«   M O R E       E F F E C T I V E       C O M M U N I C A T I O N    »

ما همگی نیاز داریم به ارتباط.. اما 4 ارتباط هتند که اولویت مهمی در زندگیمان دارند: خودمون/خدا/طبیعت/مردم                              در بحثهای آموزش ارتباط یاد میگیریم که در هر 4 تای اين موارد سربلند بشویم.
 
  v خودت میدونی چی میگم

شنبه، 23 ارديبهشت 1385

اردیبهشت داره تموم میشه...

قصه غم من و تو  را تمام ابرها و قطرات مه باز میگویند

حکایت غریبیست.غمت روحم را بزرگ کرده ...به قول بوبن :

عشق ،نخست مرا از خویش رهانید ، آنگاه از همه چیز

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 07:19 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (4) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v کلاس جدید من سه بحث استثنایی کاربردی درباره عشق زمینی در بر دارد

دوشنبه، 18 ارديبهشت 1385

 

کلاس جدید ما روز جمعه۲۲ اردیبهشت و شنبه ۲۳ اردیبهشت برگزار میشود.سه بحث مهم این کلاس عبارتند از :

  1. تدریس جزئیات مثلث عشقی استرنبرگ
  2. تست عشق و نمره شما در سه لایه عشق
  3. بررسی ماجراهای شیئی و ژانر در روابط عاطفی

استرنبرگ به نیکی دریافته بود که رابطه عاطفی درست و حسابی از سه ویژگی مهم برخوردار است:

  1. شهوت و شور
  2. تعهد
  3. صمیمیت

بر این اساس که در رابطه ای کدامیک از این سه عامل باشند یا نباشند انواع عشق و عاشقی پیش می آید.

  • تعهد+صميميت و فقدان هوس
  • تعهد+هوس و فقدان صميمـيت:  رابطه ای سراسر عذاب
  • صميميت+هوس و فقدان تعهد
  • صميميت و فقدان هوس و تعهد
  • هـوس و فـقـدان صـمـيـميـت و تعهد
  • تعهد و فقدان صميميت و هوس : عشق توخالی
  • هوس+صميميت+تعهد

در کلاس جمعه به موشکافی این دسته بندی خواهیم پرداخت.

داستانهای مهمی در ناخودآگاه ما درباره عشق و عاشقی وجود داره که به آنها نیز خواهیم پرداخت .

* یکی از مباحثی که برای اولین بار درباره آن صحبت میکنم  بررسی میزان تعهد ، شهوت و صمیمیت با تست است  تست بسیار معتبری که با ۱۵ سوال میزان هریک از موارد بالا را در رابطه ما معلوم میکند.به نمونه ای از تست ترجمه نشده توجهی بیندازید:

6. I expect my love for ______ to last for the rest of my life.
1 2 3 4 5 6 7 8 9

7. I communicate well with ______.
1 2 3 4 5 6 7 8 9

8. I cannot imagine another person making me as happy as ______ does.
1 2 3 4 5 6 7 8 9

* بحث سوم ما بررسی کارگاهی روابطیست که از الگوی ابژکتیو و ژانر تبعیت میکنند.

شروع کلاس : ساعت ۱۴:۳۰

پایان کلاس :ساعت ۲۰:۳۰

و روز شنبه از ۱۷:۳۰ تا ۲۰:۳۰

هزینه کلاس ۲۰۰ هزار ریال ( در صورت عدم رضایت از کلاس کل هزینه مسترد میگردد.)

شما با وقت گذاشتن و ورود به بحثهای کلاسی ، نشان میدهید که نمیخواهید روابط عاطفی سطحی  را تجربه کنید و قصد ارتقای عشق را همراه با هوش عاطفی دارید.

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 09:41 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v خدا صدای دختر را شنید یا پدر دختر را؟

شنبه، 16 ارديبهشت 1385

هر روز و شب حد اقل دو ساعتی پای کانالهای مد و ftvو  tv-moda  مینشست و اخرین مدهای لباس و کفش و کیف را با ولع و حسرت و...تماشا میکرد. باباش کارمند عالیرتبه بود اما خرج کردناش حساب و کتاب داشت.یه موبایل تالیا برای دخترش گرفته بود و ماهی ۳۰۰ تومان نیز به هر بدبختی شده بود تهیه میکرد تا دخترش به کلاس ورزش و زبان و...راحت برسد.

* همیشه در حال مقایسه خودش بود با بقیه دخترها...اوناییکه کیف و کفش دو میلیونی  FENDI  یا ماشینهای آنچنانی سوار میشدند یا هر هفته رستوران آنتروکد میرفتند که سس اصل از پاریس برای مشتریانش سرو میکنند. حرفها هم که همه از جنس معروف این تیپها بود:

کی با کی تیک زده

ُمهمونی کامران تو ویلای لواسون و

مسافرت مهتاب به جشنواره کن و تور برزیل و....

اصلا در این حد و اندازه ها نبود که تو این بحثها بتونه چیز بیش از یک شنونده باشه لذا حرص میخورد که چرا تو خانواده ای معمولی به دنیا اومده ( هر چند که خانواده اش بسیار خوش نام و تحصیلکرده و دارای جایگاه اجتماعی استثنایی بودند ولی پولهای  آنچنانی نداشتند)

***********************************************************************

تو حراج نمایندگی لباس دیزل با هم آشنا شده بودند حراجی که شلوار جین زیر دویست هزار تومان نداره!!!پسره سمتش اومده بود: از اون مو سیخ سیخای برنزه  که با ژست تام کروز راه میروند و با افه براد پیت میخندند و ساعت رولکس دستشان میکنند و با دخترها  خیلی پست مدرن روبرو میشوند!

 سر قیمت و مارک و...باهاش گرم گرفته بود و دست آخر تبادل شماره تلفن و...

