«   M O R E       E F F E C T I V E       C O M M U N I C A T I O N    »

ما همگی نیاز داریم به ارتباط.. اما 4 ارتباط هتند که اولویت مهمی در زندگیمان دارند: خودمون/خدا/طبیعت/مردم                              در بحثهای آموزش ارتباط یاد میگیریم که در هر 4 تای اين موارد سربلند بشویم.
 
  v this is israel,goodbye lebonan

جمعه، 30 تير 1385

این تصاویر بسیار دهشتناک را از لبنان گرفته اند.این اسرائیل است.عکسها را علی معین برامون فرستاده

http://fromisraeltolebanon.info/

حتما این  لینک را  برای همه بفرستید تا سکوت و سانسور مرگبار غرب  را بشکنیم

بخشی از نامه همکارایرانیم در آمریکا:

cheghadr talkh bood aksayee ke ferestade boodi,vaghean rooham be dard oomad

midooni man in dard ro sadchanan hes kardam vaghti mibinam ke mardome inja cheghadr tooye refah,shadi va amniat zendegi mikonanad va hatta nemitoonan tasavore in faje ra bokonan...

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 04:11 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (4) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v دو کلوم حرف عوضی

پنجشنبه، 29 تير 1385

قبل از هر چیز همین ابتدای کلام یکبار به این لینک نگاه کنید.

تصاویر گویاتر از این حرفها هستند که کی بخواهد بگوید اقا این اتفاقات در سراسر دنیا رخ میدهد...

برای شناخت اسرائیل بدترین اشتباه آنست که به سیمای جمهوری اسلامی مراجعه کنیم.تصاویر سیما چهره ای بسیار مذهبی و سراسر جنگ از این کشور بهتان میدهد که اصلا اینطور نیست!

یعنی این کشور اساسا سکولار هست و حتی هم جنس بازها در این کشور نهادهای قانونی دارند!علیرغم منعهای شدید شرعی دین یهود!

به جز بعضی مناطق مرزی با فلسطین و لبنان بقیه کشور آرام است و مردم به زندگی عادی خود مغولند.مثل ایران خودمون که اگر چالوس شلوغ بازی شود  در دل تهرانیها آب از آب تکان نمیخورد!!!!

بیشترین کنگره های علمی و مقالات علمی خاور میانه به دانشمندان اسرائیلی اختصاص دارد.

بیشترین صادرات تکنولوژیک غیرنظامی منطقه مال اسرائیل است با ۱۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۴

کشاورزی و طب در این کشور را اضافه کنید به فناوری هسته ای نظامی و غیر نظامی.

ما زمانی میتوانیم دشمنمان را به زانو در آریم که بشناسیمش.اسرائیل لقمه نیست که با تظاهرات روز قدس و چهارتا مرگ بر اسرائیل از بین برود!

باید خود را بسیار بیش ازالانمان غنی کنیم.کتاب راه نیرنگ/ ویکتور استروفسکی / انتشارات اطلاعات  را بخونید تا بفمید با چه جنی روبرو هستیم.

اسرائیل در حمله اخیر خود به لبنان توان نظامی آنها را تخمین زد(توان موشکی) تا اگر امریکا به ایران حمله کرد ُنگرانی حملات انتقام جویانه ایران  در مرزهای لبنان نباشد!

۲ میلیارد دلار خسارت+ نابودی توریسم  لبنان در بهترین فصل توریسم+ هزاران نفر شهید و مجروح.

تلویزیون ما تقریبا شده تلویزیون لبنان...تمام تیترهای اول درباره جنگ اسارئیل است.مردم بیچاره ما در تلویزیون تصاویر دلخراش مرگ و خون و...میینند و ببینید چه استرسی جامعه ما را فرا میگیرد.

فلسطینیها همانهایی هستند که برای صدام قائد الامم هورا میکشیدند و سنی هایشان هم خیلی با شیعیان مساله  دارند(متاسفانه)

اتفاقا من شخصا با فلسطینیها برخورد داشته ام...به جز قلیلی از اعضای حماس اکثرشان ایران را فرصتی برای حفظ خود میبینند. مردمشان یاد گرفته اند که گدایی کنند.از ۱۹۴۸ این ملت با کمک بقیه زندگی کرده...خیلی عجیب نیست که راههای گدایی را خوب بلد باشند.بسیار مردم تنبلی هستند و شما مقایسه کنید با حزب الله لبنان که بسیار تیز و زرنگ اند.حداقل لبنانیها  خودکفاتر  هستند هم به لحاظ اقتصادی هم به لحاظ فکری و تمرین دموکراسی.

تدبیر سید حسن نصرالله در لبنان باعث شده تا حزب الله برای مردم هم تا حد زیادی وزنه باشد هرچند در وقایع اخیر این وزنه بار سنگینی را به دوش لبنان گذاشته است.

باید از تاریخ معاصرمان درس بگیریم تا بعضی تجربیات را تکرار نکنیم.

سرمایه گذاری میلیاردی ما در بوسنی سال ۹۳-۹۵ چه فایده ای داد؟

سرمایه گذاری ما در افغانستان به مدت بیست سال چه سودی نصیبمان  کرد؟

در هر دو مثال با ورودآمریکا ما را انداخته اندبیرون!!!!

عراق هم همینطور...زرنگ باشم.منافع ملت محروم خودمان را بسنجیم.الان کجاها داریم هزینه میدهیم؟

  • گرانی اشیا
  • بنزین وارداتی از دوبی و هند
  • عدم اعطای پذیرش تحصیلی به دانشجویان ایرانی
  • توهین به مسافران ایرانی در فرودگاههای دنیا
  • تورم

لبنان مردمی دارد.کشورها برای دفاع از منافع خود در لبنان خیلی کارها میکنند اما جنگ نه!!! لطفا مراقب باشیم که دشمن بهانه پیدا نکند

با احترام / دکتر شیری

فرصت کامنت این مطلب تمام شد.لطفا نقطه نظراتتان را برای نگارنده ارسال بفرمایید.

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 02:48 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (2) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v اولین شوی لباس زنانه جدید در جمهوری اسلامی ایران

عکسهای اولین شوی لباسهای زنانه در جمهوری اسلامی برای پوشیدن بیرون

این تصاویر از سایت بازتاب انتخاب شده که علی معینی فرستاده برام.

 

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 02:22 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (1) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v مجازات

چهارشنبه، 28 تير 1385

  

دست از سرش بر نمی­داشت، اعصابش را به هم ریخته بود، نه می­توانست دورش کند و نه از پس کشتنش بر می­آمد. کشتن او بی شک برایش آرزو شده بود، تصمیمش قطعی بود، باید بلند می­شد. خانه تاریک بود. برق ها رفته بودند، نمی توانست چراغ روشن کند، مهتاب اتاق را نیمه روشن کرده بود، همین نور هم کافی بود تا از تصمیمش منصرف نشود، نگاهی به دستش انداخت، به خود یاد آوری کرد که پس از اتمام کار باید دست ها را بشوید. می­دانست که آثار آن موجود کثیف نیز او را آزرده خواهد ساخت. ناگاه چیزی در وجودش او را به فکر برد، عذاب وجدان داشت، به این اندیشید که

اگر آزارش داده فقط به خاطر طبیعتش است و بس. باخود گفت: "اگر او نمی رود شاید این من هستم که باید بروم. شاید من جای او را تنگ کرده­ام، شاید حقی از او ضایع کرده­ام. اصلا چرا فکر می کنم او موذیست؟ اصلا چرا باید از او بدم بیاید؟ چرا فکر می کنم خونخوار است و پلید؟"

 صدایی او را به خود آورد، خودش بود، نجوای آزار دهنده­ی او. به دنبال صدا رفت، تمام افکار منصفانه­ی چند لحظه پیش جای خود را به خشم داد. سرگردان رفت و رفت، چرخید و چرخید. صدا بلند تر می­شد. اورا دید. دستش را پرتاب کرد، دیگر صدا به گوش نمی­رسید. آرام آرام دستش را گشود. دلهره داشت، او را کشته بود. باید به سرعت دستش را می­شست. دوید. لبه­ی فرش بلند شده بود، پایش به آن گیر کرد، سرش به شدت به زمین اصابت کرد. درد زیادی در بدنش احساس می­کرد. چند دقیقه همانجا افتاد تا فهمید بی حسی به سراغش آمده. نفهمید که در حال بی هوش شدن است یا مردن.نمی خواست بمیرد. در حالی که سعی داشت فریاد بزند:"من زندگی را دوست دارم!" به این فکر کرد که مجازات قتل یک مگس نباید چنین سنگین باشد

از وبلاگ loveyour life برداشته شد:

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 12:24 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (2) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v تکلیف شب بچه های توانگری تیر 85

با سلام به دانشجویان مباحث توانگری
موضوعات  مورد بحث این هفته عبارتند از :
  • معصومیت احمقانه1
  • دعای توانگرانه1
  • اصل جبران
  • اصل جذب و تشعشع
  • اصل خلا
  • اصل نگهداری
  •  اصل خلاقیت
  1. لطفا کاغذ اولویت بندی خود را مرتب بر اساس سه ستون همراه بیاورید.
  2. هر کس برچسبهای خود را که در طول این 10 روز کشف کرده لیست کند بیاورد.
  3. میهمان و سخنران ویژه   روز ۵ شنبه اقای نیک صالحی هستند
  4. میهمان و سخنران ویژه روز جمعه آقای فتاحی هستند.

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 08:39 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (1) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v وقتی یک ایتالیایی تعطیل میره انگلستان این میشه!

سه شنبه، 27 تير 1385

این فایل را هم حسین صحرایی فرستاده...اگه انگلیسیتون بدک نیست خیلی میخندین.

http://funcop.net/italianenglish.swf

سیستم کامنت در این پست بسته است

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:30 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v رابطه با معشوق به همین دقت است.

به این کارتون دقت کنید.همین تعادل است که رابطه عاطفی را حفظ میکند.

این فلش را پریسا برامون فرستادن.ازشون ممنوم

http://www.transience.com.au/teetering.html

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 12:52 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (2) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v عکسهای بسیار دیدنی از جام جهانی

دوشنبه، 26 تير 1385

ممنونم از برقعی برای این عکسها

http://www.golagha.ir/vijename/2006/Jun/10/282.php

 

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 06:38 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v درسی که آن زن به من آموخت

 

روز مادر اتفاق جدیدی در زندگی کاری من رخ داد.برای اولین بار ، من تدریس open -class کردم .یعنی به ابتکار فرهنگسرای خانواده در منطقه ۸ تهران ، در  فضای باز پارک فدک ۱۰۰۰ صندلی چیده بودند و مردم هم اتفاقا نشسته بودند که به بحث                      زنانگی مدرن و آشتی با ایرانی بودن ما گوش دهند .

