PMC برنامه های خود را ملایمتر کرده ، دلخورند!
  5. گروهی هم هستند که تحصیلات دارند، خارج را هم دیده اند ،در دوران کودکی و. نوجوانی در روضه خوانیها هم شرکت کرده اند ولی حالا به هر علت ( مطالعات پراکنده تاریخ اسلام ، دیدن رفتارهای مشمئزکننده در هیئات ، تنفر و انزجار از بعضی اهل ریا و...) توان رفتن به هیئات سنتی را ندارند. اصلا به قول یکی از دانشجویان دانشگاه تهران : از بوی پای حضار حالش بهم میخورد.به همین سادگی! شاید عده ای بگویند که سعادت عاشقی حسین را نداشته طفلک...من معتقدم که حسین بعضی عزاداران ، انصافا به جز قیمه پلو و زرشک پلو نمی ارزد! خودشون هم میدونند که ا این قضیه نباشد عمرا کسی در محفل دنیازده شان حضور نمی یابد!

حرف من برای این گروه آخر هست یعنی گروه و نسل خود من که سیستم سنتی زیاد براشئن حرفی نداره که بتونه اونا را بکشونه به هیات و....

تکلیف این نسل چیست؟ تویی که تو دلت و تفکرت از حسین خوشت میاد اما حاضر نیستی کنار کسانی به بهانه عزاداری بشینی که یا به نام حسین هر غلطی میکنند و هر لجنی در اخلاقشان از قبیل تهمت و غیبت و...وجود دارد یا ۱۰ روز فرصت گیر آورده به نام حسین عوام فریبی کند و دوباره از ۱۱ محرم برود در محل کسب خود و خون مردم را تو شیشه کند یا ارباب رجوع بدبخت را سر بدواند یا توی دادگاه به متهم بدرفتاری کند و...تو از همه این آدمها متنفری...دست خودت اصلا نیست...ابنجوری بزرگ نشدی نه احمقی که بتونن خرت کنند نه منافعی داری که بری بچری!خدائیش همینه دیگه...اما سوال من باقیست: تکلیف تو با خلوتت و حسین چیست؟

تازه میخواهم بگم که تو چه بسا خیلی هم مذهبی ۲ آتیشه نیستی و چه بسا نمازت هم گاهی قضا شده یا دو تا مهمونی مختلط هم رفته باشی و...اصلا دوست پسر یا دختر داری...خوب شد حالا؟  اما مخت نعطیل نشده..میدونی که کسی مثل حسین نماد نوعی تفکر حیرت آور در تاریخ است.

حرفم اینه که مثل تویی باید در این روزهای محرم چی کار کنه؟ کدام هیات بدرد تو میخورد؟کدام دانشمندی برای تو حرف زده است؟

درست فهمیدی! ما هیات نداریم و درست به همین خاطر است که باید کاری کنیم.باید همفکری کنیم تا این سرمایه بزرگ اندیشیدن یعنی عاشورا را از دست ندهیم.گاندی با اینکه هندو بود و اقبال لاهوری و مولوی بزرگبا اینکه اهل تسنن بودند ببین که چگونه با حسین عاشقی کرده اند پس حتما در پس نام این مرد ، اتفاقی بزرگانتظار روح تو را میکشد نه؟

سال گذشته با هماهمگی مسوولین کوی دانشگاه و مسجد کوی ، طرحی جالب را در ۶ شب دهه اول در سالنی مجهز در کوی پیاده کردیم و آن عبارت بود از ۶ شب سخنرانی با اسلاید و موسیقی خاص با ۱۵ کتاب رفرانس درباره تاریخ بی خرافه عاشورا.

اساس این برنامه را در حرم مقدس رضوی نیت کرده بودم و از ایده خرافه زدایی رهبر مملکت نیز الهام گرفته بودم.شب اول ۲۰ نفر آمدند و شب دوم ۴۰ نفر و کم کم به ۸۰-۹۰ نفر رسید و استقبال خوبی شد.

بماند که چه خیر کثیری نصیب خود من شد بلکه چقدر دانش ناب با تکنولوژی روز در اختیار دانشجویان و خانواده های ایشان قرار گرفت.چقدر بچه ها با رغبت سراغ کتب معرفی شده رفتند و از اول هم قرار ما این بود که فقط به نقل تاریخ بپردازیم که خودش باعث میشود توی یک هیئات بفهمیم که کجای کار خرافه است و کجا حقیقت دارد.اگر هم بناست دلمان بشکند نه به خاطر تیزی شمشیر باشد بلکه به خاطر روح بزرگ مردی باشد که ایستاده و با اقتدار جان داد.چنین آدمی برای گریستن نیازی به روضه فلان کس ندارد که معلوم نیست ابشخور فکریش از کجا تغذیه میشود.

