«   M O R E       E F F E C T I V E       C O M M U N I C A T I O N    »

ما همگی نیاز داریم به ارتباط.. اما 4 ارتباط هتند که اولویت مهمی در زندگیمان دارند: خودمون/خدا/طبیعت/مردم                              در بحثهای آموزش ارتباط یاد میگیریم که در هر 4 تای اين موارد سربلند بشویم.
 
  v و این است خیانتی که به عشاقش کردند/2

چهارشنبه، 22 شهريور 1385

ادامه داستان به بحثهای دیگری میرسد. هدفم این بود که عشق پاک این مردم به اولیای طاهرین حتی مورد سوئ استفاده اجنبی نیز قرار گرفته است .

نظرتون را بفرمایید

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 03:15 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (3) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v تغییرات جدید

يکشنبه، 29 آذر 1383

به این آدرس برای مطالب کامل من مراجعه کنیدخیلی بهتر شده قیافه وبلاگ
weblog.doctorshiri.com

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 11:18 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (266) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v جمله ای از خانم سارا زحمتکش

شنبه، 21 آذر 1383

حتي انساني كه خودكشي مي كند اميد رهايي را در سر مي پروراند . دروغ است هر كه ميگويد ديگر اميدي ندارم .

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:55 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (249) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v in tasvire kist? 

جمعه، 20 آذر 1383

in tasvire kist? Posted by Hello

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:43 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (282) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v tasliat 

دوشنبه، 16 آذر 1383

tasliat Posted by Hello

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:50 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (231) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v TA 

يکشنبه، 15 آذر 1383

TA Posted by Hello

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 04:13 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (221) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v sare pele daneshkadeh 

sare pele daneshkadeh Posted by Hello

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 03:58 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (217) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v yadesh bekheir 

yadesh bekheir Posted by Hello

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 03:57 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (5856) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v تسلیت

با خبر شدیم که چهار نفر از بچه های کلاس ارتباط عاطفی در غم از دست دادن عزیزانشان به سر میبرند خانمها هدی و هانیه بستانی در سوگ زنی بزرگ در زندگیشان خانم لولویان در غم مادربزرگ مادری خانم باباخانی در غم مرگ سانحه ای پسر عمه شان هستند. از طرف کلاس و همکلاسیها تسلیت ما را بپذیرید. لذا مجلس مطالعه قرآن در منزل ما روز 4 شنبه ساعت 16 برقرار است...همه تشریف بیارید که این روزهای تلخ برای عزیزانمان هموار تر شود با احترام / دکتر شیری

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 02:45 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (301) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v bozorgtaresh 

چهارشنبه، 11 آذر 1383

bozorgtaresh Posted by Hello

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 02:34 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (248) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v inam jemaate baradaramun

inam jemaate baradaramun

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 02:28 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v daste jamee ba bache haye

daste jamee ba bache haye MEC shabe 4 klass baad az bahse jazb-tashasho

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 02:28 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (0) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v dar hale khoruj az klass...aya

دوشنبه، 9 آذر 1383

dar hale khoruj az klass...aya vaghan in folder ha va neveshteh ha ra khahand khand?

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:38 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (237) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v behzad homami va sayere baradarane

behzad homami va sayere baradarane mobarez

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:36 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (402) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v در این کلاس آیا خبری خواهد شد؟

بالاخره این کلاس روابط عاطفی سالم را به لطف الهی شروع کردیم. همون روز اول تو اون بارون شدید مجبور شدم از ماشین پیاده بشم و موتور بگیرم و مثل موش آب کشیده برسم به کلاس...راستش باورم نمیشد که اینقدر بعد از یکسال ،تدریس مباحث ارتباط بهم بچسبه!!!و البته تمام اسلاید های کلاسم رو عوض کردم...شاید اگه از قدیمیها بیاد سر کلاس متوجه نشه که قبلا شبیهش رو اومده روز دوم سر وقت شروع کردیم...پذیرایی هم مثل روز اول صلواتی نبود/به نظم اونم در کلاسی که در چنین سطح بالایی برگزار میشه،اعتقاد دارم؛اونای هم که دانشجوی خودم بودن میدونن که با کسی تعارف ندارم و البته وقتی میگیم هر 15 دقیقه در باز میشه که دوستانی که دیر کردند ،تشریف بیارن داخل،به نفع همه است.روز دوم حیف شد که دعای دسته جمعی نکردیم روز سوم هم باز با موتور اومدم!!!بهتر از دیر رسیدن و آبرو ریزیش بود.به هر حال در این روز وارد بحثی شدیم بسیار سنگین،واقعیت اینه که ما نمیخواهیم بزرگ شویم و در معصومیتی پر حماقت بسر میبریم پس از خودکم بینی و تاییدطلبی و کمال طلبی باید به شکل نمادین ،اون بخشهامون رو مینوشتیم که بیاد به سطح آگاهی و سپس دور میریختیمشون. ما این کار را با تابوت-که زحمت ساخت قشنگش را خانم لولویان کشیده بودن- و آهنگ کریستف کلمب ونجلیس انجام دادیم و بعدش هم با دعای دسته جمعی کار را به کمال رساندیم. بالاخره آقای فرزاد امروز برامون اجرا داشتند با اون صدای نافذ و تکان دهندشون...شعر از بانوی شاعرآلمان،مارکوت بیگل بود. کلاس آیا مفید هست؟ راستی یه اتفاق قشنگ:خانم حافظی که از بچه های کلاسمون هستند که الان واسه خودش سده دوشیزه ای رشید...همبازی کوچولویی همشیره من بود که الان بعد از 10 سال دیدمشون