من چیزی حدود ۱ساعت و بیست دقیقه حرف زدم.اسلاید و...فراهم بود.راستش نگران بودم که آیا در این شرایط موفق خواهم بود یا نه!

جمعیت حاضر متشکل از بسیاری از زنان و مردان جوان و میانسال و پیر و کودک و...بود.اما به لطف الهی مردم خیلی همکاری کردند.

در انتهای برنامه زنی مسن شاید ۷۵ ساله آمد نزدیک میز استقرار م و با لهجه شیرین ارمنی بهم گفت :

دکتر جان! تمام این بلاهایی که تو حرفات زدی سر من اومده...من همه چیم را به پای پسرم ریختم و الان کارتن خوابم! به مردم میگی که کلفتی فرزندانشون را نکنن اما نمیدونن کجا را در نظر گرفتی...

مردم به خلاف تصور من از برنامه های سخنرانی علمی استقبال خوبی میکنند اما باید مثالهایی براشون زد که براشون دردهاشون را یادآوری کنه...دوران کلیشه ای صحبت کردن تمام شده...هنوز بعضی همکاران ما فکر میکنند سخنرانی یعنی یه مشت پاراگرافهای کتب تخصصی را سر هم کردن و تحویل خلق الله دادن...نه آقا! درد مردم را بگو خودشون میان سراغ کتاب و...

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 06:02 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (3) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v سخنرانان کلاس توانگری

يکشنبه، 25 تير 1385

کلاس توانگری درباره موفقیت چندبعدی و واقعی در ایران، چهارمین سال خود را میگذراند.

دکتر شیری مدرس دانشگاه و عضو پژوهشکده علوم شناختی ایران ICSS   مباحث زیر را در این کلاس با اسلایدهای رایانه ای  و مثالهای عینی تدریس میکند :

  • هر کس چند بعدی است multipotentiality
  • شخصیتهای زئوس تایپ / آپولو تایپ / هرمس تایپ در روانشناسی یونگ
  • رابطه نظم معنوی با موفقیت بیرونی
  • ما چند بعدی باید مدل سازی کنیم تا شادمانی درونی بیابیم
  • شیوه های برنامه ریزی موفق شخصی در ایران ، مدیریت پول ، اولویت بندی
  • کجاها بازی winner-winner انجام دهیم؟
  • عادات بدردبخور مردان و زنان موفق چیست؟
  • بررسی نکات بدردبخور کتاب who moved my cheeses
  • قانون خلا / جذب و تشعشع / افزایش/ کار توانگرانه  و ۵ قانون دیگر
  • دعا کردن توانگرانه :امیدهای احمقانه / امیدهای خردمندانه
  • بحث مرگ ،تناسخ و مرگ اندیشی پویا
  • اصل نگهداری / اصل جبران / اصل جذب و تشعشع / اصل خلا / اصل فراوانی
  • قراردادهای یکطرفه ای که با خدا میبندیم

    بخش میهمانان ویژه کلاس توانگری از میهمانانی دعوت میکند تا درباره موفقیت در ایران در عرصه تخصصی و زندگی خود صحبت کنند :

    1. حجت الاسلام واحدی : روحانی / فوق لیسانس حقوق بین الملل / از مدیران موفق نظام/ خلبان تاریخ سخنرانی  کلاس جمعه ۶ مرداد ۸۵ بحث multipotentiality
    2. آقای مهندس  نیک صالحی : موفقیت در عرصه تجارت اینترنتی / طراحی و مدیریت ۴۰ سایت مشهور و پربیننده با ۸۰۰۰۰ بیننده در روز / خلاقیت / اشتغال زایی /  تاریخ سخنرانی در کلاس ۵ شنبه ۲۹ تیرماه ساعت ۱۴ الی ۲۰ بحث خلاقیت creation

    1. سرکار خانم نیکی کریمی : هنرمند سینمایی / مولف / مترجم/ کارگردان/ دارای جوایز متعدد جهانی و داخلی / جمعه ۶ مرداد  ۸الی ۱۴

    1. جناب آقای حسین فتاحی : مدیر موفق عرصه صنعت ، موسس ۱۱ صنعت داخلی در عرصه سرامیک و کاشی و دامداری و ساختمان / جمعه ۳۰ تیر کلاس ساعت ۱۴ الی ۲۰

    ***********************************************************

    کسانی که مایل به حضور در این برنامه ها هستند با توجه به محدودیت فضای سالنها لطفا با اعلام اسامی همراهان خود جهت صدور کارت ورود، هماهنگی لازم را بامسوولین ثبت نام به عمل آورند .

    آقای فرزاد ۰۹۱۲۳۱۳۴۸۶۰

    آقای مهدوی ۰۹۱۲۱۹۶۲۶۰۴

  • v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 05:46 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



    بازگشت به صفحه اصلی


      v دو روز بیشتر فرصت نمانده برای دیدن این نمایشگاه دیدنی

    دیروز نمایشگاه عکس این تیم را در فرهنگسرای دانشجو دیدم...خیلی جالبه...با دوستاتون که اهل ذوق هستند یه سر بزنید...بچه هایی جوون و با سلیقه این نمایشگاه را ترتیب داده اند.احسان رافتی هم مسوول نمایشگاه است.فقط ۲ روزه حیف!

     

    دوربین دات نت برای دومین بار برگزار می کند
    نمایشگاه عکس خبری با موضوع« زن در زندگی شهری»
    .
    افتتاح نمایشگاه : شنبه 24 تیرماه / ساعت 4 عصر
    بازدید : یکشنبه 25 تیرماه تا سه شنبه 27 تیر
    مکان : فرهنگسرای دانشجو / گاری شفق
    آدرس : یوسف آباد / خیابان بیست و یکم

    v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 12:42 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



    بازگشت به صفحه اصلی


      v نامه ای خوندنی و کوتاه

     

    یک روز کارمند پستی که به نامه‌هایی که آدرس نامعلوم دارند، رسیدگی می‌کرد، متوجه نامه‌ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود؛ نامه‌ای به خدا.

    با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند. در نامه اینطور نوشته شده بود:


    خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی‌ام با حقوق ناچیز بازنشستگی می‌گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود، دزدید. این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می‌کردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده‌ام، اما بدون آن پول چیزی نمی‌توانم بخرم. هیچ‌کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم. تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی، به من کمک کن.


    کارمند اداره پست خیلی تحت‌تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه
    آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند. در پایان 96 دلار جمع شد که آن‌را برای پیرزن فرستادند. همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند، خوشحال بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت تا اینکه نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود؛ نامه ای به خدا. همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود:


    خدای عزیزم. چگونه می‌توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با آن‌ها بگذرانم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی، البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آنرا برداشته‌اند.

    امير عظمتى این مطلب از وبلاگ  یک کلیک برای همیشه برداشته شده است.

    v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 11:34 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



    بازگشت به صفحه اصلی


      v صف طولانی برای دیدن لحظه شکفتن عجیب ترین گل دنیا

    شنبه، 24 تير 1385

    صف انتظار برای تماشای شکفتن بدبوترین گل دنیا - جمعه 23 تير 1385


    ایسکانیوزـ شکفتن بزرگ‌ترین گل جهان به بلندای سه متر در بوستان مرکزی جاوه اندونزی چشمان صدها نفر را به خود خیره کرده است.


    به گزارش سرویس حوادث ایسکانیوز،‌ لوف که به نوعی بدبوترین گل دنیا نیز به شمار می‌رود هر چهل سال یکبار برای کم‌تر از دوشبانه‌روز باز می‌شود.


    این گیاه بسیار زیبا هم اکنون در بوستان مرکزی جاوه اندونزی درحال شکفتن است و صدها نفر از مردم این شهر را برای تماشای لحظه به لحظه باز شدن به آنجا کشانده است.


    v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 04:23 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (2) v



    بازگشت به صفحه اصلی


      v افشای 1400 نامه عاشقانه اینشتین

    افشای 1400 نامه عاشقانه آلبرت انیشتین - جمعه 23 تير 1385

    سایت اینروزها / ارسالی مجتبی پیرعلی
    ایسکانیوز ـ 1400 نامه آلبرت انیشتین که از دوران شهرت تا آخرین روزهای زندگی نوشته بود در بیستمین سالروز مرگ دخترش باز و خوانده شد.

    به گزارش سرویس حوادث ایسکانیوز، انیشتین ـ دانشمند به نام آلمانی ـ که به خاطر تئوری قانون نسبیت به شهرت جهانی رسید وقت کمی را در خانه‌اش می گذراند و بیشتر به کشورهای مختلف قاره سبز و آمریکا سفر می‌کرد. وی سال 1903 با ملیوا ماریک ازدواج کرد و نتیجه این پیوند دو فرزند پسر بود این پیمان مقدس اما پایان خوشی نداشت و 16 سال بعد از هم جدا شدند انیشتین بعدها با دختر عمویش السا عروسی کرد و خداوند دختری به نام مارگوت به آنها هدیه داد.

    این دانشمند پرآوازه طی زندگی مشترک با دختر عمویش با شش زن دیگر که بی دریغ به او محبت می‌کردند رابطه عاشقانه داشت: استلا، ایتل، تونی، مارگاریتا و دو نفر که نامشان رام و ال عنون شده است.

    گزارش ایسکانیوز می‌افزاید: انیشتین در 1400 نامه‌ای که برای دخترش مارگوت نوشته از علاقه خود به این زنان سخن به میان آورده است و این اسرار بعد از مرگ پدر در سال 1955 میلادی در قلب اوماند مارگوت بعد از مرگ پدر نامه‌های خصوصی او را به دانشگاه هبرو برد و گفت: فقط 20 سال پس از مرگش اجازه خواهند داشت آنها را باز کنند. گزارش ایسکانیوز حاکی است: مارگوت 8 جولای 1986 میلادی به خواب ابدی رفت و بنا به وصیتش دیروز در بیستمین سالروز مرگش نامه‌های خصوصی آلبرت انیشتین سرانجام باز و خوانده شد.

    سرویس کامنت این مطلب بسته است.

    v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 04:21 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



    بازگشت به صفحه اصلی


      v عکسها و وقایع روز سوم توانگری

    نکات :

    • کلاس توانگری روز گذشته از ساعت ۱۴ الی ۲۰ برگزار شد.
    • به مناسبت روز مادر دیروز مادران اعضای کلاس و پدران آنها نیز میهمان ما بودند.
    • دو بار استراحت داشتیم .
    • عکسهای جلسه موجود است که متقاضیان به بنده نامه بزنند.
    • اگر نامه های بنده را دوستان کلاس توانگری دریافت نکرده اند به این معنیست که یا آدرس درست به من نداده اند یا آدرس الکترونیک به ما نداده اند.

