|
یک ترم بزن بزن و درس و حضور غیاب و ...تمام شد امروز
حقیقتا امروز خستگیم در رفت با دیدن روز آخر بچه ها و اومدن ۵-۶ تا از بچه های ترم قبل و گپ و گفتهای مردونه با مردان آینده این مرز پرگهر
همه درس به خاطر همین حرفهای آخر ترم است که معنی داره برام
بهشون میگم الان رسالت دارند معلوماتی که درباره زندگی یاد گرفتند به سایرینی که دسترسی به این امکانات دانشگاه اول مملکت را ندارند منتقل کنند و بهشون میگم از اهمیشون از ارزش تصمیماتشون

بعد یکی از کلاسهای دانشکده میاد جلو و میشینیم به حرف...
بهم میگه با دختری در ارتباط بودم به قصد ازدواج که مدتی بود از رابطه ای مشکل دار بیرون اومد بود. ظاهرا طرف قبلیش تو کار مواد بوده و کوکائین هم میزده
من بهش کمک کردم اون و خاطراتش را فراموش کنه و کم کم بینمون انسی در گرفت....بعد چند ماه بهم گفت تو پسر خوبی هستی اما من نمیتونم دوستت داشته باشم و رهام کرد
من موندم و کلی احساس تلخ وبد ، حس بی ارزشی و مقایسات درونی نفس گیر...فکر میکردم نکنه من هم باید لا ابالی باشم و هوس باز و نامرد تا دخترها ازم خوششون بیاد
ازش پرسیدم که اکثرا همینطوری نیست که میره به سمت آدمهای لطمه دیده تا اونها را نجات بده؟
-چرا دقیقا همینطوری ام !
- فکر نمیکنی میل به کمک کردن و خشنود کردنت را باید در جایی غیر ار ارتباط عاطفی و ازدواجت زندگی کنی و طرفت را خراب نکنی؟
فکر کرد...نظرم را تایید کرد ، براش ادامه دادم که وقتی دنبال ساختن یکی دیگه هستی ، معمولا کسانی را جذب خودت میکنی که مخروبه هستند . بعدش به جای لذت بردن از رابطه از معماریهایت لذت میبری و همینطوری طرف را از دست میدهی زیرا دقت نمیکنی که یه دلیل پنهانی هست معمولا در روان کسانی که میروند تو یه رابطه خراب که تخریب بشوند. اون دلیل هر چی که باشه ، از تو میخواهد به جای اصلاح اون آدم ، تخریبش کنی تا رابطه جون بگیره !
رابین هود بودن ،نقش نجات دهنده پذیرفتن شاید تو را متفاوت کند اما با خودت رو راست باش ! اینطوری نمیشه یه آدم را مال خود کرد
مطالب مشابه را میتونید اینجا بخونید
سبک زندگی دانشجویی به روایت دکتر شیری در ۱۶ آذر ۹۰
پیامهایی برای فهمیدن و نه دیدن
تو زندگی دانشجویی چقدر این نکات مهم هستند !
نکاتی از سفر به بوداپست و وین برای سبک زندگی ما
|