امسال متاسفانه فرصتی ندارم که این برنامه را در ایام محرم برار کنم اما به لطف خدا حتما از ۱۵ اسفند به بعد ولو شده ۲-۳ شب ، جایی برای این کار پیدا میکنم.

اتفاقا چند وقت بعد از محرم با گوشهای خودم سخنرانی آقای احمد خاتمی را در باب خرافه زدایی از عاشورا در مجلس خبرگان شنیدم که برام بسیار جالب بود و بعدا از سایت بازتاب کاملش را پیدا کردم :

...ب. آسيب‌ها
آسيب‌هايى كه در اين عرصه قابل ذكر است بر دو قسم است يكى آسيب محتوائى است وديگر آسيب شكلى‏است اما آسيب‌هاى محتوايى عبارتند از:

آسيب‌هاى محتوايى‏
1. طرح يكجانبه سيماى معصومين‏
طرح يكجانبه سيماى پيامبر (ص) و معصومين(ع) در مجالس عزا و شادى اهل بيت(ع) و تنها جنبه قداست وملكوتى امامان را مطرح كردن و بس توضيح آنكه پيامبر و امامان دو جنبه دارند يكى جنبه ملكوتى كه در اين نگاه‏معصوم‏اند، علم غيب دارند، ولايت تكوينى دارند و... و ديگر جنبه مُلكى و زمينى قل انما انا بشر مثلكم ما بايددر مجالس اهل بيت هر دو بعد را مطرح كنيم و تأكيد بر بعد دوم داشته باشيم آنها الگوى زندگى‏اند جنبه‌هايى الگوئى‏زندگى اهل بيت مطرح شود اينست كه سازنده است از مناقب اهل بيت بگوئيم از انس آنها با خداوند، ارتباط صميمى‏بامردم گره گشايى از كار مردم، زهد، شجاعت و... و دهها بعد ديگر. قرآن و روايات حتى ابراز محبت به اهل بيت(ع) رامقدمه براى عمل مى‏دانند. در آيه‏اى مى‏خوانيم: قل لا اسئلكم عليه اجراً الا الموده فى القربى. بگو بر اين رسالت از شما اجرى نمى‏خواهم جز مودت‏قربى_ خمسه طيبه طاهره _ (17) در آيه ديگر مى‏خوانيم: قل ما سئلتكم من اجر فهو لكم ان اجرى الا على الله....


آنچه كه بسى مايه تأسف است آن است كه اخيراً در برخى از مجالس حتى از بعد ملكوتى امامان و مناقب‏معنوى آنان گفته نمى‏شود و صرفاً سخن از توصيف چشم و ابروى اهل بيت است همان كه مورد نقد مقام معظم‏رهبرى هم قرار گرفت: چيزديگرى كه بنده در بعضى از خوانندگان جلسات مداحى اطلاع پيدا كردم استفاده از مدح‏ها و تمجيدهاى‏بى معناست كه گاهى هم مضر است فرض كنيد راجع به حضرت اباالفضل صحبت مى‏شود بنا كنند از چشم و ابروى‏آن بزرگوار تعريف كردن مثلاً قربون چشمت بشم، مگر چشم قشنگ دردنيا كم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشمهاى‏قشنگش بوده... اينها سطح معارف دينى ما را پايين مى‏آورد معارف شيعه در اوج اعتلاست ...ارزش اباالفضل‏العباس به جهاد و فداكارى و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است، به صبر و استقامت اوست به آب نخوردن‏اوست در عين تشنگى و بر لب آب بدون اينكه شرعاً و عرفاً هيچ مانعى وجود داشته باشد.(23) بنگريد به نمونه‏هايى از اين سست مطرح كردن‌ها:
كار چشماش دلبريه‏
قد و بالاى قشنگش عجب محشريه‏
سياهه چشات جزيره دله‏
هر كس از نسل تواه چه خوشگله‏
از نگاه تو محبت مى‏باره‏
مردى از مردونگيت كم مياره‏

