«   M O R E       E F F E C T I V E       C O M M U N I C A T I O N    »

ما همگی نیاز داریم به ارتباط.. اما 4 ارتباط هتند که اولویت مهمی در زندگیمان دارند: خودمون/خدا/طبیعت/مردم                              در بحثهای آموزش ارتباط یاد میگیریم که در هر 4 تای اين موارد سربلند بشویم.
 
  v چند تا کتابی که خوشم اومد

شنبه، 3 آذر 1386

مدتی بود که وقتی کتابهای پائلو کوییلو را میخوندم  کاملا رد تفکرات یونگ را در نوشته هاش حس میکردم اما برام بیشتر ان مهم بود که از متن لذت ببرم و از چیزای دیگه ای که بلدم استفاده کنم تا بیشتر منظور نویسنده را در بیابم اما اخیرا دیگه  این نویسنده مشهور برزیلی ، واضحا از یونگ تو نوشته هاش اسم میبره. این چند تا کتاب را تو این ۲-۳ هفته خوندم .و بسیار به درک زنانه از عالم کمک کرد

اون دسته از خوانندگان این نوشته های من که با بحث آرکتابپ زنانه آشنا هستند و با مهن الگوی مادر و ایزدبانوان آشنایی کمی هم داشته باشند اساسا با نوشته های اخیر کوییلو خیلی کیف خواهند کرد

۱- ساحره پورتوبلو    

 

 

 

                                           

۲- بریدا : این کتاب را بارها دیده بودم و میخواستم بخونم تا اینکه دوست خوبم ایوب متانی بهم میل زد و تاکید کرد که این کتاب ، نکات خوبی داره درباره کهن الگوهای زنانه.شخصا وقتی کتاب را خونم خیلی لذت بردم...منهای بعضی تفاوتهای فرهنگی که باعث میشه عرفان های غربی برامون نا مانوس باشه× جنبه های مختلف زن شناسی در لابلای بحثهای کتاب نهفته است. توضیحات زیر را از سایت نشر کاروان برداشته ام :

پیمودن جاده سانتیاگو، الهام بخش پائولو کوئلیو در رمان کلاسیکش "کیمیاگر" بود و پیمودن جاده رم، الهام بخش "بریدا"، داستان دختر ایرلندی جوانی که می خواست جادوگر شود. بریدا ناچار است میان دو سنت کهن یکی را برگزیند: سنت ماه مکتبی اسراری است که برای دست یافتن به آن، باید تمرین های دشوار و آئین های گوناگون را به کار برد. سنت خورشید سنت هزاران ساله بشر برای دست یافتن به معرفت است و در آن تنها یک اصل حاکم است: اعتماد به شب تاریک ایمان؛ و تنها یک تمرین وجود دارد: نیایش به درگاه خدا، با قلب و روح. بریدا باید دریابد که عطیه روحانی اش او را به حرکت در کدام یک از این دو سنت وا می دارد. به باور کوئلیو، یگانه راه کشف ماهیت راستین خویشتن، عشق است
آدم‌ها به‌ هم‌ گل‌ می‌دهند، چون‌ معنای‌ حقیقی‌ عشق‌ در گل‌ها نهفته‌ است. کسی‌ که‌ سعی‌ کند صاحب‌ گلی‌ شود، پژمردن‌ زیبایی‌اش‌ را هم‌ می‌بیند. اما اگر به‌ همین‌ بسنده‌ کند که‌ گلی‌ را در دشتی‌ بنگرد، همواره‌ با او می‌ماند. چون‌ آن‌ گل‌ با شامگاه، با غروب‌ خورشید، با بوی‌ زمین‌ خیس‌ و با ابرهای‌ افق‌ آمیخته‌ است.

۳- عادت میکنیم از زویا پیرزاد.                                       

قطعا خوندن این کتاب را مدیون امیرحسین تقوی هستم .توی هواپیما از تهران تا لندن کتاب را شروع کردم و به اتمام رساندم. به قدری حال و هوای خوبی بهم داد که حیفم اومد به خوانندگان این صفحه سفارشش را نکنم. جون میده واسه کادو دادن به یه خانم بالای ۳۵ سال. بهترین کادو به مادرزن جوون! مکالمات زنانه این کتاب استثناییست و بسیار به  یه مرد کمک میکنه تا درک کنه یک زن به چه نوع مردی احتیاج دارد. شخصیت مرد در این داستان بسیار ظریف مطرح میشود و این طرح هوشمندانه را فقط عطش قدرتمند مردها میتونه تشخیص بده...به هر حال امتحانش کنید.نقدهای کتاب را هم بعد خوندنش امتحان کنید.

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 07:58 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v فیلمی استثنایی درباره بحث سایه ها

جمعه، 2 آذر 1386

دیشب تلویزیون  انگلستان یک فیلم استثنایی به نام  «چرخکار» پخش کرد که خاص بودنش برام به این خاطر بود که بحث سایه ها  shadows in personality را به زیبایی به تصویر کشیده بود . بحث سایه ها را کارل گوستاو یونگ روانکاو به زیبایی در آثار خود مطرح کرده است و دیپاک چوپرا در کتاب اکسیرو خانم دبی فورد در کتاب نیمه تاریک وجود درباره آن صحبت کرده اند . چرخکار من را یاد فیلم IDENTITY یا فیلم FIGHT CLUB  انداخت. هر دو فیلم در نگاه بیننده عادی بسیار مزخرف به نظر میرسند اما کافیست اطلاعات مختصری درباره سایه ها داشته باشید تا ناگهان همه چیز برایتان عوض شود و به عظمت کار کارگزدان پی ببرید. بارها عرض کرده ام که در هزاره ای از دانش به سر میبریم که دیگر فرصت خواندن همه کتابها وجود ندارد؛بلکه باید بسیاری از دانشها را با فیلم دیدن آموخت. به قول دوستم مهرداد افسری حتی چه بسا دوره فیلم دیدن هم گذشته باشد و باید کلیپ ساخت و دید. یادمه این جمله را در یک حلقه مطالعاتی سه نفره که پارسال با او و مهندس شیرزاد در منزل ما برگزار میشد ، بهمون گفت

فیلم محصول ۲۰۰۴  آمریکاست و برادآندرسون آنرا ساخته. کریستین بیلی که نقش اصلی را ایفا کرده است به خاطر این فیلم ۲۸ کیلو گرم وزن کم کرده که تقریبا در تاریخ هالیوود بی نظیر است

در ضمن من ID یاهو خودم را بسته ام و معنیش اینه که دسترسی  به ۲۵۵ دوست خوبم در یاهو ومحصولاتش نیز کنسل شد برام.گرچه بسیار متاسفم از این بابت اما دوستانی که مایلند از طریق یاهو ؛ پیگیر مطالبم باشند لطفا میل بزنند به من  . همینجا باید عذرخواهی کنم از دوستانی که از طریق یاهو مسنجر دوست دارن با من در ارتباط باشند...نه وقت چت دارم نه  شور و حالشو...انگاری هر چیزی سنی داشته باشه دیگه!