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:34 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (328) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v iran

چهارشنبه، 4 آذر 1383

iran

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 10:44 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (222) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v برای این مرز پر گهر،ایران

برای این خاک خیلی چیزها داده ایم...عربهای منطقه را باید از نزدیک ببینید که بعضیاشون چه بغضی با ملت من دارند اوناییکه تیکه تیکه شدن،یادمه که این پرچم سه رنگ را دوست داشتند...برین و تو این http://persianblog.com/PersianGulf.aspسایت اعتراضتون رو به راحتی اعلام کنید

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 08:50 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (248) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v pelehaye daneshkadeye fanni-4 azare 83/classe

pelehaye daneshkadeye fanni-4 azare 83/classe 10-12

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 08:08 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (406) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v rajab beigi/4 zar/saate 12/30

rajab beigi/4 zar/saate 12/30

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 08:07 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (257) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v akse daste jami ba bache

akse daste jami ba bache haye fanni10-12

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 08:06 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (282) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v به پایان رسید این دفتر،حکایت همچنان باقیست

سه شنبه، 3 آذر 1383

کلاس 10-12 دانشکده هم تموم شد،راستش از اولش هم نیومده بودیم که بمونیم...این حکایت هر ترم و هر کلاس و هر آشنایی در زمین است وگرچه سخت است امادیگه عادت کردیم.اکثر دانشجویان این ترم به بنده لطف کرده اند و از کلاسشون با خاطره خوب یاد کرده اند..من هم خیلی راضی بودم به ویژه از جلسه آخر هر 3 کلاس که بحث ART OF S. MANAGEMENT را گفتیم/شاید براتون جالب باشه که جمعبندی نظرسنجی 360 دانشجو رو بدونین،البته این وسط بعضی تک-نظر های خواندنی بود که میارمشون: دهها نفر پیشنهاد داده اند که به جای آناتومی و جمعیت شناسی و...بیشتر از تعامل زن- مرد و آگاهیهای روانشناختی مربوطه صحبت کنیم،راستش این بحثها در مواد درسی شما تعریف نشده اما این وعده رو بدهم که تو روزنامه خوندم که تصویب شده که درس مهارتهای زندگی در دانشگاهها تدریس بشود البته به شما ها قد نمیده و البته اون درس رو به ما نمیدن که واسه دانشجو ها بگیم به هر حال کتاب بخونین و زندگی کنین...زندگی آگاهانه گرچه آسان نیست اما خیلی لذت داره

خیلیها گفتن که ما صمیمی بودیم و جدی و جالبه که بدونین متعدد بچه ها نوشتند که به خاطر حفظ تمرکز بچه ها و خودم،کسی رو بعد از خودم راه ندم!این هم واسه ترم بعدی ها

ما کی باشیم که رفقا خواسته اند در سختیها کنارشون باشیم؟...اگه چیزی شنیدین ایشالا که ریا نبوده و سپیدی بوده...حتما در گرفتاری هاتون من ،برادر گنده،هستم باهاتون...دریغی نیست...(جو گیر هم نشدیم ها...امتحان هامون رو پس دادیم!) و در ضمن و شما می تونین با تلفن و نامه و کلاس و سینما جشنهاو...کنار ما باشین...مثل خیلیها که از قبل موندن و اصلا به همین خاطر بود که جمعیت توانگری ایران را تاسیس کردیم ...با خود آقایون و خانمهایی که از جنس ما می اندیشند