    مطالب درسی دیروز:

    1. توانگری چیست.فرقش با موفقیت چیست؟ چرا اینهمه تاکید بر توانگری میکنیم؟
    2. علی یگانه ، بیل گیتس نکان و فرقها
    3. تله های ما در عدم موفقیت چیست؟
    4.  انگ خوردن
    5. تله نفر اول بودن
    6. IDENTIFICATION
    7. استقلال روانی چیست؟
    8. تکلیف ما با بحث پدر و مادر و اطاعت و احترام و مسوولیتمان در قبال خودمان
    9. تکلیف ما با رابطه عاطفی ، آیا میتوان موفق شد و رابطه عاطفی خوبی نیز داشت؟
    10. چگونه افراد را وابسته میکنیم یا وابسته میشویم؟
    11. تنبلی ، عقب انداختن کارها ، تنبلی های پنهان
    12. شیوه ای مبارزه با تنبلی
    13. پروسه رشد فردیت(jung) ،
    14. خردهای افسردگی ، انزوا ، آشتی با خود ، بازگشت به جمع
    15. سخنرانی دکتر فرشته مسرور جراح برجسته زنان در باب زندگی سینوسی و نحوه غلبه بر مشکلات( مرگ مادر ، شکست عاطفی، سرطان)
    16. اولویت بندی که همه در تمرین آن شرکت جستند .

     

     

    v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 02:18 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (1) v



    بازگشت به صفحه اصلی


      v دیگه برام مهم نیست که منو بخوای یا نخوای(موفو)

     
    این مطالب از وب نوشت  موفو براتون انتخاب شده است.
    خیلی تند نوشته اما بالاخره دیگه...
     

    هی...گوش کن !
    دیگه واسم مهم نیست که منو بخوای یا نه
    دیگه هیچی واسم مهم نیست
    اونی که مهمه اینکه من تو رو می خوام....اینکه من تو رو به دست میارم
    بفهم چی میگم کثافت !

    پ.ن: بابابزرگم هر چی بهش میگی که مثلا تعجب کنه میگه آخرالزمون شده دیگه...هیچی بعید نیست!
     حالا داستان عشق های ما و ابراز علاقه های ماهم از نوع اون آخرآزمان شده...

     

    v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:42 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (1) v



    بازگشت به صفحه اصلی


      v خانم نیکی کریمی و حجت الاسلام واحدی در جلسه آخر توانگری سخنرانی میکنند.

    چهارشنبه، 21 تير 1385


     خانم نیکی کریمی  پس از سفر ۱۰ روزه خارج ایران ،  برای  جمعه ۶ مرداد سخنران بحث توانگری هستند .


    در ضمن حجت الاسلام  واحدی ، نماینده رهبری سفر عمره هستند و با سوغاتی  روحیه خوبتر در روز ۶ مرداد سخنران دیگر توانگری میباشند.


    برای حضور اولویت با شاگردان توانگری میباشد.


    برای ثبت نام توانگری الان اقدام کنید.۰۹۱۲۳۱۳۴۸۶۰/ آقای فرزاد



      استثنائا سیستم کامنت این صفحه مسدود است.

    v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 05:05 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



    بازگشت به صفحه اصلی


      v همه ما میدانیم که تو فرزند یک بدکاره ترویستی( دعوای زیدان سر این جمله بوده)


    «همه ما مى دانيم تو فرزند يك بدكاره تروريستى». اين دقيق ترين گزارشى است كه متخصصان لب خوانى از جمله اى ارائه كرده اند كه ماركو ماتراتزى به زيدان گفت. دو روز پيش گاردين اعلام كرده بود كه در افواه عمومى شايع است ماتراتزى زيدان را تروريست خطاب كرده است. خبر بقيه روزنامه ها مثل ميرور هم مبتنى بر حدس گاردين بود. ديروز اما اخبار دقيق اعلام شد. سرعت انتقال اخبار به حدى بود كه دايره المعارف اينترنتى «ويكى پديا» بخشى جديد به مدخل زيدان افزود و شرح دقيق ماجرا را روى خط فرستاد. ماتراتزى پيراهن زيدان را مى كشد، زيدان به او مى گويد اگر پيراهنم را مى خواهى پس از بازى آن را به تو مى دهم، ماتراتزى با خشم جواب مى دهد من پيراهن همسرت را مى خواهم و زيدان مى رود. اما ماتراتزى ادامه مى دهد و مى گويد همه ما مى دانيم تو فرزند يك بدكاره تروريستى و اين بار زيدان برمى گردد و ماجرا را تمام يا بهتر بگوييم آغاز مى كند. عكس العمل ها به حركت زيدان متنوع بود و متضاد.

    روزنامه راست گراى فيگارو در صفحه ،۲۰ يك عكس تمام صفحه از زيدان چاپ كرد و روى آن نوشت: «شماره ۱۰ عزيز، در قلب مايى، مرسى». اما وزير فرهنگ اسبق فرانسه، ژاك لانگ، زيدان را يك احمق خواند. قدر مسلم اين است كه براساس آخرين نظرسنجى ها، فرانسوى ها مجموعاً زيدان را بخشيده اند و درصد آمار كسانى كه از زيدان حمايت كرده اند، ساعت به ساعت روبه افزايش است. گرچه برآيند نظرات به نفع زيدان و حتى حمايت از رفتار او بود اما وبلاگ هاى ايرانى حكايت از موضع ديگرى داشتند. بسيارى از وبلاگ نويسان استدلال كردند كه بالاخره خشونت فيزيكى كار ناپسندى است و نبايد انجام بگيرد. به نظر آنها رفتار زيدان ناشى از عدم تسلطش بر رفتار شخصى و تندخويى و تندمزاجى او است. قدر مسلم اين است كه پرونده زيدان - ماتراتزى همچنان مفتوحه خواهد ماند؛ نه به اين دليل كه وقايع ورزش فوتبال اهميتى فوق العاده دارند بلكه به اين علت كه دعواى خونين فينال ۲۰۰۶ پرده از پيچيدگى هاى فرهنگى اى برمى دارد كه فوتبال، سياست و جامعه را دربرگرفته اند. به راستى مرز هاى خشونت كجاست؟ تلاش براى تحقق حقوق بشرى تا چه سطحى بايد پيگيرى شود؟ دلمشغولان اخلاق گرايى در فوتبال چه تدبيرى براى مجازات افرادى انديشيده اند كه پاى كسى را قلم نمى كنند اما زبانى برنده تر از تيغ دارند؟ چه كسى به نتايج تاسف بار خشونت لفظى مى انديشد؟

     

    جايزه دادن به زيدان را به خاطر حمله اش به ماتراتزى، كسى توصيه نمى كند. هيچ كس منكر اين نيست كه اعمال خشونت فيزيكى، نه در فوتبال كه در تمام عرصه هاى زندگى اجتماعى، نتايج ناگوارى به بار مى آورد. اما به فرض كه از تمام خشونت هاى فيزيكى جلوگيرى كرديم. آيا مسئله خشونت حل شده است؟

    بگذاريد يك بار ديگر داستان را مرور كنيم. زين الدين زيدان مسلمانى الجزايرى است كه به فرانسه آمده تا بخت خود را بيازمايد. سال ها تلاش و پشتكار، او را تبديل به فوق ستاره اى مى كند كه چشم ميلياردها انسان را فارغ از هر دين و نژاد و جنس، به دنبال خود مى كشد. يك تنه تيمش را از بحران نجات مى دهد و به فينال مى رساند و حالا قرار است تمام سرزمين فرانسه را ميزبان ضيافتى كند كه يك مسلمان مهاجر برپا كرده است.بله، زيدان مى توانست از حرف ماتراتزى چشم پوشى كند و با استفاده از روش هاى مدنى عليه او اقامه دعوا كند. اما اين كار را نكرد. اين ادعا كه او در آن لحظه به شهود فلسفى اى رسيد كه بايد براى دفاع از حيثيت و هويت خود نعش ماتراتزى را بر زمين بيفكند، شايد چندان پذيرفتنى نباشد.

    اما لحظه اى را تصور كنيد كه برترين بازيكن جام جهانى ۲۰۰۶ درست چند لحظه پس از پديد آوردن يكى از زيباترين صحنه هاى فينال، با خشونت ناجوانمردانه ايتاليايى تبارى روبه رو مى شود كه تمام بغض و حقارت ناشى از پنالتى چيپ و زيباى زيدان و تركتازى هاى منحصر به فردش در ميانه ميدان را در قالب توهينى نابخشودنى ابراز مى كند. به راستى نسبت زيدان با تروريسم چيست؟ اگر مسلمان بودن او و بن لادن، دليلى بر تروريست بودن زيدان است پس ماتراتزى كه بر اريكه فاشيسم، در گذشته نزديك، تكيه زده و در همين سال هم از تبانى هاى تعفن آور نظام باشگاهى كشورش پا به جام جهانى نهاده در كجاى جهان ايستاده است؟ اگر هم استدلال مى كنيد كه ماتراتزى عصبانى شده و حرفى ناشايست زده و زيدان نبايد اين كار را مى كرده و اين دو رفتار به يك اندازه محكوم است نبايد فراموش كنيد كه در اين صورت ايتاليايى ها يك كارت قرمز بدهكارند. كارت قرمزى كه مى توانست قهرمانى را از آنها بگيرد و حالا كه اين اتفاق نيفتاده، شيرينى قهرمانى را از آنها خواهد ستاند؛ محبوبيت زيدان رو به افزايش است.مدافعان نظام اخلاق گراى ورزشى كه با لرزيدن ساق پاى هر بازيكن چند ميليون دلارى تا مرز سكته پيش مى روند، چه تدبيرى براى آينده فوتبال انديشيده اند؟ سياست ورزان و دغل پيشگان تا كجا حق دارند سرافكندگى شان در زمين فوتبال را با عقده گشايى هاى سياسى جبران كنند؟يك بار ديگر جمله ماتراتزى را مرور كنيد تا بدانيد كه تعبير او توهينى يك باره و فى البداهه نبوده است. فراموش نكنيم كه زيدان در همين يوونتوس بازى مى كرده و احتمالاً جمله ماتراتزى كه «همه ما مى دانيم» بار همه توهين ها و تحقير هايى را به دوش دارد كه در تمام آن روزها از سوى ايتاليايى ها نثار او مى شده است؛ ايتاليايى هايى كه به گواهى تاريخ براى سربلندى در زمين فوتبال دست به هر اقدام حقيرانه اى زده اند. چه بسا كه مربيان ايتاليا در ابتداى مسابقه از همه خواسته بودند كه هر طور هست زيدان را از كار بيندازند. احتمالاً آنها در جام جهانى بعدى براى از كار انداختن ستاره هاى حريف يك تك تيرانداز استخدام خواهند كرد.