   

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 08:42 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v چند نکته جالب درباره یونگ و دانشمندان ایرانی

 
دیروز در دانشگاه آکسفورد اتفاق جالبی افتاد
 
استادم پروفسور برنیستون درباره هانری کربن و یونگ و ابن عربی و سهروردی صحبت میکردند.برای خودم من خیلی جالب بود بحث به ویژه اینکه مدتی قبل فصوص الحکم ابن عربی را ورق زده بودم .یونگ تعبیر جالبی دارد تحت عنوان اساتید معنوی یا چیزی شبیه آن که اساسا تجربه ای مادی دارند. من یاد استادی افتادم به نام سید جلال صادقی که ۱۴ سال افتخار داشتم که باهاشون مانوس بودم.برای کلاس درباره تجربه ایشون صحبت کردم که دانش کیمیا را از شیخ بهایی متوفی آموخته بود و دانش برگرداندن طلا به ماهیت قبلی خود را نیز از دانشمندی دیگر که او هم مرده بود آموخته بود. در عرفان نمونه های متعددی داریم که روحهای قرنها قبل به یاری سالک می آیند و او را در عبور از یک مرحله یاری میکنند.
اساسا هم کلاسیهایم نه تنها انکارم نکردند بلکه بسیار هم استقبال کردند ازم به عنوان تنها مسلمان و تنها ایرانی کلاس که این تحربه خود رابراشون در میان میگذاشتم.
در فرصت استراحت کلاس هم سوهان قم برای دوستان انگلیسیم برده بودم که خیلی خوششون اومد.
شاید براتون حالب باشه که از دانشمندان معاصر ما دکتر شریعتی و علامه طباطبایی با آثار یونگ آشنایی عمیقی داشته اند.علامه حتی درباره تائوئیسم و کتاب دائو ته چینگ هم گفته بودند
(( اثر بسیار عمیقیست.))
کیف میکنم وقتی میبینم در رده های بالای دانش دیگه اثری از اختلافات احمقانه مذهبی نیست.
هر چی جلوتر میرم بیشتر به زیبایی اندیشیدن یونگ پی میبرم و این اصلا بدین معنا نیست که دارم در یونگ ذوب میشوم...نه...دارم به همین سادگی که میخونی ، ازش لذت میبرم.
دوستان خوبم که تخصصیتر دارند درباره یونگ مطالعه میکنند میتونند کتاب "انسان نورانی در تصوف اسلامی" از هانری کربن را بخونند که در ایران چاپ شده است.
اصلا راحتتون کنم، همون حرفی که بارها گفته ام :
اگه میخواهی روان یک انسان را درک کنی باید فلسفه بلد باشی...عرفان بلد باشی...دین بلد باشی...فیلم زیاد دیده باشی ،حتی باید کارهای دارابونت و فینچر و شرک ۳ ....را هم  دیده باشی...باید موسیقی کلاسیک بلد باشی...حتی اخیرا رسیده ام که باید فلسفه رقصیدن را بلد باشی ( اینو نوشتم تا یه سری تعطیل همینجا تو تله قضاوت گیر کنند و برن از این صفحه بیرون...همونهاییکه فقط بلدند با یه انگ قشری دینی تکلیف خودشون را با همه متفکرین روشن کنند..درست مثل اونیکه صدای آسمانی استاد شجریان را بد میدانست چون او مثلا دو تا زن گرفته...حالم بهم میخوره از این تیپها...اسمشون را باید بذارم تیپهای زن الهام دولت که الحق و الانصاف اسکیزوفرن است)
 
یه شب بارونی تولد حضرت رضا ، لندن

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 12:27 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v نمرات دانشجویان دانشکده هنرهای زیبا

يکشنبه، 3 تير 1386

تیم تصحیح اوراق دانشجویی

روز ۴ شنبه امتحان نهایی را برگزار کردیم با ۲۲ دقیقه وقت و ۴۰ سوال از انواع سوالات (تستیُ برقراری ارتباطُ صحیح غلط)

از مجموع ۷۴ ورقه دریافتی، همانروز کل اوراق صحیح شد و الان هم نمره خام و نمره نهایی آقایان را وارد میکنم

حضور و غیاب

ُ سوالات کلاسی

ُ تحقیقات کلاسی

فعال بودن سر کلاس درارتقای نمره نقش داشته است

 

  1. مازیار افتخاریان  ۱۲
  2. نواب بحرینی  ۱۶.۵
  3. اسماعیل پیشباز   ۱۳.۵
  4. ابوالحسن پیشاهنگ  ۱۶
  5. سجادتنها ۱۲
  6. بردیا جهانگیری ۱۹.۵
  7. سیروس حامدی فر ۱۴
  8. احمد رحمانیان ۱۵
  9. آرتان زندیان   ۱۷.۵
  10. ستار سعادتمند   ۱۳.۵
  11. کیاوش سلطانی آزاد  ۱۶.۵
  12. خشایار شفق   ۱۶
  13. محمد رسول شکرانی   ۱۹.۵
  14. عسگرپور  ۱۰.۵
  15. شهاب فرزین  ۱۴.۵
  16. حامد گودرزی   ۱۶.۵
  17. مرتضی محمد میری   ۱۸.۵
  18. علی اکبر محمد نژاد ۱۴
  19. جواد محمدی    ۷.۵
  20. محمد میرزایی    ۶
  21. علی میرصادقی   ۱۶
  22. سعید آذرنوش    غیبت بیش از حد مجاز
  23. هادی ارومیه ای ۱۲.۵
  24. مجید آهنگری   ۱۰
  25. اردلان ایزدیان   ۱۶
  26. سیاوش ثابت روحانی    ۱۸
  27. سعید حسین   ۱۶.۵
  28. جسین حقیقیان    ۱۳.۵
  29. مرتضی روحانی   ۲۰
  30. سپاس ریوندی    ۱۴.۵
  31. محمدرضا زند لشنی     ۱۲
  32. محمود ساکی     ۱۵
  33. غلامرضا سالاری فر     ۱۵.۵
  34. نیما ستوده     ۱۵.۵
  35. مجید سرحدی   ۲۰
  36. مالک اژدر عدل هریس    ۱۳.۵
  37. احمدرضا عرب جهوانی    ۱۱.۵
  38. پوبان فرزین   ۱۵
  39. علی اکبر فضائلی   ۱۲.۵
  40. سیامک کمالیان    ۱۱
  41. مصطفی محمودجانلو    ۱۶.۵
  42. مجتبی نادری   ۱۳.۵
  43. بهداد نیک امجاد    ۱۲.۵
  44. آرین وزیردفتری    ۱۸
  45. آرین حکیمی نژاد    ۱۷.۵
  46. کژوان ضیا ء الدینی   ۱۳.۵