دو نفر از کل آقایون نوشته اند که فلانی...تو دانشجو ها رو نادان گیر آوردی-ببخشید من را- و اونا رو به شکل وسیله پول در آوردن میبینی...آقا من چه جوابی بدم؟ شما ای-میل بزنید به من که شاید دلم اینقدر نسوزه...دانشجوی عزیزم!میگه دکان وا کردیم؟اگه منظور کلاسهای خودتون است که یگذار تا بگریم چون ابر در بهاران..کل پرداختی هر سه کلاس شما در کل ترم که اونم 5 ماه پس از ترم میدن،تقریبا معادل هزینه 5/4ساعت مشاوره مطب ما میشه وخدای من و تو شاهد است که اینرا نوشتم تا هرگز به مغز تو دوست خوبم چنین چیزهایی در مورد معلمانت -که من کمترین ایشان هستم- خطور نکند

اگه منظورت کلاسهای بهداشت روانی میباشد که بازم بدان که این دوره آموزشی بارها برگزار شده و برای شنیدن و نه آموختن یک پنجم آن باید بسیار بیشتر هزینه کنی اونهم نزد کسانی که معمولا سواد لازو رو ندارند و اصلا مریض ندیدن و درد نکشیدن واگر در این وادی قدمی بگذاری میفهمی دکاندار کیا هستن منهم به احترام حرف بچه های بسیج دانشجویی که مدافع شما بودند،با این هزینه موافقت کردم وگرنه 18ساعت کارگاه آموزشی ساعتی 1000 اونهم با تدریس و امکانات آموزشی مدرنی که ملاحظه خواهید کرد؟؟؟!!!هرگز فکر نکن عزیزم که چنین چیزی رو در ایران پیدا خواهی کرد و حتی اساتید ایرانی ساکن لس آنجلس مثل استاد هلاکوئی هم چنین مباحثی را که درد من و تو را بیان کند نمیگن...اساتید کشورمون هم هزینه های واقعی رو میگیرن، گفتم...باید بگردی تا ببینی...اینهم آخرین دوره است که هزینه 18 اخذ میشود که خواهید دید خرج خودتون میشه

خواهم نوشتART OF S.MANAGEMENT بزودی در مورد

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:56 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (141) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v /فیلم دوئل/خاطرات خرمشهر/ برگزاری کلاس روز شنبه

الان که دارم این مطلب رو مینویسم،یه تیم از بچه های اصلی کلاسم (آقای حداد آقای فرزاد و خانم شیری و خانم لولویان) دارند تو دانشگاه ثبت نام میکنند برای کلاس/راستش بنا داریم این دوره را به لطف الهی با همه توانمون برگزار کنیم...از نشانه هایی هم که این روزها داریم میبینیم،چنین بر می آید که بناست دوره ای زیبا بشود. به همت علی شکوهی روز شنبه20 نفر رفتیم سینما فیلم دوئل به شکل نیم-بها!!!راستش اونقدرا منو نگرفت.یعنی این همه هزینه و بازیگر این کاره مثل هدیه تهرانی و پرویز پرستویی و همش 2 دقیقه!! من که انتظار بیشتری داشتم. اما کلا اشاره به موضوع عشیره و دردسرهای بچه های خط اول خرمشهر تا قبل سقوط و م-جهان ارا و دردسر های بچه های آزاده و...برام قابل تامل بود حسابی من هم قبل جنگ خرمشهر بوده ام هم بعد از جنگ... ... قبل از جنگ خونه داییم تومنطقه لوشاتو که معروف بود به کاباره اشقرار داشت عید سال 68 من با تعدادی از همکلاسیهایم رفتیم برای بازسازی جنوب و واقعا تجربه گرانبهایی بود.من که چند سالی بزرگ شدم تو اون روزا...روزایی که منطقه پاکسازی نشده خرمشهر رو دیدم...همون کاباره لوشاتو شده بود محل استقرار تیم جهادی و برنامه این بود که روزها میرفتیم بعد از نماز صبح سر پستامون...هر کی یه گوشه کار رو در ستاد بازسازی به عهده گرفته بود. خود من شده بودم مسوول برآورد تخریب در منهولهای/چاه فاضلابهای خرمشهر/میدونید که به خاطر ارتفاع کمتر خرمشهر از سطح دریا،فاضلاب اونجا خیلی ابتدایی ساخته شده و سر هر خونه یه حفره گذاشتن که پسآبها و...توش جمع میشه و شبکه وار از محله ها راه داره به زیرزمین دفعه بعد بازم میگم از اون روزها .