    ضربه زيدان يك هشدار به نظام متكبر و مغرور جهانى بود. اگر قرار است زين الدين زيدان كه در تمام سال هاى حضورش در جامعه غربى، نمونه اى از يك به اصطلاح شرقى موفق را ترسيم كرده و بالاتر از تمام نمونه هاى غربى نشسته با چنين برخوردهايى مواجه شود، پس چرا نبايد اين ايده در ذهن همه شرقى ها شكل بگيرد كه گويا قرار است حقوق بشر فقط براى همان هايى باشد كه در ما به ديده تحقير مى نگرند؟ انديشمندان و متفكرانى كه دلمشغول گسترش رفتارهاى تروريستى در جهان هستند بايد نيم نگاهى بر مشى و روش هم كيشان و هموطنان خود بيندازند.كسى از تروريسم دفاع نمى كند. هيچ مسلمانى در پى از بين بردن حقوق ديگران نيست. اما لازم است جهان غرب هم گاهى به كارنامه خود نگاهى بيفكند و رفتارهاى ناپسند را محكوم و از عرصه محو كند. درس نياموختن از اتفاقاتى كه پس از انتشار كاريكاتورهاى نشريه دانماركى رخ داد مى تواند زمينه را براى نزاع هاى بعدى مهيا كند. همه ما دوست داريم كه ملت ها با صلح و صفا (با همه آرمان خواهى مستتر در اين الفاظ) در كنار هم زندگى كنند و از مصاحبت يكديگر لذت ببرند. اما بترسيم از روزگارى كه مخاطبان جامعه غربى جاى پاى غرب را بر گلوى نازك شرافت خود ببينند. مسلماً نتيجه بسيار ناگوارتر از سرنگونى ماتراتزى خواهد بود. فراموش نكنيم كه در چنين شرايطى اخراج از جام جهانى و قهرمان شدن تيم مقابل و خارج شدن از ليست بهترين بازيكن ها هيچ اهميتى نخواهد داشت؛ مسئله حيثيت است.

     خوب ، بد ، زشت

    نوشته شده  : حميدرضا ابك

    ۲۱ تیر ۱۳۸۵

     

    زیدان به من گفت، چی گفت؟

    ابراهیم نبوی
    e.nabavi@roozonline.com

    ۲۱ تیر ۱۳۸۵

    نتیجه بررسی های مربوط به درگیری زین الدین زیدان و ماتراتزی منتشر شد. طی بررسی هایی که از طریق لب خوانی انجام شده است، حقایق فراوانی در این مورد منتشر شد. ( البته در مورد ایتالیایی ها، از طریق حرکت دست ها هم می توان فهمید که مردم در چه مورد حرف می زنند، نیاز زیادی به لب خوانی نیست)
    یک نشریه انگلیسی نوشت: ماتراتزی به خواهر زیدان گفته است «روسپی»، در حالی که یک نشریه چاپ کویت نوشت که ماتراتزی به زیدان گفته است: « ای زنازاده عرب! یو آرهارب و التروریست»، در همین حال یک نشریه اسپانیایی نوشت که ماتراتزی به خواهر زیدان چیزی نگفته، بلکه به او گفته است « ننه تو...»، در حالی که یک نشریه چاپ لیسبون نوشت که لب خوانی ماتراتزی نشان می دهد که وی به زیدان گفته است « خواهر ننه تو...»، اما نشریه «لااستوپیدا» چاپ رم از قول ماتراتزی نوشت « من بهش گفتم آقا واسه چی دست منو می گیری، اون بهم گفت دلم می خواد عوضی، منم بهش گفتم عوضی خودتی و جد و آبادت، اون هم با کله زد به سینه ام.» نشریه «ایل کرتینو» چاپ سیسیل نوشت ماتراتزی گفته است « من اصلا به زیدان چیزی نگفتم، من نگفتم تروریست، چون من نمی دونم تروریست چی هست، من فقط در مورد خواهر و مادر اطلاعات دارم.». هفته نامه « فرانس دگولس» چاپ پاریس، نوشت که ماتراتزی به زیدان گفته است« ای عرب کثیف تروریست! برو گمشو که نمی خواهم روی نحست را ببینم.» در عین حال، روزنامه های چاپ وطن تحقیقات خود را در مورد جملات ماتراتزی منتشر کردند. نشریه ندای فطرت نوشت « مهاجم کثیف ایتالیایی به برادر زیدان اهانت نژادپرستانه نمود و زیدان نیز همانطور که ما ایرانیان غیور در مسابقه با تیم بحرین که یک عرب سوسمارخور کثیف به ما اهانت کرد، حق اش را کف دستش گذاشت.»

    آبروی از دست رفته علی دائی
    خوشم می آید که حرف نداریم. در عرض یک روز دولت و ملت فرانسه نشان دادند که حتی اگر قهرمان شان هم اشتباه کند، اشتباه او را می بخشند و هرگز قهرمانی را که ده سال افتخار کسب کرده و یک بار اشتباه کرده نمی اندازند توی آشغالدانی. راستی علی دائی کجاست؟ آقای گل تاریخ فوتبال و بزرگترین شخصیتی که برای فوتبال ایران ده سال افتخار آفرید و سه ماه بد بازی کرد و به همین دلیل از ذهن و حافظه ما حذف شد. ملت بدی هستیم، شما را نمی گویم، همه مان را می گویم.



    v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 02:57 ب.ظ v



    بازگشت به صفحه اصلی


      v از هرچی گذشتی بگذر اما از آرامشت هرگز!

    اینها را کورش علیانی نوشته: اینم سایتش
     
    اگر كسی از درخت زردآلو بپرسد كه «از وقتی كه هسته بودی تا الان كه درخت شده‌ای چی از همه بيش‌تر به‌ت سخت گذشت؟» می‌گويد «يكی آن زمستان اولی بود كه سرما شد و يخ‌بندان شد و يخ پوستم را تركاند، يكی هم آن سال كه باغ‌بان آمد و با نيش چاقويش پوستم را چاك داد و پيوند زد».
    راست می‌گويد. به‌ش سخت گذشته. حواسش هم نيست كه اگر آن سرما و يخ‌بندان نبود و پوستش را نمی‌تركاند، توی باغ‌چه می‌پوسيد و اگر هم آن نيش چاقو نبود تا دنيا دنيا است بی‌بار می‌ماند.
    ******************************************************
     يك حرف برايت بزنم كه كيف كنی. هزار بار هم شنيده‌ای ولی كيف دارد. خدا معامله‌گر است. معامله‌گر زرنگی هم هست. می‌روی جلو كلاهش را برداری، سرت كلاه می‌گذارد. تازگی‌ها هم شنيده‌ام كه معامله می‌كند سه به يك. اما جنسی كه دارد اين‌قدر خوب است كه سه به يك هم می‌ارزد. آن سه تا كه می‌خواهد چی است؟ آن سه تا چی است؟
    اوليش اين كه برگرد. برگرد خانه‌ات. برگرد به وطنت. برگرد پيش مادرت. برگرد همان‌جا كه بودی. همان‌جا كه آهو بودی و قشنگ بودی.
    دوم اين كه دنبال آرامش باش. هميشه پی آرامش و امنيت باش. از هر چيزی می‌گذری بگذر، ولی از آرامش نگذر. از امنيت نگذر.
    سومی هم اين كه كار كن. كار خوب هم بكن. كاری كن كه خوبی ازش دربيايد.
    اين كارها را كه كردی، او هم همه‌ی كارهای بدت را جمع می‌كند، مثل اين معركه‌گيرها. چی می‌گويند به‌‌‌ش شامورتی. همه‌اش را می‌كند كار خوب. كار بد چی شد؟ خوب شد. خلاص
     
    ************************************************************
    مومن برايت گفتم همان كسی است كه دنبال آرامش است. دنبال امن و امان است. آن وقت مومن يك شرايطی دارد. يك احوالی دارد. اين احوال اگر در كسی بود، خودش بود نه كه به زور، او مومن است. اما اگر به زور در كسی فراهم كردند يا كسی نداشت، خب او به امن و آرامش نزديك نشده هنوز.
    از اين نشانه‌ها يكی هم اين است كه غمش توی دلش است. هر وقت ديدی دلت می‌خواهد شكايت كنی، غمت را به يكی بگويی بدان كه هنوز تا آرامش و امن فاصله داری. وقتی به آرامش نزديك شوی اصلا دلت نمی‌خواهد شكايت احوالت را به كسی كنی. يكيش هم اين است كه شاديش توی صورتش است. وقتی شاد است اصلا نه می‌خواهد قايم كند و نه اگر هم بخواهد می‌تواند.

    v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 02:07 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (2) v



    بازگشت به صفحه اصلی


      v تا چند متر رکورد میزنید؟(ممنونم از پریسا)

    سه شنبه، 20 تير 1385

    http://www.tabrizy.com/f/game/Mast.swf

    موس را هر طرف که ببرید میتونید جلوی افتادن این اقا را بگیرید

    بسیار بازی باحالیه...کلی از بخشهای مغز تو این بازی درگیرند

    v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 09:25 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



    بازگشت به صفحه اصلی


      v پشت پرده اخراج زین الدین زیدان در بازی با ایتالیا / یافته های متخصصین لب خوانی

    ماتراتزی با قبول توهين به زيدان: من او را تروريست نناميدم، گاردين هم تکذيب کرد، ايسنا ، ايران ورزشی، ايرنا

    يافته‌های جديد متخصصان لب‌خوانی

    صحنه درگیری را با سرعت مناسب اینجا ببینید(ممنونم محسن)

    خبرگزاری دانشجويان ايران - تهران
    سرويس: جام جهانی ۲۰۰۶

    مارکو ماتراتزی، مدافع تيم ملی ايتاليا اعتراف کرد که در ديدار نهايی جام‌جهانی ۲۰۰۶ به زين‌الدين زيدان توهين کرده است.

    به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، روزنامه‌ی La Gazzetta dello Sport با اشاره به ضربه‌ی سر زيدان به قفسه‌ی سينه‌ی مارکو ماتراتزی در نيمه‌ی دوم وقت‌های اضافه‌ی ديدار نهايی جام جهانی از قول ماتراتزی نوشت: «من پيراهن او را برای چند ثانيه گرفتم و سپس وی به سمت من برگشت و بر سرم فرياد کشيد و با نگاهی تحقيرآميز به تمسخر به من گفت:« اگر پيراهنم را می‌خواهی، بايد تا آخر بازی صبر کنی! اين درست است من به او بی‌احترامی کردم.»

