|
دل خوش کردی به چی؟
به اینکه کلکسیونی از دوست دختر یا خواستگار داری؟ یا اینکه آمیز قمبل حلبی ساز هم تو کف تو بوده است ؟
بهترین رابطه را هم که شروع کنی باید براش زحمت بکشی تا نری رو هوا
بعضی ها اصلا دارن رو میدون مین راه میرن و فکر میکنند که ارتباط عاطفی دارند

تو با آس ترین پارتنر هم که دوست بشی باید ظرفیت داشته باشی که وقتی ۵-۶ ماه بعد در اثر صمیمیت بیشتر درد دل کرد پیشت و به هر دلیل گندهاش را دیدی ، نخوره تو ذوقت و جنبه داشته باشی
بعضی ها فقط عرضه دوران هیجانهای دوستی را دارند ، وقتی در اثر گذشت چند ماه از دوستی هیجانها فروگش کرد این آدمها خالی میشوند و دیگه ترس برشون میداره که عمر رابطه تموم شده و پیش من هم که می آیند یه لیست از دلایلی دارند که طرفشان دوستشون ندارد !

بذار بهت یه چیزی یاد بدم که اینقده درد نکشی
هر ارتباطی اگه بخواد به پختگی maturation برسد باید از چند مرحله عبور کند
- هیجانات شدید
- افت هیجانات و افزایش صمیمیت
- تفاهم نسبت به درونیات یکدیگر
- تعالی دو نفره
قبلا در مقاله ای در روزنامه ایران در بحث زن شناسی به تفصیل در این باره توضیح داده ام اما فکر میکنم بازم لازمه بگم که اگر از سیر طبیعی یه رابطه سالم خبر نداشته باشی ممکنه درباره رابطه عاطفی خودت دچار خطای شناختی cognitive error بشی و الکی خودت را ببری زیر سوال
اول دوستی طرفت خب هیجان داره ممکنه برات سوپ گرم بگیره از ستارخان بیاره ملاصدرا ،چیه؟ چون سرما خوردی اما الان که یه سال گذشته این کار را نمیکنه و تو ننه من غریبم در میاری که دیگه دوستت نداره ! اصلا اینطور نبوده عزیزم، احتمالا الان بیشتر هم دوستت داره اما اینقدر باهات صمیمی هست که بدونه تو درک میکنیش که بدون این کارها هم براش عزیزی : به این میگن صمیمیت ! یعنی بدون کارهای فضایی هم حاشیه امنی از عشق باشه که بدونیم همدیگه را دوست داریم .

حالا این حرف من معنیش اینه که یه ارتباط دیگه بعد از یه مدت هیجان نداشته باشه ؟ نه اصلا ! باز هم باید هیجان داشته باشه ، کودک درون دو طرف زندگی بشه ، والنتاین سورپریز باشه ، شیطنت ها و عشق بازی ها باید خلاق باشه و... ولی یادمون نره که در هیاهوی هیجان فرصتی برای شناخت پیش نمی آید و لذا عشقی دارای عمیق درست نمیشود . اینه که میگیم تداوم هیجان شدید مانع تعمیق یک ارتباط عاطفی است.
اما درباره صمیمیت میذارم یه فرصت دیگه حرف بزنیم، نظر ملت را درباره این نوشته بگیرم ببینم اصلا جا داشته واسه حرف یا نه
یه موضوع دیگه درباره اینهایی هست که عشق میکنند کلکسیونی از عشاق فضایی دارند : یکی براشون خالکوبی کرده اسمش را ، یکی براش آواز خونده یکی شعر سروده یکی به خاطرش وبلاگ،کتاب، شعر...نوشته
نگاه میکنی طرف چه ارضای روانی میشه با این کلکسیونش که هر روز هم داره متنوع تر میشه و ایشون احساس اورستی تسخیرناپذیر را هم داره متوهم میشه
خنده داری و بلکه تلخی این ماجرا اینه که این آدم میدونه همچین خبرهایی هم نیست و نقش دژ تسخیرناپذیر را باید دیگه حالا حالا ها بازی کنه و چه بسا خودش درگیر عاطفی یه آدم معمولی بشه و نتونه ابراز کنه ! چه تنهای تلخی دارند!
عزیز! یکی از همین فرصتها را دریاب و بپر تو این حوض ارتباط و زودتر با سختی این قضیه آشنا شو و ببین که چقدر یه رابطه فارغ از اینکه با چه سیستم فضایی شروع شده باشه مسوولیت داره و سخته...تو داری با حلوا حلوا دهنت را شیرین میکنی و کسانی که یه روز یک دهم تو قابلیت عشق ورزیدن یا معشوقی نداشته اند الان چقدر در ارتباطهای خود پیشرفت کرده اند...قید این توهم بیرون گود را بزن و بیا وسط گود عشق !
**********************************
خلاص ، این بود شب نوشته های یافته دکتر شیری + شاپور
|