کلاس الف :

  1. مجید امانی ۱۳ 
  2. امیر تیموری    ۱۷.۵
  3. گل احمد حسن زاده    ۱۰.۵
  4. دانش جعفری   ۱۵
  5. سعد رحیمی    ۱۶.۵
  6. روح الله سروش    ۱۰.۵
  7. علی گودرزی    ۱۶
  8. سیداحسان حسینی   ۱۹.۵
  9. محمدرضا غلی اکبری   ۱۹
  10. محمد امینی    ۱۳.۵
  11. بهرام شعبانی  ۱۳
  12. مهدی نصیری    ۸.۵
  13. رامتین رمضانی  ۱۱.۵
  14. مهدی الیکایی    ۱۶
  15. سجاد شیرزادی تبار    ۱۳.۵
  16. محمدحسین جباری   ۱۸.۵
  17. بهروز خرم علی ابادی  ۱۵.۵
  18. میلاد حسینی شکیب   ۱۷.۵
  19. مجمدرضا سلطانی   ۱۲
  20. وجید آبرود   ۱۵
  21. میلاد ملک پور  ۱۳.۵
  22. باقر سروش   ۱۴
  23. صالج کرمانی    ۱۸.۵
  24. ایران دوست   ۱۴.۵
  25. سجاد تنها    ۱۲
  26. عیسی دارابی  ۱۱
  27. روح الله مریخ پور  ۱۷.۵
  28. جواد نور آبادی ۸.۵

 

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 12:39 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v نمرات دانشجویی دانشکده هنرهای زیبا

شنبه، 2 تير 1386

روز ۴ شنبه امتحان نهایی را برگزار کردیم با ۲۲ دقیقه وقت و ۴۰ سوال از انواع سوالات (تستیُ برقراری ارتباطُ صحیح غلط)

از مجموع ۷۴ نمره ماخوذه همانروز کل اوراق صحیح شد و الان هم نمره خام و نمره نهایی آقایان را وارد میکنم

حضور و غیاب ُ سوالات کلاسی ُ تحقیقات کلاسی ُ فعال بودن سر کلاس درارتقای نمره نقش داشته است

 

  1. مازیار افتخاریان  ۱۲
  2. نواب بحرینی  ۱۶.۵
  3. اسماعیل پیشباز   ۱۳.۵
  4. ابوالحسن پیشاهنگ  ۱۶
  5. سجادتنها ۱۲
  6. بردیا جهانگیری ۱۹.۵
  7. سیروس حامدی فر ۱۴
  8. احمد رحمانیان ۱۵
  9. آرتان زندیان   ۱۷.۵
  10. ستار سعادتمند   ۱۳.۵
  11. کیاوش سلطانی آزاد  ۱۶.۵
  12. خشایار شفق   ۱۶
  13. محمد رسول شکرانی   ۱۹.۵
  14. عسگرپور  ۱۰.۵
  15. شهاب فرزین  ۱۴.۵
  16. حامد گودرزی   ۱۶.۵
  17. مرتضی محمد میری   ۱۸.۵
  18. علی اکبر محمد نژاد ۱۴
  19. جواد محمدی    ۷.۵
  20. محمد میرزایی    ۶
  21. علی میرصادقی   ۱۶

فعلا تینها را رسیدم وارد کنم

میرم مطب میام بقیه نمرات را میگذارم تو سایت

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 11:05 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v نکاتی درباره نظریه مازلو

شنبه، 26 خرداد 1386

 

www.doctorshiri.com کلاس شخصیت شناسی دکتر شیری درباره مزلو

www.doctorshiri.com کلاس شخصیت شناسی دکتر شیری درباره مزلو

www.doctorshiri.com کلاس شخصیت شناسی دکتر شیری درباره مزلو

منابعی برای مطالعه بیشتر هست که دوستان کلاسی معرفی کرده اند از جمله آقای کهربی از بلاگ مثبت من

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 مطالب جالب درباره مازلو اینجا هست

در ادامه درس دیروز به انواع شخصیت پرداختم

www.doctorshiri.com کلاس شخصیت شناسی دکتر شیری درباره مزلو

www.doctorshiri.com کلاس شخصیت شناسی دکتر شیری

دوشنبه از ساعت ۱۳ الی ۱۸ مباحث زیر را تدریس خواهم کرد که میتونید برای حضور در این جلسه با خانم شهروزی تماس بگیرید و ایشون اطلاعات در اختیارتون بگذارند ۰۹۳۵۲۲۲۶۰۶۶ 

  • از بحثهای مراقبت از روح : عشق از دیدگاه آرکتایپی
  • از بحثهای شخصیتی : شخصیتهای مهرطلب و نمایشی

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 09:23 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v حتما ببینیدکانال 4 ساعت 23:15

دوشنبه، 21 خرداد 1386

دیشب فکر کنم اولین اس ام اس از سعید نازنینی رسید بهم...داشتم میرفتم بیرون که دیدم بچه ها هی اس ام اس میزنن که کانال ۴ را ببینید. رفتم دیدم برنامه ایست به نام راز  secret که همه گنده های علوم معنوی-روانشناسی توش دارن حرف میزنن. جک کنفیلد (کتاب غذای روح) نیل دونالد والش (گفتگو با خدا) جان گری (مردان مریخی زنان ونوسی )

موضوع بحث درباره قانون جذب بود و تشعشع و اهمیت تصویر ذهنی. همون درسهای جلسه اول توانگری خودمون اما خیلی به دل میشینه که ببینید