    از او پرسيده شد که آيا به مادر يا خواهر زيدان توهين کرده‌ای که ماتراتزی گفت:« دشنامی را که به او دادم را شما بارها شنيده‌ايد و پس از آن به يک باره من به روی زمين افتادم. من هيچ گاه او را تروريست نناميدم. من در مورد تروريست هيچ‌چيز نمی‌دانم و از آن بی‌اطلاع هستم.»

    وی در ادامه افزود: «من اسمی از مادر زيدان نبردم، چرا که برای من مادر جايگاه بالايی دارد.»

    روزنامه‌ی Corriere dello Sera در همين رابطه نوشت که ماتراتزی در سن چهارده سالگی مادرش را از دست داده و هيچ گاه به مادر زيدان بی‌احترامی نکرده است.

    مدير برنامه‌های بازيکن فرانسوی روز دوشنبه گفت: «حمله‌ی زيدان به ماتراتزی به علت صحبت‌هايی بوده که مدافع ايتاليايی انجام داده است.»

    کانال تلويزيونی Globo برزيل نيز پس از واکنش زيدان به گفته‌های ماتراتزی مدعی شد که مدافع تيم ملی ايتاليا خواهر زيدان را "روسپی" ناميده است.

    اين شبکه‌ی تلويزيونی با استفاده از متخصصان لب‌خوانی متوجه شد که ماتراتزی در دو صحنه به خواهر زيدان لقب ناشايست داده است.

    اين شبکه‌ی تلويزيونی مدعی شد که ماتراتزی پيش از آن اتفاق دو بار از اين لقب استفاده کرده است.

    زيدان تا به حال واکنشی نسبت به عملی که در ديدار نهايی جام جهانی انجام داده ارايه نکرده است؛ اما, گزارش‌های روز گذشته تاکيد داشتند که ماتراتزی زيدان را تروريست ناميده يا به وی گفته است که حق بازی برای فرانسه را ندارد.

    ***

    ايران ورزشی:

    گاردين تکذيب کرد

    روزنامه انگليسی گاردين اتهام خود به مارکو ماتراتزی مدافع ايتاليايی را از پايگاه اينترنتی خود محو کرد.
    روزنامه گاردين در ابتدا گزارش داده بود که زين الدين زيدان کاپيتان تيم ملی فوتبال فرانسه در اواخر نيمه دوم وقت اضافی ديدار با ايتاليا به خاطر اينکه از سوی ماتراتزی تروريست خطاب شده بود با سر به سينه بازيکن ايتاليايی ضربه زد و توسط داور از زمين مسابقه اخراج شد.


     

    بسياری از رسانه های خبری بين المللی از قول روزنامه گاردين تضعيف روحيه بازيکنان فرانسه برابر ايتاليا را نتيجه اقدام غيرقابل توجيه کاپيتان فرانسه می دانند.
    گاردين در ابتدا اعلام کرده بود که ماتراتزی به زيدان توهين های مختلفی از قبيل تروريست کرده ، ولی در ويرايش های بعدی اين مطلب به کلی از پايگاه اينترنتی گاردين محو شده است.
    زيدان تاکنون درباره اين حادثه سکوت اختيار کرده و وعده داده ناگفتنی های ديدار نهايی جام جهانی را در فرصت ديگری اعلام خواهد کرد.

    ***

    "تره‌زگه" مقابل رييس جمهوری فرانسه و ميليون‌ها هموطن خود گريست، ايرنا

    تهران، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۵/۰۴/۲۰‬

    "ديويد تره‌زگه" مهاجم تيم ملي فوتبال فرانسه كه با از دست دادن ضربه پنالتي خود، بخت قهرماني را از كشورش گرفت، در پايان آيين ويژه‌اي كه از سوي ژاك شيراك ترتيب يافته بود در مقابل ميليون‌ها فرانسوي كه وي را از جعبه جادويي مي‌ديدند، گريست.

    شبكه تلويزيوني "تي .وي .پنج" فرانسه با پخش گزارش تصويري از ديدار بازيكنان و كادر فني تيم ملي فوتبال اين كشور با رييس جمهوري فرانسه تصاويري از تره زگه مخابره كرد كه ميليون‌ها فرانسوي را متاثر نمود.

    تره زگه زماني كه بر روي بالكن مشرف بر هواداران تيم ملي فوتبال كشورش قرار گرفت، گريست و در اين زمان تيه ري هانري مهاجم اين تيم وي را در آغوش گرفت و به وي دلداري داد.


    زماني كه تره زگه مي‌گريست، حاضران براي وي ابراز احساسات كردند .

    تره‌زگه پيشتر در جمع خبرنگاران گفته بود كه ضربات پنالتي هم بخشي از فوتبال است

    ***************************************************************************

    زين‌الدين زيدان توپ طلای جام جهانی ۲۰۰۶ را تصاحب کرد، زيزو، بهترين بازيکن جام هجدهم، ايسنا

    خبرگزاری دانشجويان ايران - تهران
    سرويس: جام جهانی ۲۰۰۶

    زين‌الدين زيدان بازيکن خط ميانی تيم ملی فرانسه، نايب قهرمان جام جهانی ۲۰۰۶ از سوی کميته‌ی فنی فيفا به عنوان بهترين بازيکن جام هجدهم برگزيده شد.

    به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، زيدان که در مرحله‌ی حذفی رقابت‌ها تيم خود را از موانعی همچون اسپانيا و برزيل عبور داده بود در ديدار نهايی نيز تک گل فرانسوی‌ها را به ثمر رساند.

    درخشش او در آخرين بازی‌هايش در ميدان‌های فوتبال سبب شد تا کارشناسان کميته‌ی فنی فيفا او را به عنوان بهترين بازيکن جام جهانی معرفی کنند.

    v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 09:21 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



    بازگشت به صفحه اصلی


      v کلاس توانگری چیست که سالی یکبار بیشتر برگزار نمیشود؟

    دوشنبه، 19 تير 1385

     

    معرفی کلاس توانگری

    آشنایی / نحوه ثبت نام /تاریخ و محل

    ما متعهدیم که با دانشی که می آموزیم به سازندگی خویشتنمان بپردازیم و  مبادا مردم  را ارزیابی کنیم

     

    کلاس توانگری :

    من  چندین کلاس موفق را سالهاست که ارائه کرده ام  اما بی تعارف عاشق  کلاس توانگری ام هستم.توانگری یا PROSPERITY میپردازد به کلیه نکات و ایده های امتحان پس داده برای موفقیت فردی در ایران . بعضی از مطالبی که در این کلاس یاد داده میشود که

     

    • هر کس چند بعدی است multipotentiality
    • رابطه نظم معنوی با موفقیت بیرونی
    • ما چند بعدی باید مدل سازی کنیم تا شادمانی درونی بیابیم
    • شیوه های برنامه ریزی موفق شخصی در ایران ، مدیریت پول ،
    • کجاها بازی winner-winner انجام دهیم؟
    • عادات بدردبخور مردان و زنان موفق چیست؟
    • بررسی نکات بدردبخور کتاب who moved my cheeses
    • قانون خلا / جذب و تشعشع / افزایش/ کار توانگرانه  و ۵ قانون دیگر
    • دعا کردن :خرافات معصومیتهای احمقانه / امیدهای خردمندانه بررسی علمی ادعیه  پیامبر اسلام /امام سجاد و مسیح و بودا و پیامبران الهی
    • بحث مرگ ،تناسخ و استفاده از انها برای توانگری
    • رویکرد بی خرافه به ادیان برای راهکارهای موفقیت مالی و شغلی
    • اصل نگهداری
    • خدای ego-world و خدای ego-self
    • قراردادهای یکطرفه ای که با خدا میبندیم که مثلا دیگه فلان کار را نمیکنم تو هم منو ارشد قبول کن یا محبتم را در دل فلانی بنداز
    • معرفی افراد توانگر ایرانی و دیدار حضوری با ایشان: بعضی از میهمانان این دوره عبارتند از :
    1. آقای نیک صالحی :مهندس الکترونیک از دانشگاه شهید بهشتی ، صاحب یکی از بزرگترین سایتهای زنجیره ای موفق با ۸۰۰۰۰ بیننده در روز
    2. آقای فتاحی : صاحب ۱۱ صنعت بزرگ داخلی با بیش از ۱۰۰۰ میلیارد ریال سرمایه

     

     

    برنامه تابستان امسال چیست ؟

    کلاس توانگری ۱۰ جلسه است .در ۶ روز برگزار میشود (کلا دو هفته)

    • جمعه ۱۶  تیرماه - یک جلسه  ساعت ۱۵ الی ۱۸
    •  پنجشنبه ۲۲تیرماه - دو جلسه ۱۴ الی ۲۰
    •  جمعه ۲۳ تیر ماه- دو جلسه  ۱۴ الی ۲۰
    • ۴شنبه ۲۸ تیر ماه -یک جلسه  ساعت ۱۷ الی ۲۰
    • ۵ شنبه ۲۹ تیرماه -دو جلسه ۱۴ الی ۲۰
    • جمعه ۳۰ تیر ماه -دو جلسه  ۱۴ الی ۲۰

    در طول این ۴ سالی که توانگری برگزار شده است هر سال به جمع توانگران این خاک پر گهر افزوده شده است و همین است که من توانگری را گل کلاسهای خود میدانم.

    نحوه تشکیل کلاس : با استفاده از اسلایدهای رایانه ای و فیلم و تدریس حضوری

    هزینه کلاس :

    • دانشجویان سابق دکتر شیری در دانشگاه و MEC و استرنبرگ و خانواده : هر نفر ۵۰۰۰۰تومان
    • سایر دانشجویان  ۵۵۰۰۰
    •  افراد غیر دانشجو ۷۰۰۰۰ تومان
    • مثل همه کلاسهای ما ، پرداخت هزینه کلاس در طی چند نوبت امکان پذیر میباشد.
    • هر کس که توان پرداخت هزینه کلاس را ندارد اما علاقه به حضور دارد ، حتما در کلاس بیاید و موقعی که مشخص میکند خودش ، هزینه را تقبل کند.
    • هر کس که به هر دلیلی از کلاس خوش نیامد ، کل هزینه را میتواند مسترد بدارد حتی در پایان دوره
    • هزینه های فوق الذکر تا پایان ۱۶ تیر ۸۵ میباشد و بعد از آن   کلیه افراد با هزینه ۷۰۰۰۰ ثبت نام میشوند.
    • کلیه علاقه مندان  جهت اطلاعات بیشتر و ثبت نام و رزرو  و استفاده از تخفیف ثبت نام میتوانند با مسوولین ثبت نام هماهنگ بفرمایند:هیچ کس بدون اسم نویسی از قبل نمیتواند در جلسه حضور بیابد.