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:56 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (148) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v posht be doshman ru be

پنجشنبه، 28 آبان 1383


posht be doshman ru be mihan Posted by Hello

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 02:08 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (331) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v namayandeye klass 4-6 va ghaye


namayandeye klass 4-6 va ghaye saghafi Posted by Hello

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 02:07 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (230) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v tedadi az bache ha 


tedadi az bache ha Posted by Hello

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 02:05 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (244) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v jaleseye akhar klss 


jaleseye akhar klss Posted by Hello

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 02:05 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (253) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v و آخرین جلسه درس دانشکده نیز برگزار شد

بالا خره این ترم نیز درس ما تمام شد/2 تا از 3 کلاس این ترم به پایان رسید و ما در آخرین جلسه رفتیم سراغ بحث . مدیریت سکس که شاید کلیدی ترین بحث به درد بخور بچه هاست اکثر دانشجویان از بحث استقبال کردند و نظر سنجیهای ما نیز نشان داد که آقایون دانشجو به شدت تشنه منابع صحیح آگاهی از این موارد هستند.من جدا در این مورد خواهم نوشت و الان عکسهای یادگاری را میگذارم که شاید به درد بخورند..

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:41 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (227) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v SHABE 19 MAH RAMEZUN ..KHUNEYE

سه شنبه، 26 آبان 1383


SHABE 19 MAH RAMEZUN ..KHUNEYE MOHAMAD KARIMKHANI Posted by Hello

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 04:42 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (250) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v و اسلاید های درس تنظیمMEC این هم کلاس

بالاخره پس از کلی بالا و پایین شدن اوضاع،موفق شدیم با کمترین فشار به بجه های کلاسم در دانشگاه تهران، به تشکیل کلاس در تاریخ7 آذرقرارداد بنویسیم...البته بسیج دانشجوئی نتونست اونجوری که باید و شاید در این راه خیر همت بگمارد هر چند که ابراهیم زرگر و فضلوی و چند تا از بجه های ترم قبلی خیلی مایه گذاشتند .. الغرض این چند روزه باقیمونده تا کلاس رو هم به تشریفات ثبت نام بگذرونیم تا بعد... راستی اسلایدهای درس تنظیم رو دادم به آقایان جدیدی و محمد داراب پور -که واقعا منو کمک کردند در ارتباط با همه چیز این سایت - که بگذارند در سایت ما: WWW.DOCTORSHIRI.COM

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 04:28 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (2956) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v sofreye shabe 23/manzele ma 

يکشنبه، 17 آبان 1383


sofreye shabe 23/manzele ma Posted by Hello

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 02:25 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (172) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v عکسهای خونه خانم لولویان و کریمخانی و خودم

:این چند تا عکسو گذاشتم که اینقدر اعتراض نکنید

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:36 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (398) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v ketabe seyed mehdi shojaee 


ketabe seyed mehdi shojaee Posted by Hello

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:32 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (169) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v tasvire ketabe dr shariati 


tasvire ketabe dr shariati Posted by Hello

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:31 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (211) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی

امسال علیرضایی که هر سال با تمام رفقا و فامیلام و بعضی شاگردام میرفتم پای مجلس شب قدر شیخ حسین انصاریان هر 3 شب قدر را خونه خودم بودم و همینجا مراسم گرفتیم واعتقاد دارم که قشنگترین شبهای قدری بوده که تا الان زندگیم داشتم. شب21: اولین اهمیت این شب برام این بود که بزرگترین منبع الهام بانوی درونم و ساختار آنیمایی زندگیم یعنی مادرم کنارم بودند و همچنین مادربزرگم و همچنین خواهرم شیرین خانم هم زینتبخش محفل ما بودند. از دوست عزیزم محسن غلامحسینی خواهش کرده بودم که بیاید و مناجات کوفه حضرت امیر را بخواند برامون...محسن آقا خودش آدم عجیب و توانگریه...شاعر/مداح/آشنا به دستگاههای موسیقی/خانواده دار/خطاط و با اخلاق...به هر حال ایشون خوندنو رفتن و بعدش 30 فراز آخر دعای جوشن کبیر را خوندیم..البته مثل اکثر اوقات با ترجمه. بعدش دعای دسته جمعی و قرآن به سرگیری و عشق بازی با خدای خوبمان. شب 23 که خدا در یک قدمی ما بود.. از صبحش خبرای بد داشتم...انگاری بنا باشه که یه کاری نخواد بشه..راستش هر کاری هم کردم ،این دلم از قبض بیرون نیومد بچه ها 30 تایی شدن تا افطار،افطاری که هادی و محمد کریمخانی و رضا ایران خواه زحمت الویه کشیده بودن و محمدرضا بامیه از ساقدوش آورده بود و شله زرد و...نمیدونم..دستشون درد نکنه.بعد افطار تا ساعت 21 بجه ها نشستن به تفکر..بعضیا مثل خانم محقق به استراحت پرداختند واسه شب بیداری و...ساعت 21 محسن آقا اومد و دستگاه اکو هم آورده بود که کمک کرد بهتر از صدای عجیبش لذت ببریم. دعای توسل را از یک سایت لبنانی داون لود کرده بودم و با پروژکتور پخش شدhttp://forums.shiasource.com/Flash/DuaTawassul.swf معلوم بود که بچه ها حس خاصی نسبت به وجود فردی بنام امام زمان-درود خدا بر او باد- دارند که برای محسن جالب بود و به من میگفت من در هیاتهای مختلفی که رفته ام و خونده ام چنین چیزی کم دیده ام بعدش شعر زیباشو خوند که سراسر گفتگوئی صمیمی بود با خدا...بعدش روضه ای خوند که در سایت WWW.WEBNEVESHT.COM هستش...و قشنگه.تا اینکه محسن هم رفت و ما موندیم و قلبی به شدت سفت و بی حال. اول به ذهنم رسید که موسیقی گوش کنیم!!!عجیب بود...احیا با امکاناتی مثل پخش فلاش های زیبای اینترنتی و پخش موزیک و بعدش شعرایی زیبا از دکتر شریعتی و فریدون مشیری که باید سر فرصت بیارمش اینجا و بذارمش.بعدش رفتیم سر سفره امام سجاد بزرگ و ترجمه تکان دهنده سید مهدی شجاعی از دعاهای امام سجاد-که درود خدا بر او باد- در کتابش موسوم به دست دعا ،چشم امید که خیلی به دل مینشست.سپس رفتیم به سفره دعای ابوحمزه ثمالی که در باب معرفی ما بود به آستان الهی هنوز گرم نشده بودیم تا اینکه داستانی یادم افتاد از ماجرای مادری آلزایمری که با قلبش میفهمید عشق فرزندانش را...بجه ها دیگه وصل شدن و من معتقدم که یاد مادر میتونه آدمو تا آستان الهی عروج دهد و همین هم شد...از اینجا به بعدش دیگه فرشته ها بودن وقرآن به سرگیری و بعدش دعای دسته جمعی و سجده دسته جمعی و شنیدن نوای سوره الرحمن و تصور حضور در مراسم ختم خودمون و اینها دیگه همه ذوق میزبان واقعی اون دلهایی بود که دیشب به امیدی در خونه اش رفته بودن...دست آخر هم آهنگ نیلوفرانه را پخش کردم و خلاص سحری دیشب کار مهرداد عزیزم و همسرشون مینا خانم بود(حلیم سید مهدی) و الویه آقای فرزاد و بربری آقای پیر علی میهمانانی که یادم مونده عبارتند از: /سرکار خانمها نیوشا لولویان /هدی و هانی بستانی/فائزه دادور/سوگل و ستاره محقق/مینا کریمی/خواهر رضا ایرانخواه و بنفشه خردمند و سارا تارآبادی و آقایان آرش فکری/علی شکوهی و علی خاوندگار /محمد و مهدی کریمخانی /هومن میرصادقی/بهزاد/رسول/هادی /مهرداد افسری/مجید لیلاز/وحید گرشاسبی/محمدرضا /روزبه خردمند ومجید افشار و رضا و مهدی ایرانخواه

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:23 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (249) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v شب قدر19

سه شنبه، 12 آبان 1383

عشق زمینی اگر آدم را در زمین نگاه دارد فتنه است... داشتم کتاب داستان پارسایان را میخواندم که شعری از مولوی میخکوب کرد مرا... ای دوست شکر بهتر یا آنکه شکر سازد خوبی قمر بهتر یا آنکه قمر سازد بگذار شکرها را بگذار قمرها را
او چیز دگر داند او چیز دگر سازد

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:29 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (144) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v YAHOO در MECدرباره گروه

SALAM/ali shokuhi toopo tu zamine man andakht!!!!! 1- falsafeye vojudie GROUP in budeh ke bacheha gheir az klass va jam hamun az ham khabar dashteh bashand..etelaresanie interneti . 2- be har hal internet be adam in emkan ro mideh ke az jahate digeh ham betune be dusta va hamfekrash komak kone..hala matlabe jalebi..nokte ee.... 3- be nazaram arash mituneh jure digeh amal koneh,ama midunim ke gereftare darso..karo..klaso...piadeh ro va...pishnahadam ine ke arash baraye 1 mah masooliate in group ra be ali shokuhi bede. va ali ba ideh haye jadidesh karo pish bebareh...hadaf ham gostareshe group bashe ham QUALITY HAM QUANTITYyani ta day mah azaye grouh beresand be 60 va dar zemn bare mataleb taghsim beshe monazam beine aza ,hala har ki in vasat chizi dasht ke befereste..behtar ama hajme mataleb va aksa va...ye kafe hadeaghali dashteh basheh. 4- ba tashkile doreye jadide klasa,azaye jadid khahand umad..lotfan neshun bedin ke in kare hastid. 5- pishnahadam ineh ke azaye grouh taghsim beshand be faal va aadi.unvaght baraye faala tartibate khas dar nazar gerefte beshe...farzan hazineye bazi klasashun ba takhfif bashe..ya ...??? 6- man narazi nistam...ahdafemun tamin shodeh...bayad meydan ra be baghye bache ha bedim...be nobat har ki beshe masule goruh...masulit dadan be adam hese jalebi mideh. 7- inam adrese group:http://groups.yahoo.com/group/mec_education/ BA EHTERAM/ DR SHIRI