دوشنبه ساعت ۲۳:۱۵ کانال ۴

ممنون میشم اگه کسی بتونه واسه من ضبطش کنه

****************************************

این مطلب را هم از بلاگ طهورا برداشته ام

آنچه در زندگي مي آموزيم ما را براي بهتر زندگي كردن توانمند مي كند

نگاه دقيق به آنچه در اطراف ما مي گذرد به ما قدرت تشخيص تفاوت هايي را مي دهد كه باعث شده اند طيف رنگارنگي از شخصيت ها و سليقه ها در اطرافمان شكل بگيرند. رنگين كماني كه با گذشت زمان ممكن است دستخوش تغييراتي شود. دوستاني به جمع دوستانمان اضافه كند و دنيايمان را وسعت ببخشد . نگاه ما به زندگي متفاوت است . همين تفاوت هاست كه زندگي را متنوع مي كند و امكان شريك شدن در تجربياتي را به ما مي دهد كه گذران سال ها زندگي ، پشتوانه آنهاست . از اين روست كه مي توانيم از هم بياموزيم و سالهاي زيادي ، بيش از آنچه عمر طبيعي مان اجازه مي دهد زندگي كنيم

در 15 سالگي آموختم كه مادران از همه بهتر مي دانند و گاهي اوقات پدران هم

در 20 سالگي ياد گرفتم كه كار خلاف فايده اي ندارد ، حتي اگر با مهارت انجام شود

در 25 سالگي دانستم كه يك نوزاد ، مادر را از داشتن يك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن يك شب هشت ساعته ، محروم مي كند

در 30 سالگي پي بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن

در 35 سالگي متوجه شدم كه آينده چيزي نيست كه انسان به ارث ببرد بلكه چيزي است كه خود

مي سازد

در 40 سالگي آموختم كه رمز خوشبخت زيستن ،در آن نيست كه كاري را كه دوست داريم انجام دهيم

بلكه در اين است كه كاري را كه انجام مي دهيم ، دوست داشته باشيم

در 45 سالگي ياد گرفتم كه 10 درصد از زندگي چيزهايي است كه براي انسان اتفاق مي افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان مي دهند

در 50 سالگي پي بردم كه كتاب بهترين دوست انسان و پيروي كوركورانه بدترين دشمن وي است

در 55 سالگي پي بردم كه تصميمات كوچك را بايد با مغز گرفت و تصميمات بزرگ را با قلب

در 60 سالگي متوجه شدم كه بدون عشق مي توان ايثار كرد اما بدون ايثار ، هرگز نمي توان عشق ورزيد

در 65 سالگي آموختم كه انسان براي لذت بردن از عمري دراز ، بايد بعد از خوردن آنچه لازم است

آنچه را نيز كه ميل دارد ، بخورد

در 70 سالگي ياد گرفتم كه زندگي ، در اختيار داشتن كارت هاي خوب نيست بلكه خوب بازي كردن

با كارت هاي بد است

در 75 سالگي دانستم كه انسان تا وقتي فكر مي كند نارس است ، به رشد و كمال خود ادامه مي دهد

و به محض آنكه گمان كرد رسيده شده است ، دچار آفت مي شود

در 80 سالگي پي بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترين لذت دنياست

در 85 سالگي دريافتم كه همانا زندگي زيباست

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 09:47 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v استراتژی

يکشنبه، 20 خرداد 1386

 
استراتژی magnify
روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:
امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!
وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است
************************************************************************
سوالی رو که در پایین متن مشاهده می کنید ، یک تست است . متن را با دقت بخوانید. تک تک کلمات در جواب نهایی تاثیر دارند

یک زن در مراسم ختم مادر خود ، مردی را می بیند که قبلا او را نمی شناخت. او با خود اندیشید که این مرد بسیار جذاب است. او با خود گفت او همان مرد رویایی من است
و در همان جا عاشق او می شود .اما هیچگاه از او تقاضای شماره نمی کند و دیگر آن مرد را نمی بیند. چند روز بعد او خواهر خود را می کشد .

به نظر شما انگیزه ی او از قتل خواهر خود چه بوده است ؟

چند دقیقه با خود فکر کنید و جواب های خود را یادداشت کنید. بعد برا یافتن پاسخ صحیح به پايين صفحه مراجعه کنید.
.
.
.
.
.
.
.
.
و اما پاسخ :

ان زن امید داشت که در مراسم ختم خواهرش شاید ان مرد را دوباره ببنید .
اگر توانستيد به این سوال پاسخ صحیح بدهید احتمالا شما هستیدpsychopath یک بیمار روانی یا

یکی از بزگترین روانشناسان امریکایی این تست را بر روی افراد زیادی انجام داد تا به این نتیجه برسد که چه کسانی پاسخ صحیح می دهند .

نکته ی جالب این كه اکثر قاتل های سریالی به راحتی و سرعت توانستند جواب صحیح بدهند.

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 09:03 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v اخبار تازه از اتفاقات توی کلاس و بیرون کلاس ( مراسم آقای فتاحی)

شنبه، 19 خرداد 1386

آیلین شامیریان از بچه ای قدیمی کلاسهای MEC و زن شناسی و مردشناسی هفته ای که گذشت ایران را به مقصد وین ترک کرد و تا قبل از سپتامبر هم میره ایالات متحده

او از همه هم کلاسیهاش خداحافظی کرده که از این طریق اعلام شده

************************************************************************

خبر بسیار تاسف باری هفته پیش به ما رسید واون اینکه خانم معصومه مشهدی از بچه های بسیار خوب کلاسهامون که زحمت سالن جدیدمون را کشیدند و در NGO حمایت از زنان و کودکان بی سرپرست مشغول کار هستند  ،در سوگ مادر خود عزادار شده اند و متاسفانه اینقدر دیر خبر دار شده ایم که فقط با حضور در مراسم چهلم خانم والده  میتونیم از خجالتشون در بیاییم.