    آقای مهدوی ۰۹۱۲۱۹۶۲۶۰۴

    آقای فرزاد ۰۹۱۲۳۱۳۴۸۶۰

    آقای خردمند ۰۹۱۲۳۷۲۲۶۲۸

     

    v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 08:00 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (5) v



    بازگشت به صفحه اصلی


      v دیداری که با خانم تهمینه میلانی داشتم و تحلیل فیلم آتش بس .گفتگوی کامل با عکس

     

    خانم میلانی آدم جالبی هستند . نمونه یک زن آنیموسی که زنانگی خود را انکار نمیکند.خیلی خوشم اومد که کارگردان بزرگ زن ایرانی در عرصه های جهانی ، خیلی بی ریا بود و به آذری بودن خود میبالید و انتقادپذیر بود. البته خیلی زن گرا بودند و به عنوان یک مرد کمی آدم دردش می آد اما وقتی میشنوی از خودشون که در برابر بعضی نا برابری های غیر منطقی علیه زنان زجر میکشد ،متوجه میشوی که کمی با فمینیسم رایج فرق دارد .

    چیز دیگری که در ایشون توجه من را جلب کرد ، حمله به خرافه گرایی در قالب دین گرایی بود.وقتی درددل میکرد از برخوردهای وزرای ارشاد با کارهاش ، دل آدم بدرد می آمد.

    بعدا که شنیدم نزد مقام رهبری هم این گلایه را به عرض رسونده ، مطمئن شدم که این زن نمونه زنیست که برای این خاک می ماند . هرچند به لحاظ دین باوری با ایشون متفاوت بودم اما آزاد اندیشی ایشون به دلم خیلی نشست.

    هفته پیش هم قبل رفتن به آمریکا بهم گفتن که ما مال این خاکیم و اونور آب نیز از ایرونیها کم فحش نمیشنویم. در ضمن این خانم خیلی خیلی هم خانواده دوست هستند و بارها در حین گفتگو با من از دخترش ژینا و همسر محترمشون، آقای نیک بین ، یاد میکردند.

    هدایت کل جلسه توسط آقای نیما حسنی نسب صورت گرفت .ایشون نیز منتقد سینمایی هستند و جلسات بسیار خوبی در ارتباط با فیلم آتش بس ارائه کرده اند.

    متن کامل گفتگو را از اینجا بخونید.

     

     

     

    v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 03:45 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



    بازگشت به صفحه اصلی


      v خاطره ای وحشتناک و پرسشی دردناک

    این مطلب از وبلاگ گوشزد در اینجا نقل میشود:

    يك پرسش...صد پاسخ

    این خاطره هنوز بعد از سالها در گوشه​های تاریک ذهن من می​درخشد و مرا به قضاوت می​کشاند و در طی زمان داوری مرا عوض می​کند...می​خواهم شما را هم در این دلمشغولی درازمدت شریک کنم.
    سالها پيش در بندر عباس پزشک عمومی بودم و مطب نسبتا پر رونقی هم داشتم.
    روزی خانم بيست ساله​ای که بيمارم بود و تازه عروس شده بود با حالتی چنان غمگين و مضطرب مراجعه کرد که نگرانش شدم.
    پس از آنکه آرام شد ماجرايش را برايم چنين شرح داد...
    ۱۲ سال پيش که دخترکی ۸-۷ ساله بودم خواهرم با مرد مهربان و آقايی ازدواج کرد که از روز اول برای من و ساير خواهران و برادرانم مثل برادری مهربان و شوخ و بذله​گو و دوست داشتنی بود.
    در اين دوازده سال خواهرم صاحب دو فرزند شد که حالا ده ساله و شش ساله هستند.
    موقعی که من می​خواستم ازدواج کنم خواهر و شوهر خواهرم به ما بسيار کمک کردند...آنقدر که بدون کمک آنها ازدواج ما ممکن نمی​شد...
    چهار روز پيش، صبح که شوهرم سر کار رفت و من مشغول کارهای خانه بودم، زنگ در به صدا در آمد و در را که باز کردم شوهر خواهرم را در آستانه در ديدم...تعجب کردم ولی تعارف کردم و وارد شد.
    مدتی نشست و چايی آوردم و احوالپرسی کردم...گفت کاری با تو داشتم!
    با تعجب پرسيدم بفرماييد...در حالی که صدايش می​لرزيد گفت که از سه سال پيش عاشق تو شده​ام و همه​اش ترا می​خواسته​ام...هميشه تو در خيالات و تصورات منی...حتی موقعی که با خواهرت عشقبازی و سکس دارم ترا به جای او تصور می​کنم...
    ناباورانه بلند شدم که از اتاق بيرون بروم با چابکی به جلوی در پريد و دست​های مرا به زور در دستش گرفت و در حالی که از هيجان می​لرزيد با کلماتی که من ديگر نمی​فهميدم از من می​خواست که حالا که شوهر کرده​ام و ديگر منعی (منظور پرده بکارت است) در کار نيست با او عشقبازی کنم.
    با عصبانيت رد کردم و گفتم که اگر از آنجا برود به حرمت گذشته​اش قضيه را فراموش می​کنم و با التماس گفتم که به خواهرم و فرزندانش فکر کند و به آنها خيانت نکند و از من نيز چنين خيانتی نخواهد.
    بدون اعتنا به حرفهايم، در اتاق را بست و با زور در عرض چند دقيقه به شکل وحشيانه و غير قابل باوری به من تجاوز کرد و بعد پشيمان شد!
    بغض​آلود و شرمگين از من عذر خواهی کرد و خواهش کرد که او را ببخشم و ديگر تکرار نخواهد شد و مرا در ميان اشک بی​امان و حس تلخ شکستن، تنها گذاشت و رفت.
    تا بعد از ظهر که شوهرم آمد بی​اختيار گريه می​کردم...او که آمد مهربانانه از من جويای حالم شد و آنقدر با محبت با من حرف زد که پس از آنکه چند بار از او قول و حتی قسم گرفتم که واکنش نامعقول نشان ندهد ماجرا را برايش گفتم!
    ابتدا بهت زده شد و سپس با خشم تمام مرا کتک زد!
    چه غلطی کرده بودم...حالا بايد او را هم آرام می​کردم و تا صبح فردا آنقدر با او صحبت کردم که ظاهرا آرام گرفت.
    امروز صبح بدون اطلاع من با شوهرخواهرم به دريا رفته بود (معمولا برای قاچاق جنس از دوبی با هم به دريا می​رفتند) و بعدازظهر که برگشت ادعا کرد که گشت دريايی امارات دنبال آنها کرده است و در تعقيب و گريز مجبور شده​اند که جنس​های خريداری شده را به دريا بريزند و در حين اينکار و در حالی که سرعت قايق بسيار زياد بوده است شوهر خواهرم به دريا افتاده است و او از ترس گشت امارات فرار کرده است و شوهر خواهرم غرق شده است!
    همه حرف او را باور کردند (اين اتفاق گاهی می​افتاد) غير از من که می​دانستم من چه کرده​ام و او چه کرده است.
    قيافه غمبار و ماتم زده خواهرم و فرزندانش را که می​بينم...به معنای واقعی کلمه آتش می​گيرم...

    *****************************************************
    حالا پس از اين همه سال اين سوال از ذهن من بيرون نمی​رود
    خانم عزيز! اگر شما به جای اين خانم بوديد چه می​کرديد؟
    آقای عزيز! اگر شما به جای شوهر اين خانم بوديد چه می​کرديد؟

    v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 02:44 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (5) v



    بازگشت به صفحه اصلی


      v خلاقیت تو چقدر است؟

    توانگری بدون خلاقیت نمیشه...هر جور فکر میکنم میبینم که بدون خلاقیت نمیشه زندگی موفق در چند بعد داشت .

    برای جلسه ۶ توانگری بنا دارم درباره شیوه های کاربردی خلاقیت حسابی کار کنیم.

    یک سایت خوب در این زمینه را محمد کهربی معرفی کرده که برید ببینید.به ویژه اگر تیمی دارید که زیر نظرتون دارند کار میکنند.( اینجا)

    یه نگاهی به این تصاویر بنداز...هر کدام به نحوی خلاقند...

    این مجسمه طوری طراحی شده که همش احساس بیننده نوعی بی ثباتی یا سقوط است

    *******************************************

    استفاده طراحی با پوست تخم مرغ

    بقیه مثالها را میگذاریم برای فضای آموزشی کلاس توانگری

    در ضمن از  یکی از نوابغ خلاقیت در کار درامدزا با اینترنت یعنی کامی نیک صالحی وقت گرفته ایم که بیان برامون شیوه های موفقیت خودشون را بگویند .

    v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 02:14 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



    بازگشت به صفحه اصلی


      v تقدیم به هر کس که جلسه اول توانگری را دوست دارد(عکسها و اسلایدها)

    يکشنبه، 18 تير 1385

     

     

     

    عکسهای بعدی در فرصت بعدی

     

    v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 03:56 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



    بازگشت به صفحه اصلی


      v اتفاق عجیب روز قبل از کلاس توانگری چه بود؟

    چقدر این کتاب پنیر تاثیر گذار است! هر کی تو هر وادی از این کتاب ۷۰ صفحه ای میتونه استفاده کنه

    جلسه دیروز با حضور علاقه مندان درباره کتاب مشهور اسپنسر جانسون ، ((چه کسی پنیر مرا جابجا کرد)) برگزار شد . حضور ۱۷۰ نفر از کسانی که به این کتاب یا بحث توانگری علاقه دارند موجب شد که یکی از بهترین جلساتمان را ارائه کنیم.

    راستش روز قبل از کلاس  یه اتفاقی افتاد و اون دیدار با یک دانشمند بسیار استثنایی بود در یک روستای زیبا به نام ایرا از توابع لاریجان.

    این دیدار را مدیون دانشجوی خوب و عزیزم باهر خزری هستم که از نور چشمیهای شخص علامه هستند.

    نام این دانشمند علامه حسن زاده آملی هست.خوشبختانه هنوز وجود پاکشان زنده هستند .چقدر این مرد عظیم و بزرگوار است !

    سر سفره نهار - حضرت علامه با یکی از شاگردان قدیمیشون

    قطب فلسفه و عرفان و ریاضیات و نجوم و طب در سن ۷۵ سالگی محفلی دلنشین و شوخ و پر برکت داشتند.افتخار داشتم که  غیر از بعضی جوابها که به سوالات خودم و آقای باقری دادند ، نماز جماعت را به ایشون اقتدا کردیم  و در محضرشون نهار  هم خوردیم( فقط من نبودم ها!!! توهم برم نداره!)