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:01 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (249) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v IN KETABE KHUNDANI 


IN KETABE KHUNDANI Posted by Hello

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 12:59 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (243) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v ??? ???? ??????? 


??? ???? ??????? Posted by Hello

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 12:59 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (154) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v پس از یک سال وعده دادن...

دوشنبه، 11 آبان 1383

وقتی کلاس ((ارتباط عاطفی سالم)) را طراحی میکردم نیتم این بود که بچه های دور وورم وقتایی که هیچ مشاوری کنارشون نیست ،کم نیارن...نمیشد دست رو دست گذاشت و نظاره گر روابط مخدوش کسانی بود که لیاقت بهتر از اینا رو داشتند. به هر خال اوضاع چونان شد که شاهدید. به دهمت بچه های فعال بسیج دانشجویی دانشکده فنی دانشگاه تهران،کلاس جدیدم رو شروع خواهم کرد...در موردارتباط عاطفی / برقراری/ حفظ/ ترک اعتیاد عاطفی... ثبت نام از شنبه 16 آبان شروع میشود... بلاخره بچه های دانشگاه تهران با هزینه 15 و بقیه دانشجویان با هزینه 30 یا 35 ثبت نام میشوند. WORKSHOP:6 DAYS/ 18-20/30 BEGINS ON 30 ABAN

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:50 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (226) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v ??? ??? ?? ???? ?????


??? ??? ?? ???? ????? ?? ????? ???? ???? ??????? ?? ????? 82 ????. Posted by Hello

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:20 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (242) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v baraye sheri ke arashe fekri

شنبه، 9 آبان 1383


baraye sheri ke arashe fekri nevesht: Posted by Hello

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 02:43 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (463) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v تکه شعری امید بخش از آرش فکری

این شعر را از اشعار دانشجوی شایسته آرش فکری برگزیده ام برای دلم: اهل اينجا نيستم اي خدا اهل اينجا نيستم پيچك روياي رفته در ميان روح خسته جان دوباره مي گيرد نه ، اهل اينجا نيستم بايد زجا برخيزم مي توانم ، مي توانم بايد اكنون از اين چاه عميق به سلامت برون آيم و يك بار دگر با شوق سوي رويا قدمي بردارم دست بر زانو زده و از خدايم مدد مي جويم نور بودن جريان افتاده آري ، هستم آري ، هستمزائري در پي رويا هستم

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 02:43 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (242) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v ، تکه شعری امید بخش از آرش فکری دانشجوی خوبم

اهل اينجا نيستم اي خدا اهل اينجا نيستم پيچك روياي رفته در ميان روح خسته جان دوباره مي گيرد نه ، اهل اينجا نيستم بايد زجا برخيزم مي توانم ، مي توانم بايد اكنون از اين چاه عميق به سلامت برون آيم و يك بار دگر با شوق سوي رويا قدمي بردارم دست بر زانو زده و از خدايم مدد مي جويم نور بودن جريان افتاده آري ، هستم آري ، هستمزائري در پي رويا هستم

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 02:43 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (162) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v فیلم لاک پشتها پرواز میکنند

  • امشب با 26 تا از رفقا و دانشجوهامون رفتیم سینما فرهنگ،و فیلم عجیب بهمن قبادی را دیدیم. راستش من 5 شنبه هم دیدم این فیلم را و هنوز تو شوک بودم.چرا این فیلم با آدم اینجوری میکنه؟

اولین چیزی که به نظرم میرسه حضور بچه هاست در این فیلم...بچه هایی که به قول قبادی وقت دریافت جایزه:((اونا تا حالا سینما ندیده اند)

بعدش سادگی اونا و اونهمه سختی است که میکشند...وحشتناکه!! این لوکشنها واقعین...در کردستان عراق در کمپ کردهای آواره

دیدن بجه هایی که کار و تفریحشان مین یابیست داشت دیوانه ام میکرد...مگه اونا چه کم دارند از همه بچه های آمریکایی؟

