«   M O R E       E F F E C T I V E       C O M M U N I C A T I O N    »

ما همگی نیاز داریم به ارتباط.. اما 4 ارتباط هتند که اولویت مهمی در زندگیمان دارند: خودمون/خدا/طبیعت/مردم                              در بحثهای آموزش ارتباط یاد میگیریم که در هر 4 تای اين موارد سربلند بشویم.
 
  v در این بی رنگی عادت کرده ایم سیاه سفید بشویم

سه شنبه، 29 خرداد 1386

سر انجام تنها به گور خواهیم رفت
،
.می دانم
همانطور که تنها آفریده شدیم ونزد مادر در آن تاریکی،تنها به سر بردیم،
میدانم...ء
به تنهایی بازخواست خواهیم شد،
به تنهایی پاسخ خواهیم گفت
می دانم....ء
در تمام دوران حیات،با همه ی هیاهوی بی رنگ و چرک مرد اطرافمان،تنها خواهیم زیست
،...می دانم
----------------------------
در این بی رنگی، عادت می کنیم،
وابسته می شویم
،دل می بندیم
رنگ است که دوباره میهمان زندگیمان میشود
می دانم...
-----------------------------
هر دل بستگی،بندی است که بر ما تنیده میشود،
می دانم
--------------------------
با این همه
، چیست راز ترجیح این بندگی به آزادی،
ترجیح دیگری بر خویش،
عشق....ء
این مطالب را از نوشته های ابوالفضل انتخاب کردم
*********************************************************
امروز سر کلاس شخصیت شناسی درباره هدایای افسردگی میگفتم که ناگهان شعر عجیب رسول احدی یادم افتاد از این جهت عجیب که اولین بار بود که شعر میسرود ..یادمه یه نفر به تقاضای دلش لگد زده بود...رفتم به بلاگش و عجب بود که همین شعر را گذاشته بود در آخرین پستش
امید................................................................................................
نمک آبرود- بهار 86

لحظه٬ لحظه ی تلخیست...

جلوه ی نافرجام اندیشه

رو در روی بیهودگی

سکوت و خاموشی نیشخند نابودی می زنند

آری...

لحظه٬ لحظه ی تلخیست...

آخرین دو راهی را به امید روشنایی گذر کردی

با گامهایی رها در افکارت

نمی دانستی که خاموشی تنها میزبان توست٬ در انتهای این مسیر...

می دانم...

لحظه٬ لحظه ی تلخیست...

اما

سکوت این بن بست را باور نکن...

حرکتی نو

       گامی تازه

             مسیری جدید

خاکی حاصل خیزتر را بجوی

لحظه را٬ لحظه را روشن کن...

اندیشه ات را وا بده

بی ریاتر از باران جاری شو

آواره تر از باد رها باش

بی باک تر از فریاد تهی شو

گداخته تر از خورشید بدرخش

بتاب...

بتاب تا بی نهایت ناباوری

یک گام عقب تر٬ یک اندیشه فراتر

لحظه را روشن کن...

 

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 11:53 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v برای شریعتی بزرگ که حقارت خیلیها را هنوز میسراید

۱۲ سالم بود که دکتر را مثل خیلیهای دیگه تو کتابهاش پیدا کردم...نوشته ای بود درباره علی

وقتی اولین بار صدایش را شنیدم برایم آشنا بود انگار بارها و بارها شنیده باشم...هنوز هم برایم آشناست..برای خیلیهای دیگر این سرزمین نیز این صدای عجیب و این طنین غمین اما پر فریاد آشناست

یک بار در مدینه نشستم و اندیشیدم که چرا مسلمانم ؟ جوابی از سر تجربه و مطالعه به خودم دادم ولی وقتی رسیدم به این سوال که چرا شیعه هستی ؟ تنها صدای شریعتی در گوشم مینواخت :چون عاشقی و من این عشق را مدیون نوشته های دکتر در باب حسین  علی و فاطمه و سجاد بزرگ میدانم

بهترین معلم کسیست که به آدمی عشق بدهد و بس!