    نهار به دعوت یک پیرمرد روستایی بود که بعد از نماز ظهر در مسجد روستا به حضار نمازگزار اطعام میکرد. علامه شیوه عجیبی در پذیرش دعوت این پیرمرد داشتند.ابتدا از مسجد بیرون امدند و تک تک دیدار کنندگانشان را راه انداختند که به شهر و دیار خود بروند وعلیرغم کهولت سنشان  به قدری مودبانه این کار را کردند که آدم تعجب میکنه! پیر مردی بزرگ به عصای خود تکیه داده بود و مردم زائر را بدرقه میکرد.بعد برگشتند مسجد تا نهار را آوردند.نیمی از بشقاب را خیلی مرتب و تمیز جدا کردند و نهار میل کردند.مردم بعد غذا برای سوال خدمتشون اومدند.

    من میدونستم که علامه حسن زاده نزد علامه شعرانی بسیاری از رموز طبی کتاب قانون بوعلی را فرا گرفته ولی نمیدونستم که مردم هم دقیقا ازشون سوالات درمانی درباره بیماریهاشون میپرسند!!!!

    الغرض سوالی درباره بحث تناسخ داشتیم ازشون که آقای باقری سوال کرد و به لطف خدا به زودی برامون جمع بندی تحقیقشون را سر کلاس ها خواهند گفت.

    علامه عشاق زیاد دارد از جمله یک طلبه جوون خوش تیپ به نام وحید فرید که تقریبا دیگه خانه زاد آقا جان است. این جوون اینقدر به ما لطف کرد که اصلا احساس غریبی نکردیم.

    البته ناگفته نماند که سال گذشته به همت آقا باهر عزیز ، من و هادی فرزاد مفتخر به دیداری خصوصی و کلی سوال و جواب با حضرت علامه شدیم که هنوز باورم نمیشود این مرد بزرگ اینقدر خوش اخلاق و خوش محفل و شیرین محضر بودند!

    چند توصیه جالب طبی از حضرت علامه:

    • آبی که صورتتان را باهاش میشورید ،جوشیده خنک شده باشد که چشمانتان سالم بماند.
    • فاصله بین تناول شام و خواب اگر کم باشد چشم بسیار آسیب میخورد.
    • تره زیاد بخورید که بسیار منافع دارد.

    خیلی این دیدار را مدیون دعای خیر والدینم و بعضی شاگردان و نزدیکانم هستم و براتون سوغاتی خیر و دعا و نیکی درون آوردم .

    باغ گیلاس این منطقه شاهکاراست. گیلاس داره اندازه گردو... فکر کنم که هفته بعد تو کلاس توانگری  از این گیلاسهای خوش خوراک بخوریم!!!!

    این اتفاق زیبای دیدار با آقای حسن زاده را به فال نیک میگیرم برای آنچه که در باب توانگری به شاگردان تدریس خواهم کرد.

     

    v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 02:22 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (3) v



    بازگشت به صفحه اصلی


      v چقدر این تیکه به دلم نشست(ممنونم کورش علیانی)

    شنبه، 17 تير 1385

    اگر دنيا را خوردی و به دنيا قناعت نكردی، اگر نيازت به او افتاد و حاشا نكردی، هر چه هم خوردی پخش و بخش كردی و به ديگران هم خوراندی، آن رد فطرت را هم از سينه‌ات پاك نكردی و حرف او را اين طوری از حرف ديگران معلوم كردی، حواست هم بود كه آخر كار حساب و كتابی هست، آن وقت خودش می‌آيد دستت را می‌گيرد، مثل بچه كه مادر دستش را می‌گيرد، با مهربانی، با محبت، می‌بردت، می‌رساندت. هدايت همين است ديگر. هدايت همين است.
     
    رفته بودم سایت کورش علیانی و این تیکه ها را دزدیدم...راسه کار بحث توانگریه...خودش میگه از حاج اسماعیل دولابی (ره) الهام گرفته

    v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 08:13 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (1) v



    بازگشت به صفحه اصلی


      v تخریب زندگی خصوصی علی دایی توسط بعضیها؟؟؟ شروع شد

    http://www.nosazi.ir/comments.asp?id=3820

    حالم بهم میخوره وقتی میبینم که برای نقد یک نفر به خصوصی ترین بخشهای زندگی او چوب میکنند!

    علی دایی کثیف ترین آدم روی زمین هم که باشد  ، روزی نورچشمی خیلیها بوده تو این دیار! اگر بنا باشد  به جای نقد عملکرد یک مسوول ، برای ساکت کردنشان ،زندگی خصوصی شان  رو شود ، دیگه سنگ روی سنگ بند نمیشود!!! بنده هم خانواده خیلی افراد خاص را ویزیت کرده ام...به من چه؟ به خواننده سایت من چه مربوط که دختر فلان کسک فلان غلط را کرده...باز هم میگم من روی این حساسیت دارم که به زندگی خصوصی افراد کاری نداشته باشیم.مهارت بیابیم که تفکر یا عملکردشان را نقد کنیم.

    v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 08:09 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



    بازگشت به صفحه اصلی


      v آیا آنگونه فکر میکنید باهوشید؟(از سایت پابرهنه بر خط)


    آیا آن‌گونه که فکر می‌کنید هوشمند هستید؟

    قبل از پاسخ به این سوال لازم است به عنوان یک انسان در مورد احساسات خودمان قدری هوشیارتر عمل کنیم.
    هوش هیجانی چیست؟
    هوش هیجانی یعنی صداقت، یعنی آگاهی نسبت به احساسات خودمان و دیگران.                دکتر دانیل گلدمن در کتابش به نام کارکردن با هوش هیجانی می‌گوید «هوش هیجانی مشتمل بر پنج قابلیت است که سه قابلیت آن در رابطه با تعامل فرد با خوش (درون‌فردی) و دو قابلیت دیگر در رابطه با نحوه ِ برخورد فرد با دیگران (برون‌فردی) است».

    این پنج قابلیت عبارتند از:
    • خودآگاهی: هوش هیجانی با خودآگاهی آغاز می‌شود که ارتباط نزدیکی با ارزش‌ها، نقاط قوت و ضعف شما دارد تا بتوانید هم‌زمان از طریق روش مناسب و شازنده احساسات خود را ابراز کنید.
    • خودگردانی (مدیریت برخورد): خودگردانی عامل اصلی در پذیرش مسوولیت اعمالی‌ست که انجام می‌دهیم. مدیریت بر احساس خودتان باعث می‌شود وقتی با هیجانی روبرو می‌شوید با انتخابی منطقی و دلایل کافی رفتاری صحیح در پیش گیرید.
    • خودانگیزشی: تشویق و ترغیب افراد به تلاش بیشتر و مقاومت در مقابل افکار مایوس‌کننده است. بر اساس نظریه ِ دانیل گلدمن، مجریان و کارگزاران برتر بر موانع موجود غلبه کرده و می‌توانند بر محیط و شرایط موجود تاثیرگذار باشند.
    • همدلی: توجه به احساسات دیگران. هم‌دلی فرد را وادار می‌کند که دنیا را از دریچه ِ چشم دیگران ببیند. به طور خلاصه، هم‌دلی نیازمند درک، شناخت و پاسخ مناسب به هیجان‌های دیگران است.
    • روابط موثر: این‌ قابلیت، مجموعه‌ای از چهار مهارت هوش هیجانی ذکرشده است که به فرد کمک می‌کند به طور دائم و مستمر و به طور مثبت با دیگران ازتباط برقرار کند. روابط موثر، موجب اجماع و توافق عمومی شده و از اهداف گروه‌ها حمایت می‌کند.

    هوش هیجانی می‌تواند در شرکت‌های مختلف موجب موفقیت‌های کاری شود.


     

    بنده از این نظریه دفاع می‌کنم که هوش هیجانی منافع فردی زیادی در بر دارد، شامل موفقیت در مسیرهای شغلی، تقویت روابط فردی، افزایش خوش‌بینی، اعتماد به نفس و سلامتی. هوش هیجانی ضمن کاهش فشار روانی (استرس)، محیطی به وجود می‌آورد که به حفظ سلامت جسمی و تندرستی بهتر کمک می‌کند، به‌خصوص روی مفهوم دستيابی به سلامت جسمی و تندرستی بهتر تاكيد می‌كنم. وقتی دچار فشار روانی می‌شويم اين احساسات از سمت كمر حركت و تا دست‌ها امتداد می‌يابد و آن‌ها را تحت تاثير قرار می‌دهد. افرادی كه به دليل فشار روانی برای مشاوره مراجعه می‌كردند افرادی نااميد بوده كه دست از همه ِ احساسات خود كشيده بودند، حالتی خميده داشته و برای پاسخ دادن به هر سوالی فقط شانه‌های خود را بالا می‌انداختند.
     


     

    هوش هيجانی می‌تواند مزايای شغلی فراوانی از قبيل بهبود ارتباطات و كاهش تعارضات در محيط كار به دنبال داشته باشد. با برقراری ارتباط می‌توانيد اعتماد افراد را به دست آوريد. در محيط كار، اول نيازمند اعتمادسازی هستيد. تاثير رفتار و حركات، به مراتب بيشتر از ادای كلمات است. بيش از 65 درصد ارتباطات را علايم تن‌گفتاری (زبان بدن) تشكيل می‌دهد. ارسال پيام‌ها صرفا در قالب كلمات صورت نمی‌گيرد بلكه می‌تواند به وسيله ِ حركات بدن نيز ارسال شود، لذا هوش هيجانی كمك می‌كند تا پيام‌ها را بهتر مديريت كنيد.

    هوش هيجانی در محيط كار می‌تواند به عنوان يك مزيت تلقی شود. ارتقاء شغلی هر فرد بستگی به مهارت‌های هوش هيجانی دارد. بنابراين هوش شناختی (IQ) نمی‌تواند پيش‌بينی‌كننده ِ خوبی برای موفقيت‌های شغلی فرد باشد. هوش شناختی می‌تواند فرد را تا دم درب موفقيت ببرد ولی اين هوش هيجانی‌ست كه از ابتدا می‌تواند از شما يك مجری و كارگزار برتر بسازد. به هنگام استخدام كاركنان به مهارت‌های فنی آنان نيازمند هستيد اما موضوع به همين‌جا ختم نمی‌شود، چون اگر اين افراد دارای بهترين مهارت‌های فنی هم باشند ولی عنان خود را به دست روزگار بسپارند و كنترلی بر هيجان‌های خود نداشته باشند در انجام وظايف حتما شكست می‌خورند.