هفته ای دو سه بار با پسره  و پرادوی  سفیدش میرفتن رستورانهای گرون قیمت ...یه چیزای براش مهم شده بود که باعث شده بود به خونه فشار بیاره...دیگه موبایل تالیا افت داشت براش ...دیگه افت داشت مهمونی زیر ساعت ۲۲ وارد بشوند.دیگه افت داشت براش که تو مهمونی لب به drink ناب جانی واکر نزنه بالاخره هر چی که باشه شاید امکانات اونها را نداشت اما اداشون را که میتونست در بیاره!!!

*  شبهایی که میرفت مهمونیهای آنچنانی و gathering هایی که تا دیروقت  رامی بازی میکردند،پدرش دم در خونه می ایستاد تا جلوی همسایه ها آبرو داری کنه

مامانش داشت از دستش دق میکرد.یک عمر زندگی با شرافت و الان  دختری که فقط دوست داشت دیگری باشد و از  متوسط بودنش شرمنده بود.هر شب خدا خدا میکرد که دخترش کمی هم به فکر زندگی جدی و تحصیل و کار و ازدواج و...بیفتند.خدا خدا خدا....

پدر و مادر پیر و پیرتر میشدند و دختر به زعم خودش زندگی جوونانه خودش را میکرد. یک شب مست اومد خونه منتها کلی عطر دیور زده بود که بوی تند الکل به مشام پدر و مادرش نرسد.

*****************************************************

نصفه های شب دل درد سراغش را گرفت.اول فقط به خودش مییچید...بعد ناله شروع شد بعد ناله ها بلند و بلندتر شد تا تبدیل به جیغ شدوسراسیمه پدر و مادرش بردندش بیمارستان و مسکنها تزریق شد اما درد ابدا تغییری نکرد.دیگه ترسید...کم کم خدا را صدا زد.ضعفهایش را به وضوح میدید و درماندگیش او را به تضرع وا داشت. هی خدا را صدا میزد...خدا...خدا...خدا

********************************************************************

سوال اینست: خدا  آن شب هم  صدای هر مادر و دختری را میشنید...به فرشتگانش چه سفارشی کرد؟؟؟؟

 

 

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 12:44 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (983) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v تغییر ساعت و محل حلقه مطالعاتی

يکشنبه، 10 ارديبهشت 1385

فرهنگسرای دانشجو  برنامه حلقه را کنسل کرد. ما سالن جدیدی را اجاره کردیم  ( آموزش و پرورش)سالن جایگزین  ظرفیت کمتری دارد

 (ظرفیت ۲۰۰ نفره ما به ۷۰ نفر تقلیل یافت)

تاریخ سه شنبه ۱۲ اردیبهشت / ساعت ۱۸ الی ۲۱ 

دوستانی که مایل به شرکت در بحث کتاب اعتماد به نفس باربارا دی آنجلس هستند لطفا با اقای مهدوی تماس بگیرند .۰۹۱۲۱۹۶۲۶۰۴

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 06:13 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v کلاس ماجراهای ناخودآگاه عشقی -استرنبرگ از جمعه این هفته 15 اردیبهشت

نظریه استرنبرگ چیست و به چه درد میخورد؟

غول روانشناسی ارتباط عاطفی ، دکتر استرنبرگ با نظریه مثلث عشقی خود مشهور بود که در سال ۱۹۹۷ نظریه جدید و تکان دهنده خود را ارائه کرد:

 

ماجرا  با مثال ساده ای شروع میشود.دختری که محبوب شماست در خانواده ای بزرگ شده که پدر و مادر دائم در حال جنگ و آشتی هستند و ۲۰ ساله که همین قصه بین آنها برقرار است .هر بار دعوا و آبرو ریزی و بزن بزن و وساطت فک و فامیل و همسایه ها و ....

از نظر اون والدین ، زندگی بالا و پایین دارد و مهم اینه که آشیانه آنها پا برجا مونده....

ببینیم اتفاق پنهانی که در زندگی دختر خانم پیش می آید چیست.

احتمال زیادی دارد که دختر خانم در زوایای عمقی فکری خود نا خودآگاه به این نتیجه برسد که عشق یعنی جنگیدن و از دست دادن و دوباره تقلا کردن....به این میگویند داستان عشقی جنگ. فراموش نکنیم که این دختر خانم نیز در نمای بیرونی خود دنبال آرامش است و کتب مختلف درباره ارتباط خونده و....اصلا نمیداند که ناخودآگاه او رابطه ای را عاشقانه میداند که در آن جنگ حتما باشد.

حالا شما وارد زندگی عاطفی این دختر خانم میشوید و اتفاقا پسری هستید آروم و دنبال زندگی  بی دردسر و اینجوری هم بزرگ شده اید و والدینتان عاشقانه و تقریبا صلح آمیز کنار هم بوده اند لذا در رابطه عاطفی خود نیز همین رفتار را با دوست دختر یا نامزد یا همسرتان اعمال میکنید....پس انتظار دارید که همسرتان شما را به خاطر این عشقی که نثارش میکنید دوست بدارد و تحسین به درگاه الهی کند!!!

در کمال حیرت این دختر شما را ترک خواهد کرد و به مشاور چنین میگوید:

همه چیز تو این رابطه داشتم...طرفم پسر خیلی خوبیه اما بلد نیست عشقش را به من نشان بدهد...من کسی را میخوام که از ته دلش دوستم داشته باشه...

قیافه شما که ۱۰۰ تا کتاب خوندید و ۵ رابطه قبلی موفق داشتید خنده دار میشه...کش می آیید و نمیدانید چه اتفاقی افتاده.

دختری که داستان عشقی نا خودآگاهش جنگ میباشد ، در روابط آرام و متین احساس نمیکند که عشقی حضور دارد!!!! اتفاقا کمی پرخاش و بهانه گیری برای این دختر احساس دوست داشته شدن به ارمغان می آورد . چقدر مفیده که این دختر معصوم و همه ما داستان یا داستانهای ناخود آگاه عشقی خود را در بیابیم و آگاهانه از آنها برای روابط بهتر زندگیمان بهره ببریم .

استرنبرگ داستانهای متعددی را شرح داده که ما در کلاس خود تک تک بدانها خواهیم پرداخت.