*******************************************************************

خانواده آقای فتاحی که میهمان ویژه کلاسهای توانگری ما هستند و بسیاری از بچه های کلاس ها اخلاق خوب و خاکی ایشان را میشناسند ، هفته گذشته عزادار شده اند مادر آقای فتاحی به رحمت الهی پیوستند مراسم ایشان روز شنبه  ۱۹ خرداد ساعت ۲۱ در مسجدالرضا (میدان نیلوفر) برگزار میشود

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:09 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v منابعی برای مطالعه بیشتر نکات تست تیپولوژی MBTI کارل گوستاو یونگ( دانشجویان کلاس شخصیت شناسی )

سه شنبه، 1 خرداد 1386

تست مشهور MBTI در امروزه صنعت و تجارت و شغل یابی و همسر گزینی کاربرد وسیعی دارد که بر اساس مطالعات مییرز و بریجز و کارل گوستاو یونگ طراحی شده است . در این تست شما را بر اساس

  1. درونگرایی / برونگرایی
  2. شهودی / حسی
  3. متفکر / احساسی
  4. داوری کننده / ادراکی

به ۱۶ تیپ مختلف تقسیم میکنند و بسیاری از زوایای مخفی شما را بهتان میگویند. نمیگم با یک تست میشه معجزه کرد...ابدا ، اما بد نیست یه بار امتحانش کنید. یادمه در نتیجه تستهای خودم نوشته بود که تو باید روانکاو بشی یا سخنران !

شاگردان کلاس شخصیت شناسی البته باید برای بط اطلاعات خودشون بنشیند و این منابعی را که ایجا معرفی میکنم شخم بزنند.

از همه دوستام که در معرفی این کتب یا لینکها کمکم میکنند و ویخواهند بکنند متشکرم و دستشان را میفشارم

 کتابهای مناسب شخصیت شناسی

تستهای بخشهای ۵ و ۱۰

کلاس شخصیت شناسی دکتر شیری www.doctorshiri.comصفحه ۹۶ به بعد را مطالعه کنید

 

کلاس شخصیت شناسی دکتر شیری www.doctorshiri.com

صفحه ۱۷۲ تا صفحه ۱۹۲ از کتاب بالا بنویسید

کلاس شخصیت شناسی دکتر شیری www.doctorshiri.com

کل کتاب

کلاس شخصیت شناسی دکتر شیری www.doctorshiri.comکتابی که محمد کهربی پیدا کرده بود و نوشته خود بریجز از واضعان تست است. کسانی که کتاب را میخواهند به ما خبر دهند برای جلسه بعدی کلاس بیاریم براشون

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 07:49 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v درود به دانشجویان شیراز، دوره توانگری، عکسها و نکات تازه

من افتخار داشته ام که خیلی کلاس برگزار کنم در خیلی جا ها

اما گاهی اوقات بعضی جاهاو یعضی بحثها انصافا شیرین میشود، شیرینی البته مقوله ایست ورای کاربردی بودن.در نظرسنجیهای شیراز که ما یکماه قبل دوره توانگری برگزار کردیم ، به قدری صمیمیت و صفا موج میزد که بی اختیار یاد برنامه توانگری لار افتادم .

بلا شک این لطفها تنها موجب میشود که من و همه بچه های خانه توانگری و همه شاگردانم در طول این ۶ سال تدریس ، یک احساس کنیم : مسوولیت بیشتر برای بهتر کردن زندگی  این کشور عزیز

در ضمن ما نمیدانیم نویسنده این نامه ها چه کسانی هستند ، چه رشته ای میخوانند و...مهم این است که خدا توانی به ما دهد که درست تر خدمت کنیم و به این توهم دچار نشویم که اینجا ته خط است ، ته خط جاییست که ملت ما توانگرانه زندگی کنند. خدا کمک کند که اینقدر تعطیل نباشیم که با این چیزها خود شیفته شویم

 دوره تانگری به تدریس دکتر شیری دانشگاه آزاد اسلامی شیراز

عکس یادگاری با همه کلاس

 

نظرسنجی دانشگاه شیراز

دانشگاه آزاد اسلامی شیراز - دکتر شیری و دانشجویان

عکس یادگاری با بچه های کلاس

نظرسنجی دانشگاه شیراز

workshop of prosperity in shiraz university

 دوره توانگری به تدریس دکتر شیری دانشگاه آزاد اسلامی شیراز

انجمن علمی صنایع دانشگاه آزاد اسلامی شیراز  چقدر منسجم و عالی عمل میکردند

نظرسنجی دانشگاه شیراز

 

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 06:20 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v این کتاب قشنگ بود

جمعه، 3 فروردين 1386

در سفرم به مشهد کتابی همراهم بود که خوندنش کلی بهم حسهای خوب داد

کتاب (( چون رود جاری باش )) را آش حجاری عزیز با ترجمه دلنشینش منتشر کرده است.

بارها پائلو کویلو در این کتاب به ایرانیها و خود آرش حجازی و حتی مسلمین حال مثبت میده!!!

کتاب حاوی دهها داستان کوتاه یکی دو صفحه ایه که من را نه تنها خسته نکرد که کلی هم سرزنده کرد

5

آخر کتاب اتفاق جالبی رخ داده و چند تا از شعرهای ترانه ای پائلو هم مدرج شده است

گل همان گل است..سادگی که ترس ندارد!

مرگ ما را وا میدارد که به اهمیت هر کاری که میکنیم یا نمیکنیم بیندیشیم

 

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 10:26 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v دستان جذامی و استخوان خوک

شنبه، 5 اسفند 1385

امروز داشتم میرفتم جایی که باحال بازی در آوردم و تو  ترافیک راه یه کتاب نیمه تموم را تموم کردم...کتاب را مصطفی مستور نوشته بود
اسمش بود : استخوان خوک و دستهای جذامی
از اون اسمهایی که تو را درگیر میکنه با خودت . این ویر را به جونت میندازه که یعنی چی...منظورش چیه؟
یه جاهایی از کتابه به دلم نشست...نمیدونم دقیقا چرا ! شاید از آشفتگی فلسفی بعضی کاراکترهای این داستان خوشم اومد...اصلا خوشم میاد که گاهی به جای خیلی فکرهای بند تنبونی بشینم به چیزهای سخت تر و کم گذر تر هم بیندیشم...مثل عمر..مثل حس تعلق مثل پوچی بعضی تلاشها که میلیونها نفر تا گردن توش فرو رفته ند
 
آهای مردم ! شماها عاشق میشید و عروسی میکنید و بعدش بچه دار میشید و بعد حالتون از هم بهم میخوره و طلاق میگیرید و گاهی طلاق نگرفته باز میرید عاشق میشید..عاشق یکی دیگه...لعنت به همتون که حتی مثل مرغابی نمیتونین فقط با یکی باشین
 