با اين‌كه من خوب مى‏دونم آدمى بى اصل و نسبم‏
بده اجازه‏اى خدا عشقمو نقاشى كنم‏
خوب مي شه قلب عاشقم يه طرح خوشگل مى‏زنم‏
نقش يه مرد پهلوون طرح شمايل مى‏زنم‏
به روى صفحه مى‏كشم پيشانى بلند شو
ابروهاى كمونى شو صورت آسمونى‏شو
تا كه به چشماش مى‏رسم كشيدنش چه مشكله‏
آخر چشاى يار من سياهه خيلى خوشگله‏

آيا اينها مناقب اهل بيت است آيا داشتن چشمهاى آنچنانى ارزش است يا فداكاريها و از جان گذشتگي‌ها؟و...
امامان كه اين همه تأكيد برعزادارى داشتند بر اين نكته هم تأكيد داشتند كه عزاداريها بايد جهت روشنگرانه‏افشاگرانه هدايت‏گرانه داشته باشد براى اين كار عملاً از شعراى متعهد و ارزش آنروز كه نقش مداحها و مرثيه خوانهاى‏امروز را داشتند تجليلها و تكريمها مى‏كردند.

هم اكنون هم اگر بخواهيم احيا گر عزادارى راستين و عاشورايى باشيم بايد در مجالس عزادارى هم از مقامات‏ملكوتى امامان بگوئيم وهم از مقامات مُلكى آنان! بايد از جنبه الگوئى و اسوه بودن آنها بگوئيم و نبايد به صرف ابرازعشق اكتفاء نمائيم.
***************************************************************************
2. غلو( اغراق )
ديگر آسيب طرح مسائل غلوآميز در عزاداريهاست حسين اللهى شدن! زينب اللهى شدن! و از اين رهگذر خودرا مقدس جلوه دادن قرآن كريم از غلو نهى مى‏كند. يا اهل الكتاب لا تغلوا فى دينكم و لا تقولوا على الله الا الحق.(26) اى اهل كتاب غلو در دين نكنيد و بر خدا جزحق نگوئيد. قل يااهل الكتاب لا تغلوا فى دينكم.(27) اى اهل كتاب در دينتان غلو نكنيد.

  1. پيامبر (ص) فرمود: اياكم و الغلو فى الدين فانما هلك من كان قبلكم بالغلو فى الدين.(28)             از غلو در دين بپرهيزيدگذشتگان شما با غلو در دين هلاك شدند. امامان ما شديدترين برخورد را با غلات داشتند.
  2. اميرالمؤمنين(ع) فرمود: اللهم انى برى‏ء من الغلاه كبراءه عيسى بن مريم من النصارى اللهم اخذلهم ابداً و لاتنتصر منهم احداً.(29) خدايا من از غلات بيزارم همانند بيزارى حضرت عيسى از نصارى خدايا آنها را تا هميشه خوار كن و هيچكدام‏از آنها را يارى مكن.
  3.  برخى از غلاتى را كه مدعى ربوبيت مولى على(ع) بودند سوزاند.(30)
  4.  امام صادق(ع) فرمود: احذروا على شبابكم الغلاه لا يفسدوهم فان الغلاه شر خلق الله يصغرون عظمه الله ويدع ون الربوبيه لعبادالله والله ان الغلاه اشر من اليهود و النصارى و المجوس و الذين اشركوا.(31) از جوانان خود از شر غلات برحذر باشيد مباد آنها را فاسد كنند همانند غلات بدترين بندگان خدا هستندعظمت خداوند را تحقير كرد و ادعاى خدائى براى بندگان خدا دارند بخدا قسم غلات بدتر از يهود و نصارى ومجوس و مشركان هستند.
  5. امام رضا(ع) فرمود: لعن الله الغلاه... لا تقاعدوهم و لا تصادقوهم و ابرأء منهم برئ الله منهم.(32) خدا غلات را لعنت كند... همنشين اينها نشويد طرح دوستى با آنها نريزيد همانگونه كه خداوند از آنها برائت‏جسته شما هم برائت بجوئيد.
    *********************************************************************

. دروغ‏
عرضه دروغ در اين عرصه‏ها آفت ديگر اين مجالس است ما معتقد نيستيم كه هدف وسيله راتوجه كنندچون هدف مقدس است پس از دروغ استفاده شود. اين دردى است كه صد سال قبل مرحوم محدث نورى در لؤلؤومرجان از آن ناليده و به نحو مبسوط در نكوهش دروغ و دروغگويى در عزاها سخن گفته‏اند و نمونه‌هايى هم آورده‏اندشهيد مطهرى در باره اين كتاب مى‏گويد كه من خيال نمى‏كنم در هيچ كتابى در باره دروغ به طور كلى به اندازه‏اى كه دراين كتاب بحث شده است بحث شده باشد چنين كتابى شايد در دنبا وجود نداشته باشد.(33)