فعلا ۳ جلسه اول را به مباحث زیر اختصاص میدهیم :

  1. مقدمات و اهمیت بحث داستانها ، عشق به مثابه قصه پنهان
  2. قصه پنهان ما از کجا می آید ؟
  3. چرا تلاشهای ما در بهبود ارتباط  شکست میخورد؟
  4. قصه شخص در مقام اشیاء
  5. قصه علمی- تخیلی
  6. قصه رابطه به مثابه آیین
  7. قصه بهبودی
  8. قصه هنر
  9. قصه خانه و خانواده

شما برای ثبت نام میتوانید به آقای مهدوی تماس بگیرید۱۹۶۲۶۰۴ ۰۹۱۲

سه جلسه ۳ ساعته در روزهای جمعه  ۱۵ اردیبهشت ( دو جلسه از ۱۴:۳۰ تا ۲۰:۳۰ ) و  شنبه ( ۱۷ الی ۲۰:۳۰)

 

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 10:41 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v درباره حلقه مطالعاتی سه شنبه این هفته که ساعت 18 شروع میشود!

چنانکه مستحضرید برنامه جلسه سوم حلقه مطالعاتی برای عموم به کتاب مشهور زیر  اختصاص دارد:

۱- اعتماد به نفس - باربارا دی آنجلس

به علت کم بودن وقت سالن فرهنگسرای دانشجو  و شروع ساعت ۱۹ برنامه ، به کتاب اعتماد به نفس بسنده  میکنیم و راز سایه را به جلسات آتی محول میکنیم.

 

سه شنبه ساعت ۱۸ الی ۲۱  منتظرتان هستیم

برای نظم  بهتر لطفا با آقای خردمند ۰۹۱۲۳۷۲۲۶۲۸ و آقای مهدوی ۰۹۱۲۱۹۶۲۶۰۴ هماهنگی لازم را به عمل آورید و حتما به لحاظ عدم پیش بینی اتفاقات غیر منتظره ، روز دوشنبه عصر محض اطمینان به سایت سری بزنید و با آقایان مزبور تلفنی از تشکیل کلاس اطمینان حاصل فرمایید.

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 09:15 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v هراس از سکس

چهارشنبه، 6 ارديبهشت 1385

مقاله زیر را مژگان کاهن روانشناس ایرانی در بلژیک نوشته اند.بسیار خواندنیست و آموزنده .در نامه ای که به بنده زده بودند این مقاله را در راستای ۳ مقاله قبلی خود که قبلا در سایت برای دانشجویان گذاشته بودیم ارزیابی کرده اند.

میتوانید نظرات و سوالات خود را برای بنده یا خودشان بفرستید.

************************************************************************

از هراس "میل جنسی"... تا "لذت بودن"، مژگان کاهن

مژگان کاهن

روانکاوی، "میل" را در بشر به عنوان "عامل مولد فشار جسمی و روانی"، و "لذت" را به منزله پدیده ای خوشایند که به این فشارها پایان می دهد، تلقی می کند. در فرهنگ ما، در پرورش و تربیت کودکانمان، به این پدیده لذت بردن به هیچ وجه بها داده نشده است. در فرهنگ ما یکی از بزرگترین موتورهای اعمال ما، تصویری است که از خود به دیگران و به اجتماع می دهیم و به فرزندان مان نیز این را به عنوان بزرگترین انگیزه اعمال و تصمیم گیری هاشان، القا می کنیم .

می توان گفت هسته ی اصلی "میل جنسی"، غریزه ی جنسی است که خود را به صورت رانش نشان می دهد. ممکن است شخص خاصی نیز هدف این میل نباشد و تنها بصورت یک خواهش، یک احتیاج بروز می کند. خواهشی که ریشه اش به عمل کرد بیولوژیکی مغز ارتباط دارد. گاهی مثل احساس گرسنگی و بدون اینکه نظر ما را بخواهد خودش را به ما تحمیل می کند. در بیشتر موارد عاملی محرک بیدار کننده امیال ماست. این محرک می تواند یک خواب، یک فانتزی و یا یک پدیده ی خارجی باشد. این محرک، به مغز ما نشانه هایی تصویری، صوتی و یا بویایی و .. می فرستد. گیرنده های اعضای حسی ما (چشم ها گوش ها ، پوست..) این نشانه ها را به مغز ما منتقل می کند و میل در ما بیدار می شود.
حافظه نقش اساسی در شدت بخشیدن به این امیال دارد. حافظه، موقعیت حال را با خاطره ی تجربه ی لذت در گذشته، آغشته می کند. تعریفی که از "میل" می دهیم هم، بر همین اساس است: "میل تجسم لذت در لحظه ی واقعی و حال است"

میل و کمبود

در حقیقت طبق چیزی که روانشناسان معتقدند، شدت میل ارتباط مستقیم به میزان "احساس کمبود" دارد. اگر فردی که به او گرایش داریم، در پیش ما باشد، به دلیل اینکه احساس کمبود راحت تر می تواند ارضا شود، میزان میل نیز کمتر است. بر عکس وقتی فرد دست نیافتنی، دور یا ممنوع باشد، کمبود شدیدتر و در نتیجه میل عمیق تر است. "لاکان" روانکاو فرانسوی، تا آنجا پیش می رود که انسان را اینگونه تعریف می کند: "انسان چیزی نیست غیر از خواهش و فقدان." به عقیده او، بشر را در تمام طول زندگی اش، یک احساس فقدان، دنبال می کند. این احساس فقدان ما را وادار می کند که دائم در جستجو باشیم. در جستجوی چیزی و یا کسی که این احساس خلا را پر کند و بر این جستجوی بی پایان، خاتمه دهد. به عقیده ی او، زندگی کردن یعنی از فقدانی به فقدان دیگر گذر کردن و نباید فراموش کرد که این احساس فقدان بیش از اینکه منفی باشد، موتوری است که انرژی های ما را بسیج می کند و اگر در راه درست کانالیزه شود، خلاقیت های بیشماری را در زمینه های گوناگون در ما بیدار می کند.