*آمونی فلو را میشناسی؟ اون میگه توی این دنیای عوضی و هیشکی به هیشکی ،دیگه باید چه اتفاقی بیفته که مومنان اقرار کنند که خدای در کارنیست یا اگه هست خیلی هم مهربون نیست(خود من البته در این یه تیکه کتاب حرف دارم...)
*....چرا یکبار هم نگفت که داره از زندگی با من خفه میشه؟چرا هیچی نگفت تا خفه شد؟
********************
راستی خیلی ممنونم از همه اونهایی که 17 بهمن را به من تعطیل غافل از قافله عمر ، تبریک گفتن

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 09:17 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v حلقه آزاد مطالعاتی برای عموم این هفته سه شنبه

شنبه، 11 آذر 1385

چندبار تاکنون مهر رفته ای و بدون اینکه بدونی داری چه کسی را زیارت میکنی ، یه چیزهایی بلغور کرده ای و از حرم زدی به چاک؟

چرا تمام عظمت یه نفر را خلاصه میکنند در یک آهو...یا گریه یک سگ در حرم؟

شما دعوت شده اید به یکی از نادرترین جلسات درسی :

به اطلاع همه علاقه مندان میرساند که ضمن عرض تبریک میلاد حضرت رضا -علیه السلام- در روز سه شنبه این هفته ۱۴ آذر ماه ،تدریس مشترک جناب اقای حجت الاسلام سید محمدرضا واحدی و بنده با عنوان زیر - برگزار میگردد

تدریس زندگی حضرت رضا و نکاتی شنیدنی از سیره ایشان

مکان : آمفی تئاتر فرهنگسرای خانواده - میدان رسالت - میدان  هلال احمر - جنب پارک فدک (بسیار سر راست است ادرس)

زمان ۱۷:۳۰ الی ۱۹:۳۰

شرکت برای عموم ازاد است و رایگان.

ضمنا برای حضار این جلسه به میمنت میلاد حضرت رضا ، چشم روشنی خاصی برای کلاس مردشناسی تعبیه شده است که در خود مجلس اعلام میگردد.

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 11:40 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (9) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v روانشناسی و ریاضی

پنجشنبه، 2 آذر 1385

این مطلب را از سایت blog 1971 برداشته ام .خود سایت انصافا جالب است و عکسها و نکات بسیار خواندنی دارد.چون کلی بچه های ریاضی اینجا سر میزنند ازشون خواهش دارم که برای ما بچه هایی که از مکتبخونه وارد دانشگاه شدیم این مطلب را به زبان ساده بگویند تا به اسم شریفشون در سایت بگذاریم.در ضمن اگر کسی درباره ارتباط ریاضی با انشان شناسی و روانشناسی چیزی به ذهنش میرسد لطفا از من دریغ نکند.

***************************************************************************

ریاضی علم عجیبی هست خیلی از مطالب علوم دیگر را می توان به زبان ریاضی بیان کرد ولی مطالب مختص ریاضی در اکثر مواقع قابل بیان به زبانهای علوم دیگر نیست! یادم هست اولین بار سر کلاس فیزیک 2 برای اثبات نحوه توزیع بار برروی یک کره، استاد از فرمولهای عجیب غریب ریاضی (انتگرال سه گانه) استفاده کرد و برای اثبات، دوسه باری تخته سیاه را پاک و پر کرد، در صورتی که همین مطلب در کلاسهای رشته فیزیک خیلی ساده و فقط با دوسه کلمه ثابت می شد.
خوب شاید با خود فکر کنید ریاضی و فیزیک بشدت به هم وابسته هستند و اثبات یک خاصیت فیزیکی با فرمولهای ریاضی خیلی موضوع عجیبی نیست خوب تا حدی حق با شماست ولی نظرتان درمورد استفاده از انتگرال فوریه برای تبدیل یک عکس رنگی به سیاه و سفید چیست! آیا می دانید اکثر قابلیتهایی که در نرم افزارهای پردازش تصویر نظیر فتوشاپ می بینید براساس فرمولهای ریاضی کار می کنند!
اگر رشته دبیرستانی شما ریاضی بوده باشد و یا در دانشگاه ریاضی خوانده باشید مطمئنا با ماتریس آشنایی دارید، می دانید در اکثر قسمتهای نرم افزارهای طراحی برای جابجایی و تغییر شکل دادن اجسام از ماتریسی به نام ماتریس تبدیل استفاده می شود! به نظرم ریاضی نحوه فکر انسان رو بشدت تحت تاثیر قرار می دهد خود من با آنکه شغلم در زمینه نرم افزار هست ولی بشدت خودم را وابسته به ریاضی می دانم فکر می کنم ریاضی هایی که در دانشگاه گذراندم ( که الان بیش از نام از اکثرشان چیزی به خاطر نمی آورم، توپولوژی، آنالیز، جبر، جبر خطی و .....) موجب شده نحوه فکرم در زمینه کارم بشدت منطق گرا بشود.
دامنه فعالیت ریاضی تنها محدود به علوم تجربی نیست ریاضی حتی در علوم انسانی هم کاربرد دارد! بله ریاضی در علوم انسانی هم رخنه کرده است.
با ریاضی می شود روحیات و رفتار انسانها را با یک فرمول بیان کرد که با تغییر چند پارامتر در فرمول میتوان نوسنات روحی انسانهای مختلف را بصورت اعداد و ارقام نشان داد. نوسانات روحی انسانهای نرمال یک نمودار سینوسی میرا شکل است که در اوایل زندگی که در حال تجربه هستیم دامنه نوسانات آن زیاد است ولی به مرور زمان که بر تجربیاتمان افزوده می شود از دامنه تغییرات آن کاسته شده و حالت میرا بخود می گیرد!
اگر رشته های ریاضی و یا فنی مهندسی در دانشگاه خوانده باشید مطمئنا می دانید که فرمول نمودار سینوسی میرا بصورت زیر است :


هرچه سرعت میرا شدن نمودار کسی بیشتر باشد نشانه از هوش و استعداد وی دارد. ولی نمودار همه یک شکل نیست بعضی ها آنقدر سرعت میرایی نمودار آنها کند است که گویی یک نمودار سینوسی معمولی ست این انسانها درتمام زندگی در حال آزمودن، آزموده های خود هستند! این انسانها معمولا قدرت تفکر ندارند!