IMR=9 IN USA AND IMR=250 IN IRAQمیزان مرگ و میر کودکان زیر 1 سال دو کشور را ببینید!یعنی

آماری که تیمهای پزشکی آمریکا 18 ماه قبل در کارگاههای مشترکشون با ما در قصر شیرین میدادند.واقعا.خانواده صدام که چیزی نفهمیدن از تحریم

از آمار بالا میشه فهمید که در 10 سالی که آمریکا عراق را تحریم کرد جه کسانی از زندگی کردن محروم شدن؟

رابطه برادر و خواهر آواره حلبچه هم خیلی حرف داشت...پسره محروم از 2 دست (بی قدرتی)و خواهری که دمورد تجاوز قرار گرفته و بچه دار شده.قبادی تو را به این چالش میکشاند که آیا این دختر بیچارهآگرین، گناهی دارد که میخواهد به زندگی بجه بی آینده و کورش خاتمه دهد که هرگز او را جامعه نخواهد پذیرفت؟و اون بچه که بارها ما را به خودمون فرو برد...با دنیای سراسر ناتوانش...با اون معصومیتش...با نا بیناییش..که وسیله بازیش یک ماسک ضد گاز شیمیایی بود و لاک پشتهایی که نمیدیدشون...من بارها با شنیدن صدای اون بچه گریستم .

بازم حرف دارم ..بماند تا بعد.

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:58 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (154) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v آخرین جلسه فرزانگی 2

يکشنبه، 3 آبان 1383

ba salam be aghayan va banovane garanghadre farzanegi az aval ham bana bud ke tamum beshe...na?bana bud ke berim tu donyaye vaghee darso..karo...ertebatamuno...ke bebinim cheghade in kareh im? na? nemikhastim inflated EGO tahvile donya bedim ke...na? ****mabahese farzanegie 2 ta hadi kargahi erae shod.enteghadi shoeh bud ke 2 ta jalese ful,adyan gofteh shode va khasteh konannde budeh..nazaretuno behem begin,ama harfesh ghabule ejalatan. *****yeki tu nazarsanji neveshteh bud ke:dr!midunam az man khoshet nemiad va.....agha ma ghalat konim kasio ke khoshemun nwemiad be klasemun daavat konim...na? ***nazaretuno begin darbareye ehdaye javayeze yadbud...kasio made nazar darin behem begin.***nazaretuno darbareye timam begin:hadi-ruzbeh-newsha-hadad-hamed gruhe sorude farzanegi ham bayad dorost beshe...doa konid...agha midunid chand nafar teshneye un ejraye dasteh jami shoma hastan??

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 05:15 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (243) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v namaee az akharin sahneye bazi


namaee az akharin sahneye bazi dar donya...ghabraye khali Posted by Hello

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 05:08 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (304) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v in aks ro hani karimi


in aks ro hani karimi gerefte az beheshte zahra Posted by Hello

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 05:06 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (293) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v وبلاگ هانی کریمی رو ببینین...

بار اوله که اومدم نوشته های هانی رو بخونم...راستش هنوز تو شوکم...اصلا نميدونم چرا انقدر بعضيا که خودم دور خودم جمع کردمُ راحت منو ميفرستن تو بخش مراقبتهای ويژه روحم؟؟؟!!!!فکرشو بکن...۲ روزه به اين فکرم که کاشکی يکی از مرگ برام بگه تا قشنگتر زندگی کنم...اونوقت ميام نوشته های کسی رو ميخونم که حس قشنگ و وهم آور((مرگ انديشی پويا)) را تا مغز استخون
((روحم تزريق ميکنه....و اون عکسا که با روحت لينک ميزنه...آیا راست نمیگن که ((هیچ چیز تصادفی نیست))
یه سری به عکسایی که هانی گرفته بزنین ...میفهمین من چی میگم

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 03:58 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (664) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v با لا خره نوشتیم اونم درباره تدریس دانشگاهیم.