 

"لذت" بازتابی از ارضای میل

وقتی امیال ما ارضا می شوند، احساس بسیار مثبتی ما را فرا می گیرد. این احساس را لذت می نامیم. در بسیاری از تمدن ها، پدیده ی لذت به شدت سرکوب شده است و نتیجه آن که هنوز نیز در فرهنگ های گوناگون دید درستی نسبت به پدیده ی لذت وجود ندارد. در صورتی که طبق چیزی که دانشمندان و روانشناسان به ما می گویند، "ظرفیت لذت بردن " نه تنها پدیده ای روانی است، بلکه به نوعی در بیولوژِی ما ثبت شده است. بخش بیولوژیک لذت، به سیستمی در مغز ما بر می گردد(هیپوتالاموس و مراکز لمبیک) و حتی مولکول های مخصوص به خودش را دارد (آندومرفین) که از نرون های این مراکز ترشح می شود.هر فعالیت لذت بخش، این سیستم را به کار می اندازد و میزان آندومرفین را در خون بالا می برد. آب خوردن، غذا خوردن، ادرار کردن، ورزش کردن و خصوصا عشق بازی کردن، می توانند عامل این بالا رفتن باشند و احساس لذت را در ما ایجاد کنند.ترشح آندومرفین در خون هم زمان باعث کاهش اضطراب و استرس و درد ، و افزایش احساس رضایت و خوشحالی، و نیز حتی ظرفیت های ذهنی و هوشی می شود.
کار کرد دیگری که پدیده ی "لذت بردن" در زندگی روزمره ی ما دارد این است که به صورت موتور اعمال ما عمل می کند.زیرا تجربه ی لذت، به عنوان پاداشی است که انگیزه ی ما را برای دوباره انجام دادن آن فعالیت، افزایش می دهد.در حقیقت خاطره ی لذت در ذهن ما، امیالمان را بیدار نگه می دارد.تجربه ی لذت به بشر یاری می دهد که وجود زمینی اش را راحت تر بپذیرد.وجودی که آگاهی به مرگ او را می تواند به اوج اضطراب برد.قرن های زیادی بشر لذت را به عنوان گناه تلقی می کرد در صورتی که جستجوی لذت، بزرگ ترین محرک و موتور زندگی است.
روانکاوی، "میل" را در بشر بعنوان "عامل مولد فشار جسمی و روانی"، و "لذت" را بمنزله ی پدیده ای خوشایند که به این فشارها پایان می دهد، تلقی می کند.
در فرهنگ ما، در پرورش و تربیت کودکانمان، به این پدیده ی لذت بردن به هیچ وجه بها داده نشده است.در فرهنگ ما یکی از بزرگترین موتورهای اعمال ما، تصویری است که از خود به دیگران و به اجتماع می دهیم و به فرزندان مان نیز این را به عنوان بزرگترین انگیزه ی اعمال و تصمیم گیری هاشان، القا می کنیم.بچه های ما، باید کارهایی انجام دهند تا در نظردیگران " بچه خوبی "به نظر برسند. بندرت پیش میآید که به "لذت بردن" به عنوان عامل تعیین کننده انتخابشان بها دهیم.اگر کودکان مان را درحال انجام کاری لذت بخش ولی بی فایده مشاهده کنیم، آن کار را وقت تلف کردن تلقی می کنیم و چنانچه کودکان مان را به فعالیت هایی سوق می دهیم، بیشتر جنبه ی وجه اجتماعی و مفید بودن آن را در نظر می گیریم، تا میزان علاقه و خوشایند بودن آن فعالیت را برای کودک.

عدم ارضای امیال جنسی

عدم ارضای امیال جنسی، بر جسم و روان فشاری زیادی وارد می کند.اگر محرومیت ها موقت باشد تاثیرات نیز موقت هستند. ولی اگر بطور مدام حضور داشته باشند، می توانند تاثیرات عمیق تری بر ابعاد مختلف بدنی و روحی فرد وارد کنند.عدم تجربه ی لذت جنسی برای زن و مرد، با کاهش بیش از حد هورمون آندو مورفین همراه است و همانطور که گفتیم، این هورمون عامل مهمی در ایجاد احساس آرامش و شادی دارد.
نباید فراموش کرد که "حضور میل" اهمیت زیادی در تجربه ی لذت در فرد دارد. بارور کردن میل یکی از عواملی است که انسان را در رسیدن به لذت جنسی یاری می دهد.بخاطر همین است که مثلا نوازش، نقش مهمی را در رابطه ی جنسی بازی می کند.در حقیقت نوازش در بسیاری موارد با افزایش خواهش جنسی افراد، باعث می شود که رابطه ی جنسی ارضا کننده تر ی با یکدیگر داشته باشند.

میل جنسی زن، معضلی به درازای تاریخ

میل جنسی زن در بیشتر دوران های تاریخی، به گونه ای منفور نگریسته شده است . به خاطر همین است که بیشتر قوانین مذهبی و اجتماعی، سعی در کنترل و سرکوب این امیال زن داشته اند.میل جنسی زن چنان ایجاد وحشت می کرده است، که بطرق مختلف سعی در مهار کردن آن کرده اند. خلق داستان ها و اسطوره هایی که در آن ها، زن و میل جنسی او، به صورتی شیطانی و مخرب به نمایش گذاشته شده است، نمودی از این وحشت است. در یونان باستان، افسانه های زیادی ابداع کرده بودند که در آن ها، پرسوناژهای اصلی ارواح خون آشام زنانی بودند که حتی پس از مرگ نیز در جستجوی ارضا امیال کثیفشان بودند.
در هند این ترس از زن در این ضرب المثل به چشم می خورد: "همچنان که آتش را با چوب نمی توان آرام کرد و تمام رودهای دنیا، برای پر کردن دریا کفایت نمی کنند، میل زنان نیز هیچ گاه آرام نخواهد گرفت، حتی اگر تمام مردهای عالم را در اختیارشان بگذاری."
در اروپای قرون وسطی، پدران کلیسا تمام تلاششان بر این بود که کریه ترین چهره ی ممکن را از خواهش های جنسی زن ارائه دهند . برای سنت ژان کریستف، تمام جادو های سیاه از اشتهای سیری ناپذیر زنان سرچشمه می گیرد .
یکی از مشغولیات ذهنی عمده ی پزشکان قرن 19 این بود که چگونه این اشتهای سیری ناپذیر زن را خاموش کنند. "دکتر فیو" در سال 1880 در مورد میل جنسی زن اینطور توصیح می دهد:

" شهوت جنسی زن خوشبختانه مخفی است. یعنی زن برای کشف این شهوت احتیاج به کمک مردان دارد. تا مردی آن را بیدار نکند، این خواهش ها خفته می مانند.در نتیجه مردها باید کاملا مواظب باشند که تا می توانند از بیدار شدن این امیا ل جلوگیری کنند و مراقب باشند که در هنگام انجام عمل جنسی، کاری انجام ندهند که این لذت های شدید در زن بیدار شود.نباید فراموش کرد که همه ی زن های نجیب هم بطور بالقوه این شهوات بی حد را در خود نهفته دارند و این وظیفه ی همسر است که مواظب باشد با " نوازش های خطرناک" این لذایذ را بیدار نکند."
پزشکان دیگر برای مهار کردن این امیال، راه های دیگری نیز پیشنهاد می کردند از جمله: آموزش زن در منفعل بودن، خجالتی و بی دست و پا بودن، استفاده از کمر بندهای عفت که آلت تناسلی زن را در خود محبوس می کرد و در نهایت اگر هیچکدام از این ها چاره ساز نبود، به بریدن بخش تا بخش هایی از آلت تناسلی زن اقدام می ورزیدند. زیرا به عقیده ی آن ها، زن خوب و نجیب زنی بود که از امیال جنسی عاری باشد و تجربه ی لذت جنسی را با خود به گور ببرد.
تمام این اقدامات، مثمر ثمر واقع شد و همانطور که دکتر ویلیام در سال 1840 اعلام می کند:

"در حال حاضر با صراحت تمام می توانم اعلام کنم که سکسوآلیته زن خاموش شده است.عشق به کانون خانواده و فرزندان و کارهای خانه، تنها علائقی است که زن ها احساس می کنند. بندرت پیش می آید که یک زن عمل جنسی را برای ارضا خودش طلب کند."

در فرهنگ ما نیز اگر به ادبیات ایران رجوع کنیم، انعکاس چنین تصویری را از زن مشاهده می کنیم:
خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی ، در اندرزی به پسرش از قول نظامی گنجوی چنین می گوید:

"زن گر نه یکی هزار باشد / در عهد کم استوار باشد
زن دوست بود، ولی زمانی / چون جز تو نیافت دلستانی
چون جز تو کس دگر ببیند / خواهد که تو را دگرنبیند
این کارزنان پاکباز است / افسون زنان بد دراز است"

در اینجا سوال اصلی که در ذهن نقش می بندد این است که آیا واقعا این خواهش های جنسی زن تا این حد سیری ناپذیر است؟ این که میل جنسی زن چیست و چگونه خود را نشان می دهد، بحثی مفصل است که در گفتار ما نمی گنجد و آن را به مقالات بعد موکول می کنیم . تنها ذکر این نکته لازم است که زن بخاطر ساختار عضو تناسلی اش و نقاط حساس آن (و نیزبه دلایل دیگر)، قادر است حس های جنسی بسیار قوی را تجربه کند.اما به دلیل عدم تقارنی که در زمینه ی جنسی با مرد دارد، بیشتر در معرض احساس محرومیت است."عدم تطابق زمانی" که می تواند بین ارگاسم (اوج لذت جنسی) زن و مرد وجود داشته باشد می تواند عاملی باشد که مانع رسیدن زن به اوج لذت جنسی شود و همانگونه که نیاکان مانیز پی برده بودند، بیدار شدن و ارضا شدن میل جنسی در زن، به دلیل متفاوت بودن و دیررس بودنش نسبت به میل جنسی مرد، می تواند در رابطه کشف نشده باقی بماند.

میل جنسی و ترس

یکی از موانع لذت جنسی ترس است. ترس به نوعی می تواند "میل" را در انسان به اعماق وجودش سوق دهد