 دکتر !دردهایت را کم کم میفهمم

زمانی که از مذهبیون فحش میشنوم که دین ابزارت است و از ضد مذهبیون لقب میگیرم : خرمذهبی درحال گذار به دوران روشنفکری

گویی در این دیار تنها قلیلی هستند که معنویت و علی و محمد را میفهمند و ما گوسفندان باید بع بع کنان به دیدگان کم سوی ایشان باور داشته باشیم و در دگر سو اسیران خاکی  قرار دارند که هر عروجی را تهمت ارتجاع مینهند

معلم بزرگ ! معلمی که ندیده ایم تو را !

روحت شاد که خواب گورستانی بسیاری را تو بر هم زدی و میزنی

************************************************************

وصیت نامه دکتر را در بلاگ حرفهای ناتمام خوندم :

 

سلام بر تمام دوستان.

۲۹ خرداد سالروز عروج ملکوتی دکتر شریعتی است. ۳۰ سال گذشت و ما امروزه فقط به نوشته های پر معنایش دسترسی داریم و بس.

با چند تن از دوستان در مورد اینکه کدام یک از مطالبش را برای سالگردش بگذارم مشورت کردم.

زندگینامه دکتر ، نظر شخصیتهای دیگر در مورد دکتر ، حسینیه ارشاد و ........

 تنها مطلبی که دیدم شاید حق را ادا کند وصیتنامه دکتر است. تا آنجا که توانستم خلاصه کردم به طوریکه در اصل متن خللی وارد نشود اما باز هم کمی طولانی است اما درخواستم این است که تا آخر متن را بخوانید. شاید ! دکتر شریعتی را بهتر از پیش بشناسید.

-------------------------------------

امروز دوشنبه سیزدهم بهمن ماه پس از یک هفته رنج بیهوده و دیدار چهره های بیهوده تر و شخصیت های مدرج ، گذرنامه را گرفتم و برای چهارشنبه جا رزرو کردم.........

عازم سفرم و به حکم شرع ،در این سفر باید وصیت کنم. وصیت یک معلم که از هیجده سالگی تا امروز ، جز تعلیم کاری نکرده و جز رنج چیزی نیندوخته است ، چه خواهد بود؟ جز اینکه همه قرض هایم را از اشخاص و از بانکها با نهایت سخاوت و بی دریغی « تماما » واگذار می کنم به همسرم که از حقوقم ( اگر پس از فوت قطع نکردند ) و حقوق اش و فروش کتابهایم و نوشته هایم و آنچه دارم و ندارم ، بپردازد.......

من می دانستم که به جای کار در فلسفه و جامعه شناسی و تاریخ اگر آرایش می خواندم یا بانکداری و یا گاوداری ، امروز وصیتنامه ام به جای یک انشای ادبی ، شده بود صورتی مبسوط از سهام و املاک و منازل و و مغازه ها و شرکت ها و دم و دستگاهها که تکلیفش را باید معلوم می کردم و مثل حال « به جای اقلام » الفاظ ردیف نمی کردم......

فرزندم ! تو می توانی  « هر گونه بودن » را که بخواهی باشی ، انتخاب کنی. اما آزادی انتخاب تو در چهارچوب حدود انسان بودن محصور است. با هر انتخاب باید انسان بودن نیز همراه باشد وگر نه دیگر از آزادی و انتخاب سخن گفتن بی معنی است ، که این کلمات ویژه خداست و انسان و دیگر هیچ کس......

تو هر چه می خواهی باش ، اما آدم باش . اگر پیاده هم شده است سفر کن . در ماندن می پوسی . هجرت کلمه بزرگی در تاریخ « شدن » انسان ها و تمدن هاست . اروپا را ببین . اما وقتی ایران را دیده باشی ، وگر نه کور رفته ای ، کر باز گشته ای....