    داشتن مهارت‌های فنی برای انجام كار مهم هستند، مشاغلی مانند حسابداری، هتل‌داری، امور اداری و تحقيق و پژوهش نيازمند مهارت‌های خاصی هستند، اما بايد بدانيم برای انجام وظايف به انسان نياز داريم و مهم است كه بپذيريم همه ِ ما دارای هيجان‌هايی هستيم. بنابراين هوش هيجانی عامل مهمی در تحقق اهداف تجاری‌ست و موجب افزايش بهره‌وری، كاهش اتلاف زمان و غيبت‌های ناشی از بيماری كاركنان می‌شود.
    هوش هيجانی موجب افزايش چرخه ِ نوآوری ميان كاركنانی می‌شود كه ايده‌های جديد را مطرح می‌کنند، بهبود می‌بخشند و يا در نهايت اجرا می‌كنند. وقتی به دنبال غيبت دانشجويان در آزمايشگاه بودم، متوجه شدم دانشجويان به اين دليل از كار در آزمايشگاه خودداری می‌کردند كه اساتيد از هوش هيجانی پائين‌تری نسبت به دانشجويان برخوردار بودند. به صراحت می‌گويم هوش هيجانی نوعی رفتار يا انتخابی در زمينه ِ كسب‌وكار است. ما بايد برای گسترش فرهنگ كاری بر مبنای هوش هيجانی كه بسيار فراگير است تلاش كنيم.
    در ارتباط با ديگران در محيط كار يا خانواده مهم نيست چه جملاتی می‌گوييد بلكه مهم، چگونه گفتن آن جمله است. هوش هيجانی در محيط كار كمك می‌كند تا بهتر بتوانيم احساسات خودمان را ابراز كنيم و مكنونات قلبی‌مان را در قالب كلمات بهتر ادا كنيم تا برای ديگران قابل فهم‌تر باشد. در خاتمه اين جمله را از دانيل گلدمن نقل می‌كنم كه "در زندگی هيچ چيز بزرگی تا كنون به دست نيامده است مگر آن‌كه پشت آن قدرت هيجان نهفته باشد".
    از سایت پابرهنه بر خط البته عکسها و بعضی جرح و تعدیلها از من میباشد
     
    در ضمن ما بررسی دقیق هوش عاطفی را در کلاس MEC خود داریم.برای توضیحات کافی درباره این کلاس و تاریخ دوره جدیدش(مرداد۸۵) میتونید با ما در تماس باشید یا اینجا را کلیک کنید

    v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 07:19 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (1) v



    بازگشت به صفحه اصلی


      v علی خاوندگار باز گرفتار شد.

    سه شنبه، 13 تير 1385

     

    متاسفانه پرونده لعنتی مهریه زن مرحوم علی خاوندگار ، برادر عزیزم ،مهندس پزشکی مملکت برای بار سوم منجر به بازداشت او شده است.والله خود اون مرحومه راضی به این همه ازار و اذیت نیست.

    ۸ سال قبل علی ازدواج کرد.همسرش افسردگی داشت و نویسنده ای بود که به کمک علی رشد خوبی داشت.میلیونها تومان هزینه درمان زنش شد.به هر حال این دختر خانم  علیرغم درمان به زندگی خودش خاتمه داد.حرفهای نگفتنی دی هم هست  که صحیح نیست گفته شود .الغرض ،طبق قانون مهریه وی به ارث میرسد به خانواده او.این خانواده در این ۳ سال دمار از روزگار علی در آورده اند.تمام اهل فن و قانون و وکالت میدانند که در چنین پرونده ای حکم زندان بسیار سنگین است.اما این برای بار سوم است که این دوست عزیز من به زندان میرود.کسی هست کمکی  یا راهنمایی بتواند کند؟

    v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 03:39 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (1) v



    بازگشت به صفحه اصلی


      v پدر مجتبی پیر علی ، فردا عمل جراحی قلب باز دارد. دعا

    همه میدانند که مجتبی از عزیزترین دوستان من است که در عید غدیر قبل افتخار اخوت با او را پیدا کرده ام .بارها کلاسها و مسافرتها و...صداقت و آقایی و شخصیت او را برای همه بچه های توانگری آشکار کرده است.  حاج خانم مادرشون و خواهرشون ساره پیرعلی و برادراشون آقا مرتضی و مجید و دامادشون آقای گلستانی همه و همه از عزیزان قدیمی ما هستند .فردا پدر ایشان که بسیار مرد نازنینی هستندُ در بیمارستان ایرانشهر توسط دکتر مافی عمل قلب باز دارند.همه نگران هستیم و لذا از همه تقاضای دعا برای بهبود ایشان دارم.اگر هم کسی نظری داره برای مجتبی میتونه اینجا بگذاره .

    v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 03:27 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (2) v



    بازگشت به صفحه اصلی


      v تعدادی از عکسهای یادگاری کلاسهای قبل

    جشن سالیانه / سالن تجریش/ فروردین ۸۵

    این سعید نازنینی است که کل تصویر را تصرف عدوانی کرده است

    حلقه مطالعاتی / کتاب نیمه تاریک وجود/ دانشگاه تربیت مدرس

    بحث سایه ها / دانشگاه تربیت مدرس

    آذر ۸۳ / کلاس ارتباط موثرتر عاطفی

    آرش راسی / اردیبهشت ۸۵/ ارتباط عاطفی ۲

    معرفی دوره ارتباط عاطفی / آذر ۸۴

    سخنرانی در باب اهمیت بهداشت معنوی و بهداشت روانی

    ا

    جشن MEC اسفند ۸۳ / استاد بزرگوار حسن عشایری / سخنرانی در باب خلاقیت

    v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 03:00 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



    بازگشت به صفحه اصلی


      v جناب وزیر ارشاد محترم! جای کاریکاتوریست در زندان نیست

    دوشنبه، 12 تير 1385

    آقای محمدحسین نیرومند! آیا این شب ها راحت می خوابید؟ نامه ای از هادی حیدری، هادی تونز

    آقای محمدحسین نیرومند
    قائم مقام محترم وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و مدیر مسوول سابق مجله "کیهان کاریکاتور"
    با سلام و آرزوی سلامتی؛
    غرض از نگارش این نامه طرح برخی دغدغه هاست که چندین روز است ذهنم را به خود مشغول کرده اند.
    سوالاتی از حضورتان داشتم.
    آیا این شب ها راحت می خوابید؟
    روزهایتان چگونه می گذرند؟ اوضاع فرهنگ و هنر بر وفق مراد است؟
    آیا شب ها راحت خوابتان می برد در حالی که مانا نیستانی و مهرداد قاسمفر چهلمین روز از زندان خود را در بند 209 زندان اوین می گذرانند؟!
    چگونه روزگار می گذرانید در حالی که زنی تنها در فراق همسرش که فقط 5 ماه از عروسی شان گذشته انتظار بازگشت او را می کشد و در سویی دیگر مادری با تنها فرزندش در حسرت دیدن پدر شب ها را به صبح می رسانند؟
    مگر شما هم کاریکاتوریست نیستید؟
    مگر "مانا" همکارتان نبود زمانی که مدیرمسوولی مجله کیهان کاریکاتور را در موسسه فخیمه "کیهان" بر عهده داشتید؟
    مگر شما مانا نیستانی راتا به حال نشناخته اید؟
    دلمان خوش بود که همکاری از میان کاریکاتویست ها به قائم مقامی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی رسیده است که شاید درد همکارانش را حس می کند!
    واحسرتا که 40 روز از زندانی شدن مانا نیستانی و مهرداد قاسمفر گذشته و دمی از قائم مقام محترم وزیر ارشاد برنخاسته است!!
    حتی یک کلام از شما نشنیدیم که در حمایت و حتی تقبیح آنان سخن گفته باشید؟
    مگر شما مسوولیت مهمی ندارید در دولتی که داعیه اش مهرورزی به بندگان خدا و عدالت گستری است.
    این عدالت است که دو بی گناه به جرمی که هیچ گاه عمدی نبوده، 40 روز را در انفرادی بگذرانند؟
    آن ها بر اساس چه قانونی بدون محاکمه مجبور به تحمل روزهای سخت زندان شده اند؟ مگر آنان بندگان خدا نیستند؟ پس کجاست مهرورزی به بندگان خدا؟!!!
    آقای نیرومند!
    در کمال تاسف شنیده ام که وزیر محترم ارشاد که از دوستان دیرینه و صمیمی شما هستند و قطعا در این مورد اخیر مشورت های فراوانی با شما کرده اند نه تنها مانا نیستانی را بی گناه نمی دانند بلکه گفته اند که این آقا در روزنامه های زنجیره ای کار می کرده و به همین دلیل هم قدمی در جهت آزادی وی برنداشته اند!
    جناب قائم مقام!
    چگونه شب ها را به صبح می رسانید در حالی که مهرداد قاسم فر که بر اثر زخم های ناشی از حضور در جبهه های نبرد در جنگ 8 ساله ایران، کلیه هایش به سختی بیمارند و شب ها درد می کشد و التماس جرعه ای آب می کند؟ مگر شما داعیه ارزش مداری نداشتید؟ مگر افتخارتان حضور در جبهه های جنگ نبود؟ پس کجا رفت روحیه ایثارو فداکاری آن دوران؟
    مهرداد هم مانند شما سال هایی از بهترین دوران زندگی اش را برای دفاع از دین و سرزمین خود در جبهه ها گذرانده است؟ آیا این است دستمزد یک جانباز جنگ؟


     

    مانا نیستانی را که همه ما می شناسیم. در کدام اثر از او شکستن حریم اخلاق را شاهد بوده اید؟ مانا همان جوان محجوبی بود که خود شما بارها برای مجله تان از او کاریکاتور منتشر می کردید.
    حالا چطور شد که به خاطر عملی سهوی باید این گونه تاوان پس دهد و او را عامل و مرتبط با بیگانگان بنامند؟؟!!!
    آقای نیرومند!
    چرا حرفی نمی زنید؟ چرا سخنی نمی گویید؟
    چرا کشمکش های سیاسی جای اخلاق و وجدان های بیدار را گرفته اند؟
    آقای محمدحسین نیرومند!
    40 روز از بازداشت مانا نیستانی و مهرداد قاسم فر میگذرد و دو خانواده در انتظار بازگشت عزیزانشان هستند.
    چشمان ما منتظر حرکتی از شما و دوستانتان برای آزادی آن هاست.
    چشمان منتظر ما را مایوس نکنید!
    امیدوارم فردا زودتر از امروز بیدار شوید.

    با آرزوی توفیق
    هادی حیدری

    v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:08 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (2) v



    بازگشت به صفحه اصلی


     

    آشنايی و ارتباط:

    نوشته های اخير:

    آرشيو موضوعی:

    آرشيو زمانی:

    Powered By: MovableType 2.661
    Hosted & Designed By:

    هرگونه کپی برداری از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر مأخذ مجاز می باشد.