- ترس از گناه

همان طور که گفتیم در بسیاری از فرهنگ ها، عشق جنسی رابه عنوان گناه تلقی می کنند.این مسئله باعث شده است که بسیاری از افراد، "میل جنسی" و "لذت جنسی "را با گناهکار بودن برابر قرار می دهند."سکوتی" که در بسیاری از خانواده ها در قبال مسائل جنسی وجود دارد، کافی است که ذهن فرزندان از آن تابویی بزرگ بسازد.در این خانواده ها، بچه ها خیلی زود در می یابند که نه تنها سوال کردن در این زمینه ها ممنوع است، بلکه کوچکترین حرکتی که به نوعی با سکسوآلیته در ارتباط باشد نیز شدیدا وقیح است. حتی اگر در حوزه ی ذهنی باشد: خواب دیدن ، میل داشتن، نگاه کردن، بدن خود را نوازش کردن ...اگر هم کلامی در این ارتباط بیان شود با ارزش گذاری های منفی همراه است.:"زشت است"، "منفور است"...تمام اینها در این جهت که تصویر شنیعی از امیال جنسی داده شود.( به عنوان نمونه مشاهده می کنیم تا زمانی نه چندان دور دراروپا، احساس گناه شدیدی در قبال امیال جنسی به افراد اعمال می شد و از متدهای گوناگونی برای سرکوب میل جنسی در نوجوانان استفاده می کردند(خصوصا در قرن 18 و 19) . مثلا برای اینکه نوجوان در رختخواب و حتی در خواب دست به خودارضایی نزند، از روشهایی مثل: حبس کردن دست ها در کیسه، بستن دست ها در هنگام خواب و ازهمه وحشتناک تر، نسب حلقه ای فلزی به آلت تناسلی پسرها در هنگام خواب، استفاده می کردند.این حلقه ها از داخل دارای تیغه های سوزن مانندی بودند که چنانچه در خواب نیزبه نوجوان حالت تحریک جنسی دست می داد، تماس پوست آلت با تیغه های حلقه، باعث ایجاد دردی شدید و پایان دادن به این "میل منفور" بود.)
باید بگوییم ، با مرور زمان، کودک ونوجوان این تابو هارا درونی می کنند.این تابو ها، به نوعی میل رابه زنجیر می کشند و باعث می شوند طبیعی ترین حس انسان یا سرکوب شود و یا حضورشان فرد را در وحشت واز خود بیزاری غوطه ور کند .در حقیقت درونی کردن این تابو ها، می تواند اختلالات مهمی در میل جنسی و نیز رسیدن به لذت جنسی ایجاد کند. به عنوان مثال، فرد به محض قرار گرفتن در رابطه، دچار ترس های شدید می شود. ترس هایی که او را از داشتن یک رابطه جنسی ارضا کننده محروم می کنند و یا هر بار که فرد تصمیم به برقراری رابطه ی جنسی بگیرد افکار مزاحم، چیزهای دیگری را جایگزین میل جنسی فرد می کنند.("الان موقع مناسب نیست، کلی کار دارم، ظرف های کثیف مونده یا باید برم فاکتورها رو بدم")
یکی از پدیده هایی که بعنوان نمونه در بعضی از مردها سکس را با اضطراب زیاد همراه می کند، این است که بطور ناخود آگاه ارتباط با هر زنی برایشان تداعی رابطه با مادرشان است. این که مرد، زن را تنها به عنوان "جایگزین مادرش" تلقی کند، باعث می شود که در هنگام برقراری رابطه ی جنسی، اضطراب های شدیدی را در حوزه ی آگاه ذهنش تجربه کند. زیرا این رابطه در نا خودآگاهش تصویری از "همخوابگی با مادرش" را دارد. بخاطر همین است که گروهی از مردان که وابستگی شدیدی به مادرانشان دارند، در هنگام شروع رابطه با یک زن دچار ترس های شدیدی می شوند و این ترس ها به نوعی بر میل جنسی آن ها به آن زن تاثیر می گذارد و حتی می تواند باعث تجربه ی ناتوانی جنسی در فرد شود. در خیلی از این موارد، برای حل مشکل ، باید به اعماق و ریشه های آن پرداخت و در همین جهت، گاهی "روان درمانی"، الزامی می شود.

- ترس زاییده از تجربیات منفی

از عوامل دیگری که می تواند در فرد ترس های عمیق در رابطه با کشش های جنسی ایجاد کند، تجربه های وحشتبار جنسی دردوران کودکی است. تجاوز های جنسی به فرد در سنین پایین، می تواند در او احساس تنفر عمیقی نسبت به امیال جنسی ایجاد کنند . زیرا برای فرد میل جنسی، تداعی گر حس شرم و تحقیر و وحشت می شود.
یکی از عوامل دیگر ترس از نزدیکی جنسی، اولین تجربه ی جنسی می تواند باشد.این مسئله، خصوصا در زن ها و در کشورهای سنتی که حتی روز و ساعت اولین رابطه ی جنسی، از پیش تعیین شده است به چشم می خورد. عدم آگاهی مرد به چگونگی بر انگیختن و ارضای امیال جنسی او ونیز نا آشنا بودن خود زن به امیال جنسی اش، در خیلی از موارد، این تجربه را برای زن به تجربه ای دردناک و مشمئز کننده تبدیل می کند.

- ترس از لذت

هر چند این تیتر ممکن است در نظر اول به نظرمان غریب بیاید، زیرا به نظر می رسد که جذابیت لذت برای ما بحدی است که قاعدتا ترس را در همان اول باید متلاشی کند. ولی متاسفانه این ترس، جزو ترس هایی است که می تواند میل جنسی را در چنگال خود اسیر کند.در حقیقت، تجربه ی لذت جنسی، تجربه ایست که وقتی نهایت فرد رادر بر می گیرد، می تواند برای افرادی که دوست دارند همه چیزشان در کنترل فکر و منطق باشد، وحشت غریبی ایجاد کند.زیرا برای این افراد، غرق شدن در لذت برابر است با "بچه گانه "عمل کردن. یکی از بیم های این افراد این است که با رها شدن در لذت، تصویر مضحکی از خود به فرد مقابل ارائه دهند. زیرا غرق شدن در لذت می تواند عکس العمل های فرد را از کادری که خودش و دیگری از او در ذهن دارند خارج کند و جنبه ی دیگری از او را به نمایش بگذارد.مثلا اگر فردی باشد که عادت نداشته باشد احساساتش را در حرکات بدنش ، در صدایش و نگاهش بروز دهد، تجربه ی لذت را به عنوان خطری برای تصویری که از خود دارد و نیز تصویری که سعی دارد از خود به هم بسترش دهد، تلقی کند و نهایتا ترس از اینکه بروز این تجربه در ارتباطی که با فرد مقابل دارد تاثیر بگذارد.شاید بگویید خوب چه از این بهتر! اما مشکل این است که در خیلی روابط، نگه داشتن فاصله با دیگری، عملکرد های خاص خودش را دارد و از دست رفتن این فاصله برای بعضی آدم ها گران تمام می شود.فرد حتی می تواند با وجود لذتی که از رها شدن در نوازش های دیگری حاصلش می شود، در مقابل این میل مقاومت کند و آن به این علت که در زوجشان همیشه اوست که همه چیز را در دست می گیرد و کنترل می کند.
در اینجا بجاست کمی نیز از" ترس از صمیمیت" سخن بگوییم.