اما تو ، سوسن ساده مهربان احساساتی زیباشناس منظم و دقیق ، و تو ، سارای رند عمیق عصیانگر مستقل ! برای شما هیچ توصیه ای ندارم . در برابر این تند بادی که بر آینده پیش ساخته شما می وزد ، کلمات که تنها امکاناتی است که اکنون در اختار دارم ، چه کاری می توانند کرد؟..........

و اما تو همسرم ، چه سفارشی می توان به تو داشت ؟ تو که با از دست دادن من هیچ کس را در زندگی کردن از دست نداده ای . نبودن من خلایی در میان داشتن های تو پدید نمی آورد ، و با این حال که چنان تصویری از روح من در ذهن خود رسم کرده ای ، وفای محکم و دوستی استوار و خدشه ناپذیرت به این چنین منی ، نشانه روح پر از صداقت و پاکی و انسانیت توست..........

آرزوی دیگرم این بود که یک سهم آب و زمین از کاهه بخرم به نام مادرم وقف کنم و درآمدش صرف هزینه تحصیل شاگردان ممتاز مدرسه این ده شود که در سبزوار تحصیلات شان را تا سیکل  یا دیپلم  ادامه دهند.....

و خدا را سپاس می گزارم که عمر را  به خواندن و نوشتن و گفتن گذراندم که بهترین « شغل » را در زندگی ، مبارزه برای آزادی مردم و نجات ملتم می دانستم  و اگر این دست نداد بهترین شغل یک آدم خوب ، معلمی است و نویسندگی  و من از هیجده سالگی کارم این هر دو...........

و آخرین وصیتم به نسل جوانی که وابسته آنم ، و از آن میان به خصوص روشنفکران و از این میان بالاخص شاگردانم که هیچ وقت جوانان روشنفکر همچون امروز نمی توانسته اند به سادگی ، مقامات حساس و موفقیت های سنگین به دست آورند ، اما آنچه که در این معامله از دست می دهند ، بسیار گرانبها تر از آن چیزی است که بدست می آورند. و دیگر این سخن لاادری فرنگی که در ماندن من سخت سهیم بوده است که « شرافت مرد همچون بکارت یک زن است . اگر یک بار لکه دار شد دیگر هیچ چیز جبرانش را نمی تواند . »

« علی شریعتی »

۱۳۴۸/۱۱/۱۳

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:59 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v نکاتی درباره نظریه مازلو

شنبه، 26 خرداد 1386

 

www.doctorshiri.com کلاس شخصیت شناسی دکتر شیری درباره مزلو

www.doctorshiri.com کلاس شخصیت شناسی دکتر شیری درباره مزلو

www.doctorshiri.com کلاس شخصیت شناسی دکتر شیری درباره مزلو

منابعی برای مطالعه بیشتر هست که دوستان کلاسی معرفی کرده اند از جمله آقای کهربی از بلاگ مثبت من

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 مطالب جالب درباره مازلو اینجا هست

در ادامه درس دیروز به انواع شخصیت پرداختم

www.doctorshiri.com کلاس شخصیت شناسی دکتر شیری درباره مزلو

www.doctorshiri.com کلاس شخصیت شناسی دکتر شیری

دوشنبه از ساعت ۱۳ الی ۱۸ مباحث زیر را تدریس خواهم کرد که میتونید برای حضور در این جلسه با خانم شهروزی تماس بگیرید و ایشون اطلاعات در اختیارتون بگذارند ۰۹۳۵۲۲۲۶۰۶۶ 

  • از بحثهای مراقبت از روح : عشق از دیدگاه آرکتایپی
  • از بحثهای شخصیتی : شخصیتهای مهرطلب و نمایشی

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 09:23 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v حتما ببینیدکانال 4 ساعت 23:15

دوشنبه، 21 خرداد 1386

دیشب فکر کنم اولین اس ام اس از سعید نازنینی رسید بهم...داشتم میرفتم بیرون که دیدم بچه ها هی اس ام اس میزنن که کانال ۴ را ببینید. رفتم دیدم برنامه ایست به نام راز  secret که همه گنده های علوم معنوی-روانشناسی توش دارن حرف میزنن. جک کنفیلد (کتاب غذای روح) نیل دونالد والش (گفتگو با خدا) جان گری (مردان مریخی زنان ونوسی )