نقل چند نكته در اينجا گفتنى است:
1. برخى مطالبى كه در رابطه با سالار شهيدان گفته مى‏شود دروغ بودنش بيّن است مثل آنكه گفته مى‏شود طول‏نيزه سنان 60 ذراع بوده و از بهشت آمده و يا عدد كساني كه با امام حسين جنگيدند 000/600 نفر سواره بودند، يك‏ميليون پياده! و يا 000/800 نفر امام حسين 000/300 نفر آنها را كشت! حضرت عباس 000/ 25 نفر آنها را در حالى‏كه نص تاريخى مورد اعتماد مى‏گويد عدد لشكر يزيد 000/30 يا 000/80 يا 000/100 بيشتر نبوده است و عدد كساني كه سيد الشهدا كشته 1800 نفر بوده‏اند ... برخى مطالب است كه دروغ بودنش بين نيست ما بايد در برابرمطالب دروغ بيّن موضع داشته باشيم اما دروغ غير بين را بايد تأمل كرد.

در اينجا، جا دارد كه از حوزه‏هاى علميه گله كنيم كه آيا اين همه كه از روضه‏هاى دروغ مى‏ناليد آيا گامى درجهت تدوين روضه‏هاى درست برداشته‏ايد؟ سوگوارانه بايدگفت نه فراوانند جوانهاى متدين مى‏گويند ما مى‏خواهيم ‏روضه درست و صحيح بخوانيم شما كتاب به ما معرفى كنيد ولى متأسفانه كار نشده است. به هر حال دروغ هميشه حرام است بويژه آنجا كه با آن مقدسات هتك شود. مسوغات كذب در فقه ما روشن‏است: يكى در مقام ضرورت است الدين اكره و قلبه مطمئن بالايمان و ديگر جهت اصلاح بين مردم المصلح ليس‏بكذاب. هيچ نداريم كه گرياندن مردم براى اهل بيت(ع) هم از مسوغات كذب است!

قضیه خوابهای عجیب و دیدار با حضرت حجت  درود خدا بر او باد

از مراجع عظام تقليد چنين سؤال شده است:برخى از افراد در جلسات يا عزادارى ادعاى ارتباط با معصومين خصوصاً امام زمان(عج) كرده و بدينوسيله‏ضمن استفاده‏هاى مادى از احساسات دينى مردم سوء استفاده مى‏نمايند و اينگونه مسائل در جلسات مختلف‏خصوصاً مجالس زنانه رو به ازدياد است با توجه به ادعاى ارتباط با معصومين و واسطه بودن آنان و برخى تبعات‏اخلاقى كه موجب سست شدن اعتقادات مردم به مسائل دينى مى‏شود مستدعى است نظر مبارك را در باره شركت دراين جلسات و هرگونه تقويت وترويج اين افراد بيان فرماييد؟

آيت‌الله العظمى صافى چنين پاسخ داده‏اند: ادعاى ارتباط خاص با حضرت حجت عجل الله تعالى فرجه‏الشريف در زمان غيبت دروغ است و شركت در مجالسى كه چنين ادعاها ميشود حرام است و مؤمنين بايد بى اساس‏بودن چنين ادعا را براى مردم بيان كنند كه گمراه نشوند.

آيت‌الله العظمى سيستانى: اين افراد دروغگو و دجالند و در صورتيكه امكان هدايت آنها نباشد بايد مردم رامتوجه نموده تااز آنان دورى كنند.