- ترس از صمیمیت

گفتیم "نگه داشتن فاصله ی عاطفی"، جزو مکانیسم های دفاعی بعضی از اشخاص است. صمیمیت عاطفی بین یک زوج، تنها به در آغوش هم خفتن و یا گفتن جمله های احساسی و جنسی خلاصه نمی شود.صمیمیت، دیگری را به عمق درون خود راه دادن را نیز شامل می شود. با اینکه احساس خوبی می تواند باشد ولی ریسک" بدفهمی"، "احساس کوچک شدن کردن" از جانب طرف مقابل را نیز به دنبال داشته باشد. به این دلیل و دلایل دیگر که در بحث ما نمی گنجد، در بعضی افراد رابطه ی صمیمی به منزله ی تجاوز به حریم شخصی شان است و چون رابطه ی جنسی به نوعی می تواند در خود شخص و یا در شخص مقابل، انتظار صمیمیت بوجود آورد، پس برای فرد به گونه ای به عنوان تهاجم نیروهای بیگانه به سرزمین درون تلقی می شود.
اگر در عواملی که در بالا ذکر کردیم توجه کنیم، متوجه می شویم که" رابطه"، یکی از فاکتورهای مهمی است که در ایجاد "ترس از میل جنسی" نقش دارد. به همین دلیل لازم می دانیم در مورد چگونگی تاثیر این دو بر هم، نکاتی را بیان کنیم.

میل جنسی و رابطه

یکی از تفاوت های عمده ی انسان با حیوانات در زمینه ی جنسی این است که امیال جنسی انسان از بعد غریزی شان بسیار فراتر می روند. از عواملی که برامیال جنسی انسان تاثیر فراوان دارد، رابطه های انسانی با تمام پیچ و خم هایش است.کیفیت و چگونگی رابطه عاطفی و روحی دو نفر، عامل تعیین کننده ای در ارتباط جنسی آن ها می باشد.
امیال جنسی ما وقتی در رابطه با دیگری قرار می گیرند، با بسیاری عوامل دیگر ترکیب می شوند.ما، پیام هایی که در زندگی روزمره نمی توانیم به شخص مقابل انتقال دهیم، با امیالمان ترکیب می کنیم. به این معنی که رابطه جنسی برایمان تنها وسیله ای برای ارضای امیال نمی شود، بلکه می تواند ابزاری شود که به وسیله ی آن با زبان گاهی "غیر کلامی " حرف های ناگفته مان را با دیگری در میان بگذاریم. و یا حتی خشم ها و عصبانیت ها و نارضایتی هایی که در ابعاد دیگر از شخص مقابل داریم، به روابط جنسی انتقال دهیم. میل به تحقیر ویا سرزنش دیگری نیز در رابطه جنسی می تواند انعکاس پیدا کند.خصوصا زمانی که استفاده از " زبان " و "حرف زدن "برای مطرح کردن مشکلات و دلخوری ها، کنار گذاشته شود، سکس به عنوان حوزه ای که درآن دو فرد بطورتنگاتنگ با هم در ارتباط هستند، تبدیل به فضایی " مناسب " (یا بهتر است بگوییم نامناسب!) برای "گفتگوهای های غیر زبانی" می شود. نوع رابطه ای که طرفین در زندگی روزمره با هم دارند، می تواند دربستر زناشویی ادامه پیدا کند.مثلا اگر زوج دچار مشکل" بازی قدرت" در رابطه شان باشند، حضور این پدیده در میل جنسی و در کیفیت معاشقه شان امکان دارد ایجاد اختلالاتی کند.
میل جنسی در انسان، نیاز به شکوفایی رابطه در ابعاد روحی- عاطفی اش دارد و بطور متقابل، میل جنسی به دیگری، جزو پایه های یک رابطه ی شکوفا و صمیمی در زندگی زناشویی است.این دو عامل نه تنها در رابطه ی دو طرف مهم هستند، بلکه تاثیر بسزایی نیز در اعتماد به نفس و تصویری که فرد از خود و دیگری دارد می گذارد.
در هر صورت واقعیت زیر انکار ناپذیر است:
مشکل بتوان به کسی که به عنوان فرد برای ما ارزش قائل نیست، میل جنسی داشت.
بر خلاف چیزی که خیلی از ما تصور می کنیم، در روابط طولانی مدت، عشق و یا حتی کشش جنسی بین دو نفر برای برقراری یک رابطه جنسی ارضا کننده، کافی نمی باشد. می بینیم که سیستم روانی و ارتباطی بشر، بدلیل پیچیدگی هایش، می تواند بطور مثبت و یا منفی بر "میل جنسی"، تاثیر بگذارد. تعمق در رابطه و نیز ترس های خودآگاه و ناخودآگاهمان، می تواند قدم مثبتی باشد برای اینکه با خواهش های جنسی خود مستقیم تر ارتباط برقرار کنیم.

مژگان کاهن - روانشناس
Mojgankahen44@yahoo.fr

نظر حامد درستی:

به نام خدا
سلام  دکتر امیدوارم خوب باشین
می خواستم بگم که مقاله ی خوبی ولی یک سری اشکالات دارد
یکی اینکه هر لذتی درست نیست و عامل بسیاری از مفاسد همین لذت است و این در حالی است که خدا مسیر صحیح را پیش روی ما گذاشته
و این خانم نتوانسته مرز این دو را مشخص کند و می تواند دچار شبهه کند و بعدی اینکه عشق جنسی مشروع و نا مشروع دارد و نباید مطلب را اینگونه شبهه ناک بیان کرد:("همان طور که گفتیم در بسیاری از فرهنگ ها، عشق جنسی رابه عنوان گناه تلقی می کنند.این مسئله باعث شده است که بسیاری از افراد، "میل جنسی" و "لذت جنسی "را با گناهکار بودن برابر قرار می دهند."سکوتی" که در بسیاری از خانواده ها در قبال مسائل جنسی وجود دارد، کافی است که ذهن فرزندان از آن تابویی بزرگ بسازد.در این خانواده ها، بچه ها خیلی زود در می یابند که نه تنها سوال کردن در این ... ")زیرا بعضی ها نمی توانند مسائل را تجزیه تحلیل کنند . از اینها که بگذریم مقاله ی جالبی است و بسیاری از کوتاه فکری ها را به خوبی بررسی کرده است ("مثلا برای اینکه نوجوان در رختخواب و حتی در خواب دست به خودارضایی نزند، از روشهایی مثل: حبس کردن دست ها در کیسه، بستن دست ها در هنگام خواب و ازهمه وحشتناک تر، نسب حلقه ای فلزی به آلت تناسلی پسرها در هنگام خواب، استفاده می کردند.این حلقه ها از داخل دارای تیغه های سوزن مانندی بودند که چنانچه در خواب نیزبه نوجوان حالت تحریک جنسی دست ...".)
با تشکرات فراوان