شنبه، 2 آبان 1383

سلام به اوناییکه میتونن از لای سیاهی نقبی به نور بزنند. دوست خوبم مسعود غفاریان انگیزه ای شد برام که پس از 3 ماه وبلاگ نویسی کنم موضوعی که میخوام بنویسم در مورد جلسه آخر درسمه در دانشگاه تهران... راستش از کلاس آخرم حدود 1 ساعت گذشته بود که 2 نفر از بچه ها اومدن تازه سر درس..اونم بحث بسیار پیچیده سیستم زنانه! البته وقتی ازشون پرسیدم علت دیرکردشونو، بهم جواب ددن که تو کتابخونه بودند...حتما هم من باید ذوق مرگ میشدم دیگه... اما من اجازه ندادم بهشون و به احتمال بالا حذف میشن اگه واقعا تو لیست من باشن... اما همین معلم سختگیر به دانشجویی که 10 دقیقه بعد اومد اجازه ورود داد میدانی چرا؟ جون گفت که فقط درس براش مهمه نه حضور و غیاب و این یک ارزشه. با احترام/دکتر شیری

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 02:58 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (399) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v vaghan in akso ki bavar

جمعه، 1 آبان 1383


vaghan in akso ki bavar mikoneh ke az noke ye gandomi gerefte basham???? Posted by Hello

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 04:37 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (210) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v in aksist ke az meh

in aksist ke az meh gereftam...hamishe ba meh be hese gharibi miresam...rastesh vaghti dar halo havaye paeez dar nazdikaye jangale noshahr be in sahne brkhordam;digeh natunestam tab biavaram va in akso gereftam...heyf ke sima ro natunestam kari konam Posted by Hello

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 04:32 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (154) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v in nimkate khali namadist az


in nimkate khali namadist az paeez...yani inkeh belakhareh adama bayad beran tu khalvateshun Posted by Hello

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 04:15 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (229) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v derakhtane tanha 


derakhtane tanha Posted by Hello

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 04:11 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (253) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v adult form 


adult form Posted by Hello

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 04:09 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (244) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v فردا شب میروم مدینه عزیز

يکشنبه، 21 تير 1383

راستش هیجانزده ام... یعنی نمیشه نبود،امروز رفتم و امانتیها رو پس دادم...یه حسین آقا یی بود که رفتم میدان امام حسین بعدشم جیحون و دم در خونش دستگاهشو پس دادم 100 تا به فرهاد دادم که ازش گرفته بودم به نشر چشمه رفتم و 50 تا هم به اونا دادم کلی سبک شدم...میخواهم در عمره آروم باشم. خیلیها که بهم التماس دعا گفتند چقدر شرمنده شدم آخه من بدبخت کیم که از شما آبروم بیشتر باشه؟

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 09:10 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (460) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v واقعا خوش گذشت

شنبه، 20 تير 1383

دیروز ساعت نه و نیم بالاخره راه افتادیم با 8ماشین با سرعت 90 به کردان تدریس...نهار ...بازیه وسطی...÷انتومیم و دعای دسته جمعی داشتیم... این هفته را با انرژی فراوان شروع کردیم بچه های کلاس با جنبه نمودند.

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 12:42 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (1101) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v دو روز مانده به جشن فرزانگی

چهارشنبه، 17 تير 1383

تعداد اعضای جشن به 38 نفر رسید. سعید گرشاسبی و علی خاوندگار الویه درست خواهند کرد. خانمها هم کتلت... برنامه جشن عبارت است از کلاس درس/نهار/مسابقه توانمندی دختران و پسران/نماز/دعای دسته جمعی/بازی

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 01:30 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (420) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v بالاخره داریم میریم

دوشنبه، 15 تير 1383

امروز جلسه اول عمره دانشجوئی بود هفته بعد ما از اولین گروههایی خواهیم بود که میروند عمره/مدیر کاروان که آدم بسیار جالبی بود.بنا دارم که ان شاءالله در مدینه خلاصه ای از تاریخ زندگی یامبر بگویم...البته اگر روحانی کاروان همکاری کنه...

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 12:09 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (254) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v بازی تمام شد...حکایت من و تو باقیست... و

يکشنبه، 14 تير 1383

امشب از چند تا از بچه های کلاس فرزانگی دعوت کردم که بیان منزل ما تا بازی فینال جام ملتهای اروپا رو با هم ببینیم، راستش همون از پیروزی یونان شادمان شدیم.بعد از بازی هم در مورد جشن پایان دوره کلاس فرزانگی در همین جمعه صحبت کردیم...برنامه نهار الویه است با کتلت گوشت لطفا اوناییکه میخواهند بیایند با هادی فرزاد در تماس باشند

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 02:56 ب.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (354) v



بازگشت به صفحه اصلی


  v mec

سلامی باید بدهم به تمام کسانی که مرا در ایجاد این وبلاگ تشویق کردند

v نوشته شده توسط عليرضا شيری در ساعت 02:46 ق.ظ  -  نظرات و پيشنهادات (994) v



بازگشت به صفحه اصلی


 

آشنايی و ارتباط:

نوشته های اخير:

آرشيو موضوعی:

آرشيو زمانی:

Powered By: MovableType 2.661
Hosted & Designed By:

هرگونه کپی برداری از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر مأخذ مجاز می باشد.