موضوع بحث درباره قانون جذب بود و تشعشع و اهمیت تصویر ذهنی. همون درسهای جلسه اول توانگری خودمون اما خیلی به دل میشینه که ببینید

دوشنبه ساعت ۲۳:۱۵ کانال ۴

ممنون میشم اگه کسی بتونه واسه من ضبطش کنه

****************************************

این مطلب را هم از بلاگ طهورا برداشته ام

آنچه در زندگي مي آموزيم ما را براي بهتر زندگي كردن توانمند مي كند

نگاه دقيق به آنچه در اطراف ما مي گذرد به ما قدرت تشخيص تفاوت هايي را مي دهد كه باعث شده اند طيف رنگارنگي از شخصيت ها و سليقه ها در اطرافمان شكل بگيرند. رنگين كماني كه با گذشت زمان ممكن است دستخوش تغييراتي شود. دوستاني به جمع دوستانمان اضافه كند و دنيايمان را وسعت ببخشد . نگاه ما به زندگي متفاوت است . همين تفاوت هاست كه زندگي را متنوع مي كند و امكان شريك شدن در تجربياتي را به ما مي دهد كه گذران سال ها زندگي ، پشتوانه آنهاست . از اين روست كه مي توانيم از هم بياموزيم و سالهاي زيادي ، بيش از آنچه عمر طبيعي مان اجازه مي دهد زندگي كنيم

در 15 سالگي آموختم كه مادران از همه بهتر مي دانند و گاهي اوقات پدران هم

در 20 سالگي ياد گرفتم كه كار خلاف فايده اي ندارد ، حتي اگر با مهارت انجام شود

در 25 سالگي دانستم كه يك نوزاد ، مادر را از داشتن يك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن يك شب هشت ساعته ، محروم مي كند

در 30 سالگي پي بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن

در 35 سالگي متوجه شدم كه آينده چيزي نيست كه انسان به ارث ببرد بلكه چيزي است كه خود

مي سازد

در 40 سالگي آموختم كه رمز خوشبخت زيستن ،در آن نيست كه كاري را كه دوست داريم انجام دهيم

بلكه در اين است كه كاري را كه انجام مي دهيم ، دوست داشته باشيم

در 45 سالگي ياد گرفتم كه 10 درصد از زندگي چيزهايي است كه براي انسان اتفاق مي افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان مي دهند

در 50 سالگي پي بردم كه كتاب بهترين دوست انسان و پيروي كوركورانه بدترين دشمن وي است

در 55 سالگي پي بردم كه تصميمات كوچك را بايد با مغز گرفت و تصميمات بزرگ را با قلب

در 60 سالگي متوجه شدم كه بدون عشق مي توان ايثار كرد اما بدون ايثار ، هرگز نمي توان عشق ورزيد

در 65 سالگي آموختم كه انسان براي لذت بردن از عمري دراز ، بايد بعد از خوردن آنچه لازم است

آنچه را نيز كه ميل دارد ، بخورد

در 70 سالگي ياد گرفتم كه زندگي ، در اختيار داشتن كارت هاي خوب نيست بلكه خوب بازي كردن

با كارت هاي بد است

در 75 سالگي دانستم كه انسان تا وقتي فكر مي كند نارس است ، به رشد و كمال خود ادامه مي دهد

و به محض آنكه گمان كرد رسيده شده است ، دچار آفت مي شود

در 80 سالگي پي بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترين لذت دنياست

در 85 سالگي دريافتم كه همانا زندگي زيباست

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 09:47 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v استراتژی

يکشنبه، 20 خرداد 1386

 
استراتژی magnify
روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:
امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!
وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است
************************************************************************
سوالی رو که در پایین متن مشاهده می کنید ، یک تست است . متن را با دقت بخوانید. تک تک کلمات در جواب نهایی تاثیر دارند

یک زن در مراسم ختم مادر خود ، مردی را می بیند که قبلا او را نمی شناخت. او با خود اندیشید که این مرد بسیار جذاب است. او با خود گفت او همان مرد رویایی من است
و در همان جا عاشق او می شود .اما هیچگاه از او تقاضای شماره نمی کند و دیگر آن مرد را نمی بیند. چند روز بعد او خواهر خود را می کشد .