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 11:06 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v آموزش بهداشت جنسی با بهترین امکانات و اساتید کشور رایگان توسط موسسه دولتی مهر و ماه

دوشنبه، 4 ارديبهشت 1385

بالاخره انتظار به پایان رسید و موسسه مهر و ماه شهرداری تهران آموزش عمومی زوجهای جوان تهرانی را در باب دانشهای لازم جنسی و مهارتهای ارتباطی  آغاز کرد.

بهترین تکنولوژی آموزشی و بهترین سالنهای فرهنگسراها در اختیار خبره ترین اساتید قرار گرفته است . انستیتو روانپزشکی تهران، انستیتو روانپزشکی ایران ( دکتر مجد)  انجمن تنظیم خانواده ایران ، روحانیون مجرب ( اقای نقویان و اقای مخبر ) نمونه ای از تیم اجرایی و آموزشی کار است.

کارگاههای آموزشی برای زوجهای عقد کرده زیر ۶ ماه برقرار میشود

خانمها ۱۰ ساعت ( ۵ شنبه و جمعه) و آقایان ۵ ساعت آموزش میبینند.

بنده معلم آقایان هستم!!!!!

مباحث عبارتند از :

  • فلسفه و حقوق جنسی زن و مرد
  • آموزش ساختمان جنسی زن و مرد
  • رفتار جنسی نورمال چه مراحلی دارد: تحریک و....
  • رفتار جنسی انحرافی/ اختلالی
  • خودارضایی/ انزال زودرس
  • ارتباط صحیح با همسر / مدیریت بحران
  • پیشگیری از بارداری

تلفن ثبت نام ۸۸۹۴۱۳۳۲-

ثبت نام اینترنتی www. hamsar.ir

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 04:26 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v روز چهارم کلاس ارتباط بهتر

کلاس روز چهارم با این بحث آغاز شد که خدا به عنوان نقطه ثقل باور معنوی ما چقدر از آگاهی ما تغذیه میشد و چقدر از جهالت ما.

سوال من از شیما این بود که خدای تو در سال ۲۰۰۶ و سال ۶ و سال ۴۰۰۶ چه فرقی دارد؟

احتمالا خدای سال ۶ تو را از تمام بلایای طبیعت و رعد و برق و هر تب و بیماری حفظ میکند و خدای تو در سال ۲۰۰۶ حداقل درباره تب و سرماخوردگی مورد دعا زیاد قرار نمیگیرد و البته هنوز برای سرطان سینه و...مورد دعا قرار میگیرد.

خدا در سال ۴۰۰۶ به چه دعاهایی توسط مردمان خوانده میشود؟

ادامه بحث را با نکات مهم در اداره دوران ego-world دنبال کردیم .این دوران یعنی که چگونه بار خود راببندیم که در خودشناسی خود مشکلدار نشویم.

بحث بعدی ما در باب تعهد بود و خیانت . انواع تعهد داریم:

  1. تعهد فیزیکی
  2. تعهد اخلاقی
  3. تعهد به رفع نیازهای هم
  4. تعهد مالی

دقیقا بر اساس همین سیستم  ،ما  خیانت هم داریم . باید البته با شریک زندگی خود حدود و ثغور کار را معلوم کرد.

تا چه حد به شریک خود در ارتباط عاطفی سرویس بدهم؟

دو تا ملاک داریم :

  1. نظام اولویت بندی
  2. اصل جبران

نازنین که میهمان ما بود برای نوشتن اولویت بندی هاش اومد پای تخته و اولین اولویتی که نوشت از زندگی با عشق سرشار فرازمینی بود.خواهش ما این بود که در اولویت بندی یه کم ملموس بنویسد...عشق حرفی کلی است و بیشتر در نظام ارزشی زندگی ما میگنجد.

ما سه نظام داریم:

  1. نظام ارزشی
  2. نظام اولویت بندی بر اساس بالا
  3. نظام اهداف کوتاه مدت بر اساس بالا

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 04:21 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v شرح مصور سه روز اول کلاس ارتباط بهتر

يکشنبه، 3 ارديبهشت 1385

تدریس آدم را درگیر امور پیچیده میکنه...

بنای من بر این بود که دوره ۱ و ۲ را جمع کنم اما  مجبور شدم که یک روز به کل کلاس اضافه کنم.

برای اینکه حوصله بچه های ۱ سابق سر نرود ، دو تغییر در تدریسم ایجاد کردم:

  1. مثالهای روابط را بر اساس آموزه های ۲ زدم در حالیکه قبلا بیشتر مثالها فرضا بحث تحلیل روابط متقابل بر اساس انواع ارتباط تنظیم میشد اما حالا مثالها از کاربردی ترین نوع روابط عاطفی طراحی شده است.
  2. بعضی از ویژگیهای شخصی تک تک اعضای کلاس را با خود ایشان مرور کردیم و تمرینها را بین اعضای کلاس برگزار کردم .مثلا کانال غالب همه اعضای کلاس یا شدت و ضعف کودک / بالغ والد در تک تک اعضای کارگاه

به بعضی عکسهای مختلف این ۳ روز نگاه کنید.امروز با هماهنگی تیم میتوان میهمان تک جلسه نیز شد .

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 05:31 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


 

آشنايی و ارتباط:

نوشته های اخير:

آرشيو موضوعی:

آرشيو زمانی:

Powered By: MovableType 2.661
Hosted & Designed By:

هرگونه کپی برداری از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر مأخذ مجاز می باشد.