آيت‌الله العظمى تبريزى: اين مطالب اساس ندارد و تقويت و ترويج اين امور موجب وهن مذهب و جايز نيست‏مؤمنين بايد با شركت نكردن در اين مجالس و تذكر دادن به افراد كارى كنند كه اين مجالس از بى رونقى تعطيل شود.(39)



خواب و مكاشفه‏
خواب و مكاشفه براى خود بيننده حجت نيست تا چه رسد ديگران و از خواب بدتر مكاشفاتى است كه‏بعضى‏ها مدعى آنند مرحوم ملا احمد نراقى كه از اساتيد شيخ انصارى است ميفرمايد بعضى از علماى اماميه قول وفعل معصوم كه در خواب صادر شود حجت دانسته‏اند اما اكثريت قريب به اتفاق علماء بر خلاف اين قول مشى‏نموده‏اند. درروايت حسنه ابراهيم بن‌هاشم وارد شده كه امام صادق(ع) در جواب سائلى كه افسانه خواب ابى بن كعب‏سؤال نموده فرمود ان دين الله اعز ان يرى فى النوم. دين خدا عزيزتر از آن است كه در خواب ديده شود. سرانجام مى‏فرمايد آنچه مسلم است حجيت كلام معصوم در بيدارى است و وضع عادى نه در خواب و رؤيا وروايات ديگر را هم توجيه كرده و سرانجام قول مشهور _ عدم حجيت _ را پذيرفته است. اينجانب بر اين باورم خواب‏شخص معصوم حجت است نيازى نيست كه معصوم شاهدى در بيدارى بر آن بيابد زيرا كه شيطان را راهى برمعصومين نيست. مرحوم ميرزاى قمى نيز در كتاب قوانين مسئله را طرح و حجيت آنرا مردود دانسته است. ممكن است رؤيا صادقه باشد ولى حجت شرعى ندارد. به هر حال ورود خواب، مكاشفات در عرصه معارف اسلامى به عنوان يك مبنا موجب طرح سست معارف‏اسلامى شده و اگر خواب مقدس شد چون راهى براى اثبات و نفى آن نيست حربه‏اى مى‏شود بدست شيادان كه از اين‏رهگذر دروغهاى خود را جابياندازند. در پايان عرض مى‏كنم من منكر برخى از ملاقاتهاى راستين كه از ناحيه بزرگان‏بيان مى‏شود و نيز مكاشفات صادقانه نيستم لكن معتقدم كه اينها نبايد مبنا قرار گيرد.

7. اظهار مطالب موهن‏
اظهار مطالب موهن و تحقير غير مطلوب اهل بيت تحقيرى كه تنها در دربار پادشاهان ظالم پاداش دارد دربارگاه امامان معصوم چيزى جز خوارى نيست بعنوان نمونه.
هر كى مى‏خواد هر چى بگه‏
من سگ كوى زينبم‏
بهشت جاودان ز تو
كران و بيكران ز تو
سلطنت جهان ز تو
من سگ كوى زينبم‏



اهل بيت ذلت را براى پيروانشان نمى‏پسندند: لا ينبغى للمؤمن ان يذل نفسه. سزاوار نيست مؤمن خود را ذليل‏كند البته تواضع و ابراز محبت به اهل بيت ذلت نيست.


از مراجع عظام تقليد سؤال شده است: برخى مداحان شعراى نامناسب خوانده مانند من حسين اللهى‏ام ياقلاده سگ به گردن انداخته يا صداى سگ در مى‏آورند

وظيفه ما در برخورد با اين افراد چيست آيت‌الله العظمى‏تبريزى فرمودند: مداحى و خواندن اشعار در مجالس اهل بيت(ع) بايد طورى باشد كه موجب وهن شيعه نباشد و بهانه‏به دست دشمنان شيعه ندهد در مجالس اهل بيت(ع) بايد اشعارى خوانده شود كه فضايل آن بزرگواران بيان شود ومصائب و مظلوميت آنها براى مردم گفته شود ائمه از ما نخواسته‏اند كه خود را به صورت حيوان در آوريم آنچه كه از ماخواسته‏اند اين است كه مؤمن صالح باشيم و اخلاق ما اخلاقى باشد كه از آن بزرگواران رسيده است.(40)


*****************************************************************************

من این مطالب را از کسی نقل میکنم که چه بسا بعضی از عقاید دیگرش را زیاد قبول نداشته باشم اما انصافا درباره موضوع خرافه زدایی از عاشورا خوب کار کرده است.