به نظر شما انگیزه ی او از قتل خواهر خود چه بوده است ؟

چند دقیقه با خود فکر کنید و جواب های خود را یادداشت کنید. بعد برا یافتن پاسخ صحیح به پايين صفحه مراجعه کنید.
.
.
.
.
.
.
.
.
و اما پاسخ :

ان زن امید داشت که در مراسم ختم خواهرش شاید ان مرد را دوباره ببنید .
اگر توانستيد به این سوال پاسخ صحیح بدهید احتمالا شما هستیدpsychopath یک بیمار روانی یا

یکی از بزگترین روانشناسان امریکایی این تست را بر روی افراد زیادی انجام داد تا به این نتیجه برسد که چه کسانی پاسخ صحیح می دهند .

نکته ی جالب این كه اکثر قاتل های سریالی به راحتی و سرعت توانستند جواب صحیح بدهند.

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 09:03 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v شروع استثنایی دوره " زهرا ، بانویی که باید از نو شناخت " همین 4 شنبه

شنبه، 19 خرداد 1386

به دعوت فرهنگسرای دانشجو بنا شد کاری را که از سال گذشته با بحث رسول الله شروع کردیم و با حضرت علی و حسین ادامه دادیم ، با بحث زهرای اطهر دنبال  کنیم

برنامه تدریسی به مدت ۶ شب از ۴شنبه این هفته در آمفی تئاتر فرهنگسرا دانشجو شروع میشود با سه مدرس در سه محور مرتبط:

  1. دکتر شیری : ۶ شب ، خلاصه  ARCHETYPES  کهن الگوهای زنانه ، نظریه یونگ در زن شناسی
  2. حجت الاسلام مخبر : ۳ شب ، لطافتهای زنانگی در دین
  3. حجت الاسلام واحدی : ۳ شب ، تاریخ بی خرافه زدگی حضرت زهرا و خطبه مشهور مسجد النبی

ساعت برنامه از ۶:۳۰ عصر تا   ۲۱

در انتهای دروه به شرکت کنندگان در کل کلاسها ، گواهی حضور اعطا میشود که مشترکا توسط خانه توانگری و فرهنگسرای دانشجو اعطا میشود

با توجه به محدودیت جا (۲۲۰) نفر ، مستدعیست روز اول تشریف بیاورید و ثبت نام کنید (رایگان ) 

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:24 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v اخبار تازه از اتفاقات توی کلاس و بیرون کلاس ( مراسم آقای فتاحی)

آیلین شامیریان از بچه ای قدیمی کلاسهای MEC و زن شناسی و مردشناسی هفته ای که گذشت ایران را به مقصد وین ترک کرد و تا قبل از سپتامبر هم میره ایالات متحده

او از همه هم کلاسیهاش خداحافظی کرده که از این طریق اعلام شده

************************************************************************

خبر بسیار تاسف باری هفته پیش به ما رسید واون اینکه خانم معصومه مشهدی از بچه های بسیار خوب کلاسهامون که زحمت سالن جدیدمون را کشیدند و در NGO حمایت از زنان و کودکان بی سرپرست مشغول کار هستند  ،در سوگ مادر خود عزادار شده اند و متاسفانه اینقدر دیر خبر دار شده ایم که فقط با حضور در مراسم چهلم خانم والده  میتونیم از خجالتشون در بیاییم.