 


ولی از این انسانها سیه روز تر آنهایی هستند که نمودار زندگی آنها برعکس شده است! این انسانها نمودارشان با پیشرفت زمان دامنه تغییراتش بیشتر می شود. این افراد افرادی هستند که تمامی عمر به خودشان دورغ می گویند، ولی به مرور زمان شروع به طغیان می کنند و در زمانی که انسانهای معمولی دارند به آرامش میرسند تازه شروع به تجربه می کنند، در بهترین حالت، ممکن است نمودارشان بعد از یک بالا و پایین رفتن شروع به افول(عفول!؟) کند!


در جامعه امروز ما خیلی از انسانها اینجور شده اند، انسانهایی که قبل از اینکه خودشان را بشناسند به مرحله خداشناسی می رسند! تا حالا به رفتار اکثر این روحانیون! و انسانهای مقدس ماب (معاب!؟) توجه کرده اید، در زمانی که جوان هستند از رفتار و چهره هایشان اطرافیانشان احساس آرامش می کنند ولی هرچه بر سنشان افزوده می شود و کمبودهای داخلیشان شروع به طغیان می کنند روزبه روز از آرامش آنها کاسته می شود و در نماد بیرونی تهوع آور و غیر قابل تحمل تر می شوند، در صورتی که انسانهای معمولی روز به روز آرامشان بیشتر و بیشتر می شود.
تا به حال دقت کرده اید که چرا اکثر پیرمردها و پیرزنها دوست داشتی و دلنشین هستند؟ اینها افرادی هستند که از مرحله بالا و پایین های زندگی گذشتند و دارند در منطقه آرام نمودار زنگی بسر می برند!

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 10:46 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (2) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v یعنی ملت من کارشون به اینجا کشیده شده دیگه...

يکشنبه، 16 مهر 1385

 

این مطالب را از وبلاگ بیواوک نقل میکنم که تکان دهنده بود در حد ۴ ریشتر روح من: شاید برای شما باد هوا باشد

 

 

 

يک مطلب تکان دهنده از سايت آچار فرانسه براي آنهايي که مثل من سالهاست مايع دستشويي آنتي باکتريال آو ميخرند.

محصولات بهداشتي گلرنگ با کمک زوج هنرمند سابق (منظور از سابق اين است که الان با هم کار نمي کنند) بيرنگ و رسام توانستند سهم خوبي از بازار پاک کننده ها و شوينده ها را در ايران از آن خود کنند. بعد از اين توفيق، سفرهاي خارج از کشور و شرکت در نمايشگاههاي تجاري بين المللي چشم و گوششان را باز کرد و محصولات با مطلوبيت بالاتري را وارد بازار کردند و اسم آن را او (Ave) ناميدند. اين محصول ظاهرا توليد شرکت پيتر و جورج هست. تا اينجاي مسئله همه چيز روبراه است و در اين فاز هم تيزرهاي تلويزيوني زيباي آقاي آستانه و توزيع گسترده، سهم بازار مناسب را نصيب شرکت پاکشو نمود.وي شده که ساير تجار به خريد لايسنس آنها ترغيب مي شوند. مثلا هنکل يک برند خوب در صنعت پاک کننده هاست، 125 سال قدمت در کشور آلمان دارد و محصولات آن مثل مايع ظرف شوئي پريل شهرتا جهاني دارند. اما اين پيتر و جونز احتمالا رگ و ريشه ايراني دارند!!! چون هيچ نام و نشاني از اين اسم و محصولات آن در هيچ جاي دنيا وجود ندارد (ساعتها در گوگل و ياهو پرسه زده ام) بعد هم که تشريف ببريد سايت خوشگلشان، مي بينيد حتي آدرس اين شرکت بريتانيائي در همين خيابان ولي عصر خودمون هست.

پياده 10 دقيقه ديگر مي تونم برم شرکت بين المللي پيتر اند جورج و با يکي از اين شرکا چاي ديشلمه بخورم :). بعد که بيشتر مي خوني ميبيني اين شرکت 1999 متولد شده! يعني همزمان با ورود به ايران. محصولاتش هم در يک جامعه 70 ميليوني توزيع ميشه و با توسعه اخير به مرز 100 ميليون ميرسد!!!
آيا اين هم يکي از خيانتهاي تبليغات است؟ آيا خلق يک شرکت در انگليس و بعد ثبت "نام تجاري" به اسم آن شرکت و سپس ادعاي توليد تحت ليسانس شرکت خود ساخته، تقصير تبليغات هست يا سازمانهاي ناظر؟
تبليغات مي تواند سازمانهاي ناظر را فريب دهد؟ البته قطعا روي کاغذ هيچ غلطي وجود ندارد! حتما شرکتي در انگليس ثبت شده که اسمش پيتر و جورج هست ولي آيا او(
Ave) يک علامت تجاري بين المللي بوده يا براي تبليغات در ايران ساخته شده؟ خيلي مهم نيست . . من هم شامپو او (Ave) مي خرم و دستمال کاغذي سافتلن روي ميزم هست! ولي ثبت اين شرکت خرج زيادي روي دست مصرف کننده ها گذاشته چون مجبورند محصول ايراني را گرانتر بخرند به همين راحتي!

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 08:37 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (3) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v بهای یک رویا

دوشنبه، 10 مهر 1385

از وقتی لینکدونیم قطع شده محبورم خیلی جهان سومی اینجا تو پستهام لینک بگذارم.

این  نوشته را در وبلاگ  پناه خوندم...انصافا تکان خوردم . نظر مردم هم درباره این نوشته جالبه...

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 09:41 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (3) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v کیست این واکسی تلفنی کراواتی؟

جمعه، 7 مهر 1385

کيست اين واکسی تلفنی؟ مزدک علی نظری،سایت گویا

عکسی که از اولين واکسی تلفنی ايران منتشر شد، با استقبال شديد کاربران اينترنت مواجه و به سرعت در اغلب سايت های پربيننده قرار گرفت. اما شايد کمتر کسی اين واکسی خوش تيپ و به قول معروف «فکل کراواتی» را می شناسد.