برای خود من جالبه این قضیه قمه زنی/ تحقیق مفصل کردم و دیدم که مراجع این کار را حرام میداند( نظر آقای سیستانی را البته نمبدانم) اما ببینید این ملت عراق که اینجوری خودشون را به خون میکشند در طول این سالهای دیکتاتوری صدام تو کدوم سوراخ بودند؟

اخه آدم این شجاعت فعلیشون را ببینه یا زندان ابوغریب و سکوتشون را؟مگه همین ملت نبودن که تا ۲۰ مارس ۳ سال قبل تو خیابونا داد میزدند:

بالروح بالدم نفدیک یا صدام / با روح و خونمان فدایی صدامیم

خیلی با این جمله مطهری  و شریعتی موافقم که شعور باید پشت هر شوری باشه وگرنه....یادمه سال ۷۴ در یکی از اماکن امر به معروف و نهی از منکر خودم شاهد بودم که روضه حضرت زهرا گذاشته بودند و با کابل یک پسر ۱۷ سایه را به خاطر دختربازی میزدند! هنوز هم از یادآوری اون صحنه اذیت میشوم! اون پسر بعدا که پیگیر شدم بیمار bipolar/ دوقطبی شد و چه کسی پاسخگو بود؟ اون جوون ناهی از منکری که داشت تو خیالش توهم شیعگی میپروروند و با کابل جوون دیگه ای را ادب میکرد؟؟؟

 

به هر حال فعلا پیشنهادم اینه که بریم کتاب بخونیم و با سواد بشیم اونوقت حسین خیلی بیشتر بدردمون میخوره هم در دنیا هم در آخرت.چند تا کتابی را که خودم خوندم و لذت بردم را معرفی میکنم :


کتاب حماسه حسینی مرحوم مطهری را به ویژه مقاله خطابه و منبر ایشان بسیار خوندنیه

نوارهای سخنرانیهای آمل آقای جوادی آملی بسیار شنیدنی و مطمئن است.

سخنرانیهایی از دکتر الهی قمشه ای نیز درباره امام حسین موجود است.

سخنرانی های استاد فاطمی نیا نیز استناد قوی دارد.

اگر این مطلب طولانی ولی از سر دل را مناسب دیدید به سایرین نیز معرفی کنید و لینک بدهید.

اون آقایان و خانمهایی هم که علاقه دارند کلاس بنده در باب (( تاریخ بی خرافه عاشورا )) شرکت کنند به بنده mail بزنند تا به موقع بهشون تلفن زده شود و دعوت شوند.اینهم اسلایدی از اون درس که چهارچوب بحث را روشن کرده است.سوال البته نداره که این کلاس رایگانه...پیشکش روح بلند زینب بزرگ است.

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 05:30 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v مقایسه آماری نمرات کلاس الف و ب دانشگاه تهران/ نیمسال اول 84

يکشنبه، 9 بهمن 1384

 

با کمک  و زحمت آقای ظل طاعت اطلاعات آماری کلاسهای الف و ب و کل ۳۷۶ دانشجوی این ترم در زیر آورده میشود.

کلاس الف :
میانگین 18.243
واریانس 3.0774
کمترین نمره 11
بیشترین نمره 20
تعداد 20 59
تعداد بالای 18 121
تعداد زیر 15 9

کلاس ب :

میانگین 17.992
واریانس 3.4643
کمترین  نمره 11.5
بیشترین  نمره 20
تعداد 20 41
تعداد  بالا 18 90
تعداد زیر 15

11

آمار نهایی کل دانشجویان این ترم :

میانگین                            18.131
واریانس 3.257
کمترین   نمره 11
بیشترین نمره 20
تعداد 20 100
تعداد بالای18 211
تعداد زیر 15 18

پس با این حساب کلاس الف و ب اختلاف معنا داری پیدا نمیکنند .با وجود پراکندگی حدود ۳ به نظر میرسد که در اهداف آموزشی بنده باید این منظور شود که این همه واریانس به ۲ تقلیل یابد.

شاد باشید/ دکتر شیری

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 04:03 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v هر زنی زیباست

شنبه، 8 بهمن 1384

 با تشکر از امیر جعفری برای ارسال این متن از dreamland

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 07:01 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v وانتاین امسال به جای 26 بهمن 29 بهمن...چطوره؟

وقتي به شروع و چگونگي وقوعش فكر مي كنم، بنظرم همه چيز گيج و پيچيده مي آيد! اما ظاهرا اين گيجي چندان هم عجيب ودور از انتظار نيست،چون عبارت "ضربه فرهنگي" را چنين تعريف كرده اند: "تغييراتي در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گيجي، سردرگمي و هيجان مي شود."
اين ضربه چنان نرم و آهسته بر پيكر ملت ما فرود آمد كه جز گيجي و بي هويتي پي آمد آن چيزي نفهميديم!
شايد افراد زيادي را ببينيد كه كلمات
Hi و Hello را با لهجه غليظ Americanاش تلفظ مي كنند. اما تعداد افرادي كه از واژه درود استفاده مي كنند، بسيار نادر است!
همينطور كلمه
Thanks بيش از سپاسگزارم و Good bye بسيار راحت تر از «بدرود» در دهان ها مي چرخد. ما حتي به اين هم بسنده نكرده ايم!