*******************************************************************

خانواده آقای فتاحی که میهمان ویژه کلاسهای توانگری ما هستند و بسیاری از بچه های کلاس ها اخلاق خوب و خاکی ایشان را میشناسند ، هفته گذشته عزادار شده اند مادر آقای فتاحی به رحمت الهی پیوستند مراسم ایشان روز شنبه  ۱۹ خرداد ساعت ۲۱ در مسجدالرضا (میدان نیلوفر) برگزار میشود

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:09 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v اتمام بخش اول کلاسهای دانشگاه تهران ، مهارتهای عاطفی- عکسهای یادگاری

پنجشنبه، 10 خرداد 1386

۴ روز اومدند در دانشکده علوم طبقه دوم...همه با شوق و ذوق و عطش آگاهی

من هم خدا کمک کرد و سنگ تموم گذاشتم...اونقدری که عرضه ام میکشید براشون اسلاید درس دادم و مثال زدم و....کار آسونی نیست با این همه نخبه درباره رابطه عاطفی حرف زدن

  • فلسفه ارتباط 
  •  کانالهای ارتباطیNLP  
  •  تحلیل رفتار متقابل TA
  • اختلالات شخصیتی 
  •  خود کم بینی
  • تایید طلبی 
  • کمال طلبی مخرب
  • معصومیت احمقاته
  • قردادهای یکطرفه و دوطرفه
  • هوش شخصی ، هوش عاطفی ، نحوه تاثیر تالاموس و غده آمیگدال ر رفتار عاطفی
  •  ترک اعتیاد عاطفی
  • نظام چندگانه ارزشی
  • اولویت بندی
  • اهداف کوتاه مدت و بلند مدت  

رووس مطالبی بود که در این ۴ جلسه گفتم...مسوولین دانشکده لطف کردند و بچه های انجمن علمی ریاضی و آمار را در برگزاری این دوره کمک کردند

مدعی خواست که از بیخ کند ریشه ما

غافل از آنکه خدا هست در اندیشه ما

دانشکده علوم دانشگاه تهران- کلاس دکتر شیری

دانشکده علوم دانشگاه تهران- کلاس دکتر شیری

دانشکده علوم دانشگاه تهران- کلاس دکتر شیری

خیلی دوس داشتنی بود...جا نبود تو کلاس...رفته بود رو    هره نشسته بود

شرمنده اش هستم اما شوقش، من را هم به وجد می آورد...این عکس را احتمالا مهدوی موقع نوشتن اولویت بندیها ازش گرفته

دانشکده علوم دانشگاه تهران- کلاس دکتر شیری

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 12:42 ق.ظ v



بازگشت به صفحه اصلی


  v عکسهای سخنرانی در دانشکدهعلوم دانشگاه تهران درباره ارتباط موثرتر عاطفی

جمعه، 4 خرداد 1386

به همت انجمن علمی دانشکده علوم ، در خدمت دانشجویان دانشگاه تهران مباحثی پیرامون ارتباط عاطفی ارائه کردیم که  شاید در هفته آتی منجر به تشکیل دوره کامل  MEC ( More Effective Comunication)  بشود.

از فضای بچه ای علوم خوشم اومد...با تمام وجود به مباحث ارتباطی دقت میکردند..همون چیزی  که یه معلم میخواد

من مباحث NLPو فلسفه ارتباط عاطفی و شیوه های استفاده بهتر از این نوع کلاسها و کتابها را تدریس کردم

 اسلایدها را برای کسی که بخواهد خواهیم فرستاد

تعجب بیشترم این بود که عمده فضا را دانشجویان  دانشکده فنی تشکیل داده بودند..انگاری بعد از یک سال و نیم هنوز بچه ها به ما لطف دارند.

همینجا از نظم و جدیت انجمن علمی دانشکده علوم تقدیر میکنم

اطلاعات بیشتر را از طریق این سایت پیگیر باشید

 

www.doctorshiri.com

www.doctorshiri.com

www.doctorshiri.com

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 10:49 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v منابعی برای مطالعه بیشتر نکات تست تیپولوژی MBTI کارل گوستاو یونگ( دانشجویان کلاس شخصیت شناسی )

سه شنبه، 1 خرداد 1386

تست مشهور MBTI در امروزه صنعت و تجارت و شغل یابی و همسر گزینی کاربرد وسیعی دارد که بر اساس مطالعات مییرز و بریجز و کارل گوستاو یونگ طراحی شده است . در این تست شما را بر اساس