اسم او علی است، معروف به «علی دوهزار». جالب است بدانيد فقط هم يک واکسی خوش ذوق نيست، بلکه هنرمندی با آرزوهای بزرگ است که سال هاست در گوشه و کنار پايتخت فعاليت می کند. البته تريپ امروز او که در اين عکس ديديد، ظاهر تازه اوست؛ سال های قبل علی دوهزار با لباس آبی يک سره (مثل لباس مکانيک ها ولی خيلی تميز) و خصوصاً با جعبه واکسش شاخص بود. پشت لباسش نوشته شده بود: «واکس ۲۰۰۰» و به قول خودش صاحب شيک ترين جعبه واکس ايران به حساب می آمد. اين جعبه سياه رنگ، عتيقه ای متعلق به بيست سال پيش بود که رويش به زبان های فارسی، انگليسی، ارمنی و ژاپنی، کلمه واکس را نوشته بودند. علی از سال ۱۳۷۰ که کارش را شروع کرده بوده، شروع می کند به بهينه سازی جعبه اش؛ تا آنجا که وسيله کارش خصوصياتی عجيب و جالب پيدا کرده بود، مثلاً جای روزنامه داشت برای سرگرم کردن مشتری، کشوی مخفی داشت، ميز نهارخوری می شد، صندلی سرخود بود. حتی دزدگير و دو چراغ راهنما (برای احتياط در شب) هم داشت!

ضمناً مجهز بودن به اسپيکر و تيوتر برای پخش موزيک های غربی (در پاساژها يا هرجای ديگر که به او روی خوش نشان می دادند) از ديگر شگفتی های جعبه دوهزار بود.

برنامه کاری و جاهايی که می رفت هم به اين ترتيب بود: سه شنبه ها هفت تير، چهارشنبه گاندی، يک شنبه گيشا، دوشنبه و پنجشنبه جمهوری، شنبه ها هم آزاد. بيشتر به کافی شاپ ها و شرکت های باکلاس سرمی زد. می گفت شرکت های خارجی به خاطر شيکی جعبه، راهش می دهند و از اين نظر با همکارانش قابل مقايسه نيست.

ضمناً او يک سری مشتری ثابت هم دارد؛ به اين اسامی دقت کنيد: ناصر ملک مطيعی، حبيب اسماعيلی، فريبرز عرب نيا و... بله، درست حدس زديد؛ طرف عشق سينماست. مدام هم در پشت صحنه فيلم ها و سريال ها می پلکد، چون آنجا هم کار هست و بروبچه های هنرمند نسبت به او سخاوتمندند، هم اين که گاهی نقش کوچکی برای بازی می گيرد. البته اغلب اين نقش ها در حد رد شدن از جلوی دوربين يا بازی کردن رل اسفند دودکن ها بوده. اما به هرحال او با همين ها برای خودش کارنامه هنری بلندبالايی ساخته!

دوهزار در فيلم های: غزل، رخساره، راز مينا، روانی، بازيگر، قرمز و سريال هايی مثل: پليس جوان، پاورچين و مرا درياب بازی کرده که در اين آخری بدل عروس در صحنه سوارکاری بود! يکی از بچه های جوان هم قرار بود درباره خود او فيلم کوتاهی بسازد که خبر ندارم چه سرنوشتی پيدا کرد.

همه اين ها باعث برانگيخته شدن توجه ملت بود و تا آنجا که ديده ام، چند مصاحبه و گزارش درباره اش چاپ شده است. تيپ او با آن موهای دم اسبی، بينی شکسته و جعبه سياهش، آدم را ياد قهرمان فيلم «دسپرادو» با جعبه گيتارش می انداخت. اين را خودش هم با خوشحالی تاييد می کند: «همه ميگن دماغتو عمل کنی، ميشی خود آنتونيو باندراس!»

 


علی دوهزار عشق سينما، هدف زندگی اش را هم رسيدن به اين عشق می داند و البته يک چيز ديگر: «اول سينما و بعد يک زن خارجی خوب!»

او حالا با تيپ جديدش دوباره توجه همه را به خود جلب کرده است. اما چه کسی می تواند بگويد تا رسيدن اين واکسی تلفنی به هاليوود، چقدر راه مانده؟ دويست هزار کيلومتر؟ دويست هزار سال؟ اصلاً چه فرقی می کند؟ مهم اين است که او در کارش جدی است و دارد پيش می رود.

رکاب بزن علی دوهزار، رکاب بزن...

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 04:08 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (5) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v تسلیت به شهرام یاربیگی برای درگذشت پدرش و اعلام مراسم

چهارشنبه، 5 مهر 1385

متاسفانه با خبر شدیم که شهرام یاربیگی از بچه های فنی مهر ۸۴ دانشگاه تهران و کلاسهای MEC دی ۸۴ و توانگری و زن شناسی تابستان ۸۵ ، در عزای پدر خود به سوگ نشسته است. شهرام کمتر از دوماه قبل به خاطر مادربزرگ خود عزادار بود و از خدای متعال در این ایام رحمتش تقاضای صبر و خویشتن داری برایش داریم.متعاقبا مراسم سوگ عزیز از دست رفته را اعلام میکنیم.

مراسم بابای شهرام  جمعه ۷مهرماه در فردیس کرج/ فلکه ۴ مسجد المهدی

 ساعت ۱۴ الی ۱۵:۳۰ برگزار میشود.

برای تسلیت به شهرام هم میتونید اینجا مطلب بگذارید هم به خودش مستقیما نامه بدهید:shahram613@yahoo.com

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 08:08 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (4) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v گردو ، شیکستم

جمعه، 17 شهريور 1385

گردو....شيکستم

 

از دور برايت دست تکان ميدهم.لبخند ميزنی.لبخند ميزنم.باز مثل هميشه قند شادی ديدارت تو دلم آب ميشه.

سلام.

هنوز طوری نگام ميکنی انگار خيلی کوچيکم.هنوز طوری کنارم ما ايستی تا راحت تر از بالا نگام کنی.

راست ميگی!!!تو بزرگ شدی و من هنوز سرگرم شادی کودک درونم هستم.راست ميگی.تو يه آدم بزرگی چون نگاهت رو دنيا ثابت مونده.تو آدم بزرگی چون هميشه خسته ای.آدم بزرگي.چون منو نميبينی...

کاش من بزرگ نشم وکاشکی تو هم بچه بشی!

بگذريم...

کنارت قذم ميزنم.لبخند ميزنيم

بيا يه بازی بکنيم..

ميخندي.هميشه به حرفام ميخندی...

چه بازی؟

بازی؟زندگی خودش يه بازيه.ما هممون بازيگريم

ميگی:يه بازی که من رييس باشم

ميگم:بازی من رييس نداره

ميگی:يه بازی.که برنده اش من باشم

ميگم:برای برنده شدن تلاش