اين روزها مردم برگزاري جشن ها و مناسبت هاي خارجي را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر مي دانند.
سفره هفت سين نمي چينند، اما در آراستن درخت كريسمس اهتمام مي ورزند!
جشن شب يلدا كه به بهانه بلند شدن روز، براي شكرگزاري از بركات و نعمات خداوندي برگزار مي شده است را نمي شناسند، اما همراه و همزمان با بيگانگان روز شكرگزاري برپا مي كنند!
همه چيز را در مورد
Valentine و فلسفه نامگذاريش مي دانند، اما حتي اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است.
چند سالي ست حوالي26 بهمن ماه (14 فوريه) كه مي شود هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم
Valentine به گوش مي خورد. از هر بچه مدرسه اي كه در مورد والنتاين سوال كني مي داند كه "در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران،
 
در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم. كلوديوس عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند.كلوديوس به قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشيشي به نام والنتيوس(والنتاين)،مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد.كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند. والنتاين در زندان عاشق دختر زندانبان مي شود .سرانجام كشيش به جرم جاري كردن عقد عشاق،با قلبي عاشق اعدام مي شود...بنابراين او را به عنوان فدايي وشهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نهاد و سمبلي مي شود براي عشق!"
اما كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است!

جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 3 روز پس از والنتاين فرنگي! اين روز "سپندار مذگان" يا "اسفندار مذگان" نام داشته است.
فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) كه نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاكي" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب مي گرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند.
سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند.
ملت ايران از جمله ملت هايي است كه زندگي اش با جشن و شادماني پيوند فراواني داشته است، به مناسبت هاي گوناگون جشن مي گرفتند و با سرور و شادماني روزگار مي گذرانده اند. اين جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و كلا جهان بيني ايرانيان باستان است. از آنجايي كه ما با فرهنگ باستاني خود ناآشناييم شكوه و زيبايي اين فرهنگ با ما بيگانه شده است.
نقطه مقابل ملت ما آمريكاييها هستند كه به خود جهان بيني دچار مي باشند. آنها دنيا را تنها از ديدگاه و زاويه خاص خود نگاه مي كنند. مردماني كه چنين ديدگاهي دارند، متوجه نمي شوند كه ملت هاي ديگر شيوه هاي زندگي و فرهنگ هاي متفاوتي دارند. آمريكاييها بشدت قوم پرستند و خود را مئshy;ور جهان مي دانند. آنها بر اين باورند كه عادات، رسوم و ارزش هاي فرهنگي شان برتر از سايرين است. اين موضوع در بررسي عملكرد آنان بخوبي مشهود است. بعنوان مثال در حالي كه اين روزها مردم كشورهاي مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط مي باشند، آمريكاييها تقريبا تنها به يك زبان حرف مي زنند. همچنين مصرانه در پي اشاعه دادن جشن ها و سنت هاي خاص فرهنگ خود هستند.
"اطلاع داشتن از فرهنگ هاي ساير ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم ديگران، بي اينكه ريشه در خاك، در فرهنگ و تاريخ ما داشته باشد، اگر هم به جايي برسيم، جايي ست كه ديگران پيش از ما رسيده اند و جا خوش كرده اند!
براي اينكه ملتي در تفكر عقيم شود، بايد هويت فرهنگي تاريخي را از او گرفت. فرهنگ مهم ترين عامل در ئshy;يات، رشد، بالندگي يا نابودي ملت ها است. هويت هر ملتي در تاريخ آن ملت نهاده شده است. اقوامي كه در تاريخ از جايگاه شامخي برخوردارند، كساني هستند كه توانسته اند به شيوه مؤثرتري خود، فرهنگ و اسطوره هاي باستاني خود را معرفي كنند و ئshy;يات خود را تا ارتفاع يك افسانه بالا برند. آنچه براي معاصرين و آيندگان ئshy;ائز اهميت است، عدد افراد يك ملت و تعداد سربازاني كه در جنگ كشته شده اند نيست؛ بلكه ارزشي است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگي بشريت دارد.
شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 26 بهمن (
Valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان ايرانيان باستان) منتقل كنيم.
از تمامي مديران و طراحان وب و وبلاگ نويسان ايراني سراسر جهان خواهش مي كنم تا اين صفحه را در سايت خود ايجاد و پيوند آن را در صفحه اول سايت قرار دهند ( منبع zendehrood.com )
*****************************************************
با تشکر از مهدی برقعی برای ارسال این نامه به من


v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 02:49 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v به پایان آمد این دفتر ، حکایت همچنان باقیست