  1. درونگرایی / برونگرایی
  2. شهودی / حسی
  3. متفکر / احساسی
  4. داوری کننده / ادراکی

به ۱۶ تیپ مختلف تقسیم میکنند و بسیاری از زوایای مخفی شما را بهتان میگویند. نمیگم با یک تست میشه معجزه کرد...ابدا ، اما بد نیست یه بار امتحانش کنید. یادمه در نتیجه تستهای خودم نوشته بود که تو باید روانکاو بشی یا سخنران !

شاگردان کلاس شخصیت شناسی البته باید برای بط اطلاعات خودشون بنشیند و این منابعی را که ایجا معرفی میکنم شخم بزنند.

از همه دوستام که در معرفی این کتب یا لینکها کمکم میکنند و ویخواهند بکنند متشکرم و دستشان را میفشارم

 کتابهای مناسب شخصیت شناسی

تستهای بخشهای ۵ و ۱۰

کلاس شخصیت شناسی دکتر شیری www.doctorshiri.comصفحه ۹۶ به بعد را مطالعه کنید

 

کلاس شخصیت شناسی دکتر شیری www.doctorshiri.com

صفحه ۱۷۲ تا صفحه ۱۹۲ از کتاب بالا بنویسید

کلاس شخصیت شناسی دکتر شیری www.doctorshiri.com

کل کتاب

کلاس شخصیت شناسی دکتر شیری www.doctorshiri.comکتابی که محمد کهربی پیدا کرده بود و نوشته خود بریجز از واضعان تست است. کسانی که کتاب را میخواهند به ما خبر دهند برای جلسه بعدی کلاس بیاریم براشون

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 07:49 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v درود به دانشجویان شیراز، دوره توانگری، عکسها و نکات تازه

من افتخار داشته ام که خیلی کلاس برگزار کنم در خیلی جا ها

اما گاهی اوقات بعضی جاهاو یعضی بحثها انصافا شیرین میشود، شیرینی البته مقوله ایست ورای کاربردی بودن.در نظرسنجیهای شیراز که ما یکماه قبل دوره توانگری برگزار کردیم ، به قدری صمیمیت و صفا موج میزد که بی اختیار یاد برنامه توانگری لار افتادم .

بلا شک این لطفها تنها موجب میشود که من و همه بچه های خانه توانگری و همه شاگردانم در طول این ۶ سال تدریس ، یک احساس کنیم : مسوولیت بیشتر برای بهتر کردن زندگی  این کشور عزیز

در ضمن ما نمیدانیم نویسنده این نامه ها چه کسانی هستند ، چه رشته ای میخوانند و...مهم این است که خدا توانی به ما دهد که درست تر خدمت کنیم و به این توهم دچار نشویم که اینجا ته خط است ، ته خط جاییست که ملت ما توانگرانه زندگی کنند. خدا کمک کند که اینقدر تعطیل نباشیم که با این چیزها خود شیفته شویم

 دوره تانگری به تدریس دکتر شیری دانشگاه آزاد اسلامی شیراز

عکس یادگاری با همه کلاس

 

نظرسنجی دانشگاه شیراز

دانشگاه آزاد اسلامی شیراز - دکتر شیری و دانشجویان

عکس یادگاری با بچه های کلاس

نظرسنجی دانشگاه شیراز

workshop of prosperity in shiraz university

 دوره توانگری به تدریس دکتر شیری دانشگاه آزاد اسلامی شیراز

انجمن علمی صنایع دانشگاه آزاد اسلامی شیراز  چقدر منسجم و عالی عمل میکردند

نظرسنجی دانشگاه شیراز

 

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 06:20 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


 

آشنايی و ارتباط:

نوشته های اخير:

آرشيو موضوعی:

آرشيو زمانی:

Powered By: MovableType 2.661
Hosted & Designed By:

هرگونه کپی برداری از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر مأخذ مجاز می باشد.