سه شنبه، 4 بهمن 1384

با سلام خدمت دانشجویان عزیز
به پایان آمد این دفتر ، حکایت هم چنان باقیست.
با دادن نمرات آقایان تقریبا مسوولیت بنده در قبال شما عزیزان به پایان رسید و خوشحالم که ترمی خوب و شاد با افت و خیزهای خاص خودش را گذراندیم.بنا نیست که رفتار انسان باب طبع همه قرار گیرد و اگر چنین باشد باید در اصالت آن رفتار شک کرد.حتی انبیا  که معلمانی بزرگ بوده اند ،نیز به چنین هدفی فکر نکرده اند .
  • بنده نیز به سهم خود سعی کردم تدریسی به شما کنم که دانشی 2005 با امکانات 2005 را به شما منتقل کنم.
  • همچنین دوست داشته ام که احساس دانش آموزی را به دانشجویی تبدیل کنم.احساسی که متاسفانه بسیاری از دانشجویان خوب این مرز پر گهر از آن محرومند.
  • همچنین سعی من این بوده که به بچه ها بگم که زندگی بخشهای دیگه هم داره...
  • کار بزرگ ما در این ترم که فکر میکنم برای همیشه در ذهنمان بماند ، کمک پولی قشنگی بود که به یک مرد خانواده دار کردیم و واسطه ای شدیم تا دعای او تحقق یابد.
  • از همتون میخوام که یادتون نره باید خوب درس بخونید تا فردا درد ملتتون را دوا کنید..حتی اگه در MIT هم رفتید به درد این مردم بی یاور فکر کنید...مردمی که با تمام بدیهاشون  و فقرهاشون و نداریهاشون ، به شما نخبگانشون افتخار میکنند.
  • اگه من اشتباهی کردم که ازتون میخوام بگذرید.اگه خاطره خوبی براتون گذاشتم که بازم به  لطف خدا و جو خوبی بوده که خودتون فراهم کردید...شما هم اگه جایی رفتید با عشق کار کنید ، خاطره خوبی خواهید گذاشت.من هم از همه غیبتها و تهمتها ...گذشتم.این جوری بهتره...
  • لطف کنید به من کمک کنید که کار آماری روی نمرات 2 کلاس انجام دهم...واریانس و میانگین واین کارها...اگه انجام دادین برام mailیزنید
  • با من در تماس بمونید...(نصفه شب نه ها!!!) جایی گیر کردید و نتونستید موضوع را هضم کنید ، یک mailبزنید.(کوتاه جون مادرتون)
  • گاهی اوقات من در منزلم جلساتی بدرد بخور  میگذارم که بعدش سور و سات به راهه( سالمش تعطیلا!!!!) میتونید تشریف بیارید.
شاد باشید/
علیرضا شیری
متولد 17 بهمن  تیرکمون شاه13

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 11:56 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v نمرات کلاس الف / مهر 84/آمار جالب کلاسی

دوشنبه، 3 بهمن 1384

به لطف الهی و کمک نهایی هادی مهران پور و علی تارخ عزیز ، لیست نمرات دانشجویان عزیز پس از ۲ هفته بررسی و اضافات اساسی(!) اعلام میگردد.

  • بر اساس
  1. ( ضریب ۴/. به جای ۳۶/. )
  2. حضور-غیاب
  3. مشارکت کلاسی / مقاله/search / مثبت کلاسی  تغییرات افزایشی در نمرات نهایی اعمال شده است
  4. آقای سیاوش طوسی با احراز نمره ۵۳ از ۵۵ به عنوان دانشجوی برتر کلاس از نظر امتحانی  معرفی میشوند 
  • با توجه به تغییرات افزایشی ، نمره ای بیش از این به کسی اضافه نمیشود.
  • اگر مطمئن هستید که نمره شما اشتباه محاسبه شده است به بنده mail بزنید تا نمره اصلی شما را محاسبه مجدد کنم. و